سرقت هنری جعفر پناهی برای ساخت «یک تصادف ساده»
پس از انتشار نقدی از «سعید مستغاثی» بر فیلم «یک تصادف ساده» که در آن بر کپیبرداری فیلم جعفر پناهی از نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» تاکید شده بود، نویسنده این نمایشنامه نیز این ادعا را تایید و از نادیده گرفته شدن حقوقش توسط جعفر پناهی انتقاد کرد.
ماجرا از این قرار است که رسانه رفقای نقد، مطلب نگاشته توسط سعید مستغاثی (منتقد و مستندساز) را برای «آریل دورفمن» نمایشنامهنویس شیلیایی ارسال کردند و راجع به برداشت پناهی از «مرگ و دوشیزه» سؤال کردند که دورفمن هم به این سؤال پاسخ گفت. دورفمن هم در پاسخ نوشته است: «با توجه به چیزهای بسیاری که درباره «یک تصادف ساده» خواندهام، تردیدی ندارم که جعفر پناهی اثر جدیدش را بر پایه «مرگ و دوشیزه» ساخته و از نوشتههای من الهام گرفته است. از اینکه با وجود همه اسناد و مکاتبات میان من و او و نمایندگانمان، حتی اشارهای به این بدهی هنری در هیچیک از مصاحبههای متعددش نکرده، ناامیدم. این حداقل انتظاری است که یک هنرمند از هنرمندی دیگر دارد.» سعید مستغاثی نیز در واکنش به این پاسخ «آریل دورفمن» در فضای مجازی نوشت: وقتی برای اولین بار فیلم «زیر درختان زیتون» ساخته عباس کیارستمی در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن سال 1994 به نمایش درآمد، به دلیل پخش چند ثانیه از موسیقی زمان Time اثر گروه پینک فلوید، فیلم دچار مشکل شد و حتی صحبت شکایت و به اصطلاح پیگیری حقوقی تهیهکنندگان فیلم «زیر درختان زیتون» و شخص عباس کیارستمی پیش آمد... فیلم «زیر درختان زیتون» به دلیل همان چند ثانیه در جشنواره فیلم کن آن سال، نه تنها در بخش مسابقه موفقیتی به دست نیاورد که در هیچ بخش دیگری، حتی دهها بخش و جوایز جنبی جشنواره هم موفقیتی کسب نکرد!!
در همان سال 1994 وقتی فیلم «پری» داریوش مهرجویی در آستانه نمایش جهانی قرار داشت و به عنوان آغاز این نمایش، در برنامه فستیوال فیلمهای ایرانی موزه لینکلن نیویورک قرار گرفت، وکلای جی دی سالینجر (نویسندهای که کتاب «فرانی و زویی» و همچنین داستان «یک روز خوش برای موزماهی» او مورد اقتباس آزاد مهرجویی در فیلم «پری» قرار گرفته بود) به دلیل اقتباس بدون اجازه، علیه مهرجویی شکایت کردند و مهر توقیف FBI روی فیلم خورد و حتی قرار بود که نسخههای فیلم را بسوزانند! نکته اینجا بود که مهرجویی با صداقت و درستی، در تیتراژ ابتدائی فیلم به اقتباس خود از آثار سالینجر اشاره کرد ولی از آنجا که این نویسنده آمریکایی سر اقتباس داستان «عمو ویگیلی در کنتیکت» برای فیلم «قلب دیوانه من» مایکل رابسون به طور کلی از سینما و فیلم متنفر شده بود و اجازه هیچ اقتباسی از کتابهایش را نمیداد. به این ترتیب فیلم «پری» نه تنها از اکران در آمریکا بلکه از هرگونه نمایش بینالمللی و شرکت در جشنوارههای جهانی محروم گردید! این در حالی است که سازنده «یک تصادف ساده» در سراسر اثرش، ناجوانمردانه حتی اشارهای کوچک به برداشت ولو آزاد از نمایشنامه آریل دورفمن نداشته، و در هیچ کجای دنیا هم (برخلاف مثالهای ذکر شده و البته بسیاری از موارد مشابه) یقهاش را نگرفتند و همه آنهائی که مدام برای حق مؤلف یا کپی رایت یقه جر داده وگریبان چاک میکنند، کلامی بر زبان نیاوردند که هیچ، به شکل تابلو واری از آن حمایت کردند؛ «یک تصادف ساده» را در بخش مسابقه هفتاد و هشتمین جشنواره فیلم کن شرکت دادند و... جایزه اول خود یعنی نخل طلایی را هم نصیبش کردند! «یک تصادف ساده» در جشنوارههای دیگر مانند تورنتو هم شرکت کرد. سپس کمپانیهایی مانند ممنتو و MK2 و... و پخش «نئون» در آمریکا پای آن رفتند و در مقابل فیلمهای مهمی مثل موج نو (ریچارد لینک لیتر)، به عنوان نماینده فرانسه راهی آکادمی اسکارش کردند که شاید یک اسکار هم جلویش بیندازند! یعنی وقتی قرار باشد از یک اثری حمایت کنند، نه تنها ساختار و فرم آن و نسبتش با «فیلم» و «سینما» برایشان اهمیتی ندارد، بلکه کپی و کپی رایت و حقوق مؤلف و.... و از این دست مقولات به قول معروف کیلویی چند؟!!