بخشـندگـی و انواع و لوازم آن
سید محسن فراهانی
مؤمنان به دلیل باورهایی چون زندگی اخروی، سعادت ابدی در بهشت رضوان، غنای الهی، قسمت مقدر، کسب رضای خدا در سایه تقوا با انجام اعمال صالح در سطح احسان و اکرام ایثاری و مانند آنها، انسانهای بخشنده و سخاوتمندی هستند که گاه از چیزهای شخصی مورد نیاز خویش میگذرند و آن را در اختیار دیگر نیازمندان قرار میدهند. از همین رو مؤمنان حقیقی از صفات و رذایل اخلاقی چون بخل، مانع الخیر بودن، کوته بینی و تنگ نگری و مانند آنها پاک و پاکیزه هستند و به تعبیر قرآن، هیچ گاه حرص و طمعی برای تکاثر و انباشت سرمایههای مادی دنیوی ندارند، بلکه در مقام خوف و رجا، نسبت به آخرت حریص هستند و طمع میورزند تا بهتر از دیگران در امر خیرات باشند و در این امر سرعت و سبقت میجویند تا «الاولون السابقون» باشند و جزو «المقربون» در آیند و از «فروح و ریحان و جنت نعیم» در مقام «رضوان الله اکبر» قرار گیرند. اصولا مؤمنان متقی همان اندازه که به مسائل عبادی و مناسکی چون نماز اهتمام دارند، به همان میزان به امر انفاق مالی اهتمام دارند تا اینگونه جزو رستگاران در پیشگاه خدا قرار گیرند.
بخشندگی در سطح ایثارگری
ایمان در مؤمنان در یک سطح و اندازه نیست، چنانکه تقوا و علم و عمل صالح آنان در یک سطح نیست؛ زیرا پس از اسلامآوری و پذیرش توحید و آخرت و نبوت و رسالت و مانند آنها، شخص به میزان معرفت و علم خویش، برای آخرت تلاش میکند؛ بنابراین، ارزش دنیا و آخرت در میان مؤمنان در یک سطح نیست؛ زیرا عدهای حسنات دنیا و آخرت را در یک سطح با هم میخواهند، در حالی که برخی دیگر حسنات دنیوی را بر حسنات آخرتی ترجیح میدهند و نسبت به حسنات اخروی سستی میورزند، در حالی که برخی دیگر حسنات اخروی را ترجیح میدهند و اصولا حسنات دنیوی را برای آخرت میخواهند به طوری که اگر دنبال قدرت و ثروت و تولید آنها میروند، برای آن است تا از این ابزارهای دنیوی به عنوان اسباب توسل برای تقرب به خدا بهره گیرند و رضایت و رضوان الهی را طلب کنند. اینگونه است که مؤمنان متقی را میتوان در طیف گستردهای از نورهای ضعیف و شدید قرار داد که از کمترین سطح تا عالیترین آن را میتوان در میان ایشان یافت؛ اکثریت مؤمنان متقی در سطح عدالت عام عمل میکنند و بر آن هستند تا در مسیر اقامه عدالت تلاش کنند تا هرکسی از مواهب و نعمتهای الهی برخوردار شود. این افراد در همه امور بر اساس عدالت مثلی و تقابلی عمل و رفتار میکنند و به همان اندازه که احسان ببینند احسان میکنند و به همان میزان که ستمی ببینند مقابله به مثل میکنند. چنین افرادی که عدالت را حتی علیه خویش و خویشاوندان اقامه میکنند، گامی بزرگ به سوی کسب تقوا برمیدارند؛ زیرا عدالت از برترین تجلیات ورود به دایره انسانیت و خلافت الهی انسان و خروج از ظلمات شیطانی و هواهای نفسانی است؛ از همین رو شاهدان الهی کسانی هستند که به عدالت اهتمام دارند و برای آن قیام میکنند. (مائده، آیه 5؛ نساء، آیه 135) اما گروهی دیگر از مؤمنان یک گام فراتر از آن میروند و به جای عمل بر اساس عدالت مثلی و تقابلی، از باب مودت و محبت با دیگران وارد میشوند و اگر چیزی زیاد بر نیاز داشته باشند آن را در اختیار نیازمندان قرار میدهند که از آن به انفاق در مدار «العفو» یاد میشود: وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ (بقره، آیه 219)؛ زیرا «عفو» به معنای زیاده از هر چیزی است. کسی که عفو میکند، کسی است که نیازی به آن امر ندارد. بنابراین، آن امر را نادیده میگیرد و از آن چشم میپوشد و به دیگری که نیازمند است میدهد. البته عفو خصلت و فضیلتی برتر از عدالت از این حیث است؛ زیرا نوعی بخشندگی و گذشت در آن نمودار میشود. عفو از قصاص یا عفو از دریافت خسارت یا عفو از مجازات و خطای دیگران نشان میدهد که شخص یک مرتبه برتر آمده است. از همین رو خدا «عفو» را به عنوان یک گام بزرگ به سوی تقرب به سوی خویش معرفی میکند(بقره، آیه 237) و به پیامبرش فرمان میدهد تا بر اساس آن در ساختار رفتاری عرفی عمل کند(اعراف، آیه 199)؛ زیرا از نظر قرآن، احسان فضیلتی است که با انجام این امور به دست میآید و نوعی رحمت و مهربانی و پیروی از معروف و عمل پسندیده عقلایی است.