تحریم همزمان با مذاکره مسیری تکراری اما آشنا!
بخش پایانی-حسن رضایی
همزمان با اعلام پایان دور اول مذاکرات ایران و آمریکا در عمان، دولت ایالات متحده، تحریمهای جدیدی را علیه صنعت نفت ایران اعمال کرد. به گزارش خبرگزاری دولت(ایرنا)، ایالات متحده آمریکا همزمان با دور جدید مذاکرات میان تهران- واشنگتن، تحریمهای جدید نفتی علیه ۱۷ فرد و نهاد و ۱۴ کشتی اعمال کرده است. وزارت امور خارجه آمریکا روز جمعه بهوقت محلی با تکرار ادعاهای خود علیه جمهوری اسلامی ایران، افزود: چندین نهاد، فرد و کشتی را تحریم میکند تا جریان درآمد جمهوری اسلامی ایران را متوقف کند. طبق این گزارش، بهعنوان بخشی از این اقدام، دولت آمریکا ۱۴ کشتی ناوگان سایه را بهعنوان دارایی نهادهای مربوط به حملونقل نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران شناسایی میکند. علاوه بر این، ۱۵ نهاد را که در زمینه تجارت نفت خام، فرآوردههای نفتی یا محصولات پتروشیمی با منشأ ایرانی فعالیت داشتهاند و همچنین دو فرد مرتبط را تحریم میکند. در همین زمینه، وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده است که ایالات متحده به اقدام علیه شبکه کشتیرانی و بازرگانی که در حملونقل و خرید نفت خام، فرآوردههای نفتی و محصولات پتروشیمی ایران که منبع اصلی درآمد ایران بوده و مشارکت دارند، ادامه خواهد داد.
گو اینکه تاریخ در حال تکرار است و ما با ماشین زمان دوباره به ابتدای دهه 90 پرتاب شدهایم. چه اینکه اکنون نیز اعمال تحریمهای رنگارنگ همزمان با هر دور از مذاکرات، باز هم بخشی جداییناپذیر از ماراتن مذاکراتی ایران و غرب است. تجربه مذاکرات خسارتبار دهه 90 اما ظاهراً برای برخی جریانات سیاسی، به تنها دردی که نمیخورد، عبرتگرفتن است! ما اکنون در حالی مجدد پای گفتوگو با آمریکاییها نشستهایم که آنها در دور قبلی مذاکرات، رسماً در میانه گفتوگوها به سایتهای هستهای کشورمان حمله کردهاند و با پشتیبانی و مشارکت مستقیم، در شهادت 1100 نفر از هموطنان عزیزمان در جریان جنگ 12 روزه دست داشتهاند. سؤال این است که مذاکرات جاری با چه هدفی انجام شده و دورنمای آن چیست؟ نگاه درست به این مذاکرات چگونه است و حال که دولت محترم مجدداً تصمیم به مذاکره با آمریکاییها گرفته است، چه نکاتی را باید مدنظر داشته باشد؟
تکرار تحریمها همزمان با مذاکرات
عقل و منطق و تجربه تاریخی ما از مذاکره با آمریکا در تاریخ دور و نزدیک، چنین حکم میکند که در این زمینه باید با احتیاط بیشتری برخورد نمود. خصوص اینکه دولت فعلی آمریکا هیچ پردهپوشی در دشمنی با ملت عزیز ایران نمیکند و طبعاً امید هیچ خیری از سوی او برای ملت ایران نمیرود.
