کد خبر: ۳۲۷۳۰۰
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۸
بررسی ابعاد اغتشاشات اخیر ایران با نگاهی به شکست قطعی پروژه براندازی نظام

بن‌بست اپوزیسیون و جنایت تروریست‌های خارجی

بخش نخست-یاسمن رودباری

هنوز هفت ماه از جنگ 12‌روزه نگذشته که در سرمای صبحگاهی آخرین‌ روزهای دی‌ماه باز راهی معراج شهدا شده‌ام. استخوان‌هایم دارد پودر می‌شود، از فشار این غم. نه که چون داغ پشت داغ دیدیم که میان داغ دیدن‌ها مردم ما را مقابل هم قرار دادند. نگذاشتند که خودمان مرهم خودمان شویم. عده‌ای قصه کار خودشان است، پیش کشیدند. عده‌ای را هم این طرفی و آن طرفی نامیدند. مگر ما متحد و یکی نبودیم؟ چرا یادمان رفته گرگ بازار، چشمش پی دریای طوفانی است؟ چرا یادمان رفته که جهاد به‌تنهائی و یک‌تنه نمی‌شود؟ مزدوران آن‌سوی آب نشسته، به دنبال افول و زوال ملت آرام و نجیب ما بودند. فراخوان پنج‌شنبه و جمعه نیز با همین هدف بود.
ما فرزندان و وارثان روح‌الله یاد گرفته‌ایم در قلب خود با قلم عقل بنویسیم: لا مُوثِر فِی الُوجود اِلا الله. گواهش را داخل حسینیه معراج شهدا دیدم که خانواده‌های شهدا یک‌صدا می‌گفتند: به ضحاک‌های بی‌وطن بگویید: قسم به خشم فاطمه در مقابل طاغوت مدینه، قسم به کلمات زینب در خطبه کاخ یزید، قسم به بغض اَللهم اِنا لا نَعلم مِنه اِلا خَیرا (ی) سید علی که ما باز هم و باز هم با نایب امام‌زمانمان تجدید عهد کردیم و بر عهدمان خواهیم ماند. خداوند قلب‌های ما را آرام و گام‌هایمان را استوار گرداند. اندکی صبر کنید که حوادث روزگار می‌چرخد.
پشت پرده اغتشاشات
در روزهای اخیر، کشورمان شاهد بروز وخامت‌هایی در اوضاع امنیت و آرامش بود که با عنوان «اعتراضات» از سوی برخی رسانه‌ها و جریان‌های خاص، پوشش داده شد، اما با بررسی دقیق‌تر و تحلیل وقایع، ماهیت آشکارتر و ابعاد پنهان‌تر این تحرکات نمایان می‌شود. آنچه که این وقایع را از اعتراضات مشروع متمایز می‌کند، اهداف پشت پرده آن است. درحالی‌که اعتراضات مشروع، باید در چارچوب قانون و با رعایت اصول اخلاقی و احترام به حقوق دیگران صورت گیرد، این تحرکات، با شعارهای براندازانه، تخریبی و ضداسلامی همراه بوده و به‌صراحت خواستار سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده‌اند. بررسی میدانی و همچنین مستندات، تصاویر و ویدئوهای منتشر شده از این اغتشاشات، نشان می‌دهد که افراد سودجو و فرصت‌طلب، با استفاده از ابزارهای ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، به‌صورت سازمان‌یافته در حال تحریک و هدایت اغتشاشگران بوده‌اند. این افراد، با هدف ایجاد هرج‌ومرج و تضعیف نظام، از تمام ظرفیت‌های خود برای انتشار اخبار جعلی، شایعات دروغین و تصاویر دست‌کاری شده استفاده کردند تا در نهایت بازی را به سمت خشونت و خون بازی هدایت کنند. متأسفانه، این اغتشاشات، نه‌تنها به اموال عمومی خسارت وارد کرده است، بلکه جان جمع قابل‌توجهی از هموطنانمان را گرفت و امنیت خانواده‌های ایرانی را به خطر انداخت، همچنین در ادامه بر اقتصاد کشور نیز اثرات منفی گذاشته و روند توسعه و پیشرفت را با مشکل مواجه کرد که به‌قول ‌معروف بعدها صدایش در خواهد آمد. در این میان، تلاش‌های برخی از رسانه‌های وطن‌دوست و تحلیلگران دلسوز، برای افشای ماهیت اصلی این فتنه و ارائه واقعیت‌ها به مردم، قابل‌ تقدیر است. در بخشی از این گزارش، تلاش شده است تا با بررسی دقیق عوامل داخلی و خارجی دخیل در این اغتشاشات، به درک بهتری از ماهیت این فتنه و نقش دست‌های پنهان در آن دست یابیم. این گزارش با تکیه ‌بر مستندات موجود، ارائه شده است و هدف آن، روشن‌سازی فضا و مقابله با تهمت‌ها و دروغ‌های دشمنان است.
