تحول در همه حوزهها منوط به توسعه فرهنگ اسلامی، ایرانی
گروه گزارش- بخش پایانی
باورهای اسلامی عامل اصلی پیروزی نهضت اسلامی، نهتنها علیه شاه، بلکه علیه متحدان ائتلافی علیه انقلاب اسلامی بود. بر این اساس انقلاب اسلامی با توجه ویژه به تأثیر زیربنایی اصول فکری در موفقیت هر اقدامی، علاوهبر بذلتوجه به احیای ارزشهای اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بر فرهنگ جامعه و اصلاح آن و پیشرفت فرهنگی بهمثابه یک اصل ضروری تکیه داشته است، لذا اولین طلیعه پیشرفت فرهنگی، در انقلاب اسلامی و نیز در روند پیروزی و تکامل این انقلاب به چشم میخورد. انقلاب ایران تنها انقلابی بود که اصولاً با مجاهدتهای فرهنگی و سیاسی و نه از راه درگیری مسلحانه علیه رژیمی صورت گرفت که به انحطاط کشاندن فرهنگ بومی را در پیش گرفته بود.
روند پیشرفت فرهنگی از طریق زمینهسازی فرهنگی برای پیروزی انقلاب اسلامی از همان اوایل دوران مبارزه آغاز شد. از اوایل 1330 تلاشهایی برای عرضه معارف اسلام با قالبهایی جدید آغاز شده بود. گرچه از چند دهه قبل تاختوتاز مکاتب غربی در فضای فرهنگی سیاسی ایران آغاز شده بود، اما از پس حوادث دهه 30 اندیشمندان اسلامی همچون استاد شهید مطهری وارد یک مجاهدت دامنهدار فرهنگی در این عرصه شدند. از جمله مباحثی که در این دوران توسط اندیشمندان اسلامی مطرح میشد، توجه به اسلام بهعنوان سبک زندگی، ضرورت تحولات اساسی در سطوح مختلف اجتماعی، هدایت جوانان و تأکید بر عمل جمعی و ضرورت احیای تفکر دینی بود.
انقلاب اسلامی زمینهساز تغییرات بنیادین
در نظام جهانی
مصطفی ملکوتیان، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، انقلاب اسلامی ایران را زمینهساز تغییرات بنیادین در نظام جهانی دانسته و میگوید: این انقلاب در چهل و هفت سال گذشته، از نظر ابعاد منطقهای، بینالمللی و الهامبخشی بسیار قدرتمند عمل کرده است. امروزه در دانشگاههای غربی، پیرامون نتایج انقلابها، از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مباحث مختلف، کار علمی صورت نمیگیرد؛ بلکه علل و عوامل وقوع انقلابها را بسیار بررسی میکنند. فِرد هالیدی؛ متخصص روابط بینالملل و امور خاورمیانه در مقالهای تحت عنوان «انقلاب و روابط بینالملل» مینویسد که غرب با وقوع انقلاب در کشورها مخالف است، زیرا هر جا انقلابهای اصیل رخ میدهد، منافع غرب در تعارض قرار میگیرد؛ بنابراین از انقلابها که برای تغییر داخلی و بینالمللی صورت میگیرد، چیزی بیان نمیکنند.»
وی با بیان اینکه به لحاظ دستهبندی، انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب بزرگ است، اظهار میدارد: «دستهبندیهای مختلفی برای انقلابها ذکر شده است. گاهی نویسندهای، انقلابها را به انقلاب سیاسی و اجتماعی تقسیم میکند. نویسنده دیگری مثل ساموئل هانتینگتون، انقلابها را به انقلاب شرقی و انقلاب غربی، تقسیم میکند. انقلاب اسلامی ایران به گفته خود این نویسندگان، جزو انقلابهای اجتماعی است. یکی از دلایلی که انقلاب اسلامی، انقلاب کبیر خوانده میشود این است که انقلاب اسلامی، آرمانهای جهانشمول دارد و دارای رهبرانی قدرتمند و توانمند است که خواستار برهمزدن نظام سلطهگرایانه حاکم بر دنیا هستند.»
عضو گروه علوم سیاسی شورای تحول علوم انسانی، میگوید: «هرچه ابعاد بینالمللی یک انقلاب قویتر باشد، آن انقلاب بیشتر در گروه انقلابهای کبیر یا انقلابهای بزرگ قرار میگیرد. انقلاب اسلامی ایران، در این چهل و هفت سال گذشته یک انقلاب بسیار قدرتمند از نظر ابعاد منطقهای، بینالمللی و هم از لحاظ الهامبخشی بوده است.
انقلاب اسلامی ایران در گروه انقلابهای غربی و شرقی قرار نمیگیرد.»
