اخبار ویژه
کدام کمیته حقیقتیاب
وقتی واقعیت اغتشاش را میدانید؟!
سخنگوی دولت میگوید تشکیل کمیته حقیقتیاب درخصوص حوادث اخیر در دستورکار دولت قرار گرفته است.
فاطمه مهاجرانی در نشست خبری با اشاره به ناآرامیهلی اخیر کشور گفت: آقای رئیسجمهور دستور دادند کارگروه ویژه از جامعهشناسان تشکیل شود که علل و ریشه خشم در جوانان بررسی شود، چیزی که از آن غفلت شده است.
وی با بیان اینکه با انباشتی از اعتراضات مدنی مواجه هستیم گفت: دولت قصور خود را میپذیرد؛ دولت تمام تلاش خود را از همان روز نخست بهکار گرفت که هرگز شاهد چنین صحنههایی نباشیم، اما اعتراضات مسالمتآمیز مردم مورد حمله تروریستی قرار گرفت.
وی ادامه داد: آنچه که در روزهای اخیر شاهد بودیم، مصادره اعتراضات مدنی ما بود، جامعهای که انباشتی از اعتراضات را داشت. بله محرک این اعتراضات امروز در اقتصاد بود اما ما انباشتی از اعتراضات داشتیم که در مقاطع مختلف در جامعه سر باز میکرد و به صورت اعتراض مطرح میشد. اعتراض یعنی جامعه زنده است.
وی افزود: ما با انباشتی از اعتراضات اجتماعی مواجه هستیم. همه کسانی که آسیب دیدند، فرزندان ما هستند و به جز اندکی گروهکهای تروریستی که تکلیف آنها با مردم روشن است و مردم چگونه تروریستها را تعیین و تکلیف کردند. تروریستهایی که به طور واضح توسط ترامپ و نخستوزیر رژیم صهیونی پشتیبانی میشوند و اینها بودند که اعتراضات مسالمتآمیز مردمان ما را به خاک و خون کشیدند.
سخنگوی دولت گفت: رئیسجمهور دستور دادند که کارگروه ویژهای از جامعهشناسان تشکیل شود که علل و ریشههای خشم را در نسل جوان بهدرستی شناسایی کند و وارد راهحلهای اجتماعی برای مواردی شود که ما از آن غفلت کردهایم و دشمن توانست بر آن سوار شود.
درباره اظهارات سخنگوی دولت گفتنی است که اگرچه بررسی جزئیات حوادث اخیر و ریشه و عوامل آن بسیار مهم است، اما به نظر میرسد مدیران دولتی بهتر از همه به عمق ماجرا عنایت دارند. از بیتدبیریهای اقتصادی و دامن زدن به تورم تا رها گذاشتن فضای مجازی و رسانهای به عنوان بستر شبکهسازی و شبیخون جنایتکارانه دشمن، چیزی نیست که از چشم مدیران دولت پنهان مانده باشد و عجیب این است که برخی مدیران، همزمان با تحرکات سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل برای برپایی آشوب از بستر فضای مجازی، وعده رفع فیلترینگ را میدادند و کاملاً نسبت به آن تحرکات، کرخت یا منفعل (شاید هم همراه و هماهنگ!) بودند و ضمناً توجه نداشتند که تصمیمات تورمساز آنها میتواند موجب تولید نارضایتی اقتصادی و موجسواری دشمن شود.
به هر حال، اکنون که سخنگوی دولت مدعی تشکیل کمیته حقیقتیاب شده، توجه ایشان را به دو سند جلب میکنیم؛ یکی روایت و گزارش رئیسجمهور محترم که در گفتوگوی تلویزیونی تصریح کرد:
«اعتراض حق مردم است و موظفیم اعتراض آنها را جواب دهیم، ولی اغتشاش و حمله به اماکن عمومی، آتشزدن مسجد، آتشزدن کتاب خدا، یعنی نقشه و توطئه آمریکا و اسرائیل.
