کد خبر: ۳۲۷۹۷۳
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۱

شگفتی و شگفتانه‌ها در قــرآن

عباس مظهری

انسان در زندگی خویش با صحنه‌ها و اموری مواجه می‌شود که شگفتی وی را برمی‌انگیزد؛ زیرا انتظار آن را ندارد، اما ناگهان با آن مواجه می‌شود. گاه این صحنه‌های شگفت انگیز موجب سرور می‌شود و گاه دیگر باعث حزن و غم می‌گردد.
اصولاً علت اینکه لطایف دیداری یا شنیداری موجب خنده می‌شود، به سبب همین عنصر «غافلگیری» است که انسان با چیزی مواجه می‌شود که اصلاً انتظارش را نداشته است. 
به سخن دیگر، تعجب و شگفتی‌، ناشی از غافگیری و نیز حیرت ناگهانی است که به انسان دست می‌دهد. بنابراین در تعریف تعجب و شگفتی باید گفت: حالتی است که بر اثر ناآگاهی از علت شیء و غافلگیری ناگهانی برای انسان پیش می‌آید و موجب شادی یا حزن می‌شود.
واکنش‌های شگفتانه در گزارش‌های قرآنی
بر اساس گزارش‌های قرآنی، انسان‌ها به هنگام مواجه شدن با عوامل تعجب و شگفتی، واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهد که آثار آن در ظاهر و باطن از چهره و قلب بروز می‌کند و با کلام و رفتارهایی غیر متعادل و شگفتانه چون خنده حتی خنده‌های شدید، برخاستن  ناگهانی از جا، ایجاد اصواتی چون «اوه» یا به کارگیری کلمات و ادات تعجب از جمله «سبحانک» و مانند آنها واکنش نشان می‌دهند.
خدا در قرآن فرمان می‌دهد که مسلمان موظف است تا در برابر بهتان‌های عظیم و شگفتانه که در مسائل جنسی به مسلمانی زده می‌شود، شگفتی خویش را با «سبحانک» بیان کند؛ زیرا این واکنش کلامی ضمن بیان شگفتی از موضوع، برائت خود و مسلمان را از این امور اعلان می‌کند و این‌گونه از پذیرش آن خودداری می‌کند؛ زیرا از نظر قرآن، مسلمانی چیزی جز عدالت‌ورزی، قسط‌گرایی، پاکدامنی، رفتارهای مبتنی بر اخلاق فطری، حیاء، عفت، صداقت، امانت و مانند آنها نیست؛ بنابراین، کسی که شهادتین را می‌گوید متعهد به این امور است و باید حسن ظن داشته باشد که چنین رفتاری از مسلمان سر می‌زند و هیچ‌گونه سوء ظن نسبت به مسلمان و مسلمانی او نداشته باشد و اصل را برائت و پاکی بداند و اصالت صحت رفتار را بر او جاری سازد و بگوید که هرگونه رفتار او در چارچوب دین و قوانین آن است. 
