کد خبر: ۳۲۷۵۱۰
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۷

گزارش یک جشنواره اولی

محمد محمدی افران-بخش اول
هر سال در جشنواره فیلم فجر، گروهی از فیلمسازان شرکت‌کننده تحت عنوان «فیلم‌اولی» معرفی می‌شوند. یعنی کارگردان‌هایی که با اولین تجربه کارگردانی فیلم سینمای به جشنواره راه یافته‌اند. این موضوع درباره منتقدان و اهالی رسانه هم صادق است؛ مثل نگارنده که امسال برای اولین‌بار به عنوان خبرنگار در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافته‌ام. آنچه می‌خوانید، مشاهدات و تجربیات من از این تجربه جدید است:
جشنواره برای اصحاب رسانه یک روز زودتر یعنی ۱۱ بهمن آغاز شد و تنها انیمیشن جشنواره (نگهبانان خورشید)، فیلم‌های غوطه‌ور و غبار میمون اکران شدند.
غبار میمون تلاش داشت فیلمی هیجانی، پلیسی و ایدئولوژیک باشد هرچند که شعاری و رو بودن فیلم قطعاً به چشم می‌آید. آرش معیریان را اما نشد در این فیلمش قضاوت کرد. مشخص نیست معیریان چقدر در این فیلمش، خودش بوده است. بارها از دانش سرشار سینمایی او شنیده بودم اما این فیلمساز به گفته خودش، برخی فیلم‌هایی که ساخته است برای کسب درآمد بوده و به هر حال چه اعتراضی می‌توان کرد وقتی غم نان مطرح باشد. حال او فیلمی با رویکردی متفاوت ساخته اما همچنان نمی‌توان فهمید که خودش است یا خیر؟!
روز دوم اما روز دو فیلم‌اولی و یک فیلمساز باتجربه تولیدات مختلف بود. تقاطع نهائی داستان چهار زن در بحران و البته فیلمی عموماً تک‌لوکیشن بود تا بلکه از هزینه‌های سرسام‌آور فیلمسازی فرار کرده باشد. هرچند که فیلم‌اولی بودن و کم‌هزینه شدن تقاطع نهائی، توجیهی برای ضعف کیفی فیلم شدند.
موقعیت هیجان‌انگیز و البته جذاب جنگ دوازده روزه سبب شد تا فیلمسازها برای ایده اولیه خود به سمتش بروند و یکی از فیلم‌ها با این نگاه؛ قمارباز شد. داستانی ملایم در یک شب جنگی و طولانی. هرچند که این فیلمساز بایستی بیش از پیش به تجربه‌اندوزی بپردازد.
فیلم سوم در شب دوم جشنواره، خیابان جمهوری ساخته منوچهر ‌هادی. فیلمسازی با تجربیات متنوع این‌بار مجدداً به سینمایی که اسم آن را اجتماعی گذاشته‌اند بازگشته است. یک فیلم فیلمنامه‌محور با اشاره به معضلات زندگی زنان بدسرپرست با استفاده از جزئیات در داستان و البته همراه کردن مخاطب. باوجود انتقاداتی درباره تکنیک یا برخی اشتباهات فرمی به منوچهر‌ هادی اما به هر حال همراهی مخاطبان را در سالن سینما در پی داشت. حمله آن‌ور آبی‌ها به سینمای ایران و تلاش برای ترساندن سلبریتی‌ها از حضور در کاخ جشنواره، سبب یک فضای خاکستری شده بود که با نشست خبری فیلم خیابان جمهوری و صحبت‌های منوچهر‌ هادی، تا حدی شکست. او تاکید کرد که مدعیان آزادی، حق ندارند حرف خود را بر دیگران تحمیل کنند. الناز ملک نیز به عنوان بازیگر فیلم با اشاره به این فضا، صحبت‌های جالبی را عنوان کرد.
روز سوم جشنواره اما جالب‌تر هم شد. ابتدا فیلم پروانه به نمایش درآمد که امید جذابیتش به غافلگیری انتهای فیلم بود و بس. سانس دوم اما به فیلم نیم‌شب اثری از محمدحسین مهدویان اختصاص داشت؛ هم فیلم متفاوتی بود و هم نشستی بسیار متفاوت رقم زد. مهدویان با کمی تغییر فرم فیلمسازی خود، کاری جالب با وقت کم ساخت. به قول خودش در نشست خبری فیلم، می‌بایست فرم فیلم به حال و هوا و آنچه که مردم از وقایع به یاد دارند منطبق می‌بود.
