آخرین نفسهای رژیم ستمشاهی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«... اعلامیه امروز حکومت نظامی، خدعه و خلاف شرع است و مردم به هیچوجه به آن اعتنا نکنند. برادران و خواهران عزیزم! هراسی به خود راه ندهید که به خواست خداوند تعالی حق پیروز است...»1
این جملات، بخشی از اعلامیه مهم و تاریخساز حضرت امام خمینی در بعدازظهر 21 بهمن 1357 و پس از صدور اطلاعیه فرمانداری نظامی تهران مبنی بر انتقال برقراری حکومت نظامی از ساعت 12 شب به 30/4 همان بعداز ظهر 21 بهمن بود.
براساس اسنادی که بعد از پیروزی انقلاب از دفتر ویژه و محل کار سرلشکر امینی افشار (رئیس اداره دوم ستاد بزرگ ارتشتاران) به دست آمد، مراحل مختلف یک عملیات کودتا تحت عنوان عملیات «نجات» یا «کورتاژ» کشف شد که قرار بود در شامگاه 21 بهمن انجام شده و با دستگیری رهبران و فعالان انقلاب و همچنین کشتار وسیع مردم، نهضت امام را سرکوب نماید.2
کودتایی که فرجامی نداشت
به موجب این اسناد، طرح کودتا تقریبا از زمانی که ژنرال رابرت هویزر (معاون فرماندهی نیروهای ناتو در اروپا) به ایران وارد شد، در دستور کار قرار گرفت و ابعاد مختلف آن طی جلسات مختلف هویزر با گروهی از افسران ارشد شاه که به گروه پنج موسوم شدند (مرکّب از ارتشبد عباس قرهباغی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، ارتشبد طوفانیان، سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی، سپهبد بدرهای فرمانده نیروی زمینی و دریادار حبیبالهی، فرمانده نیروی دریایی) به طور مداوم مورد بررسی قرار گرفت تا اینکه به طرح نهائی رسیده و آماده اجرا گردید.
ژنرال هویزر در کتاب خاطرات خود به نام «ماموریت مخفی در تهران» درباره تشکیل گروه 5 و برنامهها و اهداف آن نوشته است:
«... نقش افراد ما میبایستی این باشد که نوع اطلاعات لازم برای انجام یک اقدام نظامی را مشخص کنند... اگر حکومت غیر نظامی شکست بخورد، کودتا از هر شق دیگری بهتر است... این کار را حتی اگر با خونریزی زیاد هم باشد، انجام خواهد داد...»3
هویزر در بخشی دیگر از خاطراتش به دستوراتی که هارولد براون، وزیر دفاع آمریکا به وی داده بود، اشاره کرده و اضافه نموده است:
«... براون دستورات 11 ژانویه خود را دوباره تکرار کرد و گفت... اگر وضع وخیم شود، ارتش باید آمادگی کودتا را در هر لحظه داشته باشد. سپس خطاب به من گفت که باید ارتش را هم از نظر فیزیکی و هم از نظر روحیه تقویت کنم که آنها در هر لحظه آمادگی این کار را داشته باشند...»4
هویزر روز پس از فرار شاه طی گزارشی به هارولد براون جدول آمادگی ارتش برای کودتا را ترسیم کرد. او در این باره نوشته است:
«... گروه پنج هر روز کارآیی بیشتری پیدا میکنند و قرهباغی نیز نقش رهبری بیشتری ایفا میکند. برنامهها دارد شکل میگیرد و ما داریم به جایی میرسیم که بتوانیم کودتای نظامیکنیم. حدود یک هفته دیگر قادر به انجام این کار خواهیم بود. گروه از نظر روحی آماده است تا در صورتی که دولت بختیار رو به سقوط برود، اقدام کنند...»
اگر حکم حضرت حجت باشد...