بنابراین، وقتی کسی در مسئله جنسی به مسلمانی نسبتی را می‌دهد، شنونده با «بهت» با آن مواجه می‌شود و مبهوت این کلام می‌گردد و آن را باور نمی‌کند و در واکنش کلامی می‌گوید: سبحان الله! یعنی عجب من که از چنین چیزی مبهوت شده و آن را بهتان عظیم می‌دانم و نمی‌پذیرم.(نور، آیه 16)
اصولاً بهتان را به سبب همین امر شگفتانه و تعجب‌برانگیز، بدین نام تعبیر کرده‌اند؛ زیرا انتظار چنین چیزی درباره شخص نیست، اما بدان متهم می‌شود و شنونده را مبهوت می‌کند.(همان) بنابراین، همه مواردی که در قرآن از آن به «بهتان» یاد می‌شود، از مصادیق سخنان جنسی و غیر جنسی نسبت به بی‌گناهی است که اصولا شگفتانه و دور از انتظار است.(همان؛ نساء، آیات 20 و 112 و 156؛ احزاب، آیه 58)
 بر اساس گزارش قرآن، در مناظره میان حضرت ابراهیم(ع) و طاغوت زمانش نمرود، حضرت سخنی می‌گوید که راه استدلال او را می‌بندد، به طوری که شگفت‌زده شده و مبهوت از سخن گفتن بازمی‌ماند؛ زیرا انتظار چنین پاسخ متقن و برهانی را نداشت که او را وادار به سکوت کند. از همین رو خدا می‌فرماید: فبهت الذی کفر؛ پس آن کسی که کافر بود، مبهوت شد.(بقره، آیه 258)
البته از نظر قرآن، مرگ ناگهانی برای کافرانی که انتظار مرگ را ندارند، عامل مبهوتی آنان است و با شگفتی با آن مواجه می‌شوند در حالی که آتش به چهره‌شان می‌افتد و نمی‌توانند آن را از خویش دور سازند.(انبیاء، آیات 39 و 40)
بر اساس گزارش‌های قرآنی، بهت و تعجب ابلیس از انتخاب حضرت آدم(ع) در مقام خلافت الهی به سبب آن است که خود را برتر از آدم(ع) از جنس آتش می‌دانست؛ از این رو وقتی با انتخابی دور از انتظار مواجه می‌شود، شگفتانه با آن مواجه شده و با اعتراض از سجده اطاعت سرباز می‌زند.(اسراء، آیه 61) 
از جمله شگفتانه‌ها می‌توان به شگفتی حضرت ابراهیم(ع) در پیری و کهنسالی به بشارت فرزند(حجر، آیات 54 تا 56)، شگفتی آن حضرت(ع) از لجاجت مردم بر شرک به رغم وجود دلایل واضح بر بطلان آن(انعام، آیه 80)، شگفتی آن حضرت(ع) از ترس مردم نسبت به معبودان باطل و عدم ترس از خدای یکتا (انعام، آیات 80 و 81) و مانند آنها اشاره کرد. همچنین از شگفتانه‌ها می‌توان به تعجب حضرت موسی(ع) از اعمال سه‌گانه سوراخ کردن کشتی، کشتن نوجوان و بازسازی بی‌مزد و مواجب دیوار فروریخته از سوی خضر(ع) اشاره کرد.(کهف، آیات 71 تا 76) همچنین شگفتی موسی از گرایش مردم به بت‌پرستی قوم خویش پس از نجات به دست خدا و عبور سالم و امن از دریا اشاره کرد که خود نوعی کفر و کفران آشکار با دیدن معجزات بسیار است.(اعراف، آیات 138 تا 140)
حضرت زکریا وقتی بشارت امکان پسردار شدن همسر نازایش را در پیری می‌شنود، شگفتانه واکنش نشان می‌دهد و خواهان نشانه می‌شود.(آل عمران، آیات 39 و 40؛ مریم، آیات 7 و 8) همچنین ایشان هنگامی که با رزق خاص در نزد حضرت مریم(س) مواجه می‌شود، با شگفتی واکنش می‌دهد و از منشا آن می‌پرسند، در حالی که این رزق‌ها به اعجاز الهی برای حضرت مریم(س) فراهم می‌آمد.
