تنپروري و نفسپروري
پرورش جسم در حدود پرورش علمي، بهداشت، سلامت و تقويت جسم که جسم نيرو بگيرد، يک کمال است. مي دانيم همه کساني که از نظر بدن نيرومند بودهاند، اين نيرومندي برايشان کمال شمرده شده است. مثلا اميرالمؤمنين نيرومند بوده و نيروي بدني داشته است و اين جزء کمالات آن حضرت است...
ممکن است بگويند اگر اسلام طرفدار رشد جسم است، پس چرا اين قدر ميگويند «تنپروري» بد است. تنپرورياي که بد است غير از پرورش تن به معناي بهداشت(و ورزش) است. آن تنپروري در واقع نفسپروري است که اغلب بر ضد بهداشت جسم و پرورش جسم- به اين معنا که گفتيم- ميباشد. آن تنپروري که بد است، معنياش اين است که انسان نفسپرور شهوتران باشد، يعني هميشه دنبال تمايلات نفساني خود باشد و ربطي به مسئله رشد جسم ندارد و اتفاقا قضيه درست برعکس است، يعني اگر انسان زياد دنبال پرورش تن به معني نفسپروري برود، به جسمش زيان ميرساند. آدم نفسپرور فقط درباره شکمش فکر ميکند که لذت شکم را هرچه بيشتر ببرد؛ و شک ندارد که کسي که مي خواهد جسمش را سالم نگهدارد، نمیتواند اينجور باشد؛ بلکه بايد با شکمپرستي مبارزه کند. يک آدم تنبل و تنپرور دنبال لذتهاي ديگر است. شب تا صبح نميخوابد براي اينکه در فلان مجلس عيش شرکت کند. پدر جسم و اعصاب خودش را درميآورد. اين تنپروري به معني نفسپروري است و بر ضد پرورش جسم به معني بهداشت جسمي ميباشد...
استاد شهید مطهری، تعليم و تربيت در اسلام، صص 270 و 269