در همین زمینه، مرور سخنان رهبر فرزانه انقلاب در ابتدای دولت نخست حسن روحانی در مهرماه سال 1392، راهگشاست. معظمله در تاریخ 13 مهرماه سال 1392 و در جریان مراسم دانشآموختگی دانشجویان ارتش در دانشگاه شهید ستاری، میفرمایند: «ما دولت ایالات متحده آمریکا را دولتی غیرقابل اعتماد میدانیم؛ دولتی خودبرتربین، دولتی غیرمنطقی و عهدشکن، دولتی سخت در پنجه تصرّف و اقتدار شبکه صهیونیسم بینالمللی- که بهخاطر رعایت خواستهها و منافع نامشروع شبکه صهیونیستی بینالمللی مجبورند با رژیم غاصب و جعلی اشغالکننده فلسطین مماشات کنند، در مقابل او نرمش نشان بدهند؛ اسمش را میگذارند منافع آمریکا، درحالیکه بهکلی منافع ملّی آمریکا با آنچه امروز اینها در حمایت از [آن] رژیم جعلی انجام میدهند، منافات دارد؛ از همه دنیا دولت ایالات متّحده آمریکا باج میگیرد و به رژیم جعلی صهیونیستی باج میدهد؛ این حقایق را ما داریم مشاهده میکنیم- به دولت آمریکا اعتمادی نداریم.»
هیچ مذاکرهای با آمریکا به نتیجه نمیرسد
باجدهی دولت آمریکا به رژیم نامشروع صهیونیستی، امروز بیش از هر زمان دیگری هویداست و این واقعیت را آحاد مردم جهان میدانند. با افشا شدن رازهای جزیره فساد اپستین و نقش پررنگ ترامپ در این پرونده جنایتآمیز، یقیناً این باجدهی میتواند ابعاد جدیدی به خود بگیرد؛ لذا بسیار بعید است که از مذاکرات جاری آبی در جهت منافع ملت ایران برای ما گرم شود. محمدحسین قدیری ابیانه، کارشناس مسائل سیاسی در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید: «هیچ مذاکرهای با آمریکا به نتیجه نمیرسد. چون آنها اهداف شومی دارند که اگر در جنگ نظامی، تحریم یا هر توطئه دیگری نتوانند به نتیجه برسند، سعی میکنند که از راه مذاکرات به آن دست پیدا کنند و از هیچ اقدامی علیه منافع ملی ما که برایشان مقدور باشد، فروگذار نمیکنند. آمریکاییها حتی اگر به توافقی برسند و آن را امضا هم بکنند و به امضای رئیسجمهور و کنگرهشان هم برسد، باز به آن پایبند نخواهند بود. تجربه تاریخی آمریکا این را نشان میدهد و این مختص مسئله ایران نیست. در برخورد با سایر کشورها هم همینگونه عمل کردهاند. اینها حتی از مذاکره برای فریب استفاده میکنند تا مثلاً بتوانند در جنگ ما را غافلگیر کنند. کما اینکه در مذاکرات قبلی این کار را کردند و وسط مذاکرات به ایران حمله کردند.»
وی میافزاید: «من به تجربه و با تحلیل عرض میکنم که ما نمیتوانیم با آمریکا به نتیجه برسیم. چرا؟ چون آنها خواستار بهرسمیت شناختن حقوق ما نیستند. حرفهایی میزنند که نشان میدهد تنها به دنبال تضعیف روزافزون ایران هستند؛ لذا در مذاکرات گذشته هم من بارها تأکید میکردم که مسئولین مذاکرهکننده و رسانهها نباید مکرر پالس مثبت از روند مذاکرات ارائه دهند. وزارت خارجه و مجموعه دولت باید مانع این شوند که تصور غلط درباره نتایج مذاکرات در جامعه شکل بگیرد. معمولاً هیئتی که به مذاکرات میرود میخواهد بگوید پیشرفت کردیم و مذاکرات خوب بود یا موفق شد. خود همین حرفها جامعه را شرطی میکند. درصورتیکه باید بگویند مذاکره کردیم؛ ولی فعلاً به نتیجهای نرسیدیم و بعید هم هست که به نتیجهای برسیم. ولی مذاکره میکنیم تا حجت را تمام کرده باشیم. این یک حرف صحیح و واقعی است. یعنی بههیچوجه نباید اجازه دهیم که جامعه ما شرطی شود. چون شرطیشدن به معنای توقف هر گونه حرکت و فعالیت است. همه منتظر میمانند تا آیا مذاکرات به نتیجه میرسد یا نمیرسد. در این فضای تردید، دستها به کار نمیرود نه تولیدکننده تکلیف خود را میداند و نه صادرکننده و واردکننده. اینها به کشور ضربه میزند.»
