تحلیلگر صهیونیست: اردکهایی بیدفاع در مقابل موشکهای ایران هستیم
برخلاف هارتوهورتهای دولت دروغگوی نتانیاهو، تحلیلگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی اعتراف کرد: اسرائیلیها در مقابل موشکهای ایران، مانند اردکهایی در گالری تیراندازی هستند.
دکتر شموئل هارلاپ در تحلیلی برای مؤسسه INSS با عنوان «اردکها در گالری تیراندازی: در نبود یک استراتژی ملی» نوشت: هر استراتژی یک برنامه عملی برای تغییر وضعیت پیشنهاد میکند. در کتاب خود درباره استراتژی، پروفسور لارنس فریدمن استراتژی را «هنر ساخت قدرت» تعریف میکند. این توانایی «به دست آوردن بیشتر از آنچه تعادل قدرت اولیه اجازه میدهد» از یک وضعیت است. در عین حال، در کنار راهبردهای «چه باید کرد» ممنوعیتهایی درباره «چه کاری نباید انجام داد» وجود دارد: ده فرمان، قانون حمورابی در بینالنهرین، ممنوعیتهای اسلامی مصرف الکل و دریافت بهره، و ضرورت جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان در جنگ طبق حقوق بینالمللی.
در مقابل فراوانی «بایدها» و «نبایدها»، شاهزاده دانمارکی در هملت شکسپیر با پرسشی اساسیتر و وجودی دستوپنجه نرم میکند: «بودن یا نبودن؟» فیلسوف کارل مارکس راهحلی عملی برای این معضل هملتی ارائه داد. در «مانیفست کمونیستی»، او تلاش کرد فیلسوف آلمانی فریدریش هگل را «وارونه کند» و دغدغه فلسفی با آگاهی را با درگیری تاریخی با هستی جایگزین کند. مارکس گفتمان بودن را به بحثی تاریخی درباره مبارزه طبقاتی تبدیل کرد. نظریه و عمل جنگ طبقاتی منجر به ظهور کمونیسم در اروپا و آسیا شد. امروز، دموکراسی لیبرال در مقابل اشکال حکومت اقتدارگرایانه شرق ایستاده است. مبارزه میان اردوگاههای ایدئولوژیک بر سر «بودن» با جنگی گستردهتر بر سر آگاهی درهمتنیده است؛ روایتها به جای حقیقت، رسانهها و الگوریتمها به جای حقایق. در میان فراوانی ایدئولوژیهای هستی و جنگها بر سر آگاهی، آنچه برجسته است فقدان استراتژیک «چه چیزی نباید بود» است. در حوزه امنیت ملی، هیچ ادبیاتی درباره «آنچه نباید بود» وجود ندارد. در نتیجه، ادبیات امنیت ملی یک وضعیت تجربی رایج و آشنا را نادیده میگیرد: انفعال، یا به زبان عامیانهتر، حالت «اردک بودن در گالری تیراندازی».
نبودن «اردک در گالری تیراندازی» چنان ضروری است که به نظر بدیهی میرسد: چه کسی داوطلبانه انتخاب میکند که هدف نشسته باشد؟ با این حال، اگرچه هیچکس انتخاب نمیکند که در چنین وضعیتی قرار گیرد، ساکنان اسرائیل در برابر دشمنانی که تهدید به نابودیشان میکنند و موشکهای بالستیک مرگبار به سوی آن شلیک میکنند، بیدفاع ایستادهاند.
تا زمانی که ایران زیرساختها و مراکز جمعیتی اسرائیل را با موشکهای بالستیک هدف قرار دهد و اسرائیل توانایی جلوگیری از پرتاب آنها را نداشته باشد، دولت و شهروندانش عملاً در معرض تیراندازی هستند. بنابراین، ضروری است که اطمینان حاصل شود اسرائیلیها هدف موشکهای ایران قرار نگیرند. این همان «چی» استراتژی است. به عبارت دیگر، به گفته پروفسور فریدمن، این توانایی استخراج بیش از آنچه وضعیت اولیه «اردکها در گالری تیراندازی» به نظر میرسد، است.
اگر رهبران اسرائیل موافق باشند که استراتژی امنیت ملی باید با هدف جلوگیری از وضعیت «اردکها در گالری تیراندازی» باشد، باید دکترین جنگی را تدوین کنند که قادر به تحقق این هدف باشد. تدوین چنین دکترینای ما را وارد حوزه «چگونه» میکند: چگونه میتوانیم از ایران جلوگیری کنیم که اسرائیلیها را به اردکهایی در گالری تیراندازی تبدیل نکند؟ دولت باید هم درباره «چی» و هم درباره «چگونه» تصمیم بگیرد.