ایمان به حشر محاسباتی و آثار آن در زندگی
علی پوریا
حشر یکی از موضوعات در قیامت کبرا است که در آن همگان از انسان و جن از هر جغرافیای دنیوی به سوی محشر کبرا حرکت داده شده و گرد هم میآیند.(مؤمنون، آیه 79؛ ملک، آیه 24؛ انعام، آیه 38؛ شوری، آیه 29؛ انعام، آیه 128)
البته این حشر و جمعآوری همگان یک حشر و جمع بیحکمت و بیهدف نیست؛ بلکه حکمت آن، محاسبه و معاقبه هر محشوری است تا در پیشگاه عدل الهی حاضر شده و پاسخگوی اعمال خویش باشد و عقاب و ثواب آن را دریافت کند.
چنین امری در مورد قیامت و معاد و حشر میتواند موجب خوف و رجا و خوف و طمع شود و افکار و رفتار و کردار انسانها را در زندگی دنیوی تحت تاثیر قرار دهد و آنها را تنظیم کند؛ زیرا صرف تحقق قیامت و معاد یا حشر و جمع بدون محاسبه و معاقبه هیچ تاثیری در گرایش و گریزش انسان نسبت به دین الهی ندارد.
در حقیقت ایمان به محاسبه و معاقبه در قیامت نسبت به اعمال دنیوی است که موجب مدیریت و مهار افکار و رفتار آدمی در دنیا میشود و به عنوان پاسبانی از درون عمل میکند.
بنابراین وقتی خدا نسبت به حشر و جمع در قیامت توجه میدهد و پیامبران مامور هستند تا این امر را یادآور و متذکر باشند(انعام، آیات 22 و 128؛ یونس، آیات 28 و 45؛ کهف، آیات 47 و 48؛ ق، آیه 44)، هشدار و انذاری به مشرکان و کافران(انعام، آیه 22؛ یونس، آیه 28؛ فرقان، آیات 17 و 18) و بشارتی برای مؤمنان و در یک کلمه همگان است تا بدانند که در آن محشری که هیچ شک در آن نیست و حتمیت دارد، هر نفسی بیآنکه به او ستمی روا شود، پاداش نیک و بد اعمال دنیوی خود را دریافت میکند.(آلعمران، آیه 25؛ انعام، آیه 12؛ زمر، آیات 69
و 70)
در حقیقت، فلسفه حشر در قیامت و جمع اولین و آخرین از صاحبان نفوس، جداسازی خبیث از طیب(انفال، آیات 36 و 37)، و آگاهسازی نسبت به اعمال دنیوی آنان(مجادله، آیه 6) و محاسبه اعمال نیک و بد و بهرهمندسازی از پاداشهای نیک و بد آن است، بیآنکه ظلمی روا شود. (آلعمران، آیه 25؛ انعام، آیه 12؛ زمر، آیات 69 و 70)
چنین امر خطیری در محشر و روز قیامت است که میتواند انذار یا بشارتی برای همگان باشد که میخواهند براساس دین و قوانین آن عمل کنند یا برخلاف آن باشند.
آثار ایمان به حشر و قیامت
بنابراین، از نظر قرآن، چنین حشری میتواند برای زندگان و افکار و رفتار آنان در دنیا تاثیرگذار باشد؛ زیرا کسی که ایمان به چنین حشر و نشری داشته باشد، میداند که هر عملی در دنیا چه خوب و چه بد، به شکل ملکه و مقوم و شاکله شخصیتی او درمیآید و او را طیب یا خبیث میسازد و در روز قیامت هر کسی با شاکلهای برانگیخته میشود که از طیبات و خبائث ساخته است. از همین رو حشر در قیامت برای انسان و جن همانند شاکلهای نیست که در دنیا دارد، بلکه شاکلهای است که در دنیا برای خویش از حسنات و سیئات میسازد، لذا در محشر افراد خبیث از طیب جدا شده و خبیث به دوزخ و طیب به بهشت رضوان الهی میرود.(انفال، آیات 36 و 37)
به سخن دیگر، ایمان به محشر و محاسبه در قیامت، افکار و رفتار انسان را در دنیا تحت تاثیر مستقیم قرار میدهد؛ زیرا چنین شخصی به دنبال آن است تا براساس قوانین الهی زندگی دنیوی خویش را سامان دهد و کارهایی را انجام دهد که مصداق حسنات و اعمال صالح است و از هرگونه کارهای بدو غلط که برخلاف دین الهی است، اجتناب داشته باشد؛ زیرا میداند که هر فکر و عملی و عقیده و کرداری از نیک و بد میتواند تاثیر مستقیم در شاکله شخصیتیاش به جا گذارد و او را طیب یا خبیث سازد؛ چرا که ملکات و مقومات وجودی و شخصیتی که همان شاکله به تعبیر قرآنی است(اسراء، آیه 84)، همه حقیقت شخص را تشکیل میدهد.