- اینها یک عدهای را در داخل و در خارج آموزش دادند، تروریستهایی را از خارج وارد کشور کردند تا مسجد و بازار و اماکن عمومی را به آتش بکشند. عدهای را با اسلحه کشتند یک عده را آتش زدند و یک عده را سر بریدند، این جنایات از مردم ما برنمیآید. اینها مردم نیستند. اینها برای این کشور نیستند.
- اصلاً وقتی آدم بعضی از این تصویرها را میبیند، نمیداند چه بگوید! کجای دنیا چنین اعتراضات و یک چنین برخوردهایی را کردند و به آن میگویند اعتراض! اگر این کار را در آمریکا بکنند، آمریکاییها اینها را قبول دارند و اجازه میدهند این کارها را بکنند؟ در اروپا بکنند، میگذارند؟
- اینها معترضین نیستند، اینها اغتشاشگر هستند... آن آدمهایی که میآیند کشتهسازی میکنند، مردم بیگناه را در صحنه میکشند، آتش میزنند، این چیزی نیست که بشود قبول کرد.
- آمریکا و رژیم صهیونیستی دارند به اینها درس میدهند که بروید ما هستیم. همانهایی که این کشور را زدند و جوانان و کودکان ما را کشتند، الان دارند به اینها دستور میدهند که شما این کار را بکنید ما هستیم، شما بروید خراب کنید ما هم پشتسر شما میآییم.
- کسانی که دارند آتش میزنند، تخریب میکنند و بازار میسوزانند، به ماشینهای امدادی حمله میکنند، اینها دیگر معترض نیستند، اینها آشوبگر و تروریست هستند. در نتیجه سیستمهای امنیتی و دفاعی ما، کسانی که در این رابطه مسئول هستند، با این آدمها باید با قاطعیت رفتار کنند.».
نکته دوم، تحلیل دیروز روزنامه اعتماد متعلق به آقای حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت است که نوشت: «اينگونه نيست كه اتفاقاتي كه طي دو هفته اخير رخ داده، غيرقابل پيشبيني بوده باشند؛ تحليلگران پس از جنگ 12روزه ميدانستند كه اگر فكري براي مطالبات مردم نشود، با سوءاستفاده دشمنان، ممكن است برخي نارضايتيها ظهور و بروز يابند. طي ماههاي اخير دو تكانه تورمي سنگين به معيشت مردم وارد شد؛ نخست كاهش ارزش پول ملي كه بر اثر فشار حداكثري دشمنان ايجاد شد و دومين تكانه تورمي نيز مرتبط با جراحي اقتصادي اخير بود كه مردم را با شوك معيشتي مواجه كرد.
حقوقبگيران در كنار كسبه و نهايتاً اقشاري كه با فقر مطلق روبهرو هستند در كنار هم جريان اعتراضي مسالمتجويانهاي را شكل دادند. اتفاقا طي 7 الي 8 روز اخير تا پنجشنبه نيروهاي امنيتي و انتظامي در كشورمان مدارا و سعي كردند با گفتوگو و تعامل، مسائل را حلوفصل كنند. اما از روز پنجشنبه برخي عوامل خارجي كه در جريان جنگ 12روزه نيز در راستاي منافع دشمنان ايران رفتار كرده بودند، وارد عمل شده و حركتهاي تروريستي و تخريبي را در دستوركار قرار دادند. با حضور اين جريانات تروريستي كه ارتباطي با اعتراضات عمومي نداشتند، هم مردم عادي آسيب ديدند و هم نيروهاي امنيتي و انتظامي با حملات تروريستي مواجه شدند. اساساً در فرهنگ مردم ايران رفتارهاي خشونتآميز جايي ندارد. به همين دليل است كه ردپاي رفتارهاي خشونتآميز را بايد در خارج از مرزهاي ايران جستوجو كرد. روشن است اپوزيسيوني كه اعلام ميكند مردم به فرمانداريها حمله كنند، جز منافع خود به هيچچيز ديگري فكر نميكند».
سیتیرینوویچ: ایران با وجود فشارها
همچنان بازیگر تعیین کننده منطقه است
«نگرانی و ارزیابی اسرائیل این است که اگر آمریکا به ایران حمله کند، ایران با حمله به اسرائیل تلافی خواهد کرد».