نیم‌شب شعاری بود اما به قول سازنده‌اش برای ایران باید شعار داد. این فیلم پر بود از جزئیات دقیق مردمی و انقلابی که مشخص بود در جمله به جمله فیلمنامه کار شده است. آن را می‌توان یک اثر جدی با موقعیت جنگ تحمیلی دوازده روزه و استفاده از یک اتفاق واقعی دانست. واقعی بودن عمده داستان به بالاتر بردن اهمیت فیلم کمکی دوچندان کرد.
در نشست خبری فیلم نیم‌شب اما اتفاقات جنجالی و البته مهم کم رخ نداد. اگر بخواهیم خلاصه بدان بپردازیم، حقیقتاً مهدویان یک‌تنه جماعت سلبریتی بزدل را رسوا کرد. او حتی پس از نشست با حضور در رسانه‌های حاضر در خانه جشنواره و مصاحبه با آنها، نظراتش را تکمیل کرد. هرچند که در نشست خبری فیلم، خبرنگاران رسانه‌های زنجیره‌ای با طرح سؤالاتی که بیشتر یک مدل تهاجم بود، تلاش داشتند به زعم خودشان مهدویان و فیلمش را تخریب کنند اما هرچه تلاش کردند تنها خودشان را بیشتر رسوا کردند.
پس از یک فیلم و یک نشست جنجالی نوبت به یک فیلم جاده‌ای به نام اسکورت رسید. فیلمی که اصحاب رسانه و منتقدین حاضر در سالن واکنشی نسبتاً مثبت به آن داشتند. در نشست خبری هم خبری از جنجال نبود، هرچند که خبرنگاران رسانه‌های زنجیره‌ای باز هم تلاش داشتند با طرح سؤالاتی خاص، کارگردان این اثر یعنی یوسف حاتمی‌کیا را به جنجال و صحبت‌های زرد رسانه‌ای بکشانند که او خود را وارد بازی آنها نکرد.
روز چهارم آرام‌تر از روز گذشته برگزار شد اما به لطف روز سوم، یخ‌های تحمیلی نشست‌ها آب شد و صحبت راجع به فیلم‌ها و جشنواره به شکل معمول‌تری صورت گرفت. کوچ به عنوان فیلم اول، داستان ابتدای زندگی شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی تا وارد شدن ایشان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را روایت کرد. فیلمی با حداقل تعداد سلبریتی و البته داستانی جالب. هرچند که پایان‌بندی دراماتیک نداشت اما اصحاب رسانه و منتقدین که یاد گرفته‌اند از چنین فیلم‌هایی خوششان نیاید‌، واکنش خوبی داشتند و فیلم را قابل احترام دانستند.
پس از یک فیلم دیگر موسوم به سینمای اجتماعی به نام گیس که یک فیلم قابل احترام اما بدون تعریف و تمجید جدی بود، نوبت به فیلم سرزمین فرشته‌ها رسید. پیش از اکران از منوچهر محمدی تهیه‌کننده این فیلم و تعداد بسیار زیادی از فیلم‌های تاریخ سینمای معاصر ایران، تقدیر به‌عمل آمد.
سرزمین فرشته‌ها را می‌توان فیلمی دانست که خیلی‌ها منتظرش بودند و درنهایت بالاخره رسید. پس از آغاز جنگ رژیم صهیونیستی علیه مردم بی‌دفاع غزه، بارها کارشناسان به اهمیت تولید آثار هنری که در رأس آن فیلم سینمایی یا سریال است تاکید کرده بودند اما خبری نبود که نبود. اما بالاخره با حمایت سازمان سینمایی سوره و تصویرشهر با تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی و کارگردانی بابک خواجه پاشا فیلمی با این موقعیت ساخته شد. هرچند که زبان فیلم عربی است اما ارائه این فیلم به جهان و به‌خصوص جهان عرب اهمیت فراوانی دارد. استفاده از جلوه ویژه بصری قوی و صداسازی برای تغییر زبان به عربی نیز از نکات جالب فیلم بود.
فیلم مارون با نگاهی به زندگی شهید هدایت‌الله طیب، روز پنجم جشنواره را آغاز کرد. این فیلم البته با فرم عجیب خود و تلاش برای افزایش هیجان و‌ هالیوودی کردن اثر، کاری کرد تا نگاه‌های مثبت را از خود دور کند. همچنین به نظر می‌رسد کسانی که می‌خواهند فیلم در ژانر دفاع‌مقدس بسازند و یا بیوگرافی یک شهید را کار کنند، بایستی بیشتر در این حوزه تحقیق و مطالعه داشته باشند. پرداختن مفید و درست به شهدا را حقیقتاً نباید با ساده‌انگاری برگزار کرد.