معراج شهدا
زهرا خانم بغدادی مثل همیشه زانوی ادب بغل زده، مقابل مادران و همسران شهدا نشسته و دلداری می‌دهد. زهرا بغدادی را در معراج شهدا مامان بغدادی صدایش می‌زنند؛ خواهر شهید است و همسر شهید یحیی سیدی. سال‌ها پیش، در کوران دفاع مقدس، خانه‌شان پناهگاهی بود برای پشتیبانی از جبهه‌ها. او همیشه آماده‌ جهاد است. هر روز، با غسل شهادت، از شهریار خود را به معراج شهدا می‌رساند. می‌آید تا برای شهدا مادری کند و به خانواده‌های داغدارشان تسلی خاطر بدهد. 
وی در خصوص اغتشاشات ۱۸ دی‌ماه به گزارشگر کیهان می‌گوید: «همه می‌دانیم که در ابتدا قرار بود مردم صدای اعتراض خود را به گوش دولت برسانند، ولی کم‌کم اعتراض تبدیل به اغتشاش شد. البته که دور از انتظارمان نبود. حضرت آقا به مسئولین و به مردم گوشزد کرده بودند و ما خودمان را آماده کرده بودیم، لذا من از فردای همان پنجشنبه و جمعه‌ای که با فراخوان قصد شورش داشتند، مُدام با مسئولین معراج تماس می‌گرفتم. ما می‌دانستیم که شهید دادیم، ولی پیکرها هنوز نیامده بودند. روز یکشنبه ما را صدا زدند که سریع بیایید. خانواده‌ها به‌زودی برای وداع، در معراج حضور پیدا می‌کنند. چندنفری جمع شدیم و از صبح تا شب در خدمت خانواده‌های شهدا هستیم. بعد از تغسیل و آماده‌سازی شهدا، خانواده درجه اول شهید را تک‌به‌تک صدا می‌زنیم تا وداع کنند و بعد هم وداع عمومی با شهید داشته باشند. هر روز ما این برنامه را داریم. پیش‌آمده که یک شهید سه بار وداع شده است. گاهی خانواده طاقت نمی‌آوردند، چندین بار مراجعه می‌کنند. بعضی خانواده‌ها از شهرستان می‌آیند؛ بنابراین در این چند روز پیش‌آمده است که تا پاسی از شب هم مراسم وداع داشتیم. آنچه که برای ما تعجب‌آور است، این بوده که خانواده این شهدا همگی می‌گویند: شهید ما آرزوی شهادت داشت. از آن پسر نوجوان ۱۶ساله تا پیرمرد ۶۰ساله. همسران شهدا و یا والدین آنها که به معراج می‌آیند، اذعان دارند که شهید ما در طول شبانه‌روز چندین بار می‌گفت: پس چه زمانی شهادت نصیب من هم می‌شود؟ و همین، دل خانواده را آرام می‌کند. عمده خانواده‌ها چنین بودند و باز نکته دیگر این که خانواده، وقتی شهید را از نزدیک می‌بیند، می‌گوید: دلمان آرام گرفت و من ایمان دارم که این از عنایت خدا و لطف خود شهید است.»