اما حکم تاریخی امام خمینی مبنی بر شکستن حکومت نظامی و ماندن مردم در خیابانها، همه طرح و نقشههای کاخ سفیدنشینان و مزدوران داخلی آنها را برهم زد. حکمی که در وهله اول نگرانی یاران امام مبنی بر احتمال کشتار گسترده مردم توسط ارتش شاه را نیز به همراه داشت. احمد مرآتی شیرازی از بازاریان مبارز پیرو امام که در آن ایام در حضور آیتالله طالقانی بود، درباره آن حکم تاریخی گفته است:
«... آقای طالقانی تلفنی با امام صحبت کرد، آقای طالقانی به امام گفتند که اگر این حکم شما اجرا شود (یعنی حکومت نظامی اعلام شده شکسته شود) 5 میلیون نفر کشته میشوند. باز امام گفتند که باید شکسته شود. 3 دفعه آقای طالقانی تلفن کرد و بعد گفت خودم میروم پیش امام...»5
مرحوم آیتالله سید تقی موسوی درچهای از مبارزین همراه امام که شاهد عینی این ماجرا بوده، ادامه آن را اینگونه شرح داده است:
«... در حیاط (مدرسه علوی) نشسته بودیم که یک وقت خبر آوردند که آقای طالقانی از پیش امام برگشتند و در سالن نشسته و گریه میکنند... آقای طالقانی شرح دادند وقتی به امام گفتم که آقا تمام چهارراههای تهران، نیروهای مسلح سنگر گرفتند و نفربرها همه پر از نظامی و طبق اطلاع، شاپور بختیار گفته که در این ساعتها بزنید و بکشید، (حتی) اگر ملت هم مقاومت کردند، اگرچه یک میلیون هم کشته شوند و من میبینم که صدها هزار جنازه در این خیابانهای تهران ریخته شده... آقای طالقانی به امام فرمودند که شما را به جدّتان، پیغمبر این حکومت نظامی را بگویید که نشکنند و همچنان بماند که امام با لحن تند به آقای طالقانی فرموده بودند باید حکومت نظامی شکسته بشود. بعد ایشان گفته بود که آخر کشت و کشتار میشود... بعد امام فرموده بودند که... اگر این دستور باشه چی؟ اگر این نظر حضرت حجت باشد، چی؟...»6
مرآتی حال و هوای آقای طالقانی را پس از این آخرین کلام امام اینگونه شرح میدهند:
«... دیگر آقای طالقانی حرف نزدند... گفتند عین دستور امام باید انجام بشود...»7
به این ترتیب و با حضور مردم در خیابانها، عملا حکومت نظامی شکسته شد و عملیات موسوم به «نجات» و یا «کورتاژ» را به بنبست کامل کشانید.
فتوایی دیگر در لحظات سرنوشتساز
صبح روز 22 بهمن، در حالی که جلسه امرای ارتش برای تصمیم نهائی ادامه داشت و نیروهای نظامی شاه همچنان در حال مقاومت در مقابل سیل خروشان مردم بودند، سپهبد آذر برزین، جانشین فرماندهی نیروی هوائی در پایگاه آموزشهای نیروی هوائی واقع در دوشانتپه که مقاومت افراد نیروی هوائی از آن آغاز گردیده بود، همافران را دعوت به خلع سلاح و بازگشت به پادگانها نمود و آنها را از حمله نیروهای گارد ترساند. اما همافران در مقابل آذربرزین کوتاه نیامدند و او و همراهانش را از دوشانتپه بیرون کردند.
اما با ادامه درگیریها و تردید برخی نیروهای نظامی از سرپیچی و عدول از سوگند خود، فتوای تاریخی حضرت امام در پاسخ به استفتای گروهی از افراد نیروهای مسلح به این شرح صادر شد:
«بسمه تعالی
قسم برای حفظ قدرت طاغوتی صحیح نیست و مخالفت با آن واجب است و کسانی که این نحو قسم خوردهاند، باید برخلاف آن عمل کنند.
والسلام علیکم و رحمهًْالله و برکاته
روحالله الموسوی الخمینی
13ربیعالاول1399. (22 بهمن 1357)»
به این ترتیب بسیاری دیگر از همافران و سایر نیروهای نظامی ارتش، پادگانها و پایگاهها را ترک کردند و تعداد زیادی از آنان به محل اقامت حضرت امام پناه بردند که در آنجا مسلح شده و به میدان مبارزه با پسماندههای رژیم شاه بازگشتند. در آن هنگام سراسر شهر به میدان جنگ بدل شده بود.
