موج برکناری در دربار سعودی؛ در عربستان چه خبر است؟
سرویس خارجی-
دربار سعودی با صدور مجموعهای از «فرمانهای سلطنتی»، چندین مقام ارشد این کشور را عزل کرد و موجی دیگر از برکناریها را رقم زد! البته ماجرا فقط عزل نبوده است و شامل عزل و نصبها توأمان نیز میشود.
در دوران سلطنت ملک «سلمان بن عبدالعزیز» که از سال ۲۰۱۵ آغاز شد، برکناریهای گسترده و پاکسازیهای خیرهکنندهای رخ داد تا قدرت «محمد بنسلمان»- که در رسانههای غربی به MBS معروف است- به عنوان ولیعهد تثبیت شود. اوج این تحولات در اواسط ۲۰۱۷ بود، زمانی که سلمان، «محمد بننایف»، ولیعهد پیشین و رقیب بالقوه را از قدرت برکنار کرد و همزمان وزیر وقت دفاع را عزل کرد؛ گامی برای حمایت مستقیم از پسرش! این موج، در اواخر همان سال به کارزار- به ظاهر- ضدفساد عظیم تبدیل شد که بیش از ۲۰۰ شاهزاده، وزیر و تاجر برجسته، از جمله «ولید بنطلال»، ثروتمندترین شاهزاده جهان، را در هتلی لوکس در ریاض بازداشت کرد، اموالشان مصادره شد و میلیاردها دلار جریمه استخراج گردید، عملی که منتقدان آن را «کودتای مخملی» برای حذف رقبا توصیف کردند. این پاکسازیها نهتنها شاخههای اقتصادی و نظامی را تسخیر کرد، بلکه با دستگیریهای بعدی در اواسط سال ۲۰۲۰ ادامه یافت و محمد بنسلمان را به حاکم مطلق عربستان و پادشاه دوفاکتو بدل کرد. پیش از این دوران، نمونهای برجسته از برکناریهای گسترده در اواخر سال ۱۹۶۴ رخ داد، وقتی شورای خانواده سلطنتی، به رهبری «فیصل بنعبدالعزیز»، «ملک سعود» را به دلیل اسراف مالی و ضعف مدیریتی برکنار کرد و فیصل را به تخت نشاند، عملی که با حمایت علمای وهابی و قدرتهای خارجی مانند «بریتانیا» همراه بود و منجر به تبعید سعود شد. همچنین در اواخر سال ۲۰۲۰، بنسلمان موجی تازه از عزلها را علیه فرماندهان نظامی مانند «فهد بنترکی» راه انداخت تا هرگونه تهدید بالقوه را خنثی کند، الگویی که نشاندهنده تداوم استراتژی «پاکسازی پیشگیرانه» در خاندان سعودی تفسیر شد.
موج برکناریها!
گویا استراتژی «پاکسازی پیشگیرانه» در خاندان سعودی ادامه دارد! آنطور که «فارس» نوشته است، روزنامه سعودی «عکاظ»، پنجشنبهشب، گزارش داد سلمان بنعبدالعزیز با صدور مجموعهای فرمانهای سلطنتی تعدادی از شاهزادگان و مقامات ارشد را از سمتهای خود برکنار و در سمتهای جدید منصوب کرده است. از جمله تغییرات مهم، برکناری وزیر سرمایهگذاری «خالد الفالح» از این سمت و انتصاب او به عنوان وزیر دولت و عضو شورای وزیران. همزمان، «فهد بنعبدالجلیل آلسیف» به عنوان وزیر جدید سرمایهگذاری منصوب شد. براساس بیانیه دیوان سلطنتی سعودی، رئیس دیوان مظالم (دادگاه اداری عالی) برکنار و به سمت دادستان کل جدید منصوب شد؛ رئیس جدید دیوان مظالم نیز منصوب شد. همچنین دادستان کل سابق به عنوان مشاور دربار سلطنتی منصوب گردید. «سعود بننهار بنسعود»، استاندار طائف، از سمت خود برکنار و به عنوان معاون امیر منطقه مدینه منصوب شد. جای او را «فواز بنسلطان بنعبدالعزیز» به عنوان استاندار طائف گرفت. استاندار درعیه نیز برکنار و جای خود را به «راکان بنسلمان بنعبدالعزیز» داد. «هیفاء بنتمحمد آلسعود»، معاون وزیر گردشگری، برکنار و به عنوان مشاور شورای وزیران منصوب شد. «نجم بنعبدالله الزید»، معاون وزیر دادگستری، نیز برکنار و به عنوان مشاور دربار سلطنتی منصوب شد. رئیس اداره تحقیقات عمومی برکنار و جانشین او منصوب شد. برخی فرماندهان ارتش و گارد سلطنتی نیز به رتبه بالاتر ارتقا یافتند.