وی در ادامه می‌افزاید: «شب گذشته مادر شهیدی آمده بود و می‌گفت: پسر من آرایشگاه داشت. به لحاظ اخلاقی خیلی پسر خوبی بود و در اقوام استثنا بود. برای همه، کارهای خیر می‌کرد. آن شب پنج‌شنبه از پله‌های خانه پایین می‌آید. در را باز می‌کند و جلوی در خانه او را می‌زنند. مادر می‌گفت: تا قبل از این که اینجا بیایم ناآرام بودم. حالم بد بود. پیکر شهیدم را که دیدم انگار که دستش را گذاشت روی قلبم و من را آرام کرد. وقتی بوسیدمش لحظه‌ای که به دنیا آمد از جلوی چشمم گذشت. رو به پیکر پسرش می‌گفت: محمدجوادم ممنون که من را آرام کردی. زهرا بغدادی در ادامه اشاره می‌کند: پیکر پسر ۱۶ساله‌ای آمده بود که آن شب فراخوان لعنتی با برادرش به مسجد می‌رود. مادرش می‌گفت؛ با او تماس گرفتم گفتم: نگرانت هستم. گفت: نمازم را که بخوانم سریع می‌آیم منزل. گویا به مسجد حمله کرده بودند و به کمر او تیر زدند. برادرش می‌گفت: ناگهان دیدم برادرم کمرش را گرفت و به روی زمین افتاد. مادر اصرار داشت که بگذارید پاهایش را ببوسم؛ چون او همیشه دست‌وپای من را می‌بوسید. بغدادی در ادامه تصریح می‌کند: من فقط می‌خواهم بگویم این شهدایی که این جا آمدند هر کدام خصوصیات منحصربه‌فرد خودشان را داشتند و انگار که انتخاب‌شده خانواده بودند. همین شهید ۱۶ساله آرزوی شهادت داشت و مادرش در گوش پسر شهیدش می‌گفت: تو آن‌قدر زندگی نکردی، ولی شهادت برازنده تو بود. شهیدی آمده بود که مادرش متأسفانه حجاب مناسبی نداشت و می‌گفت: پسرم دائم به من تذکر می‌داد. حتی در سفری که به کیش رفته بودم به من پیامک داد که مادر لطفاً حجابت را رعایت کن.»
 این جای حرف بودیم که آقای حق‌شناس مسئول معراج شهدا خانم بغدادی را صدا می‌زند. زهرا بغدادی می‌گوید: «آخرین کلام را از طرف من به دولتمردان بنویسید به فرمایش حضرت علی (علیه‌السلام) که توصیه می‌کنند در شرایط فتنه که تشخیص حق و باطل برای مردم بسیار مشکل می‌شود، باید به‌گونه‌ای عمل کرد که هیچ بهره‌ای به نفع فتنه ایجاد نشود. ما خدمتگزاران این مردم در مقابل فتنه و آشوب ایستاده‌ایم.»
وظیفه من است که بروم 
و از جان و ناموس مردم دفاع کنم
شهید آورده بودند و خانم بغدادی باید برای دلداری مادر شهید می‌رفت. میان خانواده‌های شهدا رفتم. یکی با‌ گریه آرام می‌شد، یکی در خودش فرو رفته بود، دیگری درد دل می‌کرد، آن‌طرف‌تر یکی دعای توسل می‌خواند. راستش را بخواهید دردناک‌ترین جای دنیا آن روز معراج شهدا بود.
خدمتگزار دیگر مرکز معراج، درحالی‌که مشغول جابه‌جایی پیکرهای مطهر شهداست، می‌گوید: «کرکره مغازه را پایین کشیده و آمده‌ام معراج شهدا تابوت‌ها را جابه‌جا کنم و پرچم بکشم شاید تسلی دل پر دردم شود. عده‌ای بازاری نیز، همان‌ها که معترض بودند و نه اغتشاشگر؛ جمع شده بودند برای شهدایی که مجلس وداعشان غریبانه است برادری کنند و بالای تابوت سینه می‌زدند. سربازانی بودند که از آن شب‌های پر از خون و خاکستر و اضطراب و‌گریه می‌گفتند و به یاد دوستان شهیدی که حتی فرصت خداحافظی هم نداشتند، به‌خاطر آرزوها و رؤیاهای خاک خورده آنان، روحشان زخمی بود.»  
