کد خبر: ۳۲۷۲۲۸
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۰
زنگ مجازی- جنگ ترکیبی

رسانه‌های بحران‌ساز

عزیزالله محمدی(امتدادجو)

از لحظه اول شروع جنگ 12روزه کاملا مشخص بود که آنچه آغاز شده یک جنگ تمام عیار و چند وجهی است که بر اساس سناریوهای تعیین شده، نقطه مرکزی و محوریت آن را قرار هست اغتشاشات و تحولات اجتماعی ایران باشد که آن را به نفع رژیم صهیونیستی به پیش ببرد؛ اما به اذعان قریب به اکثریت کارشناسان جهانی این جنگ در نهایت با پیروزی اعجاب انگیز همه‌جانبه ایران و با زخم و درد عمیقی که رژیم صهیونیستی متحمل شد متوقف گردید.
تاریخ منحوس رژیم صهیونیستی این را اثبات کرده است که این رژیم تاب و توان و قدرت انجام جنگ نظامی مطلق را ندارد و از سایر عوامل مؤثر بر جنگ مثل انجام ترور و پدیده‌های اجتماعی بیشترین بهره را می‌گیرد.
توقف جنگ 12 روزه نیز از آنجائی که نتوانست اهداف رژیم صهیونیستی را -با هوشیاری مردم- رقم بزند؛ نقطه آغاز مجددی شد تا این رژیم از بستر اجتماعی و اقتصادی دوباره به دنبال دستاوردسازی برای خود باشد و متاسفانه عدم اتخاذ تصمیمات اقتصادی و معیشتی بهنگام و مؤثر نیز این فرصت را در اختیار این رژیم سفاک قرار داد تا به تحریک بیشتر مردم از طریق بازوهای رسانه‌ای و مزدوران داخلی خود بپردازد.
ما در این ستون بارها و بارها نسبت به موضوعات جنگ ترکیبی و جنگ نرم و تهدیدات این نوع جنگ، بالاخص با وجه اقتصادی و معیشتی اشاره داشتیم و پس از جنگ 12روزه نیز به این مهم کاملا تخصصی و بر مبنای نظریات اثبات شده پرداختیم که مجددا مصداق عینی آن را با اعتراضاتی که از بازار شروع شد و به سرعت به محملی برای سوءاستفاده اغتشاشگران تبدیل شد دیدیم؛ هرچند که متاسفانه هیچ‌گاه صدای اعتراضات واقعی صنفی و قشری همواره به دلیل سوءاستفاده دشمنان نمی‌تواند به خوبی مؤثر واقع شود و جریان‌های معاند آشوب‌ساز سوار بر جریان اعتراضی معمول اجتماعی می‌شوند.
به هر روی، این‌بار نیز پدیده مسالمت‌آمیز اعتراض به وضع اقتصاد و معیشت تبدیل به جریان اغتشاش و شورش گروهی فریب خورده و مزدور شده است که از شواهد و قرائن این‌گونه بر می‌آید؛ سازماندهای بسیار منظم و طراحی شده‌ای در پس تجمعات غیر قانونی این افراد قرار دارد که علاوه‌بر ایجاد اغتشاش در تهران، تمرکز جدی و محاسبه شده بر روی شهرهای کوچک و به خصوص شهرهای مرزی نیز با اقدامات مسلحانه و اعمال خشونت بی‌حد و حصر دارند.
مجموع این اقدامات ماه گذشته از چند منظر در قالب جنگ ترکیبی و جنگ نرم در حوزه‌های مختلف از جمله روانشناسی اجتماعی، موضوعات اقتصادی، مباحث سیاسی و رسانه‌ای قابل تحلیل است که مشخصا رسانه‌ها در آن، مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کنند و ما بنا داریم در چند یادداشت مجزا به این موضوع بیشتر بپردازیم. 
تحلیل رسانه‌ای اعتراضات اخیر ایران نشان می‌دهد که پوشش خبری بین‌المللی، خود به بخشی مهم از دینامیک سیاسی این رویدادها تبدیل شده است. این تحلیل بر اساس گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی و واکنش‌های رسمی نشان می‌دهد؛ بررسی کلی پوشش رسانه‌ای و روایت‌های اصلی رسانه‌های بین‌المللی با تمرکز بر چند محور کلیدی، این اعتراضات را پیگیری کرده‌اند.
ریشه‌های اقتصادی و تبدیل به مطالبه سیاسی: 
اکثر گزارش‌ها تأکید دارند که اعتراضات با مشکلات معیشتی آغاز شد، اما به سرعت و سازماندهی شده علاوه‌بر شورش و اغتشاش به شعارهای ساختارشکنانه و در برخی موارد حتی فراخوان برای بازگشت رژیم منحوس پهلوی تغییر ماهیت داد.
در میان این تحلیل‌ها بُعد بین‌المللی اظهارات دونالد ترامپ مبنی بر آمادگی برای «نجات آشوبگران» در ایران، به یک محور اصلی گزارش‌ها تبدیل شده و واکنش‌های تندی را از سوی مقامات ایرانی و مردم در پی داشته است.
تحلیل محتوای پوشش و گفتمان‌سازی‌های رسانه‌ای 
 برجسته‌سازی تحت عنوان یک تغییر تاریخی، رسانه‌هایی مانند دویچه‌وله و واشنگتن‌پست، از جمله نوع تحلیل‌های بود که در این چند روز مورد توجه قرار گرفت.  فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی این رسانه‌ها نیز به عنوان بستری برای هماهنگی افقی جریان رسانه‌ای به کار گرفته می‌شود؛ اما در حقیقت این فضا گویای آن است که اعتراضات عمدتاً بدون رهبری متمرکز و از طریق شبکه‌های اجتماعی و گروه‌های سازمان‌دهی شده محلی هماهنگ شده است. 
سناریوهای احتمالی و تحلیلی رسانه‌های بیگانه
سناریوی دیگری که در بستر این رسانه‌های بر روی آن مانورهای تحلیلی داده می‌شود «سناریو پرریسک تغییر حکومت با هدایت خارجی» است که در پی مداخله نظامی خارجی (مثلاً تحت پوشش حمایت از معترضان) رخ می‌دهد که این بخش را می‌توان با وراجی‌های سخیف و کم ارزش ترامپ قمارباز همسو دانست. 
جمع‌بندی تحلیل رسانه‌ای در قالب پوشش رسانه‌ای مثلا بین‌المللی(شما بخوانید رسانه‌های سلطه) از اعتراضات، تصویری چندبعدی است که در آن پیوند عمیق بحران اقتصادی با بحران مشروعیت سیاسی به عنوان هسته مرکزی تحلیل‌ها قرار گرفته و عنوان می‌شود که واکنش جامعه بین‌الملل (به ویژه آمریکا) به عاملی تأثیرگذار در معادلات داخلی ایران تبدیل شده و فضای بحران را پیچیده‌تر کرده است.  رسانه‌های جهانی، خود با انعکاس و بزرگ‌نمایی این رویدادها، به عرصه‌ای برای جنگ روایی بین جمهوری اسلامی ایران و دشمنانش تبدیل شده‌اند و به طور خلاصه، تحلیل رسانه‌ای نشان می‌دهد که رسانه‌های بین‌المللی نه فقط ناقل اخبار، بلکه بازیگری فعال در شکل‌دهی به فهم جهانی و حتی تأثیر بر محاسبات داخلی بازیگران این پدیده معمول اجتماعی که در همه جای جهان هست نیز هستند؛ اما با بزرگ‌نمایی در رسانه‌ها آن را در ایران به بحران تبدیل می‌کنند... 
(ادامه دارد)