(آل عمران، آیه 37)
بر اساس گزارش‌های قرآنی، حضرت ساره همسر حضرت ابراهیم(ع) از غذا نخوردن فرشتگان با وجود پذیرایی و نیز بشارت فرزنددار شدن در سن پیری خویش و شوهرش تعجب می‌کند و می‌خندد تا جایی که دندان‌هایش آشکار می‌شود.(هود، آیات 71 تا 73؛ ذاریات، آیات 29 و 30) همچنین حضرت مریم(س) از فرزنددار شدن خویش بی‌تماس مردی با وی شگفت‌زده می‌شود و واکنش نشان می‌دهد که پاسخ آن را در قالب «قضای الهی» و «کن فیکون» می‌شنود.(مریم، آیات 20 و 21؛ آل عمران، آیه 47)
در این موارد که پیامبران و اولیای الهی شگفت‌زده می‌شوند، خدا برای رفع تعجب و شگفتی، آنان را به قدرت خویش توجه می‌دهد.(آل عمران، آیات 40 و 47؛ هود، آیات 72 و 73؛ مریم، آیات 8 و 9 و 20 و 21؛ ذاریات، آیات 29 و 30)
بر اساس گزارش‌های قرآنی، برخی از اعمال مردم باید جزو اعمال شگفتی‌آور شمرده شود؛ زیرا اصولاً انتظار نیست که این‌گونه عمل کنند؛ از این دست می‌توان به عمل لواط  از سوی انسان با وجود بهره جنسی از زنان(اعراف، آیات 80 و 81)، گرایش به بت‌پرستی پس از دیدن معجزات(اعراف، آیات 138 تا 140)، انکار معجزه و سحر دانستن آن با وجود اختلاف فاحش میان آن دو(یونس، آیات 75 تا 77)، کفر به خدا با وجود آیات آشکار(بقره، آیه 28)، مجادله درباره خدا با وجود ربوبیت او بر همه(بقره، آیه 139)، عدم درک توحید افعالی و خاستگاه خیر و شر(نساء، آیه 78)، عدم تأمل در آیات خدا و پی نبردن انسان به ربوبیت الهی از راه گسترانیدن سایه‌ها (فرقان، آیات 45 و 46)، عمل نکردن به محتوای گفتار خویش با اعتقاد به درستی آن(بقره، آیه 44)، شرک‌ورزی و مخالفت با توحید فطری (انعام، آیات 46 و 81 و 95)، دشمنی منافقان با خدا و پیامبرش به رغم آگاهی آنان به عاقبت دردناک آن(توبه، آیات 63 و 64)، مجادله‌گری انسان آفریده شده از نطفه با خدا(نحل، آیه 4؛ یس، آیه 77)، اعراض مسیحیان از بطلان الوهیت عیسی‌(ع) با وجود دلایل روشن(مائده، آیه 75)، جرأت دین‌فروشان بر اعمال سوق دهنده آنان به سوی آتش دوزخ(بقره، آیه 175)، سخن باطل مسیحیان و یهودیان درباره فرزندی عیسی(ع) و عزیر برای خدا(توبه، آیه 30)، وضعیت خوب و رفاهی منافقان(توبه، آیات 55 و 85)، کجروی منافقان از اسلام(منافقون، آیه 4)، واکنش خشک منافقان در برابر آیات الهی(همان) و مانند آنها اشاره کرد.
البته از نظر قرآن، بسیاری از مردم نسبت به اموری شگفت‌زده می‌شوند که انتظارش را نداشته‌اند؛ چنان‌که زنده شدن ماهی نمک زده خشکیده و حرکت در آب برای همسفر موسی‌(ع)(کهف، آیه 63)، سخن گفتن نوزاد در گهواره(مریم، آیات 27 تا 29)، تعجب مجرمان از جامعیت و دقت نامه اعمال در قیامت(کهف، آیه 49)، تعجب از فزونی مؤمنان و رشد اعجاب‌انگیز آنان همچون جوانه گیاه(فتح، آیه 29)، خارق عادت بودن آیات قرآن(نجم، آیه 59)، خارق عادت بودن مطالب و موضوعات و معارف قرآنی(جن، آیه 1)، بشر بودن پیامبران از جمله همسر داشتن و خوردن و زندگی کردن همانند دیگران(یونس، آیه 2؛ ص، آیه 4؛ ق، آیه 2؛ فرقان، آیه 7)، معاد و زندگی پس از مرگ و احیای دوباره مردگان(یس، آیه 78؛ مریم، آیه 66؛ سباء، آیات 7 و 8)، برتری طالوت فاقد حسب و نسب بلند و ثروت به عنوان برگزیده الهی(بقره، آیات 246 و 247)، رخدادهای عظیم در آستانه قیامت(زلزال، آیات 1 تا 3)، دیدن برتری مؤمنان و خواری کافران(ص، آیه 62)، کورشدن غافلان از یاد خدا در قیامت در عین بینایی در دنیا(طه، آیه 125)، زنده شدن و بیرون آمدن از قبر در قیامت(یس، آیات 47 و 52؛ صافات، آیه 19)، سرعت گسترش دین اسلام(فتح، آیه 29)، زیبایی شگفت‌انگیز حضرت یوسف (یوسف، آیه 31)، کثرت ظاهری مجاهدان در جنگ حنین(توبه، آیات 25 و 26)، کثرت پلیدی نسبت به طیبات(مائده، آیه 100)، زیبایی زنان(احزاب، آیه 52) و مانند آنها اشاره کرد.
