آیا آلسعود در جنوب یمن نگران حقوق بشر است؟
همزمان با بالا گرفتن شعارهای صلحطلبانه و حقوق بشری رژیم سعودی، بهویژه در پی وقایع اخیر در جنوب یمن، خوب است مروری بر کارنامه چند وقت اخیر سعودی در حقوق بشر داشته باشیم.
در پی تأسیس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 2006، وضعیت حقوق بشر در عربستان تحت حکومت رژیم سعودی در موارد متعددی مورد توجه شورا قرار گرفته است. بازداشتهای خودسرانه، عدم آزادی مذهب (بهویژه فشارهایی که بر اقلیت شیعه وارد میشود)، خشونت علیه زنان، نادیده گرفتن حقوق بشر مهاجران، ناپدیدشدن شهروندان، وضعیت اسفناک مدافعان حقوق بشر، شکنجه و سایر رفتارهای بیرحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز با مخالفان و همچنین عدم آزادی اندیشه و بیان بخشی از فهرست بلندبالای سیاهیهای رژیم آلسعود است. اما روشن است که غرب به دلیل روابط استراتژیکش با رژیم سعودی همواره این فهرست را نادیده گرفته است و یا اقدام مؤثری در مورد آن انجام نداده است و در حد لفاظی بحث را متوقف کرده است.
الان رژیم سعودی از صلح در جنوب یمن میگوید؛ آیا واقعاً این رژیم نگران حوق بشر و صلح و... است؟ رژیم سعودی به نقض آشکار حقوق بشر مردمان عربستان ادامه میدهد و همپیمانان غربیاش همچنان منفعت را در سکوت میبینند. صدور احکام عجیب چنددههای زندان تنها برای نوشتن چند نوشته و فعالیتهای بیخطر در شبکههای اجتماعی یکی از شاخصههای رژیمهای استبدادی چون سعودی است. سال گذشته بود که سازمان امنیت رژیم آلسعود اعلام کرد که فردی که به پول ملی عربستان (ریال) توهین کرد و فیلم اهانتش به پول ملی را مستند و در شبکههای اجتماعی منتشر کرد را بازداشت کرد. در بیانیه سازمان امنیت عربستان آمده بود که گشتیهای امنیتی عربستان در استان «طائف» شهروندی که فیلمی در توهین به پول ملی را تولید و در شبکههای اجتماعی منتشر کرد، بازداشت کردهاند. مشخص نیست پول هم آیا جزو مقدسات محسوب میشود یا خیر؟ اما در کشوری که کنسرتهای آنچنانی مجاز است و آزادشدن فروش مشروبات الکلی در دست بررسی[!] است، آیا جرمبودن شوخیکردن یا به تعبیر نهادهای امنیتی سعودی «توهین کردن» به پول کمی عجیب به نظر نمیرسد؟ طی چند سال اخیر مقامات سعودی معمولاً فعالان شبکههای اجتماعی را در صورت اظهارنظر در فضای مجازی دستگیر میکنند و مجازاتهای سختی را برای توئیتریها در نظر میگیرند.
حکمرانان بدوی عربستان از همان ابتدا که با همکاری «محمد بن عبدالوهاب»، به اصطلاح عالمِ سلفی- تکفیری که سودای زعامت علمی نجد را داشت، قدرت را به دست گرفتند، پایههای یک حکومت خودکامه، مستبد و خشن را بالا بردند؛ اما حالا با سربرآوردن یک ولیعهد سودازده رسواییهای این رژیم هویداتر شده است. چندی پیش مرکز پژوهشی کوئینسی در مقاله تحلیلی نوشته بود، همواره نظام عربستان یک نظام مستبد بوده است اما در سالهای اخیر [در دوران بنسلمان، ولیعهد سودایی سعودی] بیش از هر زمان دیگری به یک کشور پلیسی تبدیل شده است. مقامات عربستان حرف زدن را جرم میدانند و با مخالفان مثل «تروریستها» برخورد میکنند و هیچگونه انتقاد یا واکنشی را نمیپذیرند. در این مقاله همچنین آمده است که کارزار سرکوبگرانه بنسلمان ادامه دارد. وی هزاران شهروند از تمام بخشهای جامعه را بازداشت کرده است. برخی به دلایل واهی بازداشت میشوند. دفتر پادشاهی عربستان از طریق ارتش سایبری خود حملاتی را به راه انداخته و هر فردی را که از سیاست این کشور انتقاد کند تحت پیگرد قرار میدهد. همچنین از طریق «مگسهای اینترنتی» هر فردی را که از مسیر دولت خارج شود، شناسایی کرده و او را خائن محسوب میکنند. تعداد اعدامها به ویژه اعدام دستهجمعی دهها زندانی بعد از محاکمههای صوری افزایش یافته است. عربستان یک شریک امنیتی مورداعتماد نیست. رفتار نظام بنسلمان هر روز ظالمانهتر میشود. عربستان مجازاتهای بیرحمانهای را علیه حتی مخالفان میانهرو اجرا میکند.
