«الگوریتم» پایانی مبهم و در انتظار پختگی
مجموعه تلویزیونی «الگوریتم» که در شبهای پاییز میهمان آنتن شبکه سه سیما بود، سرانجام در پنجاهمین قسمت خود (پنجشنبه ۲۷ آذرماه) با پایانی غیرمتعارف به ایستگاه آخر
رسید.
فرجام این مجموعه پلیسی-امنیتی در حالی با ابهامهای فراوان همراه بود که بسیاری از گرههای داستانی و زوایای قصه برای مخاطبان نامفهوم ماند و پرسشهای بیشماری را در ذهن بینندگان باقی گذاشت.
«الگوریتم» شروعی نویدبخش داشت؛ سریالی که با هدف تبیین نفوذ عوامل وابسته به سرویسهای جاسوسی موساد، سیا و MI6 در لایههای اقتصادی و اجتماعی کشور تولید شده بود. این مجموعه تلاش داشت با زبانی تصویری، اخلال در نظام اقتصادی و تبهکاریهای سازمانیافته را افشا
کند. سازندگان اثر با انتخاب لوکیشنهای متنوع در شمال و جنوب کشور و همچنین تصویربرداری در کشورهای ترکیه و ارمنستان، سعی در ارتقای جذابیت بصری و توسعه جغرافیای قصه داشتند که در نوع خود قابلتامل بود.
با این حال، علیرغم بهرهگیری از تکنیکهای بهروز فیلمبرداری و حضور بازیگران باسابقه، «الگوریتم» نتوانست به استانداردهای ترازِ آثار امنیتی موفقی چون «گاندو» دست یابد. اگر در «گاندو» شاهد صلابت در روایت و شفافیت در پیام بودیم، در اینجا نوعی آشفتگی در جان کلام دیده میشد. گویی قصه در میانه راه دچار سردرگمی شد و در قسمتهای پایانی، ارتباط ارگانیک خود را با بدنه داستان از دست داد.
نکته چالشبرانگیز، سکانس پایانی و درج عبارت «پایان فصل اول» بود. هرچند سازندگان قصد داشتهاند مسیر را برای فصلهای بعدی باز بگذارند، اما نباید فراموش کرد که هر فصل از یک سریال باید دارای «استقلال روایی» و یک نتیجهگیری اقناعکننده باشد.
رها کردن مخاطب در هالهای از ابهام مطلق، نه تنها به نفع مجموعه نیست، بلکه موجب دلزدگی تماشاگر و بیثمر ماندن تلاشهای عوامل تولید میشود.
در واقع، پایانبندی «الگوریتم» به جای ایجاد تعلیق هوشمندانه، نوعی «انتظار بیمعنا» را به مخاطب تحمیل کرد که کیفیت کلی اثر را تحتالشعاع قرار داد.
انتظار میرود عوامل تولید، بهویژه کارگردان و تهیهکننده، برای اقناع افکار عمومی و بینندگان وفادار رسانه ملی، پاسخی منطقی نسبت به این ساختار روایی ناتمام داشته باشند؛ چرا که یک اثر امنیتی بیش از هر چیز به «اقتدار در روایت» و «فرجام شفاف» نیاز دارد تا بتواند در حافظه جمعی ماندگار شود.
رسول شمالی ورزنده