کد خبر: ۳۲۴۲۵۲
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۸
نگاهی به مستند «آگیرا» به بهانه نمایش در جشنواره سینماحقیقت

ماجرای عجیب پسری که موقع تولد عوضش کردند!

آرش فهیم

می‌توان اسم مستند «آگیرا» (ساخته محمدصادق اسماعیلی) را «ماجرای عجیب پسری که موقع تولد عوضش کردند» هم گذاشت. چون این مستند، قصه پرغصه علی، جوانی در حاشیه کرمان است که قصد ازدواج دارد، اما شناسنامه ندارد، چون، فرزند واقعی خانواده‌ای که با آنها بزرگ شده نیست و موقع تولد، جابه‌جا شده است و تازه به این واقعیت تلخ و تکان‌دهنده آگاه شده است. علی یک مکاشفه جست‌وجوگرانه و نفس‌گیر برای پیدا کردن خانواده و اصل و نسبش را شروع می‌کند و...
قبلا از محمدصادق اسماعیلی، مستند «گیسلو» را دیده بودم که آن هم مثل «آگیرا» مضمونی اجتماعی و با محور جست‌وجوی خانواده و هویت است، اما نکته مهمی که در هر دو کار این فیلمساز برجسته است و یک سبک و سیاق در فرم محسوب می‌شود، به هم ریختن مرز فیلم مستند با داستانی است. 
این ویژگی در «آگیرا» پررنگ‌تر است و کارگردان در دیزالو و در هم‌آمیزی مستند و درام، پخته‌تر عمل کرده است. طوری که در اثنای تماشای فیلم ممکن است فراموش کنیم که با یک فیلم مستند مواجهیم و بی‌اغراق، از خیلی از آثاری که تحت عنوان فیلم اجتماعی روی پرده سینما می‌روند، آگیرا گیراتر است و ملات داستانی و دراماتیک بیشتری دارد! فیلم برای ما یک شخصیت شبه‌قهرمان (علی) می‌سازد که وارد یک چالش سخت می‌شود و برای رسیدن به هدفی مقدس و دوست‌داشتنی (خانواده/ هویت) وارد یک مبارزه 
پر فراز و نشیب و کشمکشی می‌شود که مخاطب را به‌شدت درگیر می‌کند. آدم‌هایی که وارد این روایت می‌شوند، با اینکه همه خودشان هستند و اغلب روستایی و ساکن حاشیه شهر کرمانند، اما انگار بازیگرند و نقش‌آفرینی می‌کنند، بدون اینکه دچار تصنع شده باشند. این یک فضاسازی دشوار و پیچیده است که مستندساز ضمن رعایت جوهر واقع‌گرایی، اما قصه می‌گوید و درعین ساخت درام، از مصنوعی و ساختگی به نظر رسیدن هم پرهیز کرده است. شاید همین هم باعث شده است که در طول فیلم، گاهی تصویری از صدابردار یا بوم صدابرداری در قاب دیده می‌شود تا مستند و واقعی بودن ماجراهای فیلم را به یاد بیاورد. 
«آگیرا» را باید سرآغاز فصلی نوین در مستندسازی اجتماعی ایران دانست؛ فصلی که در آن، هنرمند دغدغه‌مند، نه در پیِ «صدور بیانیه» که در سودایِ «کشفِ واقعیت» است. محمد صادق اسماعیلی، با مستند جدید خود، نشان داده که می‌توان در کوره داغِ یک مسئله ملتهب اجتماعی، آتشی شريف و روشنگر برپا کرد. «آگیرا» که در زبان محلی به معنای «آتش گرفته» است، روایتی است از تلاشِ یک جوان برای یافتن هویت گم‌شده‌اش، اما در عمق، سندی است مُتقن درباره امکانِ عدالت در سپهرِ جامعه امروز.
قصه «علی»، جوانِ ربوده شده در بدو تولد، یک درامِ پرکشش با پتانسیل‌های غنی برای ملودرام‌سازی‌های سطحی است؛ اما تمایزِ کار اسماعیلی اینجاست که در تله احساسات‌زدگی و اشک و آه نمی‌افتد. او مسئله «بحران هویت» را که یکی از جدی و حساس‌ترین چالش‌های انسان معاصر است، از مجرایی درست و قابل اعتنا پی می‌گیرد: مسیرِ قانونی و حقوقی. اینجاست که شاکله اصلی فیلم شکل می‌گیرد: نمایشِ یک جست‌وجوی حقیقتِ و خودشناسی، ضمن طرح مسئله اجتماعی و حقوقی و ارائه راه‌حل و گره‌گشایی. درواقع «آگیرا» نمونه‌ای از پیوندِ دلالت‌های انسانی با کارکردهای یک ساختار رسمی است. کارگردان، با ورود به دلِ پنهان‌ترین و نادیده‌ترین بخش‌های این ماجرا، صدای سوژه‌ای را به تصویر بدل می‌کند که تا پیش از این، در میان هیاهوی اخبار گم شده بود. مستند، نفسِ مخاطب را در تمام لحظات جست‌وجو نگه می‌دارد و در اوجِ التهاب، با گره‌گشایی‌ای واقعی و مُبتنی بر عدل، او را رها می‌کند.
دیگر نقطه قوتِ «آگیرا»، در حذفِ اغراق‌ها و بیانیه‌سازی‌های معمول است. دوربینِ اسماعیلی، بی‌آنکه بخواهد از دستگاه قضا قهرمان‌سازی کند، نقشِ هدایتگر و پشتیبانِ آن را در فرآیندِ پیچیده و نفس‌گیرِ کشف هویت «علی» نشان می‌دهد. ما شاهد همراهی حقوقی و انسانی مسئولین قضائی هستیم که با صبر و دقت، پرونده‌ای چند ساله را به سرمنزل مقصود می‌رسانند. این تصویر، نه یک شعار، که یک کارکرد واقعی و اثربخش از ساختار قضائی کشور است که در سینمای مستند ما کمتر به آن پرداخته شده است.
اما لایه زیرین مضمون فیلم، ارزش خانواده و کیستی انسان است. این مستند به‌طور غیرمستقیم و در قلب درام، عشق به پدر و مادر را ترسیم کرده و نقش هویت و شناسنامه را در آرامش و خودشناسی انسان جلا می‌دهد.
هرچند که «آگیرا» اگر مقدمه خود را بیشتر چکش‌کاری می‌کرد - یعنی روی این موضوع عمیق‌تر پرداخت می‌شد که چرا علی بعد از گذشت 20 سال اینچنین طالب یافتن پشته و پیشینه‌اش شده - خیز ابتدائی بلندتری برمی‌داشت. این مسئله هم که چرا این جوان با اینکه در خانواده‌ای آسیب‌دیده و خلافکار بزرگ شده و پرورش یافته و حتی از نعمت درس و مدرسه هم محروم بوده اما سالم و سلامت مانده هم پاسخش مغفول مانده است. در مجموع، «آگیرا» نه‌تنها یک مستند موفق، بلکه یک نشان‌واره امید است؛ امیدی که نشان می‌دهد در پیچیده‌ترین گره‌های زندگی فردی و اجتماعی نیز، می‌توان با اتکا به سازوکارِ عدالت، به روشناییِ حقیقت رسید. این مستند، رسالت سینمای اجتماعی را به‌درستی به‌جا آورده و بی‌شک، در حافظه مخاطبش ماندگار خواهد شد.