کد خبر: ۳۲۵۳۱۴
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۴۰۴ - ۲۰:۳۴
چرا حجاب سنگر دفاع از منافع ملی ایرانیان است؟!

تبعات فرهنگی و اجتماعی ترویج فرهنگ بی‌حجابی برای کشور

بخش دوم

«ما با یک جبهه‌ وسیع در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید دشمن که اگر بخواهد تصرفی بکند، دخالتی بکند، موفقیتی پیدا کند باید دل‌ها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند. رفتند توی این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم.» اینها بخشی از سخنان رهبر حکیم انقلاب اسلامی در جریان دیدار اخیرشان با جمعی از مداحان اهل‌بیت‌(ع) به مناسبت میلاد پرنور و سرور حضرت سیده‌النساء العالمین، زهرای مرضیه (س) است. در بخش قبلی گزارش به این پرداختیم که شواهد متعدد نشان می‌دهد امروز نوک تهاجم دشمن در حوزه فرهنگ، متوجه مسئله حجاب و پوشش زنان ایرانی است. وانگهی، تجربیات تاریخی نشان می‌دهد مسئله بی‌حجابی، مهم‌ترین پیشران فرهنگی تمدن غرب در تهاجم به دیگر ملت‌هاست. روندی که نتیجه‌اش ابتدائاً قرار است فروپاشی مفهوم خانواده ایرانی و نهایتاً تسلط سیاسی صاحبان فرهنگ مهاجم بر مقدرات و منابع کشور از این مسیر باشد.
بر همین مبنا، رهبر فرزانه انقلاب، کشف حجاب را همزمان، یک حرام شرعی و سیاسی می‌دانند و درعین‌حال معتقدند قاطبه زنان و جامعه ایرانی، اتفاقاً در این مسئله برخلاف مسیر دشمن حرکت کرده و می‌کنند؛ به صورتی که در اوج اغتشاشات سال 1401 نیز مشت محکمی بر دهان دشمن زده‌اند. ایشان 14 دی‌ماه سال 1401 و در جریان دیدار با اقشار مختلف بانوان در همین زمینه می‌فرمایند: «و من این را هم اضافه کنم که در این قضایای اخیر، خب دیدید دیگر، علیه حجاب خیلی کار شد؛ چه کسی ایستادگی کرد در مقابل این تلاش‌ها و فراخوان‌ها؟ خودِ زن‌ها؛ زن‌ها ایستادگی کردند. آنها امیدشان به همین زن‌هایی بود که شما به آنها می‌گویید بدحجاب؛ امیدشان به اینها بود. اینها امیدشان این بود که همین‌هایی که حجاب نیمه‌کاره دارند، به‌کلی کشف حجاب کنند، [ولی] نکردند؛ یعنی زدند تو دهان آن تبلیغ‌کننده و فراخوان ‌فرستنده.» پیمایش‌های اجتماعی متعدد انجام شده در این سال‌ها نیز نشان می‌دهد جامعه ایران، برخلاف تصویرسازی رسانه‌های معاند و جریانات شبه‌روشنفکر، یک جامعه به‌شدت دینی و باورمند به ارزش‌های اسلامی است.
جامعه ایران به‌شدت دینی و خداباور است
به‌عنوان ‌مثال، نتایج یکی از جدیدترین نظرسنجی‌ها که توسط مرکز مطالعات فرهنگی تیام و با موضوع «بررسی ابعاد مقاومت دینی مردم تهران در جنگ 12 ‌روزه با رژیم صهیونیستی» انجام شده است، نشان می‌دهد 86.1 درصد از مردم تهران در جنگ 12 روزه اسرائیل، با آرامش‌بخشی به دیگران از طریق یادآوری یاری خداوند در شرایط جنگ، موافق بوده‌اند و بیان داشته‌اند که «در روزهای جنگ، با یادآوری کمک خداوند، به دیگران آرامش می‌دادم.» همچنین 80.6 درصد از مردم تهران در جنگ 12 روزه اسرائیل، با باور به یاری الهی در نتیجه ایستادگی در دوران جنگ، موافق بوده‌اند و بیان داشته‌اند که «در روزهای جنگ باور داشتم اگر ایستادگی کنیم خدا کمک‌مان می‌کند.» این تحقیق در مهرماه امسال، یعنی سه ماه پس از پایان جنگ، انجام شده تا واکنش‌های مردم در وضعیتی سنجیده شود که هیجانات جنگ فروکش کرده و جامعه به حالت روانی عادی بازگشته است. جامعه آماری طرح نیز شامل شهروندان بالای ۱۵ سال در ۲۲ منطقه تهران بوده است.