اکثر جمعیت عربستان مسلمان سنی و بر مذهب حنبلیاند و شیعیان اقلیتی در معرض تبعیض در این کشور هستند. در عربستان شیعیان امامیه، اسماعیلی و زیدی سکونت دارند. آمار دقیقی از تعداد شیعیان در دست نیست. برخی از منابع تعداد شیعیان در این کشور را حدود 2میلیون نفر ذکر کردهاند که بین ۱۰ تا ۱۵درصد از جمعیت عربستان را تشکیل میدهند. رژیم آلسعود در سالهای اخیر به ویژه پس از برآمدن سلمان بن عبدالعزیز و همهکاره شدن پسر سوداییاش محمد بن سلمان سعی در ایجاد اصلاحات گسترده و پیشروی به سمت یک توسعه سریع دارد؛ اما باید توجه داشت که آلسعود همچنان رژیمی خودکامه و سرکوبگر است و بنیانهایِ عصبیتیْ قبیلهای در آن همچنان زنده است. شیعیان از اقلیتهایی بودهاند که همواره در این جزیره و در تحت حاکمیت این رژیم سرکوبگر قبیلهای در معرض تبعیض و آزار بودهاند. سالهاست که رژیم آلسعود رفتاری تبعیضآمیز با شیعیان عربستان دارد، اما به نظر میرسد در این سالهایی که قدرت در دست محمد بن سلمان، ولیعهد و همهکاره سوداییِ آلسعود، است اوضاع برای شیعیان سختتر شده است. سرعت عملیات سلب مالکیت و غارت املاک و مستغلات در قطیف و تاروت واقع در شرق عربستان
رو به افزایش است. این مناطق بهطور سنتی شیعهنشین است.
حقوق بشر همواره مورد تصریح زبانیِ سیاستمداران و حکمرانانِ غربی بوده است، اما باید دو نکته را در نظر داشت: 1. مصداق تامِ «بشر» در اینجا انسانِ «متجددِ غربی» است و نه هر انسانی؛ 2. این حقوق در صورت تعارض با منافع قطعاً قابل چانهزنی و نادیده گرفتهشدن است. یعنی حقوق بشر مفهومی سیال دارد، زیرا در عمل- گرچه در مقام نظر چیز دیگری ادعا میشود- مفهومِ پایهای و مبنایی نیست که دیگر مفاهیم را با آن سنجید و مقامِ عمل را با آن داوری کرد. وقتی «سودگرایانه» نگاه کنیم مفهوم حقوق بشر مفهومی خواهد بود، سیال و قابل نادیده گرفته شدن. همچنین نسبت به نکته اول که بشر در اینجا انسان متجدد غربی است را باید مطمح نظر داشت. یونانیان باستان کسی را لایق «عدالت» میدانستند که «شهروندِ» یونانی شمرده میشد و غیر را «بربر» میخواندند که شایسته «عدالت» و اصلاً «انسان» نمیدانستند. این وجوه در غربِ متجدد نیز همچنان قابل پیگیری است، گرچه امروز در «زبانِ قالِ» غرب با صراحت به آن اشاره نمیشود، اما «زبانِ حالِ» غرب، همچنان گویای اینگونه از «بیگانهستیزی» است. این همان معنایِ «نژادپرستی» است که کمتر در معرض توجه است. در غربِ مدرن شخصی شایسته بهرهگیری کامل از مواهبِ دنیایِ غرب است که در «ترازِ» انسانِ «غربیِ متمدن» تشخیص داده شود، و الا مندرج در تحتِ مقوله «وحشی» است، گرچه برای خطابش از چنین واژهای استفاده نمیشود. البته دقت شود که بحث از تمایز اعتقادی و اینکه عقایدی را درست و بهتر بدانند نیست، بلکه بحث بر سر تمایزی است که منشأ تبعیضهای خشونتآمیز میشود. با این مبنا باید توجه داشت که این بحث گسترش پیدا میکند و مخالفانِ متحدان غرب (حدأقل مقامات رسمی غربی) فاقد حقوق در نظر گرفته میشوند و در واقع بحث پیشرو از لوازم این بحث است. حالا در این پیچیدگی موضع غربیها، بهویژه آمریکاییها، را در قبال وضعیت حقوق بشری عربستان تصور کنید!