به هر حال، انسان در برابر امور بسیاری واکنش‌های شگفت‌انگیز نشان می‌دهد که برخی از آنها شگفتی‌های باطل و برخی دیگر حق است.
 بنابراین، نمی‌توان گفت که هر شگفت و شگفتانه‌ای مثبت و سازنده است، بلکه شگفتی و تعجبی شگفت‌انگیز است که انسان را در مسیر حق قرار می‌دهد.
حقیقت شگفتی و تعجب خدا و پیامبران
باید توجه داشت که شگفتی می‌تواند برخاسته از جهالت باشد که بسیاری از شگفتی‌های انسان این‌گونه است؛ اما شگفتی‌های الهی یا پیامبران و اولیای الهی برخاسته از جهالت ایشان نیست؛ بلکه از آن روست که انتظار نیست که انسان در برابر حق قرار گیرد و بر خلاف آن برود و گرایش به باطل داشته باشد؛ بنابراین، شگفتی‌های خدا و پیامبران و اولیای الهی از آن جهت است که به مردم بفهمانند که بیراهه می‌روند و به خود زیان می‌رسانند.
به سخن دیگر، معنای «شگفت» و «تعجب» در مورد خداوند، به معنای واقعی کلمه، با آنچه در مورد انسان‌ها اتفاق می‌افتد، متفاوت است. 
در مورد انسان، شگفتی و تعجب، نشان‌دهنده نوعی تحیر و حیرت در برابر امری غیرمنتظره یا ناشناخته است. اما در مورد خداوند، این واژه‌ها به صفات و اعمالی اشاره دارند که برای ما انسان‌ها قابل درک نیستند و ما را به تعجب وامی‌دارند، اما این تعجب به معنای جهل یا ناتوانی خداوند نیست، بلکه به عظمت و بی‌نهایتی او مربوط می‌شود.
 وقتی انسان چیزی را می‌بیند که با دانش و تجربیات قبلی او سازگار نیست، دچار تعجب می‌شود. این تعجب می‌تواند مثبت (مانند دیدن یک پدیده طبیعی زیبا) یا منفی (مانند مواجهه با یک اتفاق ناگوار) 
باشد.
 در هر صورت، این تعجب نشان‌دهنده محدودیت‌های شناخت و درک انسان است. اما معنا و مفهوم شگفتی و تعجب خدا غیر از تعجب و شگفتی انسان است؛ زیرا در مورد خداوند، شگفتی به معنای صفات و اعمالی است که فراتر از درک و تصور ما هستند. 
برای مثال، در قرآن آمده است: «وَأَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ و همانا خدا بر هر چیزی تواناست.»
این آیه نشان می‌دهد که قدرت خداوند نامحدود است و اعمال او گاهی فراتر از فهم ما قرار دارد. 
به همین دلیل، وقتی با این اعمال رو‌به‌رو می‌شویم، ممکن است دچار تعجب شویم، اما این تعجب به معنای ناتوانی یا جهل خداوند نیست، بلکه به عظمت و بی‌نهایتی او اشاره دارد. 
لذا آفرینش جهان، زنده کردن مردگان، یا نزول قرآن، نمونه‌هایی از اعمالی هستند که ممکن است انسان را دچار شگفتی کنند، اما این شگفتی به معنای محدودیت یا جهل خداوند نیست، بلکه به عظمت و قدرت او اشاره دارد.
