رژیم جولانی در سوریه علویها را میسوزاند
سرویس خارجی-
مجلس اسلامی علوی در سوریه از نقضهای خطرناک و روزافزون حقوقِ علویان در عرصه سوریه، شامل بازداشتهای ظالمانه و قتل و سوزاندنِ علویها، خبر داد.
وقتی گروههای تروریستی بر منطقهای حاکم میشوند، منطق قدرت از قانون و پاسخگویی جدا میشود و خشونت به ابزار اداره روزمره بدل میگردد؛ زیرا این گروهها برای حفظ کنترل، ترس را جایگزین اعتماد و قاعده میکنند. در چنین وضعی، نهادهای مدنی فرو میپاشد، دادخواهی معنای خود را از دست میدهد و مرز میان جرم استثنایی و رفتار عادی محو میشود. بهعنوان مثال، در دورهای که داعش بر موصل مسلط بود، اعدامهای خیابانی، مصادره اموال، و مجازاتهای خودسرانه نه رخدادهایی شوکآور، بلکه بخشی از زندگی روزانه شدند؛ بازاری که باید محل دادوستد باشد به صحنه نمایش قدرت بدل شد و مدرسه به ابزار ایدئولوژیِ تروریستی. این روزمرهشدن جنایت پیامدی ساختاری دارد: «وقتی خشونت پاداش میگیرد و بیقانونی هزینهای ندارد، آشفتگی بازتولید میشود و جامعه وارد چرخهای میگردد که در آن ناامنی نه یک بحران مقطعی، بلکه وضعیت عادی زندگی است.» وضعیت کنونی سوریه، در عمل، کمابیش، مانند همان دوره حکومت داعش است. به گزارش «ایسنا»، مجلس اسلامی علوی در سوریه اعلام کرد: «نقضهای خطرناک و روزافزون در عرصه سوریه شامل بازداشت ظالمانه و قتل و سوزاندن و دشنام است.» سوریه از زمان روی کار آمدن دولت «ابومحمد جولانی»، سرکرده تحریرالشام و رئیس موقت سوریه، شاهد اقدامات تجاوزانهکارانه علیه طوایف مختلف بوده است.
تشدید درگیریها بین قسد و نیروهای جولانی
خبر دیگر اما از جنگ داخلی سوریه است. ارتش دولت موقت سوریه دیروز (شنبه) از تکمیل عملیات پاکسازی در محله «الشیخ مقصود» واقع در شهر حلب از وجود نیروهای دموکراتیکسوریه (قسد) خبر داد. یک منبع نظامی سوریه تأکید کرد که ارتش دولت موقت بیش از ۹۰درصد منطقه الشیخ مقصود در شهر حلب واقع در شمالغرب سوریه را پاکسازی کرده است. این منبع افزود: «ارتش سوریه دهها بمب را در خیابانهای الشیخ مقصود خنثی کرده و در حال فراهم کردن زمینه ورود نیروهای امنیتی به این منطقه پس از پایان عملیات پاکسازی است.» به گفته این منبع، ارتش سوریه تعدادی از نیروهای مسلح نیروهای دموکراتیکسوریه (قسد) در منطقه الشیخ مقصود را بازداشت و حجم زیادی اسلحه سنگین و سبک و بمبهای انفجاری را مصادره کرده است. البته نیروهای قسد اعلام کردند که سیطره ارتش سوریه بر منطقه الشیخ مقصود صحت ندارد. قسد ادامه داد: «ارتش سوریه عامدانه بیمارستان خالد در منطقه الشیخ مقصود را هدف قرار داده در حالی که نیروهایی از ما در آن حضور دارند.» نیروهای دموکراتیکسوریه از سازمانهای بینالمللی خواستند که فوراً وارد عمل شده و مجروحان این بیمارستان را خارج کنند. طبق بیانیه تروریستهای حاکم بر سوریه، به ساکنان محله الشیخ مقصود هشدار داده شده که در منازلشان به دلیل مخفیشدن نیروهای قسد و حزب کارگران کردستان باقی بمانند.
