۱۹۵ میلیون تومان برای هر دقیقه بازی پولپاشی در فوتبال کی تمام میشود؟!
سرویس ورزشی-
جدایی رسمی سرژ اوریه از پرسپولیس، بیش از آنکه یک خبر نقل و انتقالاتی باشد، بار دیگر زخم کهنه فوتبال ایران را باز کرد؛ زخمی به نام «مدیریت ناکارآمد و نبود نظارت مؤثر».
روزی که پرسپولیس و رضا درویش، سرژ اوریه را جذب کردند به نظر میرسید سرخها برد بزرگی در نقل و انتقالات تابستانی به دست آوردهاند. در واقع حضور اوریه در فوتبال ایران مثل یک بمب در فضای پرحرف و حدیث نقل و انتقالات ترکید و حتی در رسانههای خارجی بازتاب داشت. اوریه با سابقه حضور در تاتنهام و پاریسنژرمن و قهرمانی جام ملتهای آفریقا با عنوان کاپیتان تیم ملی ساحل عاج به پرسپولیس آمد و از سوی درویش و برخی مدیران پرسپولیس لقب بزرگترین خرید خارجی تاریخ باشگاه را مال خود کرد.
با این حال اوریه وقتی به پرسپولیس آمد که بعد از جدایی از گالاتاسرای بیش از یک سال در شرایط مسابقه نبود و طبیعتاً مشخص بود زمان زیادی صرف خواهد شد تا به شرایط مسابقه برسد. این البته تنها مشکل پرسپولیس و وحید هاشمیان برای استفاده از این ستاره آفریقایی نبود چرا که به محض رسیدن به شرایط نسبی بحث هپاتیت او پیش آمد که حاشیههای زیادی برای پرسپولیس داشت. اوریه در عین حال که برای پایین آوردن دوز بیماریاش تلاش میکرد، مصدوم هم شد و بدین ترتیب 7 بازی ابتدای فصل را کامل از دست داد. سرانجام در آخرین مسابقهای که وحید هاشمیان سرمربی پرسپولیس بود اوریه فیکس شد و 79 دقیقه مقابل ذوبآهن بازی کرد.
او مقابل تراکتور هم فیکس بود و 90 دقیقه بازی کرد اما در اولین مسابقهای که اوسمار روی نیمکت نشست در حین گرم کردن مصدوم شد و دیدار با استقلال خوزستان را از دست داد. بعد از آن با توجه به فیفادی آبان ماه او دوباره مصدومیت را پشتسر گذاشت و بعد از حضور بسیار کوتاه مقابل شمسآذر در دربی فیکس شد و دومین بازی کامل را با لباس سرخ انجام داد.
اوریه بعد از نمایش ضعیف در دربی در دیدار مقابل پیکان روی نیمکت نشست تا براجعه جوان با وجود ناپختگیهایش به ترکیب برگردد. با این حال عجیب آنجا بود که این ستاره آفریقایی در دیدار مقابل آلومینیوم اراک در لیست 22 نفره تیمش نبود و بعداً مشخص شد برای چندمینبار در این فصل مصدوم شده است.
همزمان با مصدومیت مجدد این بازیکن، موضوع کنار گذاشتن او در همین نیمفصل مطرح شد و به نظر میرسد در پرسپولیس خیلی زودتر از حد تصور به پایان خط رسیده است. قرارداد پرسپولیس با اوریه یکساله است اما گفته میشود باشگاه با او به توافق رسیده تا قراردادش بهزودی فسخ شود. شنیده میشود رقم قرارداد او با پرسپولیس
780 هزار دلار است که باشگاه حاضر شده با پرداخت نیمی از این رقم، قرارداد او را در صلح و صفا فسخ کند.
جالب اینکه اوسمار بعد از بازگشت به پرسپولیس خیلی زود به این نتیجه رسیده بود که اوریه بازیکنی نیست که در دفاع راست به کارش بیاید اما در یکی از کنفرانسهایش تأکید کرد در دفاع کناری بازیکن جدید نمیخواهد. با وجود این حالا اخبار حاکی از این است که او مدافع آفریقاییاش را نخواسته و باشگاه هم با این بازیکن برای جدایی توافق کرده است.
