باید و نبایدهای استیضاح(یادداشت خبرنگار)
فصل پاییز، فصل برگریزان با همه زیبایهایش برای برخی شهرداران استان لرستان رنگ خزان به خود گرفت، شهرداران خرمآباد، الشتر تغییر کردند و در نهایت قطار این تغییرات در حوزه مدیریت شهری به الیگودرز رسید، با تصمیم اکثریت اعضای شورای شهر «ارسلان زارع فارسانی» پس از 5 ماه فعالیت با صندلی شهرداری الیگودرز وداع گفت در اینجا بنا نداریم در رابطه با رضایت مردم از عملکرد شهردار، خداحافظی تلخ وی و درستی یا نادرستی رای استیضاحکنندگان مطلبی بیان کنیم، اما عزل شهرداران آنهم در زمان اندکی از آغاز فعالیت آنان، جای تامل و آسیبشناسی توسط کارشناسان دارد. استیضاح زودهنگام سبب میشود کارایی مدیرانی که به این سمت انتخاب میشوند به زیر سوال برود و دیگر بعید به نظر میرسد افراد توانمند و متعهد تمایلی به پذیرفتن اینگونه مسئولیتها داشته باشند و در نهایت مدیران ناتوان و ناکارآمد با روحیه انعطافپذیری بیش از آنچه قانونگذار تعریف کرده است انتخاب میشوند.
ناگفته نماند که در برخی موارد، تغییر شهرداران براساس علایق و ارتباطات طایفهای و همچنین فشارهای ارکان قدرت شکل میگیرد. بدیهی است تصمیمات شورای شهر برای انتخاب و یا عزل شهردار باید بر اساس بررسی کارشناسانه و خرد جمعی باشد که برخی اوقات چنین نیست. به عنوان مثال برخی شوراها پس از یکسال بحث و گفتوگو و بررسی سوابق فردی را به عنوان شهردار برای 4 سال انتخاب میکنند. اما پس از گذشت چند ماه وی را به دلایل مختلف از سمتش عزل میکنند. این در حالی است که شهردار منتخب برای 4 سال برنامهریزی کرده اما عزل زود هنگام او اجازه فعالیت و پیاده شدن برنامههایش را به شهردار منتخب نداده است.
همچنین اعضای شورای شهر بعضا بدون در نظر گرفتن وضعیت درآمدی شهرداریها و چگونگی تامین مالی آن، پروژههای بزرگی را به تصویب میرسانند که اجرای آنها برای شهرداران غیرممکن است چرا که شهرداری توان مالی برای اجرای این پروژهها را ندارد، اما شورای شهر این موضوع را به حساب ناتوانی مدیریت شهرداری گذاشته و شهردار را برکنار میکند. این مورد بیشتر در خصوص شهردارانی است که قانونمدارند و سفارش نمیپذیرند. مسلم است که افرادی پایبندی شهردار به قانون را بر نمیتابند و به دنبال راهکاری هستند که او را برکنار سازند.به همین دلیل میکوشند از طریق استیضاح شهردار به هدف خود برسند.
هرچند طبق قانون استیضاح شرایط ویژه خود را دارد و با طرح سوال آغاز شده و در صورت عدم پاسخگویی منطقی شهردار و قانع نشدن شورای شهر عزل شهردار رقم میخورد، اما گاهی این روال قانونی تشریفاتی میشود که در اینجا جای مرجعی بیطرف برای بررسی چرایی و واقعیت قانع شدن و یا راضی نشدن اعضای شورای شهر خالی است.
به هر حال با توجه به اینکه این تغییر و تحولات بعضا خساراتی بیشتر از منافع نصیب شهر و مردم میشود شایسته است اصلاح برخی قوانین خاص شوراها بویژه در بحث انتخاب و استیضاح شهرداران مورد بازنگری نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی قرار گیرد.
عباس شاهعلی