ناترازی اصلی کشور در مدیریت است نه انرژی
سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس گفت: کشور با ناترازی مدیریت مواجه است نه ناترازی انرژی و ضعف در تصمیمگیری، برنامهریزی و اجراست.
محمد رستمی در میزگرد تخصصی خبرگزاری تسنیم با نگاهی متفاوت، منشأ اصلی مشکلات را نه در نبود سرمایه و فناوری، بلکه در ناترازی مدیریتی، ضعف در تصمیمگیری و اجرا، و فقدان برنامهریزی تخصصی دانست و با اشاره به تجربیات میدانی خود در حوزه صنعت و انرژی، بر ضرورت اصلاح ساختار مدیریت، بهینهسازی مصرف انرژی، استفاده از الگوهای موفق بینالمللی و پرهیز از سیاستهای پرهزینه و غیرکارشناسی تأکید کرد.
او افزود: واقعیت این است که در اقتصادی که سالانه با تورم 40 درصدی مواجه است، صحبت از سرمایهگذاری به شکل متعارف چندان معنا ندارد. وقتی بخش قابل توجهی از مردم برای تأمین نیازهای اولیه خود دچار مشکل هستند، انتظار مشارکت مستقیم آنها در طرحهایی مانند تعویض تجهیزات مصرف انرژی، چندان واقعبینانه نیست.
ضرورت اصلاح مصرف انرژی از صنایع بزرگ
سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس ادامه داد: به نظر من، نقطه آغاز اصلاح باید از صنایع بزرگ و انرژیبر باشد؛ صنایعی مانند فولاد، پتروشیمی و نیروگاهها. بهعنوان مثال، مصرف انرژی در برخی واحدهای فولادی ما چند برابر نمونههای مشابه در کشورهای صنعتی است.
رستمی افزود: این در حالی است که بخش قابل توجهی از سود این شرکتها سالانه میان سهامداران توزیع میشود. در حالی که همین بنگاهها با کمبود سرمایه در گردش مواجه شدهاند.
اگر بخشی از این منابع صرف بهینهسازی مصرف انرژی شود بازدهی اقتصادی و ملی آن بهمراتب بیشتر خواهد بود.
او با بیان اینکه مسئله اصلی، نبود منابع نیست؛ بلکه نبود الگوی مشخص و اقتصادی برای اجرای پروژههاست، ادامه داد: اگر بتوانیم یک مدل شفاف و قابل اتکا طراحی کنیم، هم سرمایهگذار وارد میشود و هم مردم میتوانند نقش ایفا کنند.
سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس خاطرنشان کرد: نمونه عملی آن، طرح جایگزینی بخاریهای کممصرف است. در برخی استانها، صنایع بزرگ وارد این حوزه شدند و با سرمایهگذاری در توزیع تجهیزات کممصرف، از محل صرفهجویی انرژی، منافع خود را تأمین کردند.
رستمی افزود: در نتیجه، هم تولید آن واحد صنعتی متوقف نشد و هم مصرف انرژی کشور کاهش یافت. اگر چنین الگوهایی بهدرستی طراحی و تبیین شوند، قطعاً سرمایهگذار داخلی برای ورود به حوزه نیروگاهها، بهویژه نیروگاههای سیکل ترکیبی، وجود دارد.
او درباره اینکه چرا سرمایهگذاری صورت نمیگیرد؛ گفت: دلیل اصلی این است که پروژهها مقرونبهصرفه طراحی نشدهاند. سرمایهگذار زمانی وارد میشود که بداند بازگشت سرمایه مشخص و قابل پیشبینی است. اگر دولت بتواند مدل فروش انرژی، قیمتگذاری و تضمین بازگشت سرمایه را شفاف کند، بسیاری از این پروژهها بهصورت طبیعی اجرائی میشوند.
سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس افزود: در حال حاضر، عدمالنفع ناشی از قطع انرژی، تعطیلی صنایع و حتی تعطیلیهای مکرر به دلیل آلودگی هوا، خسارت بسیار سنگینی به اقتصاد کشور وارد میکند. این هزینهها اگر بهدرستی محاسبه شود مشخص میشود که سرمایهگذاری در بهینهسازی انرژی کاملاً توجیهپذیر است.
تاثیر منفی تعطیلی تهران بر اقتصاد کشور
رستمی ادامه داد: تصور رایج این است که با تعطیلی تهران، فقط پایتخت متوقف میشود؛ در حالی که در عمل کل کشور تعطیل میشود. بسیاری از فعالیتهای اداری، اقتصادی و خدماتی در استانها به تصمیمات و مراجعات تهران وابسته است.
او درباره نقش سازمان برنامه در مشکلات کشور گفت: به اعتقاد من، مشکل اساسی در نحوه برنامهریزی کلان کشور است.
سازمان برنامه و بودجه عملاً به پر کردن جداول و فایلهای اکسل محدود شده، بدون آنکه از ظرفیت نخبگان تخصصی برای حل مسائل واقعی کشور استفاده شود.
سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن مجلس تصریح کرد: بخش مهمی از ناترازیها ناشی از نبود نگاه تخصصی در تصمیمگیریهاست. انرژی حوزهای کاملاً فنی و مبتنی بر اصول علمی مشخص است. وقتی مدیران این بخش شناخت دقیقی از مبانی فنی، ترمودینامیک و اقتصاد انرژی نداشته باشند تصمیمات نادرست گرفته میشود و هزینه آن را کل کشور پرداخت میکند.
رستمی افزود: بهینهسازی مصرف، توسعه نیروگاههای سیکل ترکیبی و استفاده از فناوریهای کارآمد، راهکارهایی شناختهشده هستند اما اجرای آنها نیازمند مدیریت تخصصی و برنامهریزی علمی است، نه تصمیمات مقطعی و غیرکارشناسی.