ساخت و طلاکاری گنبد و بارگاه (شبهه ها و پاسخ ها)
شبهه: آیا گنبد و بارگاه ساختن، حرم و ضریح درست کردن، طلاکاریها و... بدعت نیست؟ هزینههای سنگین برای حرمها در وضعیتی که نیازهای شدید معیشتی به مردم فشار آورده است، چه توجیهی دارد؟
پاسخ: پرسش از «بدعت بودن» ساخت گنبد و بارگاه، ضریح و طلاکاری حرمها ـ بهویژه در شرایطی که جامعه با فشارهای معیشتی روبهروست ـ پرسشی جدی و قابل تأمل است. این سؤال، در واقع دو لایه دارد: لایه نخست، فقهی و دینی است و میپرسد آیا این امور در شمار بدعتهای دینی قرار میگیرند یا نه؛ لایه دوم، اخلاقی و اجتماعی است و به نسبت این هزینهها با اولویتهای اقتصادی و نیازهای فوری مردم نظر دارد. پاسخ دقیق، تنها با تفکیک این دو ساحت و پرهیز از داوریهای احساسی یا صفر و صدی ممکن است.
تعریف دقیق بدعت و جایگاه این اعمال
در فقه اسلامی، «بدعت» به معنای وارد کردن امری در دین است که نه نص خاص دارد و نه تحت عمومات و قواعد کلی دین قرار میگیرد.(1) بنابراین، هر امر جدید یا هر پدیده نوظهور، صرفاً به دلیل نداشتن سابقه تاریخی، بدعت محسوب نمیشود. بسیاری از نهادها و رفتارها و عادات ما در زندگی، در صدر اسلام به این شکل وجود نداشتند، اما چون ذیل عمومات دینی قرار میگیرند، بدعت به شمار نمیآیند.
ساخت حرم، ضریح و گنبد نیز از همین سنخ است. این أعمال، نوعی ابراز مودّت نسبت به اولیای الهی و تکریم آنها است و قرآن کریم محبت به نزدیکان پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را بصراحت مزد رسالت معرفی میکند.(2)
یکی از نمودهای اجتماعی و تاریخی این مودّت، بزرگداشت قبور و حرم آنان است. همچنین، قرآن تعظیم شعائر الهی را توصیه کرده و آن را نشانه تقوای قلب میداند.(3) روشن است که زیارت حرم اهلبیت نقش بسزائی در تعظیم شعائر الهی دارد. از اینرو، اصل این کار تحت عمومات دینی قرار میگیرد و از دایره بدعت خارج است.
مسئله اسراف و مرز آن
با وجود اهمیت تعظیم و تکریم اولیای الهی و حرمها، این امر بیقید و شرط نیست. اسلام با اسراف، تبذیر و مدیریت نادرست منابع مخالف است و بر رعایت اعتدال در همه امور تأکید دارد. (4)
بنابراین، هرگونه هزینه یا اقدام فرهنگی و مذهبی که از حد معقول خارج شود یا اولویتهای ضروری جامعه فراموش شود، قابل نقد است. این نقد به خود عمل تعظیم و حرمسازی وارد نیست، بلکه به شیوه مدیریت و تصمیمگیری مربوط میشود. در واقع، احترام به سنتهای دینی و ارزشهای معنوی نباید منجر به بیتدبیری یا هزینهکرد غیرکارآمد شود. مدیریت صحیح منابع، برنامهریزی دقیق و تعیین سقف منطقی برای هزینهها، میتواند ضمن حفظ ارزشهای دینی، از تضییع اموال و ایجاد فشارهای غیرضروری بر جامعه جلوگیری کند. این نگاه،هم با اصول اخلاقی و اقتصادی سازگار است و هم اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مذهبی و فرهنگی را افزایش میدهد.
تفاوت میان اموال وقفی و غیروقفی
در بررسی هزینهها و مدیریت مالی در حرمها، تمایز میان اموال وقفی و عمومی اهمیت اساسی دارد. اموال وقفی و نذری معین، مانند پول یا مالهایی که واقف صراحتاً برای طلاکاری یا ساخت ضریح اختصاص داده است، باید دقیقاً در همان مسیر مصرف شوند و تبدیل آنها به مصارف دیگر، حتی کمک به فقرا، جایز نیست. این امر احترام به نیت واقف و شرعی بودنِ استفاده از وقف را تضمین میکند. در مقابل، اموال عمومی و غیرمقیّد، یعنی منابعی که محدودیتی در مصرف آنها وجود ندارد، باید با تدبیر، اولویتسنجی و توجه به نیازهای حیاتی جامعه مانند درمان، آموزش و معیشت هزینه شوند. مدیریت این منابع نیازمند برنامهریزی هوشمندانه و تعادل میان امور مختلف است.
