یک نیمشب بحرانی اما باشکوه از ایران
محمد محمدی افران
بمبی که منفجر نمیشود
در کشاکش جنگ تحمیلی دوازده روزه، یک جنگنده F35 بر فراز تهران یک موشک شلیک میکند. اما موشک با ورود به یک ساختمان و کمانه به سمت خیابان منفجر نمیشود.
انفجاری که میتوانست سبب شهادت تعداد زیادی از مردم باشد. هجوم اما هیچ فرد نظامی یا دانشمند را هدف نداشت چرا که از این اشخاص هیچکس در ساختمان حضور نداشته و شلیک به یک ساختمان معمولی از مردم و همسایگی بیمارستان حضرت فاطمهالزهرا(س) صورت گرفته است. با منفجر نشدن این موشک اما روند تخلیه مناطق اطراف و خنثیسازی آن آغاز میشود.
نیمشب برگرفته از یک اتفاق واقعی
داستان گفته شده هم واقعی بود و هم داستان فیلمی به نام «نیمشب» شد که محمدحسین مهدویان آن را کارگردانی کرده است و در چهلوچهارمین دوره از جشنواره فیلم فجر نیز به اکران رسید و توانست نگاههای مثبتی از مخاطبان و منتقدین دریافت کند. بهطوری که نامزد سیمرغ مردمی شد و در رسانهها نیز نظرات مثبتی دریافت کرد.
حتی رسانههای زنجیرهای هم جرئت حمله بیحد و وصف را به فیلم نداشتند، جز ادعای شعاری بودن که این صفت را به هر فیلمی که با نگاه آنها جور نباشد،
میبندند.
فرم فیلمسازی به تبع داستان تغییر میکند
مهدویان را با فرم خاص خود میشناختیم که در فیلمهایی چون ایستاده در غبار، ماجرای نیمروز و لاتاری میشناختیم اما او در نیمشب فرم فیلمسازی خود را تغییر داد بهطوری که خودش در نشست خبری گفت: به جای حال و هوای فیلمهای شانزده میلیمتری، از ویژگیهای دوربین واید استفاده کردیم چرا که ما حال و هوای جنگ 8ساله و دهه شصت را با آن مدل فیلمها به یاد میآوریم اما اکنون با حضور دوربینهای موبایل و تصاویر با لنز واید، حال و هوای جنگ تحمیلی 12روزه را اینچنین میشناسیم. لذا برای هماهنگی با تاریخ وقوع داستان، فرم فیلم را تغییر
دادیم.
بیان وحدت و همراهی مردم یک نیاز است
پیشبرد فیلم نیمشب تنها برعهده شخصیت اصلی نیست و به نوعی قهرمان جمعی دارد و هرکس به نوبت خود ایفای نقش میکند اما به هرحال شخصیت اصلی فیلم فردی به نام مهدی است که بایستی نقش کلیدی در عبور محله از این بحران ایفا کند. شخصیتهای فرعی نیز که تعداد بالایی دارند بایستی ذیل شخصیت و داستان خود به پیشبرد داستان و شکلگیری مفاهیم کمک کنند.
در فیلم اما شاهد اتفاقات و نمادهای زیادی هستیم که بر وحدت مردم و همراهی آنان در روزهای سخت حکایت دارد.
کادر درمان که در اوضاع بحرانی حاضر به ترک بیمارستان و بیماران خود نیستند، پزشکان و پرستارانی که در شرایط سخت فرزندی را به دنیا میآورند، معتادی که در پارک به دیگران کمکرسانی میکند، جوانان پارکورکاری که در بحران به نیروهای اجرائی بدل میشوند، جوانانی که برای خنثیسازی بمب حضور دارند اما میدانند که در لحظه امکان شهادت وجود دارد، راننده ماشین سنگینی که چندان اعتقادات مذهبی زیادی ندارد اما باز حاضر به فداکاری است، مسیحیانی که بدون تفاوت با مسلمانان در کنار هم کمک میدهند و خود مهدی به عنوان شخصیت اصلی که با وجود اوضاع بغرنج همسرش در بیمارستان اما آماده کار و فعالیت در میدان است.
برخی به این رفتار در فیلم سفارشی یا شعاری میگویند اما از نگاه آنان گویی تنها فیلمهایی سفارشی و شعاری نیستند که کشور را در منجلاب مشکلات نشان دهند و یک عالمه انسان بدبخت که با یکدیگر درگیری دارند، ارائه شود. بهخصوص دعواهای خانوادگی که متاسفانه در سینمای شبهروشنفکری ایران و فیلمهایی که برایشان نام اجتماعی انتخاب کردهاند، بسیار دیده میشود.
اما ساخت فیلمی چون نیمشب و چنین فیلمهایی بسیار پراهمیت هستند و تا کی باید به فیلمهای ملی برچسب شعاری بزنیم؟ مهدویان در نشست خبری نیمشب تاکید کرد که در دنیا فیلمهای شعاری بسیاری ساخته میشود اما وقتی در ایران میخواهیم از نام ایران دفاع کنیم به ما برچسب میزنند، اتفاقاً لازم باشد برای ایران شعار هم میدهیم. با توجه به آنکه داستان فیلم مربوط به یک شب بهاری است نمیشد ریتم فیلم را بالا برد و به تبع کندی روند فیلم مشهود است، هرچند که فیلمساز با بهرهگیری از شخصیتهای فرعی متعدد تلاش میکند این کندی را با درامهای فرعی برطرف کند.
مهدویان از داکیودراما تا جنگ دوازده روزه
مهدویان با مستند سریالی «آخرین روزهای زمستان» خود را مطرح کرد و با فیلم سینمایی ایستاده در غبار به عنوان یک فیلم به اصطلاح داکیودراما توانست تعداد زیادی سیمرغ در جشنواره فجر کسب کند، خود را به اوج رساند. در ادامه نیز با ماجرای نیمروز، لاتاری، ماجرای نیمروز2؛ رد خون و درخت گردو خود را در سینمای انقلاب اسلامی تثبیت کرد. اما پس از این آثار با تولید فیلم سینمایی شیشلیک، سریال زخم کاری برای پلتفرم و فیلم مردبازنده تلاش داشت تا گستره فیلمسازی خود را وسیعتر کند. اما با جنگ تحمیلی دوازده روز مجدداً به سینمای تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی بازگشت و به قول خودش فیلمی ساخت که برخی خامیهای گذشته را نداشته باشد و به اصطلاح پختهتر شده
باشد.
نشست خبری نیمشب متفاوت شد
در دل تلاشهای تروریستی رسانهای برای به اصطلاح تحریم کردن جشنواره فیلم فجر اما محمدحسین مهدویان تلاش کرد تا خلاف این جریانسازیها حرکت کند.
او ابتدا خواست تا افراد بیشتری از عوامل در نشست خبری حضور پیدا کنند و برگزاری نشست با تعداد کم را صلاح ندانست. در ادامه یک مقدمه از نام ایران گفت اما پس از آن رسانههای زنجیرهای تلاش کردند با سؤالات سوگیرانه او را وارد جنجال کنند. پاسخ به تکتک سؤالات از مهدویان و والینژاد و همچنین سایر عوامل حاضر اما بهگونهای دیگر برای آن رسانهها رقم خورد تا در نهایت او بتواند فضائی را شکل دهد که در تقابل با معاندین جریانساز تحریم باشد.