نگاه از زاویهای دیگر
شاید بتوان این رخداد را در چارچوب دیگری (غیر از آنچه در ابتدای این گزارش آمد) نیز تحلیل کرد. این موج جدید تغییرات حکومتی در عربستان که با صدور مجموعهای از «أوامر ملكيه» توسط ملکسلمان اعلام شد، شاید بیش از آنکه یک پاکسازی امنیتی یا حذف رقبا به سبک سالهای ۲۰۱۷–۲۰۲۰ باشد، نوعی بهروزرسانی نسلمحور در لایههای اجرائی بهشمار رود؛ حالا که بنسلمان در سودای تمرکز از مرحله اولیه «جذب سرمایه خارجی به هر قیمتی» به سمت مدیریت هوشمند و کمریسکتر سرمایهها در آستانه سالهای سرنوشتساز ۲۰۲۷–۲۰۳۰ است! یعنی سالهای پیش از برگزاری جامجهانی. البته شاید بتوان گفت که این تغییرات عمدتاً تلاشی «ناامیدانه» برای پوشاندن شکافهای ساختاری عمیق و توهمی است که کل پروژه تنوع اقتصادی را تهدید میکند. افت مداوم قیمت نفت، بودجههای مشکدار و وابستگی ۷۰درصدی به هیدروکربنها، دستاوردهای ادعایی جذب سرمایه خارجی را به باد میدهد، و پروژهای مانند نئوم- که با هزینههای سرسامآور بیش از ۵۰۰میلیارد دلار، تأخیرهای بیپایان، همراه با گزارشهای تکاندهنده مرگ یا ناپدیدشدن بیش از ۲۱هزار کارگر مهاجر تحت شرایط استثماری و...- نمادی از این توهم است. این تحولات که نسل سوم نخبگان را به مجریان وفادار پروژههای کلان تبدیل میکند، با نادیده گرفتن بحرانهای واقعی مانند بیکاری ۱۵درصدی جوانان سعودی، سرکوب حقوق بشر که سرمایهگذاران غربی را دلسرد کرده، و تعویق رویدادهایی چون بازیهای آسیایی زمستانی ۲۰۲۹ به دلیل ناتوانی مالی همراه است. تمام اینها نشان میدهد که اهداف جاهطلبانهای چون میزبانی جامجهانی ۲۰۳۴ و تمرکز بر هوش مصنوعی ممکن است به سرنوشتی مشابه نئوم دچار شود: یک رؤیا که قوانین فیزیک، اقتصاد و اخلاق را نادیده میگیرد! در نهایت، نه به عنوان نماد پیشرفت، بلکه به عنوان بنای ویرانشدهای از شکستهای بنسلمان برجسته میماند.
لابی امارات با گروههای صهیونیستی
اما خبر دیگر از عربستان کاملاً در فضائی متفاوت است. وبگاه «میدلایستآی» به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد، امارات در چارچوب اختلافاتش با عربستان، تلاش داشته است با لابیهای آمریکایی حامی رژیم صهیونیستی همسو
شود. به گزارش «ایسنا»، یک مقام آمریکایی به این وبگاه انگلیسیزبان گفت که دستکم یکی از گروهها، یعنی «کمیته یهودیان آمریکا» (AJC)، تحت فشار ابوظبی قرار گرفته است تا با صدور بیانیهای نسبت به اتهامات یهودیستیزی در عربستان ابراز نگرانی کند. کمیته یهودیان آمریکا از مدافعان سرسخت اسرائیل است و روابط عمیقی با واشنگتن
دارد و ریاست آن برعهده «تد دوییچ» نماینده سابق دموکرات کنگره آمریکا است. گفتنی است، این روزها دشمنی این دو دوست قدیمی ابعاد گستردهای پیدا کرده است که از جنوب یمن تا شاخ آفریقا را فراگرفته است!