ضرورت تفکیک پسماندها و موانع پیشرو (بخش نخست)
تخریب محیط زیست با حمل زباله در گونی و روی دوش(گزارش روز)
صدیقه توانا
نمکی، سبدی، نون خشکی، پلاستیک کهنه و لباس کهنه خریداریم، این صدایی بود که تا چند سال قبل هر روز صبح از هر کوی و برزنی به گوش می رسید و درواقع صدای نمکی به نوعی خروس سحرخوان شهریها بوده اما امروز نمکیهای چرخ به دست هم مدرن شدهاند و با موتورهای سهچرخ و وانت پیکانها با آرم بازیافت و پسماند زباله در کوچه پسکوچههای شهر دور میزنند و زبالههای خشک را برای بازیافت جمعآوری میکنند و از این زبالهها و به اصطلاح طلای کثیف پولهای هنگفتی به جیب میزنند. البته به جیب خودشان نه، به جیب پیمانکاران!
واژه بازیافت چند سالی است که به صورت جدی بر سر زبان شهروندان جاری است ولی به راستی چقدر از بازیافت و استفاده دوباره از مواد دورریختنی اطلاع داریم؟ چقدر در انجام تفکیک زباله خشک و تر همت میکنیم؟ در فرهنگ ما جایگاه بازیافت کجاست؟ پسماندهای جمعآوریشده در کجا و چگونه پردازش میشود؟ چند نوع پسماند داریم و سؤالات متعدد دیگری که شاید خیلی درمورد آنها تفکر نکنیم و فقط به آنها به چشم یک زباله نگاه میکنیم و با همان حس انزجار زبالهها را در سطل آشغال میریزیم و هرگز به فکر جداکردن زبالههای خشک از تر نمیافتیم، فقط دوست داریم هرچه زودتر زبالهها را از فضای خانه دور کنیم.
بازیافت امروزی شکل توسعه یافته و پیشرفته نمکی و نان خشکی است همان آدمهایی که تا دیروز با عنوان نمکی به در منازل مراجعه میکردند و نان خشک و پسماند جمعآوری میکردند و در ازای آن پول یا نمک و وسایل پلاستیکی تحویل میدادند، امروز همان آدمها شدهاند پیمانکار بازیافت ولی دیگر وضعیت و تمکن مالی آنها مثل سابق نیست و با توجه به آنکه با طلای کثیف سر و کار دارند حسابی وضعشان خوب شده است. به اعتقاد کارشناسان مسائل شهری و محیط زیست پسماند خشک دارای ارزش اقتصادی است و مواد بازیافتی شامل انواع کاغذ، بطری، انواع شیشه و انواع بطریهای پلاستیکی و... دوباره به چرخه تولید و استفاده باز میگردند. بیتردید استفاده از این مواد در خیلی از صنایع مقرون به صرفه است و در مبحث انرژی نیز انرژی لازم جهت تبدیل و استفاده مجدد از این مواد در صنایع بسیار کمتر از مواد اولیه و خام میباشد.
تفکیک زباله در مبدأ
در شرایط فعلی برای استفاده بهینه از زباله و پسماند و بازیافت آن، مهمترین دغدغه مدیران در شهرداریها، بخصوص کلانشهرها، بحث تفکیک زباله در مبدأ است.
دغدغه اصلی مدیران شهری و شهرداری به عنوان متولی جمعآوری پسماند شهروندان در حوزه پسماند خشک، تفکیک در مبدأ میباشد که اگر چنانچه شهروندان در منزل خود پسماند خشک و تر را جدا کرده و به صورت مجزا تحویل دهند کار شهرداری بسیار آسان خواهد شد. ولی کمتر خانوادهای را میبینیم که به این اصل مهم یعنی تفکیک زباله توجه کند.
آقا مرتضی صاحب یک سوپری دونبش و بزرگ در اول خیابان رحیمی در فلکه اول صادقیه است. مغازهاش هیچوقت از مشتری خالی نمیشود، با پسرها، دو سه نفری مغازه را میچرخانند. در یک فرصت کوتاه در مورد سطلهای مشکی و آبی که جلوی در مغازه گذاشته از وی سؤال میکنم، میگوید: «سطل مشکی برای زبالههای تر و سطل آبی مخصوص زبالههای خشک و کارتن و شیشه است.»
بدون آنکه دلیل این کارش را که یک حرکت فرهنگی و کاملا اجتماعی است بپرسم، خودش این طور توضیح میدهد: «روبه روی مغازه ما یک دکه بازیافت زباله است که شهرداری آن را دایر کرده کار جالبی است، ما که تمام زبالههای مغازه را جدا میکنیم ولی متأسفانه هنوز این فرهنگ بین مردم خیلی جا نیفتاده است و بعضا دیدهام که مردم زبالههای تر خود را در سطل آبیرنگ میاندازند و کار ما را هم بیارزش میکنند.»