نشریه انگلیسی اکونومیست، در تحلیلی نوشت: به احتمال زیاد اسرائیل حداقل فعلاً آماده درگیری با ایران نیست؛ زیرا هنوز موشکهای پدافندی خود را که در جنگ قبلی مصرف کرد، جایگزین نکرده است. ظرفیت نیروی دریایی آمریکا هم در منطقه حضور ندارد و جابهجایی آن طول خواهد کشید. ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل این است که اگر ترامپ به ایران حمله کند، ایران آن را با هدف قرار دادن متحدان آمریکا در منطقه از جمله اسرائیل تلافی خواهد کرد.
در همین حال، رئیس سابق میز ایران در اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی تاکید کرد اقدام نظامی علیه ایران میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و پرهزینهای برای واشنگتن به همراه داشته باشد.
دنی سیتیرینوویچ در تحلیلی خاطرنشان کرد: هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با توجه به تجربه جنگ 12 روزه، نهتنها اهداف واشنگتن را محقق نمیکند بلکه میتواند پیامدهای غیرقابل پیشبینی و پرهزینه به همراه داشته باشد.
پیش از هرگونه تصمیمگیری درباره حمله نظامی به ایران، باید ابتدا به یک پرسش اساسی پاسخ داد: هدف واقعی واشنگتن چیست و آیا این اهداف اساساً دستیافتنی هستند یا خیر. بدون راهبرد روشن و اهداف واقعبینانه، استفاده از نیروی نظامی میتواند به عملی بیهدف و صرفاً نمایشی تبدیل شود و تشدید تنش و گسترش درگیری را به همراه داشته باشد.
هرچند ایران خواهان جنگ فراگیر با آمریکا نیست، اما فشارهای خارجی میتواند واکنشهایی را رقم بزند که از کنترل طراحان آمریکایی خارج باشد. تجربههای تاریخی نیز نشان دادهاند که دولتها در شرایط تهدید و فشار، الزاماً مطابق محاسبات طرف مقابل رفتار نمیکنند.
حملات هوائی هرگز منجر به براندازی نمیشوند. تحولات بنیادین سیاسی، حاصل فرآیندهای داخلی و طولانیمدت هستند و نه نتیجه عملیاتهای کوتاهمدت نظامی. بعید به نظر میرسد دولت آمریکا تمایلی به ورود به یک جنگ فرسایشی داشته باشد.
اگر هدف آمریکا دستیابی به یک توافق هستهای جدید باشد، مسیر فشار نظامی نهتنها کمکی به این هدف نمیکند، بلکه میتواند فرصتهای دیپلماتیک را نیز از بین ببرد. ایران با وجود فشارهای اقتصادی و سیاسی، بار دیگر توانسته موقعیت خود را بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده تثبیت کند.
تکیه بر تهدید و زور، نهتنها جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نخواهد کرد، بلکه میتواند هزینههای سنگینی را به آمریکا و متحدانش تحمیل کند.
شبکه آمریکایی فاکسنیوز هم که به حامیان ترامپ تعلق دارد، به دونالد ترامپ سفارش کرد در امور داخلی ایران دخالت نکند، زیرا این الگو شکست خورده و نتیجه مدنظر واشنگتن را در پی نخواهد داشت.
فاکسنیوز با اشاره به تحرکات اغتشاشگران و تروریستهای مسلح در ایران تاکید کرد: نتیجه را نه سخنرانیها در واشنگتن بلکه نوع رفتار و انسجام درونی نظام ایران مشخص میکند. آمریکا نباید به دنبال اداره ایران، بازنویسی فرهنگ آن یا تحمیل زمامداران باشد. این رویکرد در جاهای دیگر شکست خورده است.
همچنین، ایهود یعاری تحلیلگر صهیونیست در گفتوگو با کانال ۱۲ اسرائیل تاکید کرد: با عذرخواهی از اسرائیلیها، باید بگویم که ایران درحال فروپاشی نیست. رسانههای اسرائیلی در روزهای گذشته دربارۀ اوضاع ایران اغراق کردند.