توازن میان نیازهای متنوع جامعه
جامعه مجموعهای از نیازهای متنوع و گاه متضاد دارد و نمیتوان برای تأمین بخشی از نیازهای معیشتی گروهی از مردم، سایر نیازهای عمومی و فرهنگی را نادیده گرفت. بهعنوان مثال، نمیتوان برای کاهش هزینهها و اختصاص منابع صرفاً به معیشت، حمایت از درمانهای صعبالعلاج را قطع کرد، یا جلوی ساخت و توسعه ورزشگاه، سینما و فعالیتهای فرهنگی و آموزشی را گرفت و نیز نمیتوان هزینههای معقول برای حفظ میراث فرهنگی و حرمها را حذف کرد. چنین تصمیماتی نه تنها ناعادلانه است، بلکه موجب تضاد میان نیازهای مختلف جامعه میشود. راهکار منطقی، مدیریت هوشمندانه و بهینه منابع موجود است؛ یعنی اصلاح هزینهها و استفاده از ظرفیتهای موجود برای خدمت به نیازهای متنوع. برای نمونه، ورزشگاهها و سینماها میتوانند میزبان مسابقات، نمایشها و برنامههای عامالمنفعه باشند، بخشی از درآمد گیشه به نیازمندان اختصاص یابد و فیلمهای آموزشی و اثرگذار تولید شود. به همین ترتیب، هزینههای معقول برای حفظ و زیباسازی حرمها میتواند هم ارزش فرهنگی و معنوی بناها را حفظ کند و هم پاسخگوی نیازهای معنوی و اجتماعی مردم باشد. چنین نگرشی تضمین میکند که همه نیازهای جامعه به شکل متوازن و منصفانه تأمین شود.
توجه به کارکردهای اجتماعی و فرهنگی حرمها
حرمها را نباید صرفاً بهعنوان مکانهایی برای زیارت فردی و عبادت شخصی دید. این بناها در طول تاریخ اسلام، نقشهایی فراتر از کارکرد آیینی داشتهاند و به کانونهای اثرگذار فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی تبدیل شدهاند. تجمع زائران، شکلگیری وقفها و نذورات مردمی و اعتماد عمومی به این مراکز، ظرفیتی پایدار ایجاد کرده که امکان ساماندهی فعالیتهای گسترده عامالمنفعه را فراهم میسازد.در کنار توسعه فضای زیارتی، بسیاری از حرمها به پشتوانه همین منابع مردمی، منشأ شکلگیری خدمات اجتماعی متنوعی بودهاند؛ از کمک به محرومان و نیازمندان گرفته تا تأسیس مراکز درمانی، آموزشی، پژوهشی و خدماتی. این کارکردها نشان میدهد که حرمها در عمل، پیوندی میان معنویت و مسئولیت اجتماعی برقرار کردهاند و دینداری را از سطح فردی به عرصه کنش جمعی ارتقا دادهاند. در این میان، جلوههای ظاهری، شکوه معماری و زیبایی بصری این بناها نیز نقشی تعیینکننده داشته است. این مظاهر، علاوهبر ایجاد احترام و جاذبه معنوی، توجه عمومی را برمیانگیزد و انگیزه مشارکت مردم در امور خیر و وقفهای پایدار را افزایش میدهد. به این ترتیب، حرمها بهطور همزمان هم نماد معنویتند و هم موتور محرک فعالیتهای اجتماعی و انسانی در جوامع اسلامی.
جلب توجه ناظران بیرونی
هنگامی که فردی با بنایی مواجه میشود که از حیث عظمت، معماری و زیبایی، به روشنی با مقبرهها و بناهای عادی تفاوت دارد، بهطور طبیعی این پرسش در ذهن او شکل میگیرد که این شخصیت کیست که پس از قرنها چنین جایگاه رفیعی یافته است و چه معنا و پیامی پشت این تکریم نهفته است.این پرسشبرانگیزی، نقطه آغاز یک فرآیند شناختی است؛ فرآیندی که میتواند مخاطب را از مشاهده ظاهری به جستوجوهای بیشتر سوق دهد. در بسیاری موارد، همین مواجهه اولیه سبب میشود فرد به مطالعه تاریخ، اندیشه، سیره اخلاقی و اجتماعی صاحب آن حرم علاقهمند شود و با لایههایی از اسلام و تشیع آشنا گردد که شاید هرگز از مسیرهای رسمی تبلیغ دینی به آن دست نمییافت. از این منظر، شکوه ظاهری این بناها نه جایگزین پیام معنوی، بلکه دروازهای ارتباطی برای انتقال آن است؛ دروازهای که بدون تحمیل و با استفاده از زبان هنر زیبا، مخاطب را به تأمل و گفتوگو دعوت میکند.
