اخبار ویژه
کابوس موشکهای ایران
دست از سر صهیونیستها برنمیدارد
در حالی که رئیسجمهور سبکمغز آمریکا به تهدیدات نخنمای خود علیه ایران ادامه میدهد اما به نظر میرسد آن که بیش از دیگران از تهدیدهای ترامپ نگران شده، رژیم صهیونیستی است.
ساکنان اراضی اشغالی که طعم ضربات ویرانگر ایران را در جریان جنگ 12روزه چشیدهاند همزمان با افزایش یاوهگوییهای ترامپ علیه ایران، نسبت به حملات مجدد موشکی ایران وحشتزده شدهاند.
تحلیلگران صهیونیست هشدار میدهند که ایران درسهای مهمی از جنگ 12روزه فراگرفته که در طرحریزی برای جنگ بعدی بهکار خواهد بست. آنها بر این باورند که تهران دیگر به شلیک محدود موشکها بسنده نخواهد کرد، بلکه طوفان آتش هماهنگی از موشکهای بالستیک، کروز و پهپادها را به سوی اهداف حیاتی رژیم صهیونیستی - از پایگاههای نظامی و مراکز فرماندهی تا نیروگاههای هستهای دیمونا، بنادر و مراکز اقتصادی - آغاز خواهد کرد.
پایگاه خبری مشرق در همین زمینه به اظهارات برخی کارشناسان رژیم صهیونیستی پرداخته است. «آلونبنداوید»، کارشناس صهیونیست، در یادداشتی برای یکی از رسانههای عبری تأکید کرده است که ایران در حوزه قدرت نظامی متعارف با سرعت نگرانکنندهای[تعبیر نویسنده از قدرت ایران] به تولید موشکهای بالستیک بازگشته است. ایران امروز بیش از هزاران موشک بالستیک دارد که اسرائیل را تهدید میکند، همانطور که در آستانه جنگ گذشته داشت.
وی مینویسد: در طول جنگ، ایران دهها لانچر را از دست داد اما با تلاشهای گسترده خود، همچنان توانایی شلیک صدها موشک را مانند آنچه در طول جنگ تجربه کردیم، دارد. در جنگ اخیر، شاهد تغییر تاکتیک ایران در شلیک موشکهای خود بودیم که موفق ظاهر شد. ظاهراً ایرانیها درسهای مهمی از جنگ گذشته گرفتهاند و خود را به شکل قابل توجهی تقویت کردهاند. بنابراین، در کارزار بعدی، باید انتظار رگبارهای سنگین بر روی مراکز مختلف در اسرائیل را داشته باشیم.
او در ادامه افزود: رسانههای آمریکایی گزارش دادند که نتانیاهو به رئیسجمهور آمریکا هشدار داده است که قابلیتهای دفاعی اسرائیل هنوز برای مقاومت در برابر کارزار دیگری علیه ایران بهبود نیافته است. [اما] این باعث نشد که ترامپ سیستمهای دفاعی بیشتری به اینجا بفرستد و ترجیح میدهد آنها را به قطر و عربستان سعودی بفرستد.
این کارشناس صهیونیست خاطرنشان کرد: در حال حاضر هیچ باتری THAAD آمریکایی برای محافظت از اسرائیل وجود ندارد و هیچ کشتی ایجیس(Aegis) هم در اطراف اسرائیل وجود ندارد. (کشتیهای مجهز به سامانه رزمی ایجیس ناوشکنها و رزمناوهای پیشرفتهای هستند که دفاع هوائی و موشکی جامع، از جمله قابلیتهای رهگیری موشکهای بالستیک و کروز را دارند.)
همچنین «الی بار آن»، متخصص و کارشناس ارشد و برجسته رژیم صهیونیستی در حوزه فناوری تسلیحاتی و موشکی، در رابطه با تهدیدات نظامی که متوجه این رژیم است، نوشت: به نظر من، در دور بعدی جنگ علیه ایران، جنگی که احتمال وقوع آن دیر یا زود بسیار زیاد است، گستره حمله ایران چندین برابر بیشتر خواهد بود، همانطور که تخمین خسارات و تلفات نیز بیشتر خواهد بود. تعداد موشکهای مهاجم دو برابر و چند برابر خواهد شد و کیفیت موشکهای تهاجمی ایران نیز بهبود خواهد یافت.
وی موشکهایی که ایران در جنگ احتمالی آینده استفاده خواهد کرد را اینگونه توصیف میکند: همچنین موشکهای جدید ایران در جنگ بعدی، از نظر اندازه کلاهک بهطور قابل توجهی قدرتمندتر خواهند بود. این موشکها، موشکهای بسیار دقیقتری نسبت به موشکهای قبلی که ایران به سمت ما شلیک کرد خواهد بود و بنابراین موشکهای بیشتری به مناطق پرجمعیت برخورد خواهند کرد و اصابتهای بیشتری به اهداف حساستر وجود خواهد داشت. موشکهای ایرانی همچنین در طول پرواز به سمت هدف، قابلیت مانور خواهند داشت و بنابراین رهگیری آنها دشوار خواهد بود.