ارتش میلیاردها دلاری شاه در طول 48 ساعت از هم پاشید. ارتشبد طوفانیان، آجودان مخصوص شاه و مسئول خریدهای تسلیحاتی ارتش در خاطراتش به نفوذ انقلابیون پیرو حضرت امام در ارتش شاه و نقش آنها در درگیریهای 21 و 22 بهمن 57 اعتراف کرده است.
کار تمام شده بود
صبح روز 22 بهمن 1357 در حالی که اغلب مراکز رژیم شاه به دست انقلابیون فتح شده بود و نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (رحمهًْالله علیه) میرفت که طومار دودمان 2500 ساله شاهنشاهی را برای همیشه در هم بپیچد، در اتاق بحران کاخ سفید جلسهای به ریاست برژینسکی تشکیل شد و برای نجات حکومت شاهنشاهی آخرین تدابیر را به کار بستند. برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر در یادداشتهای روز یکشنبه 11 فوریه برابر با 22 بهمن 57 به آن جلسه اضطراری اشاره نموده و نوشته است:
«... در جلسه اضطراری کاخ سفید، وارن کریستوفر و دیوید نیوسام از طرف وزارت امور خارجه، چارلز دونکن و ژنرال جونز به اتفاق چند تن از مقامات وزارت دفاع و ستاد مشترک، ترنر رئیس CIA به اتفاق فرانک کارلوچی از مقامات برجسته CIA،گری سیک و سرهنگ اودوم از شورای امنیت ملی حضور داشتند...»8
راهحل نهائی این گروه کودتای نظامی بود و از همین رو نتایج جلسه به سولیوان و ژنرال هایزر ابلاغ شد. اما این جلسه در ساعت 30/8 صبح یکشنبه 11 فوریه 1979 تشکیل شد که باتوجه به اختلاف ساعت تهران و واشنگتن برابر ساعت چهار بعدازظهر روز 22 بهمن 1357 بود. یعنی زمانی که دیگر ارتش اعلام بیطرفی نموده، بختیار فرار کرده و دیگر رژیم سلطنتی در ایران وجود نداشت که برای نجات آن کودتای نظامی انجام دهند. کار تمام شده بود و نهضت امام خمینی به یاری خداوند تبارک و تعالی با ایستادگی و فداکاری و ایثار مردم مسلمان، رژیم شاه را جارو کرده بود.
گروهی از جوانان مسلح به فرماندهی حجتالاسلام فضلالله محلاتی، از سوی مقر امام در مدرسه علوی مأمور تسخیر یکی از ایستگاههای رادیو واقع در نزدیکی چهارراه سیدخندان شدند. آنها پس از چندین ساعت نبرد نفسگیر، ایستگاه رادیو را در ساعت 16 به تسخیر خود درآوردند و در ساعت 30/16 برای اولین بار در طول تاریخ، صدای انقلاب اسلامی به وسیله حجتالاسلام محلاتی در سرتاسر عالم طنین افکند که گفت:
«این صدای انقلاب اسلامی ایران است، این صدای انقلاب اسلامی ایران است.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- صحیفه امام– جلد 6 – صفحات 121 و 122
2- فصل دوم: از پرواز انقلاب تا استقرار جمهوری اسلامی- عملیات کورتاژ، اجرای کودتا عقیم میماند- پرتال امام خمینی
3- ژنرال رابرت هویزر– ماموریت مخفی در تهران– ترجمه: دکتر محمد حسین عادلی– انتشارات رسا- چاپ چهارم- 1376
4- همان
5- مصاحبه با احمد مرآتی شیرازی – مجموعه مستند «آب در هاون» – قسمت پنجم- شبکه دو سیما- دهه فجر 1388
6- مصاحبه با مرحوم آیتالله سید تقی موسوی درچهای- همان
7- مصاحبه با احمد مرآتی شیرازی- پیشین
8- ژبیگنیو برژینسکی- قدرت و اصول: خاطرات برژینسکی مشاور امنیت ملی 1977– 1981- ترجمه مرضیه ساقیان- نشر وزارت امور خارجه- چاپ اول- 1380