مرکز تیام در تشریح نتایج اولیه این پیمایش می‌نویسد: «نتایج پیمایش، فاصله‌ چشمگیری میان «تصویر رسانه‌ای مردم تهران» و «واقعیت آماری رفتار دینی آنان» نشان داد. داده‌ها حاکی از آن است که در ابعاد مقاومت دینی، سطوح بالایی از خودانگاره‌ دینی و حس مسئولیت اجتماعی وجود دارد. به زبان ساده‌تر، مردم خود را نه شهروندانی منفعل، بلکه مؤمنانی کنشگر در برابر ظلم و استکبار می‌دانند. پژوهشگران پیام این رفتار جمعی را تجلی پدیده‌ای می‌دانند که پیش‌تر در بطن جامعه دینی ایران وجود داشته؛ اما اکنون ظهور یافته و در قالب مفهوم «ایمان در میدان کنش» روایت می‌شود؛ مفهومی که میان باور ذهنی و عمل اجتماعی پلی برقرار می‌سازد. در این مدل، مقاومت نه صرفاً تصمیم سیاسی، بلکه ساحت معرفتی و تربیتی ایمان است که در لحظه خطر فعال می‌شود. مرکز تیام تأکید می‌کند که جامعه ایرانی دارای سازوکار درونی برای بازتولید معنا و همبستگی است؛ سازوکاری که در سه سطح عمل می‌کند: ترمیم اتحاد اجتماعی، احیای کرامت جمعی و بازتعریف پیوند ملی ـ دینی. این ساختار درونی سبب شده ایران بتواند در برابر جنگ‌شناختی دشمن ایستادگی کند و ایمان به‌مثابه نیروی معنابخش اجتماعی ظاهر شود.»
نیاز به بازنمایی هنرمندانه نسبت دشمن 
و بی‌حجابی داریم
بر این‌ اساس، یکی از رموز اصلی تقویت مقاومت ملی در برابر جنگ فرهنگی دشمن در حوزه حجاب، آگاه‌ کردن مردم از نیت خباثت‌آلود دشمن در این زمینه و شناساندن ترویج فرهنگ برهنگی به‌عنوان شاهراه تسلط سیاسی و تمدنیِ دشمن بر ملت ایران است. چنان‌که رهبر فرزانه انقلاب در همین زمینه می‌فرمایند: «کشف حجاب، حرام شرعی و حرام سیاسی است؛ هم حرام شرعی است، هم حرام سیاسی است. خیلی از کسانی که کشف حجاب می‌کنند نمی‌دانند این را؛ اگر بدانند که پشت این کاری که اینها دارند می‌کنند چه کسانی هستند، قطعاً نمی‌کنند؛ من می‌دانم. خیلی از اینها کسانی هستند که اهل دین‌اند، اهل تضرع‌اند، اهل ماه رمضان‌اند، اهل‌ گریه و دعایند، [منتها] توجّه ندارند که چه کسی پشت این سیاستِ رفعِ حجاب و مبارزه‌ با حجاب است. جاسوس‌های دشمن، دستگاه‌های جاسوسی دشمن، دنبال این قضیّه هستند. اگر بدانند، حتماً نمی‌کنند.»
عملیاتی‌ شدن این مهم، طبعاً تولیدات فرهنگی باکیفیت و فراگیر را می‌طلبد. با این‌ وجود، دستگاه‌های مسئول برای مواجهه سلبی با جنگ فرهنگی عیان دشمن در این حوزه نیز باید برنامه مشخص و معینی داشته باشند. مسکوت ماندن قانون عفاف و حجاب در مجلس در کنار عمل ‌نشدن به سایر قوانین موجود در این زمینه، چیزی جز جری‌تر شدن دشمن و میدان دادن بیشتر به او برای مقابله با این فرهنگ اصیل ایرانی - اسلامی نیست. امری که حتی اگر از بعد سیاسی آن صرف‌نظر کنیم، تبعاتی ناگوار برای فرهنگ، اقتصاد، خانواده و جامعه ایرانی در پی خواهد داشت. نخستین و نزدیک به ذهن‌ترین نتیجه ترویج فرهنگ بی‌حجابی و روابط بی‌ضابطه بین زن و مرد، همانا سست ‌شدن پایه‌های خانواده به‌عنوان سلول اصلی هر اجتماع سالم است. امری که در میان و بلندمدت، به بی‌پناه شدن افراد و گسترش موج تنهائی در جوامع خواهد انجامید. علاوه‌بر آن، ناپایداری خانواده‌ها به گسترش فرزندان بی‌والد یا تک‌والد منجر می‌شود که تبعات روانی و تربیتی زیادی برای آنان خواهد داشت.
فرزندان بی‌پدر
 نتیجه گسترش فرهنگ بی‌حجابی در غرب
طبق آمارهای منتشر شده از کشورهای غربی، آمارها درباره تولد فرزندان خارج از چارچوب ازدواج، در کشورهای مختلف، عموماً بین 40 تا نزدیک به 70 درصد تولدها، در نوسان است. پایگاه خبری یورونیوز 16‌آوریل 2018 طی گزارشی در همین زمینه می‌نویسد: «روند رو به رشد سریع تولد فرزندان خارج از ازدواج والدین نشانه تغییرات مهمی در نگرش افراد نسبت به تشکیل خانواده است. فرزندآوری در دهه ۶۰ میلادی و پیش از آن در خارج از چارچوب ازدواج عملا غیرممکن بود و در صورت وقوع به عنوان یک راز در میان افراد فامیل باقی می‌ماند. این روند در طی دهه‌های گذشته تغییر چشمگیری کرده است و در سال‌های اخیر بسیاری از مردم اروپا فرزندان خود را خارج از چارچوب ازدواج به دنیا می‌آورند. بسیاری از زوج‎های اروپایی جشن عروسی را بهانه‌ای برای شادمانی می‌دانند و در عوض مسائل قانونی مرتبط با ازدواج را دست و پا گیر می‌خوانند و به همین علت ترجیح می‌دهند تا روابط عاطفی خود را به طور رسمی ثبت نکنند!»