دختر پری‌خانم، اثری از علیرضا معتمدی با آن نگاه‌های مختلفش به فیلمسازی که در دو فیلم رضا و چرا ‌گریه نمی‌کنی نشان داده بود، فیلم دوم این روز بود. وی این‌بار سراغ فیلمی فانتزی‌تر و به نحوی نزدیک‌تر به علائق خودش رفته است. داستان یک فرشته خانمی که آرزو برآورده می‌کند و هرچه آرزو کرده باشی حتماً باید برآورده شود، یک خطی چندان بدی نیست. اما به هر حال نزدیک به نیمی از جمعیت سالن در حین پخش فیلم، سالن را رها کردند و رفتند. البته آن نیم دیگری که ماندند تقریبا از فیلم بدشان نیامد. به هرحال به نظر می‌رسد یا از این فیلم بدتان نمی‌آید و یا ازش خیلی بدتان می‌آید. البته که فیلم را نمی‌توان در دسته خوب‌ها قرار داد.
اما پایان شب پنجم را کاظم دانشی با فیلم زنده‌شور جذاب کرد. فیلمی در ادامه مسیر فیلمسازی‌اش که به پرونده‌های خاص قضائی می‌پردازد. این‌بار سراغ نماینده دادستانی رفته است که حکم پرونده 5 اعدامی را باید عملی کند. هرچند که این فیلم دریایی از سلبریتی داشت. حتی برای نقش‌های بسیار کوتاه نیز شاهد سلبریتی‌های مشهور بودیم، اما به هرحال خود فیلمنامه نیز تا حدی جذاب بود و اصحاب رسانه و منتقدین را نیز پای صندلی‌ها تا آخر فیلم نشاند.
نشست خبری کاظم دانشی نیز در ادامه مسیر شکستن فشارهای خارجی به جشنواره پیش رفت. دانشی با صراحت مدعیان دروغین هنری را افشا کرد. هرچند که تنها عضو حاضر در نشست خودش بود و هیچ عواملی از فیلم را با خود نداشت.
روز ششم با فیلمی به نام رقص باد آغاز شد که چندان مورد استقبال تماشاگران قرار نگرفت اما بیلبورد و حال خوب زن توانست روز جشنواره را جالب‌تر کند. بیلبورد با غافلگیری‌هایش در داستان سبب شد تا فیلمی ‌شود که ارزش دیدن دارد اما وقتی غافلگیری‌ها تمام شد و داستان تکمیل، دیگر دلیل چندانی برای دیدن مجدد فیلم وجود ندارد. در واقع یک فیلم خوشمزه یک‌بارمصرف شاید تعبیر خوبی برای این فیلم باشد.
در انتها که قرار بود فیلم رسول صدرعاملی (قایق‌سوار در تهران) اکران شود اما برنامه را به هم زدند و به جایش فیلم حال خوب زن را اکران کردند. تغییری که سبب شد عوامل فیلم به صورت کامل به نشست خبری‌اش نرسند. با توجه به نکته‌ای که کارگردان اثر گفت و قرار بود با تیم کامل‌تری وارد نشست شوند.
اما حال خوب زن با طرح موضوعی تقریباً تکراری اما با بیانی نسبتاً جدید توانست تعلیق خوبی را ایجاد کند. اما وقتی فیلم‌اولی باشید تلاش می‌کنید با رفتارها و اتفاقات مثلاً جذاب، به زعم خود سطح کار را بالاتر ببرید.
6 روز از جشنواره گذشت اما اتفاقات پرحاشیه کم نداشت. همچنین به برخی نکات نیز بایستی اشاره کرد؛ از جمله عادی‌سازی لمس خانم و آقا در تقریباً عموم فیلم‌ها حتی فیلم‌های انقلابی و همچنین رهاسازی مقوله حجاب باز هم در عموم فیلم‌ها حتی فیلم‌های انقلابی. به نظر می‌رسد اگر در برخی عرصه‌ها در حال پیشرفتیم اما عقب‌نشینی در چند فاکتوری که در سینمای ایران تعریف شده، سرعت بالایی گرفته است!
تعداد بالای فیلم اولی‌ها در این جشنواره سبب خوشحالی کارشناسان و منتقدان است اما ورود بی‌حد و حساب فیلم‌های کم‌کیفیت برای بالا رفتن تعداد فیلم‌های حاضر در جشنواره، سبب نگاهی می‌شود که به سادگی می‌گوید کیفیت این جشنواره پایین است.