الجزایر همچنان برای آزادی از استعمار میجنگد!(نگاه)
امینالاسلام تهرانی
در دل صحرای الجزایر مبارزهای خاموش اما مصمم ادامه دارد. این مبارزهای که از سالهای استعمار فرانسه ریشه میگیرد، هنوز زخمهایش بر پیکر این ملت دوام دارد. بیش از شصت سال از استقلال الجزایر گذشته، اما سایه انفجارهای هستهای فرانسه در دهه ۱۹۶۰، که شاید به عنوان ابزاری برای تثبیت سلطه استعماری بهکار گرفته شد، همچنان بر زندگی میلیونها نفر سنگینی میکند. این یادداشت، با نگاهی به رویدادهای اخیر، بر آن است تا نشان دهد چگونه اقدامات ویرانگر فرانسه نهتنها خاک الجزایر را آلوده کرد، بلکه نسلهای بعدی را به چالشهای زیستمحیطی، بهداشتی و حقوقی کشاند، چالشهایی که الجزایر را وادار به ایستادگی مداوم در برابر میراثی میکند که پاریس از پذیرش کامل آن طفره میرود!
الجزایر اولین عملیات پاکسازی مناطق آزمایش هستهای را بعد از دههها پژوهش و برنامهریزی با امکانات ملی و داخلی در منطقه «تاوریرت» در جنوب کشور انجام داده است. این اقدام روز جمعه ۱۳ فوریه (۲۴ بهمن) همزمان با شصتوششمین سالگرد انفجارهای هستهای فرانسه در خاک الجزایر انجام شده که همچنان مناطق زیادی از این کشور را آلوده کرده و منجر به معلولیت دائمی برخی از ساکنان شده است. کشور الجزایر آغاز عملیات پاکسازی در مناطق آزمایش انفجارهای هستهای را در شرایطی اعلام کرد که قبل از این چندین بار از مقامات فرانسه خواسته بود که نقشه مناطق دفع پسماندهای هستهای را به آنها بدهد. مستندی که در این خصوص منتشر شده است، نشان میدهد که منطقه تاویرت پیش از این محل یک انفجار عظیم زیرزمینی معادل ۱۵۰ هزار تُن تیانتی بوده است که گازهای رادیواکتیو آزاد کرده و باعث ویرانی گسترده محیط زیست شده است. این منطقه تا به امروز همچنان با آلودگی ناشی از انتشار مواد کشندهای مانند سزیم-۱۳۷ و پلوتونیوم دست بهگریبان است.
طرح میدانی الجزایر بر استفاده از تجهیزات ویژه برای جمعآوری و ذخیرهسازی پسماندهای هستهای در داخل کانتینرهای بتنی متکی است و این روند با رعایت کامل استانداردهای ایمنی است، اما فقدان نقشهها و بایگانیهای فنی که فرانسه از تحویل آنها خودداری میکند، کار شناسایی دقیق مناطق آلوده به رادیواکتیو را پیچیده میکند. «عمار منصوری»، محقق فیزیک هستهای، میگوید که فرآیند پاکسازی پس از مداخله کارشناسان و نیروی انسانی واجد شرایط الجزایری و ارزیابی میزان آلودگی زیستمحیطی و خطرات بهداشتی مرتبط با این انفجار هستهای فجیع انجام میشود.
جالب است که بدانید کشور الجزایر هر ساله در ۱۳ فوریه مراسمی به مناسبت سالگرد اولین آزمایش هستهای سال ۱۹۶۰ فرانسه در صحرای «رقان» در استان «آدرار» در جنوب الجزایر برگزار میکند. این آزمایش که با نام عملیات «موش آبی صحرا» شناخته میشود، پنج برابر بیشتر از بمبی که بر «هیروشیما» ژاپن انداخته شد، قدرت انفجار داشت. الجزایر این آزمایشها را جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت میداند که توسط استعمار فرانسه علیه مردم الجزایر انجام شده است. چند هفته پیش، پارلمان الجزایر لایحهای را تصویب کرد که استعمار فرانسه را در الجزایر (۱۹۶۲-۱۸۳۰) جرمانگاری کرد و آزمایشهای هستهای را در میان ۳۰ دسته از جنایات علیه مردم الجزایر در مدت بیش از ۱۳۰ سال قرار داد.
