مصاف هوشمندانه علامه مصباح با انحرافات مدعیان اصلاحات
دانشیار مؤسسه امام خمینی(ره) به تشریح نگاه علامه مصباح پرداخت و اظهار داشت: پس از قدرتگیری جریان دوم خرداد، پیشرفت انقلاب کند شد.
حجتالاسلام والمسلمین محمود فتحعلی، دانشیار مؤسسه امام خمینی(ره) در همایش «طوفان فتنه و کشتی بصیرت» تشریح کرد: جریان دوم خرداد دفعتاً بهوجود نیامد بلکه زمینههای آن در ۸ سال قبل زمینهسازی شد.
به تعبیر علامه مصباح، پس از قدرتگیری جریان دوم خرداد، حرکت پیشرفت انقلاب ۵۰ سال عقب افتاد. ایشان از همان ابتدا ماهیت این جریان را بهخوبی شناختند و در دو جهت عمده روبهروی این جریان ایستادند. اول آگاهیبخشی به مردم، خواص و حتی روحانیون و حوزههای علمیه پیرامون شناخت حقیقت اسلام در ابعاد مختلف. دوم دفاع از شخصیت رهبر معظم انقلاب.
شاید بتوان گفت غریبترین دوران رهبری حضرت آقا همان ۸ سال دوران دوم خرداد بود.
پروژه سکولاریزه کردن جامعه و تقدسزدایی از ارزشهای جامعه سرلوحه کارهای این جریان بود. از جمله حرفهایی که زده میشد مواردی از این قبیل بود؛
- در مقابل آزادی هر چیزی قرار بگیرد، آزادی بر آن تقدم دارد. حتی عدالت و دین و...
- در خیابان علیه خدا هم میتوان تظاهرات کرد.
- میگویند دین افیون ملتهاست اما افیون دولتها هم هست.
- مقاله اکبر گنجی با عنوان خون به خون شستن خطا آمد خطا...
- قبض و بسط و تئوریک شریعت و...
بنابراین مواجهه استاد مصباح با این جریان بسیار پیچیده بود. چرا که زمینهسازی این حرکت بسیار خطرناک از سالها قبل شروع شده بود و با لایهیبندی حسابشده قدم به قدم پیش میرفتند.
حضرت استاد در مقابله با این جریان یکتنه وارد میدان شدند و جریان مقابل حرکتهایی مثل قتلهای زنجیرهای و امثال آن را برای تخریب و ترور شخصیت ایشان به راه انداختند.
حتی کار این جریان به جایی رسید و قدرت پیدا کرد که آقای هاشمی را هم از دایره خود بیرون انداختند و در انتخابات مجلس ششم ایشان نفر ۳۰ و ۳۱ شد.
علامهمصباح با طرح مبانی حقوقی و سیاسی اسلام در نماز جمعه تهران و مقابله فکری شروع کردند. اما لشکر رسانهای آنها چون جواب منطقی و استدلالی نداشتند، بسیار ناجوانمردانه فقط شخصیت استاد مصباح را ترور میکردند. شاید روزانه بالغ بر ۶۰، ۷۰ نشریه بهطور دائم به این کار مشغول بودند و در این میان فقط یک روزنامه کیهان در دفاع از ارزشهای انقلاب با فعالیتهای ارزشمند حاج حسین شریعتمداری و حاج حسن شایانفر (برادر حسین و برادر حسن) مقابله میکردند.
یکی دیگر از فعالیتهای علامه مصباح در مقابله با این جریان رفتن به استانهای مختلف و سخنرانیهای روشنگرانه و متعدد بود. بارها دیده بودیم که علیرغم بیماری کبد و بیماریهای دیگری که داشتند در آن دوران غربت که کمتر کسی جرأت پیدا میکرد از ارزشهای انقلاب اسلامی سخن بگوید، ایشان در آن سالی که در نماز جمعه تهران حاضر میشدند، هر هفته از عصر جمعه تا پنجشنبه استان به استان با یک ماشین ساده (پیکان) که بعدها سپاه یک پژو در اختیارشان قرار داد میرفتند و این جریان فکری را عقب میزدند.
خیلی این اقدامات حضرت استاد مؤثر بود و بارها این صحنه اتفاق میافتاد که همان جوانهایی که تحت تاثیر شعارهای جریان اصلاحات مثل تساهل و تسامح، آزادی و... علیه ایشان شعار میدادند و جوّ سنگینی را ایجاد میکردند، بعد از روشنگریها و تبیین همراه با محبت ایشان، مجذوبشان شده و دور استاد حلقه میزدند. لذا خلق فرصتهای اینچنینی از دل تهدیدهای آن روزها یکی از اقدامات فعالانه و رو به جلوی ایشان بود.
طرح ولایت نیز یکی از مصادیق فرصتسازی در میان تهدیدها بود که این طرح مهمترین، موثرترین و عمومیترین کار ایشان در مقابله فکری با جریان یاد شده به شمار میرفت.
ویژگی دیگر علامه مصباح در مواجهه با جریان اصلاحات تشخیص سریع انحرافات بود. مثلاً انحراف سروش را ایشان در همان دورهای که عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود شناخته و تذکر داده بودند که متاسفانه آن زمان شنیده نشد.
اقدام دیگر ایشان در مقابله با این جریان، تربیت شاگردانی بود که به عنوان نمونه در یک حلقه حدوداً ۴۰ نفری در لایه اول در حوزه مسائل اعتقادی وارد شده و تولیدات خوبی را هم ارائه دادند. بسیاری از آن افراد اولیه الان از بزرگان حوزههای علمیه هستند.
در این حلقات کشف شد که تئوریپردازیهای سروش از خودش نبود و اتفاقاً نظریات روشنفکرهای غربی- عربی که ۲۰ سال قبلتر مطرح شده بود را در جامعه ما منتشر میکرد.
تاکید حضرت استاد در این حلقات این بود که ابتدا باید شبهات را خوب بفهمند، بهتر از خود آنها بتوانند شبهه را تبیین کنند و بعد سراغ حلّاجی و پاسخ بروند.
ویژگی دیگر ایشان در این زد و خوردهای فکری اخلاق و محبت عجیب ایشان بود. هیچ وقت به کسی امر نمیکردند. تمام تلاششان این بود که به درخواست هیچکس صراحتاً نه نگویند و اصطلاحاً تو ذوق کسی نزنند. در بسیاری موارد اگر میدیدند نسبت به یک موضوعی کار خوبی صورت گرفته و تولید عمیقی پیدا شده، همان شاگردان را جلو میانداختند که روشنگری کنند. کانون طلوع مؤسسه امام خمینی(ره) با همین روحیه و پیگیری ایشان تاسیس و پا گرفت.
یکی دیگر از ویژگیهای ایشان این بود که در جمعی حاضر نمیشدند مگر اینکه جملاتی را در تمجید و شکرگزاری از خدا برای وجود رهبر انقلاب داشته باشند و یادی از حضرت آقا کنند. یکبار خصوصی خدمت ایشان عرض کردم این تعاریفی که از حضرت آقا میفرمایید از ته دل قبول دارید یا برای محکم شدن ما میفرمایید. احساس کردم ایشان از این سؤال کمی مکدّر شدند و پس از تاملی کوتاه فرمودند؛ اگر ملاحظاتی که در نظر دارم نبود مطالبی میگفتم تا بیشتر به عظمت شخصیت حضرت آقا روحی له الفدا پی ببرید و کرامات و بزرگواریها و ویژگیهای منحصر به فرد ایشان را بهتر بشناسید.