نظام ایران همچنان بر همه امور کنترل دارد و هیچ نشانهای درباره از دست رفتن قدرت دیده نمیشود.
درماندگی حامیان اغتشاشات
در برابر قیام دهها میلیونی ملت ایران
روزنامههای زنجیرهای غربگرا، دیروز که باید قیام تاریخی و حماسی ملت بزرگ ایران در برابر تروریستهای مزدور آمریکا و اسرائیل را بازتاب میدادند، روز بسیار سختی را پشت سر گذاشتند.
از یکسو این رویداد خیرهکننده ملی با حضور چند ده میلیون ایرانی که خبر اول شبکههای جهانی شد، قابل سانسور در داخل ایران نبود؛ از سوی دیگر، نشریات مذکور به مدت دو هفته تقلا کرده بودند اغتشاشگران را «ملت معترض» جا بزنند و بنابراین حالا برایشان خیلی سخت بود که واقعیت ملت ایران را به نمایش بگذارند و اذعان کنند که ملت بزرگ ایران از تروریستهای اجارهای و اغتشاشگران نیابتی اسرائیل و آمریکا بیزارند.
این روزنامهها به ناچار راهی میانه در پیش گرفتند و با زدن تیترهای فرعی و کمرمق و تصاویری با کادرهای کاملا بسته که نهایتا چند ده نفر را نشان میداد، سعی کردند بهزعم خود، خبر آن رویداد بزرگ و دشمنشکن را خفه کنند!
ابتدا رویکرد روزنامههای مستقل ملی را مرور کنیم و سپس سراغ روزنامههای غربگرا برویم.
- کیهان (تیتر و عکسهای تمام صفحه): مردم ایران گل کاشتند/ تحقیر تاریخی آمریکا و اسرائیل
- اطلاعات (تیتر و عکس تمام صفحه): روز تاریخی ملت
- همشهری (تیتر و عکس تمام صفحه): یومالله شد/ سیل ملت، آشوب را برد
- وطن امروز (تیتر و عکس تمام صفحه): مدافعان ایران/ میلیونها ایرانی با برپایی راهپیماییهای باشکوه، ضمن ابراز انزجار از اقدامات تروریستی پیادهنظام دشمن، اتحاد خود را به نمایش گذاشتند
- جوان (تیتر و عکس تمام صفحه): دست برتر ملت/ حماسه 22 دی اتمام حجت مردم با مزدوران موساد بود
- رسالت با تصویر بزرگ و دارای عمق از راهپیمایی: ملت بصیر و صبور
- خراسان، با تصویری بزرگ از حماسه مردم مشهد: ترامپ ببین! رئیسجمهور آمریکا در حالی مدعی فتح مشهد شده بود که با پاسخ میلیونی ابراز تنفر عمومی مشهدیها از او مواجه شد.
روزنامه جمهوری اسلامی در کنار تصویری بزرگ از جمعیت مردم تیتر زد: اجتماع سراسری همبستگی ملی در محکومیت اقدامات تروریستی اخیر.
- روزنامه جام جم، تیتر و عکس تمام صفحه: ایرانیان بهپا خاستند
اما برخی نشریات مدعی اصلاحطلبی، عملکرد متفاوتی داشتند و تظاهرات میلیونی مردم در اعلام انزجار از اشرار تروریست، را تبدیل به تیترهای فرعی با عکسهای کوچک و کادرهای بسته کردند.
روزنامه آرمان ملی در کنار عکسی بسیار کوچک تیتر زد: همبستگی ملی.
روزنامه اعتماد هم تیتر اصلی خود را به «اعتراض قانونی میشود» اختصاص داد و پایین آن، عکس بسیار کوچکی از راهپیمایی را با تیتر «یکصدا برای ایران» منتشر کرد.