ملکوتیان، با بیان اینکه یکی از دلایل گستردگی بازتاب انقلاب اسلامی بر محیطهای منطقهای و بینالمللی «جامعیت آرمانی»، این انقلاب است، اظهار میدارد: «به عنوان مثال؛ آرمان انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه در آزادی خلاصه میشود و عدالت فدای آزادی میشود.
یا انقلاب ۱۹۱۷ روسیه با آرمان برابری اقتصادی ظهور کرد. یا انقلاب ۱۹۶۲ الجزایر با آرمان استقلال پدیدار شد. ولی انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ ایران، دارای جامعیت آرمانی است. انقلاب اسلامی ایران، دارای جامعیت عدالت، آزادی، معنویت، پیشرفت، استقلال و اخلاق با هم است. این جامعیت در نهایت باعث بازتاب در سراسر جهان شده است. مثلاً در آمریکای لاتین، با الهام گرفتن از انقلاب ایران، تحتتأثیر شعارهای استقلالطلبانه رفتند و در نهایت انقلاب اسلامی، اصطلاح الهیات رهاییبخش را در آمریکای لاتین بهشدت تقویت کرد. امروزه دولتهایی که در آمریکای لاتین در مقابل غرب ایستادهاند خیلی زیاد شدهاند و آنها الگوی خود را آشکارا انقلاب اسلامی میدانند. همچنین رهبری الهی، قاطع و شجاع در زمان حضرت امام(ره) و در دوران رهبری مقام معظم رهبری (دامتبرکاته) برای جهان بسیار تأثیرگذار و الگوپذیر بوده است.»
تأثیر انقلاب اسلامی بر حرکتها و جنبشها
مصطفی ملکوتیان، استاد دانشگاه تهران، در ادامه به عدم ارتجاع در انقلاب اسلامی، تأثیرگذاری آن در نقاط گوناگون دنیا و نقش دائمی مردم در آن، اشاره کرده و میگوید: «دائمی بودن انقلاب اسلامی، الهامبخش است.
همین که غرب نمیتواند با آن برخورد کند و مدام شکست میخورد، الهامبخشی آن را میرساند که در نقاط مختلف دنیا تأثیر میگذارد. نظریهپردازان درباره بازتابها و تأثیرات انقلاب اسلامی بر محیط بینالملل، جنبشها و نظریههای روابط بینالملل چهار نکته را بازشناسی کردند.»
وی در توضیح نخستین نکته به بازتاب علمی، فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی، اشاره کرده و میگوید: «از جمله چالشهایی که انقلاب اسلامی بر روابط بینالملل ایجاد کرده است، میتوان به چالش فرانظری، چالش ساختاری، چالش هنجاری و نهایتاً چالش نهادی نام برد. چالش فرانظری یعنی چالشهایی که غرب در هستیشناسی با آن مواجه میشود. مثل مارکسیستها که از نظر علمی در نهایت گرفتار این چالش شدند و شکست خوردند. یکجانبهگرایی غرب نیز در نهایت به شکست غرب میانجامد. در آمریکای لاتین شاهد چالشهای ساختاری این کشورها با آمریکا هستیم.
از لحاظ چالش هنجاری، مردمسالاری دینی بهویژه در جهان اسلام بسیار اثربخش بوده است. از لحاظ چالشهای نهادی، انقلاب اسلامی با پیشنهادهای ایران در پارلمان بینالمجالس اسلامی توانست بازخوردهای متعددی را در روابط بینالملل ایجاد کند.
از لحاظ فرهنگی، انقلاب اسلامی توانسته است با ترویج فرهنگِ استقلال و ترویج فرهنگ مردمسالاری دینی، استقلالخواهی و استکبارستیزی را تقویت کند. همچنین از طریق بازخیزی در عرصههای مختلف حیات اجتماعی، مثل موضوع حجاب در کشورهای اسلامی، مراسم عزاداری، نمازهای جمعه و جماعت، تقریب مذاهب اسلامی و بیداری اسلامی، توانسته است تأثیرات آشکاری بر روابط بینالملل و دنیای موجود بگذارد.
در نهایت انقلاب اسلامی دریچهای جدید را به روی جهان گشوده و با دانش علوم انسانی، در دنیا یک مسیر مستقیم و درست، آرامآرام بهوجود آورده است.»
وی در تکمیل صحبتهایش به بازتاب انقلاب اسلامی بر حرکتها و جنبشها اشاره کرده و میگوید: «بهمحض وقوع انقلاب اسلامی، تعدادی از جنبشهای اسلامی و غیراسلامی که قبلاً وجود داشتند؛ ولی غیرفعال بودند، همچون اخوانالمسلمین، حزبالله لبنان، جهاد اسلامی فلسطین؛ حماس و جنبشهای شمال آفریقا و... به دفاع از انقلاب اسلامی پرداختند.»
