عقده گشایی نیابتی آن هم از سر سفره دولت و بیتالمال!
«[...]» روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی - با بررسی دوقطبی موجود در فضای رسانهای، بر ضرورت شکلگیری یک «روایت سوم» که بازتابدهنده دغدغههای واقعی جامعه باشد، تأکید کرد. او عملکرد ایراناینترنشنال را اتاق تبلیغات جنگ خواند و صداوسیما را نیز رسانهای ایدئولوژیک دانست که هر دو در یک قطببندی نادرست قرار گرفتهاند.»
تصور میکنید این سیاه بازی تحلیلی، متعلق به چه کسی و کدام رسانه است؟! متن بالا در خبرگزاری ایسنا منتشر شده، خبرگزاریای که با حمایت مالی دولت و زیر نظر «جهاد دانشگاهی» فعالیت میکند.
فردی را هم که ایسنا به عنوان «روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی» نام برده، آقای ماشاءالله شمسالواعظین است که ایسنا نه رویش شده بگوید «عضو شورای اطلاعرسانی دولت» است و نه رویش شده یادآوری کند که وی، سردبیر برخی روزنامههای رادیکال و توقیف شده در دوره موسوم به اصلاحات بود و تندروی را به جایی رساند که بازداشت شد و مهاجرانی وزیر دولت خاتمی(حامی این نشریات) ناچار شد بگوید زندان، کفاره مستیهای بیحساب آقای شمسالواعظین است(!)
ایسنا از قول شمسالواعظین نوشت: ایراناینترنشنال اتاق تبلیغات جنگ است و ویژگیهای یک رسانه حرفهای را ندارد، یک کشور، ایراناینترنشنال را اجاره کرده که با ایران جنگ دارد و میخواهد این رسانه کارهای تبلیغاتی و پروپاگاندایی را به اجرا بگذارد که به نحو احسنت اجرا میکند.
به نوشته ایسنا، شمسالواعظین در مقابل به صداوسیما پرداخت و گفت: از سویی دیگر رسانهای به اسم صداوسیما را داریم که یک رسانه ایدئولوژیک است، طرف خودش را نظام جمهوری اسلامی میداند و باید در جهت حفظ حکومت حرکت و تلاش کند. رسانه نه مسئول سرنگونی یک حکومت است که ایراناینترنشنال این کار را میکند و نه مسئول حفظ یک حکومت است که صداوسیما این کار را میکند. رسانه باید از دل مردم بیرون بیاید، حرفهای مردم را بزند و انتقاد و بحث کند، خود نظام حفظ میشود وقتی این اتفاق بیفتد. اصلاً نیازی نیست صداوسیما برای حفظ نظام کار ایدئولوژیک کند. عوامل حفظ یک نظام تبلیغات نیست بلکه عملکرد است، رفتار و سلوک است و نظامها با تبلیغات رسانهها جا نمیافتند.
البته رسانهها میتوانند در جهت تقویت ثبات سیاسی یک کشور عمل کنند منتهی به صورت کاملاًً غیرمستقیم از طریق انتخاب سوژه و قابسازی و روایتسازی همه تأثیرگذارند، منتها نه به صورت مستقیم. در حال حاضر ایراناینترنشنال به صورت مستقیم خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است و این طرف هم صداوسیما خواهان سرنگونی مخالفان است و این راه به جایی نخواهد برد.
شمسالواعظین گفت: «برای اینکه بین رسانههای موجود موازنه ایجاد کنیم و مانع دوقطبی رسانهای شویم، باید یک روایت سومی میداشتیم که محل رجوع افکار عمومی داخل و خارج، سفارتخانهها و دولتهای خارجی و بیگانه باشد که لحظه به لحظه گزارش میدهند، فلان رسانه قابل اعتماد است. ما الان فاقد آن رسانه هستیم. رسانهای که آمار واقعی بدهد، گزارش میدانی بدهد و با منافع ملی کار داشته باشد و نه منافع گروهی خاص.»
به نظر میرسد عضو شورای اطلاعرسانی دولت (سردبیر نشریات متخلف و توقیف شده) رویش نشده که بیمحابا علیه صداوسیمای کشورمان عقدهگشایی کند و این کار (به نیابت از رسانههای معاند) را در پوشش مقایسه و همساننمایی رسانه ملی با رسانه صهیونیستی اینترنشنال انجام داده که دست بر قضا، سردبیر امروز آن، معاون وزیر ارشاد در دولت خاتمی و سردبیر روزنامه زنجیرهای آفتاب امروز بوده است.
اینکه یک مقام دولتی، خط مقدم دفاع و تهاجم رسانهای کشور را با رسانه بدنام صهیونیستها مقایسه کند (رسانهای که توسط همکار و هم طیف سابق وی اداره میشود)، معنایی جز رذالت ندارد و مثل این میماند که یک ایرانی (جز امثال منافقین) در موضوع جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، هر دو طرف ظالم و مظلوم را به یک چوب براند و به گونهای ادای بیطرفی دربیاورد که در واقع، محکوم کردن طرف ایرانی است.
یا این مثال که کسی در جنگ میان جبهه امیر مؤمنان(ع) و معاویه، و جنگ امام حسین(ع) با یزید و ابن زیاد، وانمود کند که طرف سوم است و هر دو طرف را به یک اندازه، نقد و محکوم میکند!
ایسنا و عضو شورای اطلاعرسانی دولت باید توضیح بدهند که با این قاببندی تحریفآمیز، خود ایسنا یا ایرنا و روزنامه ایران، معتبر محسوب میشوند یا نامعتبر؟!
این نکته هم گفتنی است که تقسیم کار محافل معارض برای زدن انقلاب و نظام و نهادهای وابسته، شگرد لو رفته است چنان که سازمان منافقین و نهضت آزادی و دیگر گروهکها انجام میدادند و گاه نقد فرمالیته نسبت به یکدیگر هم انجام میدادند تا در این پوشش بتوانند از چند جبهه، تخطئه و تخریب و شبههافکنی کنند.