لازم به ذکر است رسانههای صهیونیستی اخیرا خبری قابل توجه از گزارش ارتش این رژیم به کنست درباره قدرت آفندی ایران را منتشر کردند که نشان میدهد نگرانی از حملات موشکی در سرزمینهای اشغالی به چه اندازه است. به گفته رسانههای عبریزبان از جمله یدیعوت آحارنوت، ماه گذشته، نماینده ارتش رژیم صهیونیستی با حضور در جلسه کمیته امور خارجی و امنیتی کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) عنوان کرد، منابع غربی اذعان کردهاند که در درگیری بعدی، ایران توانایی شلیک همزمان موشک با تعداد بالا به سمت اسرائیل را دارد. وی این میزان را بین ۵۰۰ تا هزار موشک تخمین زده است.
در این جلسه کنست که محرمانه بوده و فقط اطلاعات محدودی از آن منتشر شده است؛ نماینده ارتش رژیم صهیونیستی عنوان کرده است؛ ایران حدود شش ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، تولید موشکهای بالستیک را مانند قبل و حتی با سرعت بیشتر، آغاز کرده است.
براندازی با ارتش پوشالی
مداخله رژیم صهیونیستی در حوادث اخیر ایران از طریق سکوهای خدماترسان خارجی آنقدر واضح و علنی بوده که سوژه رسانههای خارج از ایران نیز قرار گرفته است. در همین زمینه شبکه الجزیره با انتشار گزارشی تحقیقی نشان داد که تنها 170 حساب کاربری در شبکه اجتماعی ایکس(توئیتر سابق) 18 میلیون مخاطب در ایران را تحت تأثیر قرار دادهاند.
بر اساس تحقیقات الجزیره کارزار گستردهای در شبکه اجتماعی ایکس(توئیتر سابق) علیه ایران هدایت شده است؛ «شعارها و هشدارهایی که در این شبکه منتشر شد، نه از خیابانهای تهران بلکه از اتاقهای عملیات در تلآویو مدیریت شدهاند.»
به گزارش این رسانه قطری، حسابهای اسرائیلی و همکارانشان به برخی مردم در ایران فرمان میدادند و محتوایی تولید کردند که بهعنوان صدای ملت ایران جلوه داده شد.
طبق این تحقیقات پستهای مربوط به ایران ناگهان رشد ۴۹۰ درصدی پیدا کردند. چیزی حدود ۴۳۷۰ پست بازنشر شد، در حالی که تولیدکنندگان اصلی این پستها بیش از ۱۷۰ حساب کاربری نبودند! با این حال محتوای تولیدشده توسط آنها به بیش از ۱۸ میلیون نفر رسید. آماری که شکاف آشکاری میان تعداد محدود تولیدکنندگان و گستره وسیع مخاطبان را نشان میدهد.
تحقیقات بیشتر نشان داد این کارزار دیجیتالی از شهرهای ایران برنخاسته، بلکه شبکهای از حسابهای کاربری خارجی آن را ایجاد کردهاند. به گزارش الجزیره «در رأس این شبکه، حسابهای کاربری اسرائیلی و ادارات همکار با اسرائیل نقش مرکزی در تولید و هدایت این انبوه اطلاعات را داشتند.»
در همین زمینه چندی پیش روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» با استناد به گزارش مؤسسه تحقیقاتی «سیتیزن لب» مستقر در کانادا فاش کرد یک کارزار نفوذ گسترده به زبان فارسی که تحت حمایت رژیم صهیونیستی قرار داشت، در مدت جنگ 12 روزه با استفاده از محتوای هوش مصنوعی، جعل عمیق و دیگر ابزارها اقدام به انتشار اطلاعات نادرست، حمایت از احیای سلطنت پهلویها در ایران و ترغیب به آشوبگری در خلال دفاع ایران در برابر تجاوزگری رژیم صهیونیستی میکرد.
این رسانه صهیونیستی در گزارش خود نوشته بود: «در حالی که پهلوی اعلام میکند به دنبال هیچ سمتی نیست، طی سالهای اخیر یک کارزار در شبکههای اجتماعی خواستار احیای سلطنت در ایران به پادشاهی او بوده است. به گفته برخی منابع مطلع، بخشی از این تلاشها مبتنی بر شبکهای از حسابهای کاربردی جعلی با منشأ اسرائیلی نشأت میگیرند.
یک محقق شبکهای مجازی که این شبکه را بررسی کرده است که هاآرتص پیشتر آن را افشا کرده بود، صدها کاربر با هویت جعلی در شبکه اجتماعی ایکس را شناسایی کرده است که از پهلوی حمایت میکنند، پیامهای او را به اشتراک میگذارند و از هشتگهایی مانند «شاهنشاه رضا پهلوی» استفاده میکنند.»
