440 روز پس از سقوط دمشق؛ جنگ، خونریزی و هرج و مرج ادامه دارد
سرویس خارجی-
منابع نفتی در شمالشرق سوریه به کانون اختلاف میان دولت تروریستهای حاکم بر دمشق و برخی عشایر عرب تبدیل شده است، عشایری که تا همین اواخر در مقابله با شبهنظامیان کُرد در کنار شورشیان وابسته به رژیم جولانی قرار داشتند. نظامیان صهیونیستها نیز مشغول حمله به خانههای مردم سوریه هستند و...
سقوط دمشق در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ (۱۷ آذر ۱۴۰۳) نقطه مهمی در تاریخ سوریه بود که با ورود نیروهای گروه تروریستی هیئت تحریرالشام به رهبری احمد شرع (ابومحمد جولانی) به پایتخت، به سقوط دولت مستقر انجامید، با وعدههایی از اصلاح و ثبات، اما در عمل، این تغییر تنها چرخه بیثباتی و هرجومرج را تشدید کرد. رژیم جولانی، که با حمایتهای خارجی از سوی ترکیه و برخی قدرتهای عربی و غربی، در رأس آنها آمریکا، مستقر شده نیز درگیر مدیریت منافع حامیان خود شده و حتی نتوانسته نزاعهای داخلی میان گروههای رقیب مانند ارتش ملی سوریه و نیروهای کُرد و... را مهار کند. همه اینها در شرایطی است که حملات مداوم رژیم آپارتاید اسرائیل به اهداف استراتژیک در سوریه، مانند پایگاههای نظامی و زیرساختها، نشاندهنده ضعف شدید حاکمیت جدید در دفاع از مرزها و حفظ امنیت مردم سوریه است؛ این وضعیت، سوریه را از آن زمان تاکنون در چرخهای از آشوب نگه داشته و چشمانداز آرامش پایدار را دور از دسترس کرده است. سوریه همچنان میان وعدههای توخالی و واقعیتهای تلخِ اشغالگری خارجی و نزاعهای داخلی گرفتار مانده است و هر روز که میگذرد، فاصلهاش با یک حاکمیت مستقل و فراگیر بیشتر و بیشتر میشود.
باز هم درگیری داخلی
به گزارش «فارس»، تروریستهای حاکم بر سوریه تأکید دارند که نفت و گاز، بخشی از ثروت ملی و متعلق به همه مردم این کشور است و باید طبق قانون و تحت مدیریت دولت ابومحمد جولانی (احمد شرع)، سرکرده شورشیانِ تروریستِ حاکم بر سوریه، اداره شود. اما برخی عشایر خواستار مشارکت مستقیم در مدیریت چاههای نفت و دریافت سهمی از تولید شدهاند. یک منبع عشایر در استان دیرالزور در مصاحبه با شبکه «آرتی» گفت که عشایر حاضر نیستند بدون دریافت سهمی از درآمدهای نفتی، از نقشی که در شکست قسد داشتهاند، کنار گذاشته شوند. به گفته وی، در دوره سیطره قسد (نیروهای کُرد)، بخشی از درآمدهای نفتی میان عشایر توزیع میشد، اما دولت جولانی با در دست گرفتن کامل چاهها، این روند را متوقف کرده است. در مقابل، «حذیفه الضاهر»، از مبلغان وابسته به دولت جولانی، گفت مشارکت عشایر در نبرد با قسد اقدامی ملی بوده و نباید به مطالبه امتیاز اقتصادی خارج از چارچوب قانون منجر شود.
در روزهای اخیر، گزارشهایی از تشدید تنشها در شرق دیرالزور منتشر شده است؛ از جمله درگیری عشایر با نیروهای جولانی در مناطقی مانند «السوسه» و «الجلاه» و آتشزدن یک چاه نفت در روستای «طیب الفال». همچنین برخی تجمعات عشایری تهدید کردهاند در صورت تداوم جلوگیری رژیم جولانی از برداشت نفت، چاهها را به آتش خواهند کشید. دولت شورشیان حاکم بر سوریه در عین حال تأکید کرده است که نقش ملی عشایر را به رسمیت میشناسد و آماده مشارکتدادن آنها در مدیریت منابع کشور است، اما تنها در چارچوب قانون و حاکمیت دولت مرکزی. باید توجه داشت که حالا دعوا بر سر غنایم است!
ادامه تجاوزات صهیونیستها
به گزارش «مهر» به نقل از «روسیا الیوم»، منابع محلی در استان قنیطره واقع در جنوبغرب سوریه اعلام کردند که نظامیان صهیونیست با تجاوز به روستای عین الزیوان واقع در حومه جنوبی این استان یک ایست بازرسی در این منطقه ایجاد کردند. براساس این گزارش، نظامیان صهیونیست افزون بر تجاوز به روستای مذکور و یورش به خانههای شهروندان سوری این خانهها را بازرسی نیز کردند. از سقوط دمشق در سوریه تاکنون رژیم صهیونیستی علاوهبر صدها حمله هوائی و زمینی علیه این کشور به بهانههای واهی شهروندان سوری را نیز بازداشت میکند. این در شرایطی است که رژیم جولانی تاکنون هیچ اقدام عملی در برابر این تجاوزات صهیونیستها انجام نداده است، هیچ، که مشغول مذاکره برای عادیسازی نیز هست! گفتنی است، رؤیای سقوط دمشق به اسمِ «پایان چرخه ویرانگر جنگ داخلی و آغاز دوران بازسازی» به مردم سوریه فروخته میشد، اما حدود ۴۴۰ روز بعد، سوریه در باتلاقی از درگیریهای داخلی فرو رفته است، که در آن منابع حیاتی مانند میدانهای نفتی شرق کشور، به جای تبدیل شدن به اهرم وحدت ملی، به کانون نزاعهای قبیلهای و محلی بدل شدهاند و اتحادهای موقت دیروز به سرعت به رقابتهای خونین امروز تبدیل میشوند. رژیم تروریستی حاکم بر دمشق، که نتوانسته اقتدار مرکزی را به شکلی فراگیر تثبیت کند، در برابر این تنشهای داخلی منفعل یا ناکارآمد ظاهر شده و همزمان، حملات مداوم و گسترده رژیم اسرائیل- از یورشهای زمینی در جنوبغربی تا عملیات هوائی علیه زیرساختها- بدون هیچ پاسخ مؤثر دفاعی، حاکمیت ملی را بیش از پیش تضعیف کرده است. این وضعیت نهتنها چشمانداز آرامش پایدار را به تعویق انداخته، بلکه نشان میدهد تغییر بدون ساختارهای حکومتی قوی و سیاست مستقل، تنها به تعمیق هرجومرج و وابستگی خارجی دامن زده و سوریه را در چرخهای بیپایان از ناامنی و تجزیه نگه داشته است.