نکته عجیب ماجرا اینجاست که اوریه کلاً در چهار دیدار و 260 دقیقه برای پرسپولیس بازی کرد و دو بازی هم کامل روی نیمکت نشست تا با احتساب دقایق حضورش در زمین و دریافت 390 هزار دلاری(نیمی از مبلغ قراردادش) برای هر دقیقه 1500 دلار گرفته باشد که با احتساب دلار
130 هزار تومانی چیزی بالغ بر 195 میلیون تومان برای هر دقیقه خواهد بود.
بزرگترین خرید خارجی پرسپولیس و بازیکنی که رضا درویش به جذبش میبالید، در حالی احتمالاً بهزودی از این تیم جدا خواهد شد که با سابقه قهرمانیهای متعدد در فرانسه، ترکیه و آفریقا و 16 جامی که به دست آورده مثل بسیاری از خریدهای خارجی بیست سال اخیر این باشگاه فقط هزینهای هنگفت روی دست این باشگاه گذاشت و هیچ آورده فنی برای تیم نداشت. اوریه در حالی از پرسپولیس با این دستمزد بالا خداحافظی خواهد کرد که وحید هاشمیان ادعا میکرد او و باکیچ با رقمی معقول و پایین به این تیم پیوستهاند اما حالا یکی از آنها نهتنها هیچ عایدی فنی برای پرسپولیس نداشته بلکه ضرر بزرگی هم به باشگاه خواهد زد.
چرا کسی پاسخگوی این قراردادها نیست؟
جدایی رسمی سرژ اوریه از پرسپولیس، بیش از آنکه یک خبر نقل و انتقالاتی باشد، بار دیگر زخم کهنه فوتبال ایران را باز کرد؛ زخمی به نام «مدیریت ناکارآمد و نبود نظارت مؤثر». مدافعی که با رزومهای پرزرق و برق وارد فوتبال ایران شد، در مجموع فقط 260 دقیقه برای پرسپولیس به میدان رفت، دو مسابقه کامل هم روی نیمکت نشست و حالا با دریافت 390 هزار دلار، یعنی نیمی از مبلغ قراردادش، بیسر و صدا از ایران رفت.
محاسبه ساده اما تکاندهنده است؛ او چیزی حدود
195 میلیون تومان برای هر دقیقه میگیرد. عددی که برای بخش بزرگی از جامعه، حتی تصورش هم دشوار است؛ آن هم در شرایطی که مردم با تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. این اولین بار نیست و متأسفانه آخرین بار هم نخواهد بود. پیش از این، ستارههای خارجی متعددی با قراردادهای سنگین به فوتبال ایران آمدند، چند هفته یا چند ماهی ماندند، نه اثر فنی قابل توجهی داشتند و نه آوردهای متناسب با هزینهشان، اما پول خود را تمام و کمال گرفتند و رفتند. در این میان، تنها چیزی که باقی ماند، پروندههای باز مالی، بدهیهای ارزی و حسرت هوادارانی بود که از تیمشان فقط «نام بزرگ» دیدند، نه «عملکرد بزرگ».
مسئله اصلی، خودِ بازیکن خارجی نیست. مشکل از جایی شروع میشود که فوتبال ایران فاقد سیستم مدیریت پاسخگوست. قراردادها بدون ارزیابی دقیق فنی، پزشکی و حتی رفتاری بسته میشوند، ضمانتهای لازم در آنها دیده نمیشود و مهمتر از همه، هیچ کس بعد از شکست این پروژهها پاسخگو نیست. مدیر میرود، مربی عوض میشود، اما هزینه تصمیمات غلط از جیب باشگاه و در نهایت از سرمایه عمومی پرداخت میشود.
بدتر از مدیریت ضعیف، نبود نظارت است. سؤال سادهای که سالهاست بیپاسخ مانده این است که چه نهادی باید عملکرد مدیران باشگاهی را بررسی کند؟ چه کسی باید بپرسد چرا بازیکنی با این هزینه و این بازدهی جذب شده؟ چرا بندهای حمایتی برای باشگاه در قرارداد گنجانده نشده؟ و چرا پس از تکرار این اشتباهات، هیچ برخورد جدی با خاطیان صورت نمیگیرد؟!