به نوشته هاآرتص، سیتیزن لب در گزارش خود نتیجهگیری کرد که هدف این کارزار در ایام جنگ 12 روزه ایجاد آشوبی بود که میتوانست به ایجاد بیثباتی در حکومت منجر شود.
مرشایمر: آمریکا و اسرائیل در مقابل ایران
دو بار شکست خوردند
راهبرد آمریکا و اسرائیل برای فشار حداکثری بر ایران و تغییر موازنه قدرت، نهتنها به اهداف اعلامشده دست نیافته، بلکه هزینهها و مخاطرات راهبردی جدیدی را نیز برای خود آنها ایجاد کرده است.
جان مرشایمر نظریهپرداز آمریکایی و استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو، درباره ناکامی نقشه آمریکا و اسرائیل در جنگ 12روزه و ایجاد آشوب در ایران نوشت: رسانههای جریان اصلی در غرب عموماً کوشیدهاند تحولات اخیر در ایران را صرفاً بهعنوان پدیدهای کاملاً داخلی بازنمایی کنند.
در این روایت، تأکید میشود که مردم ایران بهصورت خودجوش و در واکنش به مشکلات اقتصادی، فساد و ضعفهای مدیریتی دست به اعتراض زدهاند. اعتراضات مسالمتآمیز توصیف میشود و برخوردهای صورتگرفته نیز بهعنوان واکنش دولت معرفی میگردد.
این تحلیل، با شواهد متعدد همخوانی ندارد. البته تردیدی نیست که برخی معترضان با مطالبات و گلایههای واقعی حضور داشتند، اما این تنها بخشی از ماجراست. آنچه رخ داد، تلاش هماهنگ ایالاتمتحده و اسرائیل برای تضعیف دولت مرکزی و زمینهسازی برای تجزیه ایران بود. الگوی رفتاری که همان نقشه قدیمی است، چند مؤلفه اصلی دارد: نخست، ایالاتمتحده سالهاست از ابزار تحریم برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران استفاده میکند. هدف «فشار حداکثری» وارد آوردن فشار فزاینده به جامعه ایران و برانگیختن نارضایتی در خدمت براندازی بود.
دوم، تیم آمریکا و اسرائیل به تحریک و پشتیبانی از اعتراضات سازمانیافته روی آورد تا به چرخهای از تنش دامن بزند که از کنترل خارج شود. شواهد متعددی حاکی از فعالیت عوامل موساد و سیا در ایران است. آنها با عناصر محلیِ تندرو و خرابکار همکاری میکردند تا با درگیری و خشونت، فضا را متشنجتر کنند. اسرائیل و آمریکا، هزاران ترمینال استارلینک را به ایران منتقل کرده بودند تا امکان ارتباط معترضان با شبکه خارجی حفظ شود.
سوم، بخش بزرگی از رسانههای غربی در هماهنگی با این رویکرد، روایت خاصی از تحولات ایران ارائه دادند که در آن، نقش مداخلات خارجی کتمان شد.
چهارم، ارتش آمریکا و احتمالاً اسرائیل در حالت آمادهباش قرار داشت تا در صورت رسیدن تحولات به نقطهای خاص، ضربه نهائی را وارد کرده و شرایطی از بیثباتی گسترده ایجاد کنند که به تجزیه ایران بینجامد.
اما این راهبرد در نهایت با شکست مواجه شد. دولت ایران توانست در مدتزمانی نسبتاً کوتاه، شرایط را کنترل کرده و از گسترش اغتشاشات جلوگیری کند. یکی از عوامل کلیدی در این روند، محدودسازی شبکه استارلینک بود. عملاً برای واشنگتن و تلآویو روشن شد که امکان استفاده از نیروی نظامی وجود ندارد. تلاش برای تغییر رژیم ناکام ماند. ایالاتمتحده و اسرائیل این مرحله از تقابل را به ایران واگذار کردند، هرچند بعید است این واقعیت در رسانههای غربی یا اسرائیلی بهصراحت بازتاب یابد.
این تحولات بیارتباط با جنگ ۱۲روزه میان ایران نیست. آن درگیری در رسانههای غربی غالباً بهعنوان پیروزی بزرگ اسرائیل و ایالاتمتحده توصیف شد، اما این تصویر با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. اسرائیل بیش از ایران مایل به پایان سریع جنگ بود، زیرا ذخایر موشکهای دفاعیاش بهسرعت در حال کاهش بود، در حالی که ایران روزبهروز کارآمدتر از ظرفیت گسترده موشکی خود برای هدف قرار دادن اسرائیل استفاده میکرد. چنین نتیجهای بهسختی میتواند بهعنوان پیروزی اسرائیل تلقی شود. اسرائیل امروز نیز به همان اندازهای که در زمان توقف جنگ در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ آسیبپذیر بود، در برابر توان موشکی ایران قرار دارد.