پس دارنده ملکاتی از فضائل و مکارم اخلاقی، انسانی طیب است، در حالی که دارنده ملکاتی از رذایل اخلاقی انسانی خبیث است.
لذا انسانها با دو چهره متفاوت طیب و خبیث در محشر حاضر میشوند که گواه چگونگی و کیفیت زیست آنان از نظر افکار و رفتار در دنیا است.(انفال، آیات 36 و 37)
از آثار ایمان به حشر و محاسبه در قیامت، میتوان به مواردی چون: اجابت دعوت الهی به شکل حقیقی(انفال، آیه 24)، اجابت دعوت رسولان الهی بهویژه پیامبر احیاگر(همان)، اقامه نماز(انعام، آیه 72)، تسلیم در برابر خدا(انعام، آیه 71 و 72)، تقواپیشگی(بقره، آیه 203؛ مائده، آیه 96؛ انعام، آیه 72؛ مجادله، آیه 9)، جهاد و شهادت(آلعمران، آیه 158)، عمل به مناسک و شعائر الهی حج(بقره، آیه 203؛ مائده، آیه 96)، نیکوکاری و سبقت در کارهای نیک و خیرات(بقره، آیه 128)، اجتناب از فجور و بیتقوایی و عدم مخالفت با دین و قوانین الهی، از جمله: اجتناب از شرک(فرقان، آیات 17 و 18؛ سباء، آیات 40 و 41؛ احقاف، آیات 5 و 6)، اجتناب از گناه
(مجادله، آیه 9)، تعدی و تجاوز(همان)، اجتناب از استکبار(نساء، آیه 172) و مانند آنها اشاره کرد. بنابراین، اصولاً ایمانآورندگان به حشر و محاسبه و معاقبه اخروی میدانند که هر فکر و عملی از نیک و بد در دنیا در شاکله ایشان تاثیر مستقیم داشته و آنان را طیب یا خبیث میسازد.
از همین رو همواره دنبال فضائل و مکارم اخلاقی هستند و حتی با جاهلان بیخرد و سفیه از کافران و مشرکان بهگونهای عمل میکنند که موجب تنش نشود بلکه اولاً تلاش میکنند تا با دفع بدی با نیکی، دیگران را به حق و حقانیت دعوت کنند و متذکر اصول اخلاق فطری باشند تا اینگونه آنان را به سوی حق بیاورند و اگر نتیجهای از این رفتار و کردار کریمانه خویش نگیرند، تلاش میکنند تا بدون درگیری و تنش با اهل لغو و باطل از بیخردان و سفیهان با اعراض از آنان با سلام و صلوات ضمن تبری از جهل و جهالت عقلی و علمی بگویند: شما بر کار خودتان باشید و ما هم بر کار خودمان تا ببینم چه میشود.(قصص، آیات 52 تا 54؛ فرقان، آیات 63 تا 75)
در حقیقت مؤمنان به حشر نهتنها در رفتار فردی خویش فضائل و مکارم اخلاقی را مراعات میکنند، بلکه در رفتار اجتماعی نیز اینگونه هستند که حتی با مخالفان خود مدارا کرده و تسامح دارند و با رحمت و خصال نیک و صبر با دیگران مواجه میشوند(آلعمران، آیات 159؛ فصلت، آیات 34 و 35؛ مجادله، آیه 9)؛ زیرا میدانند با رعایت تقوا میتوانند به رستگاری برسند و با اجتناب از فجور و دریدگی و گناه از شقاوت ابدی برهند. (انعام، آیات 51 و 72؛ شمس، آیات 7 تا 10)
به هر حال، از نظر آموزههای قرانی، هر کسی در دنیا محبوب خویش از افکار و رفتارهای نیک و بد را انتخاب میکند و شاکله خود را از طیب یا خبیث میسازد.
در قیامت هر شخصی با محبوب خویش از فضائل یا رذایل برانگیخته شده و محاسبه میشود و به عقاب و ثواب در نتیجه انتخاب خویش میرسد.
این انتخاب در دنیا شامل مجالست با محبوبهایی از اولیاءالله یا اولیاءالشیطان نیز میشود؛ زیرا براساس آموزههای قرآنی، طیب به سوی طیب و خبیث به سوی خبیث گرایش دارد. بنابراین، هر انتخابی در انسان شاکله او را میسازد و او را جزو آن گروه میگرداند.
از همینرو پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) به این کیفیت حشر انسانها در قیامت توجه و هشدار میدهد و میفرماید: مَن أحبَّ قَوماً حَشَرَهُ اللّهُ فِى زُمرَتِهِم؛ هر كس گروهى را دوست بدارد (و نسبت به آنان مهرورزى كند) خدا او را در زمره آنان محشور خواهد كرد.(نهجالفصاحه، ص 609، ح 2986)