از زنی چادر به‌صورت انداخته نامش را می‌پرسم، می‌گوید: «فاطمه‌ام. به دنبال همسر بسیجی شهیدم آمده‌ام. گفته‌اند که او را اینجا می‌توانم پیدا کنم. سپرده‌ام بعد از خاکسپاری، همه که رفتند، وقتی که خوب دورمان خلوت شد، وقتی که خودم ماندم و شهید تازه به خاک سپرده‌ام، تازه آن موقع فرزندمان را بیاورند سر مزار پدر. سپرده‌ام کسی در آن دوروبر نباشد و کسی‌ گریه ‌و زاری نکند.» فاطمه در میان انبوه دردش، مراقب احسان پسر شش‌ساله‌اش است. پسر دیگرش عماد را با خود آورده بود، فضای معراج را ببیند که وقتی فردا پدر تشییع می‌شود روحش آسیب نبیند، روانش به هم نریزد. مفهوم وداع به بی‌رحمانه‌ترین شکل بر سر پسرش هوار نشود. اینجا دیگر قلمم نمی‌چرخید. واژه‌ها نمی‌آمدند. از زن جوانی که در پی پیکر همسر شهیدش آماده است، نام شهید را می‌پرسم. می‌گوید: «سلیم جلیلیان. سه‌شنبه‌ها هر جا که بود خود را می‌رساند مسجد الزهرا (س). آنجا مراسم هفتگی داشتند. جمعه که شلوغ شد گفت: وظیفه من است که بروم و از جان و ناموس مردم دفاع کنم و تا آخرین قطره خونم در مقابل دشمن بایستم. هنگام رفتن برای اولین‌بار حلقه ازدواجمان را از دستش درآورد و داد به من. گفت: می‌ترسم میان جمعیت گم شود. دختر یک‌ساله‌مان را بغل کرد. بوسید و به ‌طرف در خانه رفت. دوباره برگشت. باز فرزندمان را بغل کرد و رفت و شهید شد. جنازه او را به کهریزک برده بودند. وقتی برای شناسایی رفتم دیدم تعداد بسیار زیادی جنازه آنجا بود. به من گفتند: باید خودتان از میان اینها همسرت را پیدا کنی. تمام کاورها را باز کنی و شهید را شناسایی کنید. شاید باورتان نشود، ولی انگار صدایم زد. اولین کاوری که میان آن همه پیکر باز کردم سلیم بود. خدا نگذرد از قاتلین همسرم. هم با قمه زده بودند و هم با تیر.» اینجا دیگر اشک امان دخترک جوان را برید.
آتش‌بیار معرکه را بهتر بشناسیم
دشمن در جنگ ۱۲ روزه نتوانست به بسیاری از اهداف خود دست یابد، لذا تمرکز خود را بر روی جنگ ‌شناختی با ابزار رسانه گذاشت. مهم‌ترین عامل اغتشاشاتی که در سراسر کشور اتفاق افتاد رسانه بود، حتی شعارهایی که در کف خیابان‌ها سر می‌دادند به آنان از طریق رسانه القا شده بود. بررسی کلی مستندات نشان می‌دهد رسانه‌های معاند و سازمان‌های جاسوسی دشمن با آموزش اغتشاشگران تلاششان را برای برهم ‌زدن آرامش عمومی به‌کار گرفته‌اند، لذا هدایتگر اغتشاشات، رسانه است. امروز در نبرد میان حق و باطل کسی دست برتر را دارد که روایتگر قوی باشد و روایت قوی‌تری را بتواند به مردم ارائه دهد. آتش‌بیار واقعی اغتشاشات اخیر نیز رسانه‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌ای هستند که باید در خصوص کنترل آنان چاره‌ای اندیشیده شود، لذا با وجود اینکه قطع اینترنت چند روز گذشته موجب فروپاشی هسته اصلی اغتشاشات شده است؛ اما برخی جریانات سیاسی، گویا علاقه‌ای به این امر ندارند و در تلاشند تا رهاشدگی فضای مجازی را رقم بزنند.