به‌طور خلاصه، شگفتی و تعجب خدا که برخی به استناد آیات 11 و 12 سوره صافات به خدا نسبت می‌دهند و خدا را به صفت فعلی تعجب توصیف می‌کنند، به معنای تجلی صفات و افعال الهی است که برای انسان‌ها قابل درک نیستند و آنها را به تعجب وامی‌دارند، اما این تعجب به دلیل عظمت و بی‌نهایتی خداوند است، نه محدودیت یا جهل او.
به هر حال، خداوند متعال از نظر اعتقادی‌، موجودی فراتر از درک و تصور انسان است و تعجب به معنای انفعال و دگرگونی درونی که برای انسان اتفاق می‌افتد، برای خداوند متعال قابل تصور نیست. در واقع، خداوند از اعمال و رفتار بندگانش تعجب نمی‌کند، زیرا او از همه چیز آگاه و داناست.
در قرآن کریم و روایات اسلامی، گاهی از تعبیر «تعجب خداوند» استفاده می‌شود، اما این تعبیر به معنای واقعی کلمه و به مفهوم انسانی نیست. 
این تعابیر بیشتر برای بیان اهمیت و عظمت موضوع مورد نظر یا برای بیان تأثیرگذاری اعمال بندگان بر خداوند استفاده می‌شوند.
به عنوان مثال، در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است: «إنَّ اللّه َ يَعجَبُ مِن سائِلٍ يَسأَلُ غَيرَ الجَنَّةِ‌، ومِن مُعطٍ يُعطي لِغَيرِ اللّه ِ، ومِن مُتَعَوِّذٍ يَتَعَوَّذُ مِن غَيرِ النّارِ؛ خداوند از کسی که از او غیر از بهشت را می‌خواهد، از کسی که برای غیر خدا عطا می‌کند و از کسی که از غیر آتش به او پناه می‌برد، تعجب می‌کند.»( احسن الحدیث، ص15)
این حدیث به این معنا نیست که خداوند واقعاً متعجب می‌شود، بلکه منظور این است که این اعمال و خواسته‌ها از دیدگاه الهی بسیار شگفت‌انگیز و غیرمنتظره هستند و اهمیت و جایگاه ویژه‌ای دارند.
بنابراین، می‌توان گفت که استفاده از واژه تعجب برای خداوند در اسلام، یک تعبیر مجازی و کنایی است و به معنای انفعال و دگرگونی درونی نیست؛ زیرا خدا هرگز از چیزی متاثر نمی‌شود و پذیرش توبه یا غضب یا تعجب یا انتقام به معنای تاثر خدا در برابر کنش‌های نادرست انسان نیست؛ چرا که او از این‌گونه اوصاف منزه است. به عنوان نمونه غضب حالتی است که برای رفع ناملایمات و انتقام‌،عارض انسان می‏ شود. در مورد خداوند عبارت از کیفر عذاب است. 
یکی از یاران امام باقر(ع) گوید: از حضرت سؤال شد: چه می‏فرمایید در آیه «وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبي‏ فَقَدْ هَوى؛ و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط می‏کند.»(طه، آیه 81)
بعد از حضرت سؤال شد: مراد از غضب چیست؟ حضرت فرمود: مراد همان عذاب است، چه اگر کسی بپندارد خداوند از حالتی به حالتی دیگر متحول می‏شود، او را به صفتی از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) کرده است، زیرا خداوند را هیچ چیزی تحریک نکند تا او را دگرگون سازد.(اصول کافی،  ج 1، ص 110)
بر این اساس مغفرت خدا به معنی نعمت بخشی و گذشت و غضب خدا به معنی مجازات و عذاب کردن است، نه تغییر حالت نفسانی که در مورد انسان‏ها صدق می‌کند. 
از این رو امام صادق(ع) فرمود: «فرضاه ثوابه و سخطه عقابه مِن غیر شیء یتداخله فیهیّجه و ینقله من حال إلی حال...؛ رضای خدا، ثواب او و خشم خدا انتقام اوست، بی‌آنکه چیزی در خدا تأثیر کرده و او را از حالی به حالی درآورد.»
(ملا حسین کاشفی، جواهر التفسیر، محل نشر: تهران ۱۳۷۹، ص 822)