این روزنامه در دو هفته گذشته تلاش کرده بود اغتشاشات تروریستی را اعتراض وانمود کند، اما دیروز اقرار کرد اقدامات صورت گرفته در کف خیابان، «تروریسم- صهیونی- آمریکایی» بوده است.
روزنامه شرق، عکسی با کادر کاملا بسته و جمعیتی چند ده نفره و تیتری از سخنان رئیسمجلس را «در تجمع مردم ایران در اعتراض به اقدامات آمریکا و اسرائیل» کار کرد.
روزنامه هممیهن، از تصویری با کادر کاملا بسته استفاده کرد؛ با این تیتر: تجمعاتی در تهران و شهرهای مختلف در اعتراض به ناآرامیهای اخیر برگزار شد/ برای آرامش
روزنامه سازندگی تیتر نه به جنگ شهری و محکومیت خشونتورزی و دخالت خارجی در کشور را انتخاب کرد و در کنار تصویر پدر و پسری که در راهپیمایی شرکت کردهاند، گذاشت.
رویکرد نشریات زنجیرهای از آن جهت قابل تامل است که در گذشته و در جریان همین اغتشاشات اخیر، از تحرکات چند ده نفره یا حداکثر 200- 300 نفره (ترکیب معترضان و اغتشاشگران) هیجانزده شده و تصاویر را بزرگنمایی و در ابعاد بسیار بزرگ کار کرده بودند.
به عنوان یک نمونه میتوان تصویر دویست نفره اغتشاشگران بالای پل کالج را با جمعیت متراکم و سیلآسای راهپیمایان روز دوشنبه، در بالای همین پل مقایسه کرد که اولی در رسانههای زنجیرهای به عنوان جنبش مردم ایران(!) جا زده شد، اما دومی که خودِ واقعی مردم بود، سانسور شد.
یادآور میشود اعتماد در تیترهای اصلی دو هفته گذشته، دائما از واژه اعتراضات به جای اغتشاشات استفاده میکرد اما اکنون که دشمن در پوشش واژه اعتراض توانسته شبیخون بزند و جنایت بیافریند و هزینههای بسیاری به کشورمان تحمیل کند، همین روزنامه در یک مطلب فرعی (و نه تیترها و گزارشهای اصلی اذعان میکند: اغتشاش خياباني بازي در زمين دشمن است. بعضيها ميگويند «آمديم بيرون حرفمان را بزنيم» يا «فقط شعار داديم.» اما واقعيت حقوقي اين است كه خيابان جاي آزمون و خطا نيست و قانون با رفتارهايي كه نظم جامعه را بههم ميزند، شوخي ندارد. بسياري از كساني كه وارد ناآراميها و اغتشاشات خياباني ميشوند، نه از قانون خبر دارند و نه از عاقبت كاري كه ميكنند. همين ناآگاهي، آنها را به دردسرهاي جدي و گاه جبرانناپذير مياندازد. در قانون، بين اعتراض قانوني و اغتشاش فرق زيادي وجود دارد. اعتراض يعني حرف زدن در چارچوب قانون؛ اما اغتشاش يعني بستن خيابان، تخريب اموال، درگيري، ترساندن مردم و برهم زدن نظم عمومي. وقتي كسي وارد اين فضا ميشود، ديگر قانون به نيت او نگاه نميكند، بلكه به رفتارش نگاه ميكند. همين رفتار ميتواند او را در رديف مجرمان امنيتي قرار دهد... اغتشاش خياباني، امنيت رواني مردم را هم از بين ميبرد. مغازهدار، كارگر، دانشآموز، مادر و سالمند، همه قرباني ميشوند. قانون براي حفظ همين امنيت آمده است. اگر نظم عمومي نباشد، نه آزادي معنا دارد و نه مطالبهگري. هيچ كشوري در دنيا اجازه نميدهد خيابان به ميدان بيقانوني تبديل شود.كسي كه وارد اغتشاش ميشود، وارد يك بازي پرهزينه شده است. خیابان بيقانون، نه صداي مردم است و نه به نفع كشور. اغتشاش، حتي اگر با شعار شروع شود، معمولا با خسارت و مجازات تمام ميشود.