آژیرها برای که به صدا درمیآید؟
شهرداری در هر منطقه یک پیمانکار بازیافت مشخص کرده است که وظیفه اصلی آنها مراجعه به درب منازل شهروندان و ارائه تقویم زمانی جمعآوری پسماند خشک آنها میباشد. به طور مثال برای شهروندان ساکن در فلان محله ناحیه 2 منطقه 2 یک روز و ساعت مشخص جهت جمعآوری پسماند خشک باید اعلام شود و طبق آن زمانبندی پیمانکار با وانت ملودیدار تیپ که از سوی سازمان مدیریت شهرداری تایید شده با مراجعه به در منزل شهروندان، پسماند خشک را دریافت و در قبال آن کیسه آبیرنگ و... باید تحویل دهد.
در اینجا این سؤال مطرح است که در مناطق شهرداری چقدر این امر اجرا میشود؟ چرا در خیلی از محلات پیمانکار به درب منازل شهروندان مراجعه نمیکند؟ چرا خیلی از پیمانکاران به مخازن زباله مراجعه کرده و از سر سطل تفکیک پسماند تر و خشک را انجام میدهند، آن هم با وضعیتی بسیار نامناسب و زننده که تا کمر در سطل زباله فرو میروند.
خانم زینتی یکی از شهروندانی است که در منطقه 2 تهران ساکن است. او با اشاره به اینکه همیشه زبالههای تر و خشک را تفکیک میکند و در جلوی در میگذارد یا در سطل زباله میریزد، میگوید: «اگر همه مردم به این نکته توجه داشته باشند که زبالهها را از خانه جدا کرده و در سطلهای مخصوص بریزند، دیگر شاهد حضور بچهها و بعضا افغانیهایی که کیسه به دوش در سطل آشغال فرو میروند نخواهیم بود.»
این خانم با اظهار گلایه بسیار از اینکه برخی از این افراد ظاهری بسیار کثیف دارند میگوید: «به نظرم برخی از این بچهها، جزو بچههای کار هستند و چه بسا ناقل بیماری و میکروب باشند که به راحتی در کوچه و خیابانها پرسه میزنند، جا دارد در همین جا از مسئولان شهرداری بخواهیم فکری به حال سروسامان دادن این افراد بکنند.»
هما افخمزاده هم که همسایه دیوار به دیوار خانم زینتی است و از خرید برگشته به جمع ما اضافه میشود و میگوید: «الان روزهای سهشنبه فقط ماشین آهنگدار شهرداری در کوچه ما میآید و زود میرود ما فقط صدای آهنگش را میشنویم، همین که زبالههای خشک و پلاستیکها را برمیدارم و از طبقه چهارم به پایین میآیم میبینم ماشین رفته و هیچ اثری از آثارش نیست. چندین بار این کار را با ما کردند. آسانسور که نداریم زود خودمان را به پایین برسانیم، تا میآییم سر کوچه، فقط صدای ماشین شهرداری را از چند کوچه بالاتر میشنویم، الان دیگر خسته شدم و دائم نمیتوانم گوشه آشپزخانه پلاستیک جمع کنم، مجبورم همه زبالههای تر و خشک را یکجا بیرون بریزم.»
هجوم گونی به دوشها سر سطل زباله
مهندس عبدالله قاسمی، کارشناس محیطزیست در گفتوگو با گزارشگر کیهان ضمن تأیید صحبتهای این شهروندان محترم، خاطرنشان میکند: «یکی از مشکلات اصلی این کار به فرهنگسازی برمیگردد. البته با توجه به آموزشهای داده شده به شهروندان باز هم جا دارد شهروندان در این زمینه آموزش دیده و با اطلاعات کافی در خصوص محیط زیست و بازیافت زباله اقدام صحیح که همان تفکیک در مبدأ میباشد را به درستی انجام دهند. البته این را هم باید اضافه کنم که قطعا حضور و همکاری تشکلهای محیط زیستی بسیار مهم میباشد و مسئولان شهرداری باید همت مضاعفی به خرج دهند.
وی مشکل دیگر در این خصوص را عدم پشتیبانی کافی و کامل پیمانکاران بازیافت در مناطق متعدد شهری برمیشمرد و اضافه میکند: «متأسفانه علیرغم آنکه شهروندان از عدم همکاری شهرداری گله دارند ولی باید بگویم که در موضوع تفکیک زباله در مبدأ متأسفانه هنوز برخی از شهروندان همراهی کاملی با شهرداری ندارند و جمعآوری طبق برنامه زمانبندی انجام نمیشود و پس از مدتی شهروند، تفکیک را رها نموده و همه زبالهها را درهم، به سطل آشغال میریزد.»
مهندس قاسمی در ادامه اضافه میکند: «تازه بعد از ریختن درهم پسماندهای تر و خشک شهروندان در مخازن زباله، مشکلات یکی پس از دیگری شروع میشود. مخصوصا آنکه صبح هنگام زبالهها درون سطل آشغال ریخته شود. آن موقع است که هجوم گونی به دوشها تازه اول کار است.»