این عملیات پاکسازی، بیش از یک اقدام فنی، نمادی از اراده الجزایر برای بازپسگیری سرزمینش از چنگال میراث استعماری است. این میراث بدی که فرانسه، با وجود تعهدات بینالمللی، همچنان از شفافسازی آن سر باز میزند. الجزایر با منابع محدود خود به جنگ با آلودگیهای ماندگار میرود، اما پاریس - که زمانی این انفجارها را توجیهی برای حفظ منافع ژئوپلیتیک خود میدانست - ترجیح میدهد بایگانیهای مهم را در خزانههای خود محرمانه نگه دارد. این عدم همکاری نهتنها فرآیند پاکسازی را کُند میکند، بلکه یادآوری تلخی است از نابرابری ساختاری که استعمار در روابط دو کشور کاشته است؛ جایی که قربانی باید هزینههای پاک کردن جرایم متجاوز را بپردازد.
تبعات این انفجارها فراتر از خاک و آب رفته و به جسم و روح مردم الجزایر نفوذ کرده است. گزارشهای سازمانهای بینالمللی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد که سطوح بالای سزیم-۱۳۷ در منطقه تاویرت، خطر ابتلا به سرطان و اختلالات ژنتیکی را برای نسلهای آینده افزایش داده است. خانوادههایی که نسل به نسل با معلولیتهای ناشی از تشعشعات دست و پنجه نرم میکنند، هر روز با واقعیتهایی روبهرو هستند که فرانسه در سالهای ۱۹۶۰، در اوج جنگ استقلال الجزایر، نادیده گرفت. این فقط یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ این یک بار روانی و اقتصادی است که الجزایر را مجبور به تخصیص بودجههای هنگفت به جای توسعه زیرساختها میکند، در حالی که فرانسه از سودهای آن دوران بهره برده و حالا سکوت اختیار کرده است.
تصویب لایحه جرمانگاری استعمار در پارلمان الجزایر، شاید گامی جسورانه به سوی عدالتطلبی باشد که ریشه در همین تبعات دارد. با قرار دادن آزمایشهای هستهای در میان ۳۰ جنایت استعماری، الجزایر نهتنها گذشته را محکوم میکند، بلکه آیندهای را ترسیم میکند که در آن مسئولیتپذیری بر فرانسه تحمیل شود. این لایحه، که با حمایت گسترده مردمی تصویب شد، فشارهای حقوقی را بر پاریس افزایش میدهد و الجزایر را به عنوان یک بازیگر فعال در عرصه عدالت بینالمللی معرفی میکند. اما انتقاد واقعی اینجاست: فرانسه، با سابقهای از انکارهای دیپلماتیک، چگونه میتواند ادعای تعهد به حقوق بشر کند وقتی زخمهای صحرای الجزایر را نادیده میگیرد؟
در نهایت، الجزایر با هر کانتینر بتنی که دفن میکند و هر مراسمی که برگزار مینماید، پیامی روشن به جهان میفرستد: آزادی از بند استعمار نه با استقلال رسمی، بلکه با پاک کردن آخرین ردّ پاهای آن به دست میآید. فرانسه، که امروز در محافل اروپایی از صلح و محیط زیست سخن میگوید، باید با واقعیتهایی روبهرو شود که خودش سازنده آن بوده است، واقعیتهایی که الجزایر را وادار به جنگیدن برای نفس کشیدن در خاک خود میکند! البته این مبارزه با عمل و استقامت پیش میرود.