راهبرد «انسانزدایی» آمریکا برای آدمکشی در ونزوئلا
اندیشکده آمریکای «کویینسی» در گزارشی تاکید میکند آمریکا با تکیه بر راهبرد «انسانزدایی» به کشتار مردم ونزوئلا در دریای کارائیب اقدام کرده است.
آمریکا طی چندماه گذشته در کارزار نظامی خود در دریای کارائیب در حملات به دستکم 21 قایق و کشتی ونزوئلا دستکم 90 ماهیگری اهل این کشور را کشته است. ترامپ حتی از احتمال حمله قریبالوقوع زمینی به ونزوئلا خبر داده است بهانه همه این جنایتها یکی است ونزوئلا در قاچاق موادمخدر به آمریکا دست دارد و تمامی کشتهها نیز تروریستهای مرتبط با موادمخدر بودهاند. ادعایی که بارها رسانهها و کارشناسان آمریکایی آن را رد کردهاند. اندیشکده آمریکای «کویینسی» هم در گزارشی به این کشتارها در دریای کارائیب پرداخته و نوشته است: این عملیاتها بازتابدهنده الگویی خطرناک از انسانزدایی هستند که به تضعیف حقوق بینالملل میانجامد و در بلندمدت هزینههای راهبردی سنگینی بهدنبال دارد. این اندیشکده با بررسی حملات آمریکا در منطقه کارائیب، این اقدامات را در بستر تاریخی و فکری گستردهتری از جنگهای آمریکا علیه بازیگرانی قرار میدهد که نه بهعنوان دشمنان سیاسی، بلکه بهمثابه «مجرم» معرفی شدهاند. به گفته اندیشکده آمریکایی عملیاتهای آمریکا در دریای کارائیب با این ادعا توجیه میشوند که دولت ونزوئلا منبع اصلی ورود مواد مخدر به آمریکا است؛ ادعایی که مقاله آن را «بهطور آشکار نادرست» توصیف میکند. به گزارش ایسنا «کویینسی» میافزاید که هگست وزیر جنگ آمریکا به طور علنی اعلام کرده هر قاچاقچی کشتهشده وابسته به یک «سازمان تروریستی» بوده است. این نوع ادبیات صرفاً کارکرد حقوقی ندارد، بلکه ابزاری اخلاقی و روانی است. بهکارگیری اصطلاح «قاچاقچی موادمخدر» به انسانزدایی از هدفها و بیحسکردن افکار عمومی میانجامد و آنها را از نظر اخلاقی فاقد شایستگی حمایت قانونی جلوه میدهد؛ حتی اگر این امر به کشتهشدن ماهیگیران بیگناه منجر شود.
مقاله تأکید میکند که هرچند حملات به قایقها ممکن است غیرقانونی و تکاندهنده باشد، اما در امتداد الگویی دیرپا در سیاستخارجی آمریکا قرار دارد. به نوشته مقاله، واشنگتن بارها دشمنان خود را بیرون از مرزهای «تمدن» تعریف کرده و از این طریق واکنشهای خشن را با توسل به امنیت ملی، منافع اقتصادی، برتری نژادی یا ادعای اخلاقی توجیه کرده است. اندیشکده آمریکایی برای تبیین این الگو به طور گسترده به کتاب «تعقیب راهزنان: جنگ طولانی آمریکا با ترور» اثر «مایکل نیگل»، استناد میکند. نیگل نشان میدهد که چگونه استفاده مداوم از برچسبهایی چون راهزن، وحشی، چریک و تروریست برای سلب مشروعیت از مخالفان بهکار رفته است. به گفته او، این زبان تحقیرآمیز دو کارکرد اصلی داشته است: نخست، بسیج حمایت سیاسی و عمومی در داخل آمریکا با تقویت حس برتری فرهنگی، و دوم، توجیه مداخلات خارجی که نفوذ آمریکا را در مناطق دارای اهمیت راهبردی گسترش داده است. مقاله در جمعبندی تأکید میکند که استفاده از ادبیات انسانزدایانه موجب میشود که سیاستگذاران نسبت به پیامدهای جنگ کور شوند و واشنگتن، صرفنظر از برچسبی که بر دشمنان خود میزند، نمیتواند از پیامدهای ناخواسته این سیاستهایش رهایی یابد.