جایگاه و نقش دیـن در عرصه اجتماع
اسلام به جهت بينش توحيدي كلنگرانهاش، هيچ بخشي از حیات را از دايره آموزههاي ديني بيرون نمیداند و هيچ محدودهای را خالي از حضور خود نگذاشته است. دين اسلام در همه زمينهها و جنبههاي فردي و اجتماعي حضور پررنگي دارد. از این رو، به هر جا كه بنگريم و در هر حوزه فردي و اجتماعي كه نگاه كنيم، حضور دين و آموزهها و احكامش را به خوبي و روشني درميیابيم. این حضور پررنگ و جدی چنان است که برخی اصولا دین اسلام را دین دنیا نه آخرت و دین اجتماع نه فرد دانستهاند و فقیهان بزرگی چون شهید محمد باقر صدر و علامه طباطبایی و مانند ایشان، خواهان بازخوانی دین به ویژه فقه بر اساس عنصر اجتماع شدهاند.
خداوند در قرآن كريم درباره نقش و جايگاه پيامبران به عنوان نمايندگان خود در زمين و حاكمان و خليفه ميفرمايد: «ما پيامبران خود را با دلايل روشن به سوي مردم فرستاديم و همراه آنان كتاب و ميزان فرو فرستاديم تا مردم عدل و قسط را خود (بر پايه آموزهها و دستورهاي فرو فرستاده شده) به پا دارند.»(حديد/25) اين آيه شريفه به اين مطلب اشاره دارد كه خداوند متعال به منظور برقراري عدالت در جامعه انساني، قوانيني وضع كرده و آنها را به وسيله پيامبران به شكل كتابهاي آسماني و قوانين الهي بيان کرده است تا پيامبران به كمك مردم بتوانند در جامعه قيام به قسط و برپايي عدالت کنند. پيامبران به مردم ميآموزند كه چگونه در راستاي نظام تكامل هستي و سعادت و خوشبختي خود گام بردارند و چگونه ميتوانند از ابزارهاي موجود دنيوي براي ساخت دنيايي آباد اقدام كنند. چون يكي از اهداف آفرينش انسان آن است كه زمين را آبادان كند و در عمران آن بكوشد. آباداني زمين نيز نيازمند برنامه و سياستهاي راهبردي و راهكارهاي زيادي است كه در آيات الهي بيان شده است.
بنابراين پيامبران و نمايندگان خدا در زمين هميشه در همه مسائل به ويژه نحوه اداره اجتماع و حكومت، برنامه، سياست، نظر و حضور داشتهاند؛ زیرا این حضور قوی و مؤثر به عنوان یک وظیفه و تکلیف بر آنان مشخص و حتی به عنوان فلسفه بعثت و ارسال رسولان و کتب آسمانی مطرح بوده است.
آياتی از قرآن ناظر به حضور دين و پيامبران در مسائل حكومتي، قضائی و اجرائی است. از آن جمله ميتوان به آيات 59 و 58 نساء اشاره كرد؛ خداوند ميفرمايد: «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما میدهد! خداوند، شنوا و بیناست. ای کسانی که ایمان آوردهاید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولوالأمر -[اوصیای پیامبر] را! و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید (و از آنها داوری بطلبید) اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارید! این (کار) برای شما بهتر، و عاقبت و پایانش نیکوتر است. و در ادامه از رجوع به طاغوت برای داوري بازداشته است (نساء/ 60) و شرط ايمان را برای مردم اين دانسته است كه پيامبران را در آنچه اختلاف دارند و يا مايه اختلاف است، داور گردانند. اين داوري چنانکه از آيات بسياري از قرآن بر ميآيد، تنها در محدوده امور ديني و اخروی نيست، بلكه امور دنيوي مانند اختلافات زن و شوهر، اختلافات ملكي و مانند آنها و همچنین در زمينههاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي را شامل میشود.
يكي ديگر از دلايل مهم مبنی بر دخالت دين و پيامبران در حوزههاي عمومي، آياتي است كه بيانگر در برگيرندگی و جامعيت دين و به ويژه دين اسلام است. در اين آيات بيان شده كه دين خاتم به ويژه همه نيازهاي مردم در زمينههاي گوناگونی چون رابطه فرد با خود، فرد با ديگري، فرد با خدا و فرد با جامعه را بيان كرده است.حضور مستقيم پيامبر(ص) و معصومان(ع) در حوزههاي عمومي نشان ميدهد كه اين حضور يك حضور ديني و به فرمان الهي و از واجبات بوده است نه يك امر معمولي و شخصي. بنابراين درباره مسائل حكومتي راهبردها و راهكارهایي وجود دارد. نظام سياسي اسلام از يك انسجام مبتني بر «امامت» برخوردار است. امام كسي است كه افزون بر آگاهي به قوانين كلي الهي و اطلاع بر خصوصيتهاي زمان و مكان، به تحولات اجتماعي و سياسي علم و شناخت ژرفي دارد و با اين دانش اقدام به عمل ميکند. در اين نگرش، دين تنها عهدهدار رابطه فردي يعني عبادات نيست بلكه در حوزه روابط اجتماعي افراد با يكديگر هم حضور مستقيم و ملموسي دارد. مسائل سياسي، حقوقي حكومتي نيز در حوزه عمومي و روابط اجتماعي تفسير و تعبير مي شود. اثبات مسئله نقش و جايگاه پيامبران در حوزه عمومي منحصر در ادلّه نقلي نيست بلکه با برهان عقلي هم ميتوان به این مهم دست يافت. برهان عقلي ثابت ميكند كه نبوت عامه مختص به مکان و يا زماني خاص نيست، بلكه دامنه آن، زمان عدم دسترسي به وليّ معصوم(ع) را نيز دربر ميگيرد؛ چرا كه انسان داراي روحي مجرد و حقيقتي باقي، ابدي و پايدار است و روح آدمي متأثر از اعمالي است كه در طبيعت و دنيا انجام ميدهد. از اين رو، بايد رفتار فردي و اجتماعي او بر پايه قانون باشد كه افزون بر تأمين نظام طبيعي و اجتماعي او، نظام ابدي او را نيز تأمين کند. دريافت چنين قانوني نيز منوط به ملكه عصمت است و در عصر غيبت نيز بشر را چون خورشيدي در پس ابر راهبري ميکند.
بنابراين، پذيرش امامت و ولايت مستمر اولياي دين (از معصومان) چه پيامبران و چه امامان(ع)، امري عقلي و نقلي است و نمیتوان اين حضور را انكار كرد؛ زيرا ولايت مستمر، شرط ديگر «كمال دين» است؛ چون كه دين بدون ولايت، دين بدون سياست است و دين بدون سياست نيز ناقص است. دين وقتي مي تواند كامل باشد كه در همه حوزههاي خصوصي و عمومي حضور و قوانين خاصي براي هر حوزه داشته باشد؛ افزون بر آن اگر اين قوانين مجري براي اعمال و اجرا نداشته باشد، بيهوده و بيفايده خواهد بود. بنابراين دين با حضور قانون و اجراي خود در حوزههاي قانونگذاري و داوري، با اجراي مسائل حكومتي، تشخيص و تقديم موارد تزاحم نظام اجتماعي، به سمت و سوي تكميل نقش و جايگاه خود ميرود و با اين روش كمال خود را پيدا ميكند.(ر.ك: شريعت در آينه معرفت، آیتالله جوادي آملي، نشر رجاء؛ حكومت اسلامي و ولايت فقيه، محمدتقي مصباح يزدي نشر سازمان تبليغات اسلامي؛ رهبري در اسلام، محمدي ريشهري، نشر دارالحديث)
علی مددی