وی میگوید: «در سطح شهر، کمتر شهروندی است که افراد گونی به دوش که منتشرکننده آلودگی و سفیر تخریب محیطزیست و تا کمر در سطلهای زباله به دنبال تفکیک پسماند خشک هستند را ندیده باشند، حالا ما و شما هم به عنوان یک شهروند با مخلوط کردن زباله تر و خشک و ریختن آن در سطلهای زباله مستقر در سر کوچهها، به گونی بهدوشها و تخریب محیط زیست خدمت میکنیم.»
به اعتقاد این کارشناس محیط زیست، اگر پسماند خشک را در مبدأ تفکیک کنیم و تحویل خودروهای جمعآوری بازیافت شهرداری دهیم دیگر از این افراد خبری نخواهد بود و چهره شهر خراب نخواهد شد. دیگر پسماندهای خشک که قابل بازیافت است که به چرخه تولید برمیگردد، با زبالههای عفونی، پوشکهای آلوده کودکان و هزاران زباله آلوده که در سطل آشغال قرار میگیرد مخلوط نخواهد شد و فجایع زیست محیطی اتفاق نخواهد افتاد، فقط کمی همت میخواهد.
قاسمی در ادامه میگوید: «در صورت عدم جمعآوری پسماند خشک یا هر مشکل دیگر شهروندان میتوانند با سامانه 137 شهرداری تهران تماس بگیرند و درخواست تخلیه پسماند خشک را اعلام کنند.»
بازیافت یعنی چه؟
بازیافت زباله یعنی چه؟ چرا وقتی صحبت از بازیافت میشود در پی آن بحث پسماند مطرح میشود؟ تفاوت این دو مقوله در چیست و مهمتر از همه چگونه میتوان برای تأمین انرژی از پسماند زباله استفاده کرد و آیا این روند در کشور مثبت و رو به رشد است یا خیر؟
طبیعی است که وقتی صحبت از زباله، بازیافت و مراحل پسماند به میان میآید سؤالات فوق یکی یکی در ذهن افراد کاوشگر صف میکشد، شاید برای خود شما هم بارها این سؤال و سؤالاتی مشابه آن پیش آمده باشد این غرفههای بازیافت زباله که در برخی از مناطق 22 گانه تهران یا کلانشهرها نصب شده است چه نقشی در بازیافت و تولید انرژی در کشور ایفا میکنند؟
برای آنکه بتوانیم ذهن جستوجوگران این مقوله را روشن کنیم گفتوگویی با رئیس انجمن مهندسی و مدیریت پسماند ایران و معاون پژوهش دانشکده محیط زیست تهران انجام دادهایم و نقطه نظرات وی را در مورد سؤالات فوق جویا شدیم.
دکتر محمدعلی عبدلی با این توضیح که پسماند به معنی هرچیز دورریختنی و دورریز نیست، میگوید: «پسماند یعنی نتیجه طبیعی زندگی، پسماند درواقع به موادی گفته میشود که در زمان امکان تولید برای تولیدکننده مواد زائد را به وجود آورد که باید دفع شود. بنابراین پسماند مترادف دورریز نیست.» به او میگویم اگر پسماند دورریز نیست پس باید با آن چه کرد؟ میگوید: «در اینجا بحث پردازش و بازیافت معنی پیدا میکند و پسماند به عنوان یک منبع محسوب میشود، که این منبع میتواند انرژی و ماده باشد.»
از آقای دکتر میپرسم اگر قرار باشد پسماند یک منبع شود چه استفادههایی از این منبع میتوان برد؟ وی پاسخم را این طور میدهد: «در اینجا بحث پردازش و بازیافت در سیستم مدیریتی مطرح میشود. طرز تلقی جوامع صنعتی به پسماند به عنوان یک منبع از سال 1970 میلادی آغاز شد و این ایده شکل گرفت که میتوان از پسماند به عنوان یک منبع تولید انرژی یا فرآوردههای دیگر استفاده کرد.
رئیس انجمن مهندسی و مدیریت پسماند ایران در ادامه میگوید: «اقداماتی که بر روی پسماند انجام میدهیم تا پسماند قابل استفاده در چرخه تولید یا انرژی یا اشکال دیگر باشد، بازیافت است. بازیافت یک کلمه عام است که شامل استفاده مجدد، بازپخش پسماند یا تبدیل پسماند به انرژی است. با این تعریف میبینیم که بازیافت خود یک صنعت است و صرف اینکه فقط مادهای را تولید میکردیم به آن بازیافت نمیگوییم.»
وی به چرخه مدیریت پسماند و سیستم بازیافت اشاره کرده و میگوید: «بازیافت زنجیرهای از حلقههای متعدد است که حلقه اول آن تولید مواد است و سپس به صنایع بازیافتی برای مواد بازیافتی با رعایت مسائل بهداشتی با استاندارد مواد بازیافت است که در این صورت یک سیستم بازیافت در چرخه مدیریت پسماند داریم.»