افزایش قیمتها باعث شد
کاهش قدرت خرید خانوارهای کم درآمد و کارگران
میزان مصرف برنج، نان، گوشت و شیر در 10 سال گذشته تا 35 درصد کاهش یافته و نمایندگان کارگری میگویند این مسئله به دلیل افت 72 درصدی قدرت خرید، کسری درآمدها و افزایش یکباره قیمت اقلام مصرفی خانوار است.
به گزارش مهر، یکی از دغدغههای همیشگی کارگران موضوع تامین معیشت و چگونگی حفظ و افزایش قدرت خرید خانوار است که متاسفانه به دلیل رشد نامناسب دستمزدها در دهههای اخیر، امروز کارگران میگویند قدرت خریدشان 72 درصد کاهش یافته است.
کارگران معتقدند حقوق و مزایای دریافتی کفاف هزینههای زندگی را نمیدهد و از اینرو آنها مجبور میشوند برخی نیازهای خود را حذف کنند و یا به صورت ناقص برنامههای زندگی خود را اجرا کنند؛ همچنین آنها میگویند به دلیل کسری شدید درآمدی ناچارا برخی نیازهای زندگی خود مانند تفریحات و سفرها را حذف و یا به حداقل ممکن رساندهاند و تنها به فکر تامین نیازهای اصلی زندگی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، درمان و مواردی از این دست هستند.
به تازگی برخی اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی کشور نیاز ماهیانه یک خانوار 4 نفره را 2 میلیون و 500 هزارتومان اعلام کردهاند و معتقدند هرگونه دریافتی کمتر از این میزان به معنی برخوردن با مسائل و مشکلات تامین معیشت خواهد بود.
مطالعات و بررسیهای میدانی نمایندگان کارگران نیز نشان میدهد که مبالغ مورد نیاز خانوار در خوشبینانهترین حالت و با حذف برخی موارد غیرضروری در ماه نمیتواند کمتر از 2 میلیون و 200هزارتومان تا 2 میلیون و 700هزارتومان باشد.
در عین حال، برخی گروههای کارگری ارقامی را ارائه کردهاند که این نیاز ماهیانه را بیشتر از 3 میلیون تومان نشان میدهد. آخرین گزارش مرکز آمار ایران به عنوان مرجع رسمی اعلام آمار کشور نیز حاکی از افزایش نیاز ماهیانه یک خانوار شهری به یک میلیون و 822 هزارتومان است.
اهمیت ارقام اعلام شده درباره زندگی کارگران در این است که بدانیم بخش قابل توجهی از کارگران در حال حاضر تنها حداقل دستمزد 609 هزارتومانی را در هر ماه دریافت میکنند که به گفته وزیر کار این دریافتی در حالت متوسط برای بیشتر آنها تنها یک میلیون تومان است.
بنابراین ارقام به خوبی نشاندهنده فاصله شدید بین نیازهای واقعی خانوار و درآمدهای فعلی است. حل نشدن و باقی ماندن مسائل معیشتی برای کارگران باعث شده که ایران در ردیف کشورهای با حقوق و دستمزد پایین قرار بگیرد تا جایی که طبق اعلام سازمان جهانی کار، دستمزد پرداختی در برخی کشورها تا چند برابر ارقام فعلی پرداخت شده در ایران است.
نمایندگان کارگران اعلام کردهاند بررسیهای جدید آنها از وضعیت تامین معیشت خانوار در فاصله سالهای 83 تا پایان 92 براساس گزارش رسمی بانک مرکزی نشان میدهد که با وجود افزایش 4.5 برابری حداقل مزد در فاصله این سالها، اما هزینه معیشت خانوار همواره از درآمدها جلوتر بوده و این شکاف در سالهای اخیر بیشتر نیز شده است.
در یک مرحله، اجرای عجولانه فاز اول هدفمندی یارانهها باعث وارد آمدن آسیبهای جدی معیشتی به خانوارهای کم درآمد کشور از جمله کارگران شد؛ آسیبهایی که تا به امروز باقی مانده، بیشتر شده و هنوز جبران نشده است.
کارگران بر این مسئله تاکید دارند که در شرایط فعلی که قدرت خرید آنها افت زیادی داشته و حقوق و دستمزد فعلی حداکثر کفاف تامین هزینههای 10 روز اول ماه را میدهد، دولت باید با برنامههای حمایتی و غذایی از معیشت آنها حمایت کند.
آمارها نشان میدهند که خانوارهای ایرانی برای جبران بخشی از کسری درآمدی خود، جلوگیری از افت قدرت خرید و مقابله با افزایش قیمتها در فاصله سالهای 83 تا پایان 92، بخش قابل توجهی از نیازهای غذایی خود را کاهش داده اند.
افت قدرت خرید خانوارهای کم درآمد
میزان مصرف ماهیانه برنج خانوار از 180 کیلوگرم سالیانه در سال 83 به 119 کیلوگرم در سال 92 کاهش یافته است که به اعتقاد نمایندگان کارگران، این کاهش مصرف نه به دلیل جایگزین شدن اقلام غذایی دیگر به جای برنج؛ بلکه به دلیل افزایش قیمت، افت قدرت خرید و همچنین کسری درآمدی و در نتیجه تصمیم به کاهش مصرف اتفاق افتاده است.
همچنین آمارها نشان میدهد که میزان مصرف نان نیز از 506 کیلوگرم در سال 83 به 350 کیلوگرم در سال 92 کاهش یافته و در این بخش مصرف گوشت دام نیز از 60 کیلوگرم به 40 کیلوگرم افت کرده است.
از سویی میزان مصرف ماهی خانوار نیز از 20 کیلوگرم به 13کیلوگرم رسیده و مصرف شیر خانوار نیز از 211 کیلوگرم به 138کیلوگرم افت کرده است. مصرف ماست از 95 کیلوگرم به 82کیلوگرم و مصرف تخم مرغ نیز از 40 به 36کیلوگرم افت نشان میدهد.
نکته دیگر حائز اهمیت در گزارش بانک مرکزی از افت میزان مصرف اقلام خوراکی خانوار در طول 10 سال مورد بررسی، کاهش ادامهدار میزان مصرف برنج، نان، تخم مرغ، شیر، گوشت، ماهی و سایر اقلام به صورت سال به سال است. به عبارتی با گذشت هر سال، آمارها نشان میدهد که میزان مصرف خانوار در حال کاهش است و این مسئله میتواند حتی سلامت جامعه را نیز تهدید کند که البته این مسئله در مورد خانوارهای کم درآمد نمود بیشتری دارد.