بررسی سیر تکوینی پیروزی انقلاب اسلامی
در رسالههای تاریخی
پس از انقلاب اسلامی، نظام تازه شکل گرفته از مکتب اسلام، به سوی تجدید سازمان اساسی جامعه ایران پیش رفت و بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت سیاسی تفسیرهای جدیدی از سیستم سیاسی، زندگی اجتماعی و فرهنگ ارائه کرد. جمهوری اسلامی با به دست گرفتن موقعیت مسلط در کنترل دولت، تحول فرهنگی را به صورت خیلی جدی پیگیری کرده و کوشید تا فرهنگ سیاسی اسلامی را نهادینه سازد.
محدثه سادات رفیعی، کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی به گزارشگر کیهان میگوید: «در نوشتهها نیز سعی شد که رابطه دین و دولت مدنظر قرار گرفته شود.
ازآنجمله است، نوشتههای تاریخی. از برجستهترین ویژگیهای تحلیل تاریخی در ایران پس از انقلاب، ارائه دیدگاه رابطه دین و دولت در هر مقطع تاریخی است. هدف اصلی در این نوع نوشتهها تئوریزه کردن تاریخ بر مبنای نحوه تفکر دینی هر دوره و ارتباط آن تفکر با مسئله دولت و حکومت بوده است. توجه به عامل دین و تفکر دینی در تاریخنویسی ایران پس از انقلاب، شاخصترین ویژگی به شمار میآید.
از جمله آثار تاریخی ایدئولوژیک پس از انقلاب اسلامی، آثاری است که توسط متفکران مسلمان منتشر شده است. در این آثار تلاش بر این است که نشان داده شود، اسلام مکتبی است همهجانبه که کلیه عرصههای حیات اجتماعی اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دربر میگیرد و برای شکل حکومت و روابط با انسانها، الگوها و نمونههایی دارد.
بنابراین، بررسی سیر تکوینی پیروزی انقلاب اسلامی نشان میدهد که یکی از ویژگیهای اساسی آن، جنبه فرهنگی و دینی آن بوده است. اگرچه تمامی انقلابها اهداف فرهنگی خاصی را تعقیب میکنند، اما در انقلاب اسلامی، بیشترین شعارها و اهداف متوجه ابعاد فرهنگی بوده است. مقایسه نیروهای انقلاب، رهبری آن، شعارها و انگیزههای مردم با دیگر انقلابها، بهوضوح این تفاوت را نشان میدهد.
مطالعه و تحقیق در بیانات، اعلامیهها و کتب حضرت امام خمینی(ره) در طول چهل سال قبل از پیروزی انقلاب، اهمیت، حساسیت و ضرورت توجه بسیار به این موضوع را بهخوبی بیان میدارد.
بهعنوانمثال؛ امام در تاریخ ششم اردیبهشت سال 1350، در پاسخ به نامه دانشجویان مسلمان مقیم اروپا مرقوم فرمودهاند: راه اصلاح یک مملکتی، فرهنگ آن مملکت است، اصلاح باید از فرهنگ شروع شود، دست استعمار توی فرهنگ ما کارهای بزرگ میکند، نمیگذارد جوانهای ما مستقل بار بیایند. نمیگذارند در دانشگاهها جوانهای ما درست رشد بکنند، اینها را از بچگی یکطوری میکنند که وقتی بزرگ شدند، اسلام هیچ و آنها همه چیز، اگر فرهنگ درست بشود یک مملکت اصلاح میشود. شما یک فرهنگ مستقل درست کنید یا بدهید ما درست کنیم.»
فرهنگ اسلامی و آموزش و پرورش
در نظام جمهوری اسلامی
بلافاصله پس از انقلاب، تلاشهای بنیادین در مقابله با غربزدگی از طریق حذف مبانی سکولار از نظام تعلیم و تربیت آغاز شد. چنانکه بهسرعت در اواخر سال 1358 برای مدارس ابتدائی و دورههای راهنمایی، متون درسی تازهای که جهتگیری اسلامی داشت، نگاشته شد.
در مجموع انقلاب اسلامی به لحاظ ماهیت فرهنگی در جهت پیشرفت فرهنگی مبتنی بر ارزشهای اسلامی، گامهای اولیه را پس از پیروزی انقلاب برداشت.
طرح استراتژی فرهنگی انقلاب از همان ابتدا موجب اقبال عمومی میگردید و تحولات اساسی را نوید داد. گرایش عمومی مردم به خاستگاه فرهنگی انقلاب، ضرورت هرچه بیشتر تدوین یک استراتژی کلان فرهنگی را روشن ساخت که در این زمینه تلاشهایی تاکنون صورت گرفته است و این امیدواری وجود دارد که با توجه به تغییرات نو به نو در عرصه واقعیات فراملی فرهنگی، فرهنگ انقلاب اسلامی با روشهای روزآمد نسل به نسل تداوم و تکامل یابد.