آمریکاییها به دنبال تسلط مجدد بر ایران هستند
این کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به ریشه اصلی دشمنی آمریکا با ملت ایران، میگوید: «آمریکاییها در 22 بهمن سال 57 یک کشور بسیار مهم و استراتژیک به نام ایران را که وسعتش از مجموع کشورهای آلمان، انگلستان، فرانسه، ایتالیا و اسپانیا بیشتر است از دست دادند. ایران یک کشور غنی محسوب میشود و آنها میخواهند دوباره آن را به دست بیاورند و بر کشور ما مسلط شوند. هم اینکه میخواهند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. مسئله آمریکا با ایران نه موضوع موشکی است، نه موضوع هستهای است و نه هیچچیز دیگر. آنها با اصل قدرت داشتن ایران مخالفند و میخواهند ایران در حوزههای مختلف ضعیف باشد تا تبدیل به لقمه راحتی برای آنها بشود. مثلاً میگویند: برد موشکهای ایران باید در حدی باشد که نتواند اسرائیل را بزند. یعنی اسرائیل بتواند ایران را بزند ولی ایران نتواند مقابله کند. خب مشخص است که اتفاقاً پذیرش شرایط آنها جنگ را جلو میاندازد. به نظرم این مذاکرات به نتیجه نمیرسد. ما باید دشمن و اهداف و روشهای او را بشناسیم. آنها تنها به دنبال سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و غارت منابع ثروت ایران، از هم گسیختن بافت جامعه ایرانی و نابودی آن هستند. اصلاً هم برایشان مهم نیست که چه اتفاقی برای مردم ایران رخ میدهد.»
وی میافزاید: «این یک مسئله روشن و واضح است و شما میبینید که فردی مثل اردشیر زاهدی وزیر خارجه رژیم پهلوی و داماد محمدرضا شاه با همین آگاهی به دفاع از سردار قاسم سلیمانی و نظام جمهوری اسلامی میپردازد. یا وزیر فرهنگ و اطلاعات دوره پهلوی میگوید: هدف اینها از بین بردن اصل ایران است و لذا الان اولویت من مخالفت با جمهوری اسلامی نیست، چون حیات جمهوری اسلامی به موجودیت ایران گره خورده است. یعنی مشخص است که آنها به دنبال تبدیل ایران به یک سوریه، لیبی یا سودان دیگر هستند نه هیچچیز دیگری مثل موشکی، هستهای و غیره.» برایناساس، ارائه تصویر واقعی و دقیق از مسیر و نتایج مذاکرات جاری با آمریکا، خود بخشی از روند دفاع از منافع ملی ایران است.
کما اینکه خوشبین کردن جامعه به نتایج احتمالی مذاکرات جاری با دولت ایالات متحده، میتواند کمک به دولت آمریکا برای تحت فشار قرار دادن افکار عمومی و حاکمیت ملی ایران در شرایط کنونی باشد. واقعیت تلخ اما این است که کسانی در ایران بیش از خود غربیها به غرب باور دارند و مانند همیشه سرگرم در باغ سبز نشان دادن از نتایج مذاکراتی هستند که دور قبلی آن بهعنوان ابزار فریب و غافلگیری برای حمله نظامی به کشور عزیزمان استفاده شده است. این در حالی است که همین افراد و جریان سیاسی منتسب به آنها، در پرونده پرخسارت برجام، به مدت نزدیک به یک دهه اقتصاد کشور را معطل غرب و آمریکا نگه داشتند و در نهایت نیز جز خسارتهای اقتصادی و امنیتی چیزی نصیب کشور نشد. مسئله دیگر اینکه چنانکه در بخشهای پیشین همین گزارش اشاره شد، چه آمریکا، و چه غرب در کلیت آن، اکنون خود دچار بحران و در مسیر افول هستند. به صورتی که ایالات متحده از کمک کردن به متحدان سنتی و قدیمی خود هم در پروندههای مختلف سیاسی- اقتصادی طفره میرود. بهراستی، چنین کشوری با چنان حاکمان مذبذب و فاسدی که از هیچ جنایتی فروگذار نیست، چگونه میخواهد به ایران و اقتصاد آن کمک کند؟