در ادامه گزارش یورونیوز می‌خوانیم: «بر طبق آمار ارائه شده در یورواستات، مؤسسه آمار اروپا واقع در لوکزامبورگ، در سال ۲۰۱۶ نزدیک به ۶۹.۶ درصد از نوزادان ایسلندی در رابطه عاطفی خارج از ازدواج متولد شده‌اند. فرانسه با ۵۹.۷ درصد و اسلوونی با ۵۸.۶ درصد در رتبه دوم و سوم بیشترین تعداد فرزندان متولد شده از روابط خارج از ازدواج را دارا هستند.» جالب اینکه با جست‌وجو در پایگاه رسمی یورواستات متوجه می‌شویم دیگر از همان سال به این‌سو، گزارش رسمی خاصی در این زمینه درباره هیچ یک از کشورهای اروپایی منتشر نشده است! بااین‌حال، سؤال این است که در ازدواجی که ثبت نمی‌شود و هیچ رسمیتی ندارد، زوجین چقدر نسبت به همدیگر و فرزندان ناشی از آن تعهد خواهند داشت؟ پاسخ را شاید بتوان در بررسی وضعیت سلامت روان مردم در جوامع غربی و گزارش‌های مرتبط با این موضوع مشاهده کرد! به چند مثال آماری مستند و تکان‌دهنده در همین زمینه توجه کنید! 
آمارهای قابل‌توجه از مشکلات روانی 
فرزندان بی‌پدر در غرب!
سازمان «یونیسف»، بزرگترین نهاد بین‌المللی در حوزه کودکان، در گزارش اخیر خود اعلام کرده است که خودکشی دومین علت شایع مرگ‌ومیر جوانان در اروپا پس از تصادفات جاده‌ای است. بااین‌حال، تقریباً نیمی از جوانان اتحادیه اروپا (۴۹ درصد) در مقایسه با ۲۳ درصد از جمعیت بزرگسال، اعلام کرده‌اند که به حمایت‌ها و مراقبت‌های سلامت روان دسترسی ندارند! 27 دی‌ماه 96، خبرگزاری ایسنا به نقل از رویترز می‌نویسد: «دولت انگلیس وزیر جدیدی را با عنوان «وزیر امور تنهائی» منصوب کرده که به گفته نخست‌وزیر این کشور با هدف رسیدگی به تنهائی به عنوان «واقعیت تلخ زندگی مدرن» صورت گرفته است.» بنا بر گزارش رویترز، «صلیب سرخ انگلیس اعلام کرده که در حال حاضر بیش از 9 میلیون تن در این کشور همواره یا اغلب اوقات، تنها هستند. این نهاد تنهائی و انزوا را یک اپیدمی پنهان توصیف کرده که در میان تمامی رده‌های سنی شایع است.» 
در بخشی دیگر از گزارش رویترز می‌خوانیم: «طبق گزارش رسمی وزارت بهداشت، در سال ۲۰۱۶، ۶۴ میلیون و ۷۰۰ هزار نسخه دارویی ضدافسردگی در این کشور صادر شده است. هر روز بین ۱ تا ۵ نفر از مراجعین به پزشکان در انگلیس در واقع کسانی هستند که از فرط تنهائی و بی‌کسی تنها راه نجات خود را در این دیده‌اند که به بهانه مریضی به مطب بیایند و چند دقیقه با پزشک صحبت کنند؛ بلکه از تنهائی دیوانه‌کننده خود دربیایند. این وضعیت وقتی تکان‌دهنده‌تر می‌شود که طبق آمار ۲۰۰ هزار نفر در انگلیس در یک ماه گذشته حتی با یک نفر چند دقیقه صحبت نکرده‌اند.» خردادماه سال 1402 اما پایگاه خبری یورونیوز گزارش تکان‌دهنده‌تری در همین زمینه نوشته و از طرح اتحادیه اروپا برای مقابله با همه‌گیری تنهائی در این قاره می‌گوید. 
طبق این گزارش بنا به گزارش جدیدی که به سفارش کمیسیون اروپا تهیه شده است دست‌کم یک نفر از هر ۱۰ فرد ساکن در کشورهای عضو اتحادیه اروپا اغلب اوقات خود را در تنهائی سپری می‌کند و احساس تنهائی در میان افراد جوان اروپایی بیشتر از افراد سالمند است!