کد خبر: ۳۲۴۷۳۸
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۱
نقد و تحلیل فیلم لاک‌پشت

لاک‌پشت‌هـا هـم پرواز مـی‌کنند!

سجاد نجاتی

فیلم روانشناسانه چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا اینکه یکی از شخصیت‌های یک فیلم، روانشناس یا روانکاو باشد، فیلم ما را «روانشناسانه» می‌کند؟
جهان ذهنی چیست و جهان عینی کدام؟ جهان ذهنی چگونه و چقدر تبدیل به جهان عینی می‌شود و نقش این دو در مصادفت با سینما چیست؟
مثلا آیا فیلم‌های تکرارناپذیر آلفرد هیچکاک به عنوان سرآمد و استاد فیلم‌های روانکاوانه که تعلیق و اضطراب و ترس و مفاهیم دیگری از این دست، بن‌مایه‌های اساسی آنها هستند، از چه روشی در تصویرگری، فیلمنامه‌نویسی، شخصیت‌پردازی و سایر عناصر سینمایی که در تأثیرگزاری بر مخاطب مدخلیت دارند به ویژه در این‌گونه فیلم‌هایش استفاده کرده است؟ 
ما برای اینکه بتوانیم یک فیلم روانشناسانه آن‌هم از نوع «لاک‌پشت»ی‌اش بسازیم دقیقا چه تهمیدات و تدارکاتی باید به کار بریم؟ یک روانشناس، یک زن ترومایی، یک آدم سابق، یک موقعیت لاحق، یک ترس و اضطراب و هیجان و استرسی همیشگی... دیگر چه؟ دیگر به چه چیزهایی نیاز داریم؟
آیا احیانا به فهم و تلقی درستی از سینما، درک صحیح و استانداردی از روان انسان، و البته یک فیلمنامه خوب، شخصیت‌پردازی، کارگردانی و هزار و یک چیز مهم دیگر که در سینما از ضروریات فیلمسازی است هم نیاز داریم یا نه؟
فیلم لاک‌پشت مدعی است که یک اثر روان‌شناسانه است و البته این تعبیر، با تصور و توقعی که هر یک از ما ممکن است از یک اثر «روانشناسانه» داشته باشیم می‌تواند تغییر کند.
روانشناسی یک رشته دانشگاهی در حوزه علوم انسانی و تجربی است و سینما یک رشته هنری نتیجه ممزوج شدن سایر هنرها؛ وقتی این دو موقعیت درهم تنیده می‌شوند به همان اندازه که می‌تواند هم‌افزایی و کارآیی بیشتر و داد و ستد مفید به وجود آورد در عین حال ممکن است به تشتت و به‌هم‌ریختگی و سایر عوارض درهم‌آمیزی داروهای شیمیایی و غذاهای نامتجانس هم منجر شود و به نظر می‌رسد در فیلم لاک‌پشت، آن هم به صورت لاک‌پشتی و با یک کشداری و ریتم آزاردهنده، این اتفاق به صورت تمام‌عیاری رخ داده است. داستان فیلم حکایت فرهاد اصلانی در نقش یک روانپزشک است که خود دچار مشکل حاد روانی است در پی یک اتفاق درون زندگی شخصی‌اش دچار مشکلاتی می‌شود که باعث می‌شود احساس کند همسر و تمام زندگی‌اش را در خطر از دست دادن می‌بیند برای همین تصمیم می‌گیرد برای حفظ آن دست به کارهای عجیب بزند. 
این فیلم به کارگردانی بهمن کامیار در ژانر درام روانشناسی داستان زندگی زوجی را روایت می‌کند که درگیر یک سوءظن ترسناک می‌شوند. دکتر پیروز ارجمند روانپزشکی که خود زخم‌خورده آسیب‌های گذشته نامعلوم است، حالا برگشت شایان، همه چیز را به هم می‌ریزد و باعث به وجود آمدن اتفاقاتی می‌شود که زندگی دکتر را به نابودی می‌کشاند.
درگیری و آمیختگی روانی و عینی زندگی لاحق و سابق زن داستان باعث می‌شود ترس و اضطرابی که گویا لازمه کاراکترهای فیلم است صورت عینی و وقوعی به خود بگیرد و در این میان اصلا اهمیت ندارد که زمینه و دلیل و منطق پشت این قضیه چیست و ما باید همه چیز را به همین شکل که هست و البته ذیل عناوینی همچون زندگی ماشینی و جهان تکنولوژیک و عصر اضطراب و اعتیاد و... شبه استدلالات مشهور و مغلوط دیگری از این دست، بپذیریم!
چرا زندگی دکتر ارجمند باید با ورود شایان دستخوش چنین آسیب‌ها و تزلزلاتی شود؟ آیا این برگشت به یک پیش‌زمینه شخصی در روان ارجمند دارد یا لازمه تروماهای همسر او و همسر سابق شایان است یا نه، لازمه دفعی و قطعی و بطئی ورود شایان به اتمسفر حیاتی آنها؟ پاسخ این سؤالات را باید در دفترچه راهنمای فیلم بیابیم یا خودمان حدس بزنیم؟!
ادعای مدافعان فیلم این است که فیلم لاک‌پشت داستان روانپزشکی به نام پیروز ارجمند (فرهاد اصلانی) است که همانند «لاک‌پشتی» در لاک خود فرو رفته و تلاش می‌کند از «آسیب‌های بیرونی» در امان بماند، اما گذشته مانند سایه‌ای همواره به سراغش می‌آید. در این میان، روابط انسانی او با دیگر شخصیت‌ها ـ از جمله زنی که حضورش یادآور امید و در عین حال تنش‌های عاطفی است ـ تبدیل به محور اصلی روایت می‌شود. این روابط میان سکوت، مکث و گفت‌وگوهای کوتاه شکل می‌گیرند و فضای فیلم را بیشتر به یک «سفر روانشناسانه درونی» بدل می‌کنند تا یک «روایت پرحادثه بیرونی»!
اما اتفاقا متاسفانه یا خوشبختانه نکته اینجاست که سینما نه یک «سفر روانشناسانه درونی» بلکه دقیقا یک «روایت پرحادثه بیرونی» است! سینما هنر تصویر است و نه تصور! ما نمی‌توانیم با تصورات شما، فیلم ببینیم! ما می‌خواهیم و البته ناچاریم آن چیزهایی که در بیرون، در تصویر، روی پرده افتاده است را ببینیم و شما هم موظف و البته ناچارید ذهنیات و تصوراتتان را اول تبدیل به تصویر کنید و بعد توقع داشته باشید که ما بلیت بخریم و به سالن سینما برویم و فیلم را روی پرده ببینیم! اینها ابتدائیات و بدیهیات سینماست دوستان! لطف کنید و آنها را هم قدری جدی بگیرید!