کد خبر: ۳۲۴۶۳۶
تاریخ انتشار : ۲۹ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۲۲

شبهه تقاص گناه فرزند با فرزند(پرسش و پاسخ)


پرسش:
آیا اگر کسی با پدر و مادرش بدرفتاری کند، مقدر می‌شود فرزندانش نیز همان‌گونه که او با پدر و مادرش رفتار می‌کرده، ‌با او رفتار کنند؟ آیا این چرخه که تا نسل‌ها تداوم پیدا می‌کند با عدل الهی و اختیار انسان تعارض پیدا نمی‌کند؟
پاسخ:
جایگاه احترام به والدین
در آموزه‌های وحیانی اسلام، احترام و اکرام به پدر و مادر جایگاه رفیعی دارد، تا آنجا که قرآن‌کریم پس از پرستش خدا، بلافاصله بر احسان و نیکی به پدر و مادر تاکید می‌کند: «و پروردگارت فرمان داده، جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی‌ کنید؛ هرگاه یکی از آن دو یا هردوی آنها نزد تو به سن پیری رسند،‌ کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو»(اسراء- 23)
بنابراین به لحاظ جایگاه والای احترام و احسان به والدین این گزاره در میان مردم رواج یافته است که هر گناهی کفاره و تقاصی دارد و اگر کسی به خصوص به والدین خود بی‌احترامی کند، فرزندانش نیز با او چنین خواهند کرد. از این نظر این شبهه مطرح می‌شود که آیا این رخداد تکرارشونده، ظلم به نسل‌های آینده نیست؟ آیا چنین ساختاری با عدل الهی و اختیار انسان سازگاری دارد؟
آثار بدرفتاری فرزندان با والدین
در آموزه‌های وحیانی اسلام، بی‌احترامی و نافرمانی والدین از گناهان کبیره محسوب می‌شود، و علاوه بر عذاب اخروی، آثار وضعی سنگینی نیز در دنیا دارد از جمله:
1- سلب توفیق عبادت و بندگی خدا 2- جلوگیری از استجابت دعا 3- محرومیت از رحمت خاص الهی 4- عدم قبولی نماز 5- کاهش طول عمر و مرگ زودهنگام 6- ... این آثار و پیامدها نشان می‌دهد که بی‌احترامی و عدم احسان به والدین نقص فرمان الهی و به‌ هم خوردن توازن روحی و معنوی انسان به عنوان کیفر و تقاص این گناه کبیره در این دنیا می‌باشد، بنابراین دلیلی ندارد که فرزندان این افراد هم کیفر و تقاص گناه پدر و مادر خود را در نسل بعدی ببینند! 
به‌ویژه آنکه در هیچ روایت معتبری تصریح نشده که بدرفتاری با والدین موجب تکرار همان رفتار توسط فرزندان او خواهد شد. آنچه در برخی روایات آمده ناظر به رنج‌های والدین است که سبب پوشاندن و بخشش گناهان آنها می‌شود. 
لذا گناه بی‌احترامی و نافرمانی والدین در همین دنیا کیفر و تقاص دارد، اما نه لزوما به شکل نافرمانی فرزندان و بدرفتاری آنها بلکه به شکل‌های گوناگونی ممکن است اتفاق بیفتد. مانند: از دست دادن اموال، انواع بیماری‌ها و از دست دادن جان‌ها و... مجموعه آنچه که در روایات‌ بدان تصریح شده است.
تأثیر عامل وراثت در سرنوشت انسان‌
برخی از این منظر این بحث را مطرح‌ کرده‌اند که خصوصیات روحی و اخلاقی انسان‌ها، همچون ویژگی‌های جسمانی آنها از طریق عامل وراثت و ژنتیک از والدین به فرزندان منتقل می‌شود، و معتقد به نقش انحصاری و جبری وراثت در تعیین سرنوشت انسان‌ها می‌باشند. 
اما در نقطه مقابل بعضی دیگر قانون وراثت را تنها به عنوان یک بستر و زمینه و به نحو اقتضا در تعیین سرنوشت انسان‌ها موثر می‌دانند نه به نحو علت ‌تامه. 
از این جهت سرنوشت انسان طبق قانون وراثت امری محتوم و جبری نیست که با اختیار انسان و عدالت الهی در تعارض باشد، بلکه تحت تاثیر عوامل محیطی و شیوه‌‌های تربیتی‌، قابل تقویت یا تضعیف است و در نهایت این اراده انسان است که تاثیر بسزایی در سعادت یا شقاوت او دارد. 
بنابراین افراد با هر نوع وراثتی که درصد آن بسیار محدود است قابلیت تربیت الهی و تبدیل‌شدن به مقام خلیفه الهی را دارند و این اختیار و اراده از آنها تحت هیچ شرایطی سلب نمی‌گردد که زمینه‌ها و بسترهای موروثی ناپسند خود را اصلاح کنند.