آماری از تلفات
خبرگزاری سوریه وابسته به رژیم جولانی به نقل از وزارت بهداشت این رژیم اعلام کرد که تعداد قربانیان غیرنظامی در پی هدف قرار دادن مناطق مسکونی در حلب توسط قسد به ۱۰ کشته و ۸۸ زخمی افزایش یافته است. سانا افزود که دو زخمی در پی گلولهباران توپخانهای قسد در اطراف ایستگاه بغداد و پارک عمومی حلب به بیمارستان رازی منتقل شدند. این آمار در حالی است که نیروهای دموکراتیکسوریه مدعی شد: در حمله گروههای طرفدار دولت دمشق به محلههای اشرفیه و الشیخ مقصود در حلب، ۱۲ نفر کشته و ۶۴ نفر زخمی شدند. از سوی دیگر «مظلوم عبدی»، فرمانده نیروهای قسد در سوریه، اعلام کرد که از چند روز پیش با همه طرفها برای توقف این حملات همکاری کرده و در کنار مردم خود در محلات الشیخ مقصود و اشرفیه ایستاده است. وی ابراز داشت که ادامه رویکرد جنگ و زبان جنگ از سوی رژیم جولانی برای تحمیل راهحلهای یکجانبه غیرقابل قبول است و در گذشته منجر به کشتار شده است. از سوی دیگر، فرستاده آمریکا به سوریه گفته است: «با وزیر امورخارجه اردن درخصوص آخرین تحولات سوریه صحبت کردم.» فرستاده آمریکا به سوریه همچنین تصریح کرد: «به حمایت از برقراری آتشبس در شهر حلب سوریه و تضمین عقبنشینی مسالمتآمیز و نیز برقراری ثبات پایبندیم.» در پایان گفتنی است، تحولات سیاسیِ ناگهانی، به ویژه زمانی که با تغییر قدرت از مسیرهای قهری همراه میشود، معمولاً با وعدههای بزرگ و ادعاهای رهاییبخش آغاز میگردد؛ اما تجربه تاریخی نشان میدهد که فاصله میان شعار و واقعیت، اغلب در نخستین آزمونهای حکمرانی آشکار میشود؛ به ویژه وقتی وعدهدهنده مشتی تروریست باشند! در چنین شرایطی، ساختارهای امنیتی و شیوههای اعمال قدرت، پیش از هر چیز ماهیت واقعی نظم جدید را عیان میکنند، نظمی که یا میتواند به سمت تثبیت قانون و پاسخگویی حرکت کند، یا در چرخهای تکراری از خشونت، بیثباتی و بازتولید ابزارهای سرکوب گرفتار شود. بررسی این بزنگاهها، نه صرفاً از منظر وقایع عینی، بلکه از زاویه الگوهای رفتاری قدرت، برای فهم آینده سیاسی هر جامعهای ضروری است.
به هر حال باید توجه داشت که این روزها صحنه سیاسی سوریه نهفقط میدان زورآزمایی بازیگران متعدد منطقهای و فرامنطقهای است، بلکه آینهای است از تلاقی بحرانهای تاریخی، جاهطلبیهای ژئوپلیتیک و نبرد روایتها. از یکسو، قدرتهایی که با پرچم ثباتسازی پیش میآیند، در عمل بهدنبال تثبیت نفوذ خود هستند؛ و از سوی دیگر، گروههایی که ادعای «نجات» و «بازسازی» دارند، در گرداب تناقضها و خشونتهای درونی فرو میروند. در چنین بستری، هر تحرک دیپلماتیک یا نظامی میتواند نه گامی بهسوی آرامش، بلکه جرقهای تازه در انباری از بحرانها باشد. در این میان، جامعههای محلی، چه اقلیتهای تحت فشار و چه مردمی که سالهاست میان اشغال، درگیری و بیثباتی گرفتارند، همچنان بهائی را میپردازند که بازیگران اصلی از آن عبور میکنند. اکنون پرسش این است که در میانه این ضربآهنگ تند تنشها، آیا چشماندازی از آشتی واقعی و ثبات پایدار قابلتصور است یا نه.