طلاکاری، راهکاری برای حفظ گنبدها
در بررسی طلاکاری گنبدهای حرمها، نباید این اقدام را تنها بهعنوان جلوهای زیباشناختی یا احساسی تفسیر کرد؛ بلکه توجه به ملاحظات فنی و مهندسیِ حفاظت از بنا نیز اهمیت اساسی دارد. تجربه تاریخی معماری مذهبی، همراه با ارزیابیهای فنی، نشان میدهد که طلاکاری - در صورت اجرای اصولی - از پایدارترین روشها برای صیانت بلندمدت گنبدهای بزرگ در برابر فرسایشهای طبیعی است. در گذشته که تولید قیر و ایزوگام به شیوه امروزی، وجود نداشت، گنبدها بیش از سایر اجزای بنا در معرض فشارهای محیطی بودند؛ از نوسانات شدید دما و تابش مستقیم آفتاب گرفته تا باران، برف و یخزدگی. مصالحی مانند آجر، سیمان یا کاشی، هرچند در آغاز کمهزینهتر به نظر میرسند، اما پس از چند دهه (حدوداً سی سال) دچار ترکخوردگی، نفوذ رطوبت و ریزش میشوند و مرمتهای مکرر و پرهزینه را تحمیل میکنند. در مقابل، طلاکاریِ ورقهای مسی با لایهای نازک از طلا، بهسبب انعطافپذیری مس و پایداری شیمیایی طلا، پوششی مقاوم و ماندگار فراهم میآورد که میتواند قرنها دوام داشته باشد. از نظر اقتصادی نیز، با وجود هزینه اولیه بالاتر، طلاکاری در افق بلندمدت یکی از گزینههای مقرونبهصرفه محسوب میشود؛ زیرا هزینههای انباشته تعمیرات دورهای را بهطور چشمگیری کاهش میدهد. از این رو، طلاکاری گنبدها ـ در صورت رعایت ضوابط شرعی و مدیریتی ـ نه نشانه تجملگرایی، بلکه تلفیقی از عقلانیت فنی، صرفهجویی پایدار و پاسداشت میراث دینی و تاریخی است.
نتیجه:
در جمعبندی آنچه گذشت، روشن میشود که طلاکاری گنبد بدعت نیست. از منظر فقهی، بدعت به امری گفته میشود که نه نص خاص دارد و نه ذیل عمومات دینی است؛ ساخت حرم و طلاکاریِ گنبد، به دلیل ابراز محبت به اهلبیت و تعظیم شعائر الهی، در دایره دین قرار میگیرد و بدعت محسوب نمیشود. از سوی دیگر، هر اقدام فرهنگی و مذهبی، از جمله حرمسازی، باید با رعایت اعتدال و دوری از اسراف و مدیریت نادرست منابع همراه باشد. اموال وقفی و نذری باید مطابق نیت واقف مصرف شوند و اموال عمومی باید با توجه به نیازهای متنوع جامعه، از جمله درمان، آموزش و معیشت، مدیریت شوند.حرمها، فراتر از مکان زیارت، نقش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارند و منابع مردمی آنها امکان توسعه خدمات عامالمنفعه را فراهم میآورد. جلوههای معماری و شکوه بصری، علاوهبر جذابیت معنوی، توجه مردم و ناظران را جلب و زمینه مشارکت در امور خیر را تقویت میکند. طلاکاری گنبدها نیز، علاوهبر زیبایی، یک راهکار فنی و پایدار برای حفاظت بلندمدت بنا است که در افق اقتصادی، صرفهجویی و بهرهوری را تضمین میکند. در نهایت، نگاه جامع و متوازن به این مسائل، هم ارزشهای دینی و فرهنگی را پاس میدارد و هم نیازهای متنوع اجتماعی و معنوی جامعه را تأمین میکند.
پینوشتها:
1.به تعبیر علامه مجلسی، «البِدْعَهُ فی الشَّرعِ ما حَدَثَ بَعْدَ الرَّسُولِ [بما انّه من الدین] وَ لَمْ یَکُنْ فِیهِ نَصٌ عَلى الخصوصِ وَ لا یَکُونُ داخلًا فی بَعْضِ العُمُوماتِ»(مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار ، بیروت، موسسه الوفاء، 1403ق، ج 74، ص 202)؛ یعنی: بدعت، عبارت است از آوردن امر بیسابقهای در دین که هیچ نص خاص و هیچ عموماتی آن را پوشش نمیدهد. به بیان دیگر، آنچه بدعت است، نه دلیل خاص دارد و نه تحت عمومات دینی قرار می گیرد. 2.شوری، آیه 23. 3.حج، آیه 32. 4.برای نمونه، فرقان، آیه 67 ؛ اسراء، آیات 26 و 27.
مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی