کد خبر: ۳۲۷۷۹۶
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۸

دین، پشتوانه سعادتمندی(پرسش و پاسخ)


پرسش:
آیا سعادتمندی انسان در دنیا و آخرت بدون پشتوانه دین و به‌کارگیری آموزه‌های وحیانی در حیات فردی و اجتماعی حاصل می‌شود؟
پاسخ:
لزوم توافق و هماهنگی با محیط برای بقا و خوشبختی
برای یک موجود زنده آسایش و خوشی آن‌گاه فراهم است که با محیط و مجموع عواملی که او را احاطه کرده است، هماهنگ و سازگار باشد، یعنی شرایط محیط طوری باشد که با زندگی مخصوص او همخوانی و توافق داشته باشد. بدیهی است که اگر ناهماهنگی و ناسازگاری باشد، به حکم آن‌که آن موجود زنده جز است و محیط پیرامونی کل، او محاط است و عوامل خارجی محیط و همواره جز باید تابع کل و محاط تابع محیط باشد، امکان بقا از آن موجود زنده سلب می‌شود، و خواه ناخواه از میان می‌رود، پس شرط اولی بقا و خوشبختی موجود زنده توافق و هماهنگی با محیط است.
لزوم توافق و انطباق روحیه فرد با مصالح عالیه اجتماع
انسان برخلاف حیوانات موجودی است اجتماعی که شرایط اجتماعی را به طور طبیعی و خودکار ندارد، و باید با فکر و اراده جمعی خود آن را بسازد. اینجاست که دشواری کار زندگی اجتماعی بشر نمودار می‌شود. افراد انسانی که با ما و شما معاشرت دارند و آداب و عادات و اخلاق عمومی و قوانین و مقررات و طرز تشکیلات اجتماعی، همه عواملی اجتماعی است که بر ما و شما احاطه دارد. 
می‌بایست این امور با خواسته‌های ما و آرزوها و احتیاجات ما و خلاصه با زندگی مخصوص ما توافق و هماهنگی داشته باشد، و هم زندگی مخصوص ما با اینها همخوانی و سازگار باشد. اما آن توافق و انعطافی که در سازمان اجتماع نسبت به فرد باید باشد این است که جامعه منافع فرد را در ضمن مصالح اجتماع حفظ کند، یعنی هدف اصلی یک زندگی اجتماعی نمی‌تواند فرد و منافع فردی باشد. باید نوع و مصالح عمومی باشد. باید اموری باشد که بقاء و دوام و خوشی جمع را بهتر تضمین کند، و بدیهی است که مصلحت جمع همان مصلحت اکثریت افراد اجتماع است، و لذا همیشه در قوانین جهان اولویت اول توجه به مصالح جمع است نه به منافع فرد. و اما آن توافقی که باید در زندگی خصوصی یک فرد نسبت به اجتماع باشد، همانا حالت تسلیم و رضا و خرسندی به مصالح اجتماع است که با رضایت کامل در هنگام تعارض منافع شخصی با مصالح عالیه اجتماعی، از منافع شخصی چشم بپوشد و در خود احساس ناراحتی و نارضایتی نکند. اگر اجتماع بر محور عدالت بچرخد و قانون عادلانه حاکم بر اجتماع باشد، یعنی طبع اجتماع و عوامل اجتماعی با زندگی اکثریت موافق و هماهنگ باشد، و از آن طرف هم روحیه یک فرد در مواقع تعارض منافع فردی یا مصالح اجتماعی، توافق و سازش و هماهنگی نشان بدهد، با مصالح اجتماعی، آن وقت است که به سعادت و خوشبختی واقعی باید امیدوار بود.
همه موجودات جهان خدا را تسبیح و حمد می‌کنند
از منظر آموزه‌های وحیانی، همه موجودات عالم هستی، خدای متعال را به عنوان خالق و صانع هستی تسبیح و حمد و ستایش می‌کنند و قرآن کریم در این زمینه با صراحت می‌فرماید: «یسبح لله ما فی السموات و ما فی الارض، له الملک و له الحمد و هو علی کل شیء قدیر» آنچه در آسمان‌ها و زمین است مشغول تسبیح خداوند هستند، فرمانروایی هستی در اختیار اوست و ستایش مخصوص اوست و او هر کاری می‌تواند انجام دهد.(التغابن-1) 
با این مبنا اگر کسی در سبک زندگی فردی و اجتماعی خود آموزه‌های وحیانی دین الهی را انتخاب نکند و آنها را در عمل پیاده ننماید، طبیعی است که سعادتمندی، خوشبختی، بقا و دوام او زیر سؤال می‌رود! زیرا همسو و هماهنگ با کل موجودات عالم هستی که محاط در میان آنها باشد عمل ننموده است.
دین اسلام تنها پشتوانه سعادتمندی
بنابراین تنها گزینه‌ای که ضامن سعادتمندی و خوشبختی انسان در این دنیا فراروی انسان می‌باشد این است که دین الهی و آموزه‌های وحیانی آن به عنوان پشتوانه و الگوی سبک زندگی فردی و اجتماعی انسان قرار گیرد. در واقع اینجا است که لزوم و اهمیت دین که اساسش توحید و ایمان به خدای یگانه است روشن می‌شود. زیرا دین در هر دو مقام لازم و ضروری است: هم برای سازگار ساختن محیط اجتماعی با زندگانی فرد: یعنی ایجاد عدالت اجتماعی و سازمان هماهنگ و موافق با مصالح عموم و هم در ایجاد توافق و انطباق در روحیه فرد با مصالح عالیه اجتماع. توافقی که می‌گوییم بایست در روحیه فرد نسبت به مصالح عالیه اجتماع باشد همان است که از آن به گذشت و اغماض و حتی ایثار و فداکاری و نیکوکاری تعبیر می‌کنیم. آری چه چیزی قادر است مانند دین به انسان حالت قناعت به حق و رضا به قسمت و بهره خود و تسلیم در برابر مقررات اجتماعی و خشنودی نسبت به دیگران بدهد؟