(بقره، آیه 178) برتر و کریمتر از گروه دوم، کسانی هستند که فراتر از عفو و گذشت، از خود ایثار میکنند و دیگران را بر خویش ترجیح میدهند تا جایی که از چیزهای محبوب مورد نیاز خود میگذرند و به نیازمندی میدهند که او نیز نیازمند به آن چیز است. پس اگر طعام و خوراکی دارند تا رفع گرسنگی کنند، اگر گرسنگی مضطری ببینند آن لقمه را به دیگری میدهند و گرسنگی را با هر شدتی باشد تحمل میکنند؛ چنانکه مقربان در پیشگاه خدا اینگونه هستند و خدا در سوره انسان به آنان اشاره میکند که چگونه از غذای محبوب و مورد نیاز ضروری خویش میگذرند و به نیازمندان مضطر حتی غیر همکیش بلکه دشمن خویش میدهند.(انسان، آیات 7 تا 9)
از نظر قرآن، برخی انصار از مؤمنان مدینه نیز به چنین جایگاهی رسیده بودند که اهل ایثارگری شدند و از محبوب مورد نیاز ضروری خویش برای کمک به مهاجران کمک کردند تا جایی که خدا در توصیف ایشان میفرماید: و كسانى كه پيش از آمدن مهاجران در ديار خود بودهاند و ايمان آوردهاند، آنهايى را كه به سويشان مهاجرت كردهاند دوست مىدارند و از آنچه مهاجران را داده مىشود در دل احساس حسد نمىكنند و ديگران را بر خويش ترجيح مىدهند هر چند خود نيازمند باشند و آنان كه از بخل خويش در امان مانده باشند رستگارانند.(حشر، آیه ۹) بنابراین، عالیترین درجه و سطح ایمان و تقوا را میتوان در این گروه سوم یافت که فراتر از ابرار و اصحاب یمین عمل صالح را به نمایش میگذارند و با ایثارگری خویش در سطح مقربان قرار میگیرند که جایگاه عظیم معصومان(ع) است.
این گروه سوم که همان مقربان هستند که هر کاری را انجام میدهند خالصانه برای خدا است و هیچ چیزی جز «وجه الله» نمیجویند. از همین رو خدا نیز نگاه محبتآمیز و پر عطوفتی به ایشان داشته و آنان را از به خود چنان نزدیک میسازد که جزو مقربان درگاه الهی میشوند. (انسان، آیات 7 تا 9) البته کسی که به چنین مقام بلند و والایی برسد خود نه تنها از عذابهای اخروی در امان میماند و در امنیت کامل است، بلکه در مقام رضوان، خدا عنایتی بس ویژه به آنان دارد؛ زیرا در دنیا با ایمان و عمل صالح و تقوای خویش صفاتی را در خویش ظهور و بروز دادهاند که از اسمای حسنای الهی است.
رابطه معرفت و بخشندگی
دستیابی به چنین مقام و منزلتی بستگی به میزان علم و معرفت و فهم و ادراک انسان نسبت به حقایق هستی و نیز حقشناسی نسبت به آن دارد؛ زیرا بسیاری از مردم یا علم و معرفتی نسبت به حقایق هستی ندارند یا اگر داشته باشند، علمشان ناقص است. البته بدتر از آنان، کسانی هستند که حتی علمالیقین تمام نسبت به حقایق دارند، اما به اسبابی چون ظلم و علو و تکبر و مانند آنها پذیرای حقایق نیستند و به آن تن نمیدهند، بلکه برخلاف آن عمل میکنند؛ چنانکه فرعون و فرعونیان به سبب معجزات بصیرت بخش حضرت موسی(ع) علم تمام یقینی داشتند ولی به سبب ظلم و علو تن به آن ندادند.(نمل، آیه 14) بنابراین، رسیدن به مقام ایثارگری بستگی به علم و معرفت از یکسو و انگیزه و اراده عملی از سوی دیگر دارد. انسانی که حق شناس باشد و به حق تعالی به عنوان منشاء و خاستگاه همه حقایق و نعمتها و خیرات توجه یابد، به سوی خدا بازمیگردد و خدایی میاندیشد و عمل میکند. از نظر قرآن، رابطه تنگاتنگی میان معرفت و علم با عمل صالح و صحیح وجود دارد؛ پس هر چه معرفت بیشتر باشد و از سطح علم الیقین به عین الیقین و حق الیقین برسد انسان به همان میزان در اعمال صالح خویش از عدالت تا احسان عفوی تا احسان ایثاری بالا میآید.
همچنین انسانهایی دنبال چنین اعمال صالح در سطح عفو و احسان ایثاری میروند و در مقام اهل کرامت مقربین قرار میگیرند که اهل فضائل اخلاقی به تمام معنا باشند. این افراد جزو اهل وفای به عهد و صداقت و راستی و نیز صبر در امور و نماد تمام عیار صابرین هستند. ابرار از نظر قرآن با چنین فضایلی کار خویش را آغاز میکنند تا جایی که اوج این فضائل در ایشان بروز میکند و به مقام اکرام و ایثار میرسند.(بقره، آیه 177)
ابرار کسانی هستند که از شاخصههایی چون ایمان به خدا و آخرت و عالم غیب از فرشتگان و نبوت و رسالت و کتب آسمانی برخوردار هستند و از مالی که در اختیار دارند به دیگران میبخشند و در کنار اقامه نماز به پرداخت زکات اهتمام دارند و نیز به اصول اخلاقی دیگر از جمله وفای به عهد و راستی پایبند هستند.(همان) هرچه دایره معرفت انسان به غنای الهی و فقر و نیاز انسان به خدا قویتر باشد، به همان میزان رفتار شخص در انجام اعمال صالح فرق میکند و با تشدید معرفت، اعمال صالح نیز بهتر و محکمتر و استوارتر میشود و به مراتب عالی نزدیکتر میگردد.(محمد، آیه 28)
همین شناخت از خدا بلکه از جلال الهی در نماد دوزخ نیز موجب میشود تا انسان به امر سخاوت و دیگر اعمال صالح در حد اعلای آن اهتمام ورزد؛ زیرا در انسان رجا به جمال و اکرام الهی و خوف از جلال الهی عامل تعادلی است که در آیات قرآن بدان تاکید شده است.(انسان، آیات 7 تا 9) از نگاه قرآن، هر چند که انسان «هلوع» (حریص) آفریده شده به گونهای که در هنگام فقر و شرور جزع میکند و در هنگام خیر، مانع از برخورداری دیگری میشود، اما لازم است این خصلت را مهار کرده و صفت سخاوت را در خویش ایجاد نماید. چنین چیزی تنها برای نمازگزاران حقیقی رخ میدهد؛ زیرا آنان هستند که بر اساس باورهای خویش به عالم غیب و قسمت و مقدرات و مشیت الهی، میدانند که حق سائل و محروم در اموال ایشان است که میبایست تادیه شود. از این رو به این کار به عنوان یک تکلیف الهی و بازگرداندن حقوق دیگران به خودشان عمل میکنند و به دور از افراط و تفریط هستند و اینگونه از جلال و خشم الهی در امان مانده و با امیدواری به کرامت و اکرام الهی، آخرت خویش را تضمین و تامین کرده و به رستگاری میرسند.(معارج، آیات 19 تا 27)
ضرورت اعتدال در بخشندگی
هر چند که ایثارگری خوب است، اما انسان باید به گونهای عمل کند که به خود و دیگران آسیبی نرسد؛ بنابراین، بهترین روش آن است که در ایثارگری و بخشندگی نیز رویه اعتدال در پیش گرفته شود. از نظر قرآن، انسان در زندگی اجتماعی لازم است تا اعتدال در بخشش را به گونهای داشته باشد که به دور از افراط و تفریط باشد تا هم خود و هم دیگری از آن اموال بهرهمند شوند. شخص معتدل کسی است که به خویش و خویشان هم توجه دارد و ظلم و کوتاهی در حق خویشان بهویژه خانواده نمیکند. خدا به پیامبرش فرمان میدهد تا در بخشش و سخاوت به دیگران اعتدال به دور از افراط و تفریط داشته باشد تا مورد سرزنش دیگران قرار نگیرد.(اسراء، آیه 29) کسی که اعتدال نداشته باشد، گرفتار تنگدستی و حسرت و پشیمانی میشود.(همان؛ الكافى، ج 4، ص 55، ح 6؛ تفسير نورالثقلين، ج 3، ص 157، ح 175)