میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی (2)(پرسش و پاسخ)
پرسش:
اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی چه نقش و سهمی داشتند، و در این میان نقش و سهم ایرانیان به چه میزان بوده است؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به مباحثی همچون: نقش اقوام مختلف در ایجاد تمدن اسلامی، میزان سهم ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی و دلایل میزان سهم و تاثیرگذاری برتر ایرانیان در ایجاد تمدن اسلامی پرداختیم. اینک در ادامه دنباله مطلب را پی میگیریم.
علم در ایران قبل از اسلام در نگاه مستشرقین
مستشرقین عمدتاً غربی ایران قبل از اسلام را فاقد جایگاه علمی و عقبمانده توصیف کردهاند و علت آن را به شخصیت ایرانیان نسبت دادهاند. راولینسون افسر ارشد کمپانی هند شرقی بریتانیا و سیاستمدار و خاورشناس بود و مدت یک سال هم وزیر مختار بریتانیا در ایران بود، کتابی دارد که درباره شخصیت ایرانیان اینگونه توصیف میکند: «ایرانیان قدیم ابداً کمکی به ترقی علم و دانش ننمودهاند. مردمی سبک و جلف و بازیگوش هستند. برای اینگونه کارها (کارهای علمی) ساخته نشدهاند. به صداقت طبع، این نو کارهای علمی را به بابلیهای پرحوصله و پرکار و به یونانیان صاحب فکر و فاضل واگذار میکردند.»(اسلام و ملیگرایی، شهید مرتضی مطهری(ره)، بینش مطهر، ج22، ص148) در پاسخ به این اتهامات که به ایرانیان زده، باید گفت: این گناهی که ایرانیان فاقد علم و دانش و کارهای علمی بوده و جلف و بازیگوش بودند، درواقع گناه شخصیت اصیل ایرانی نبوده، بلکه گناه آن رژیمی بوده که به زور و جبر بر سرنوشت ایرانیان حکومت میکردند، یعنی رژیم موبدان که تحصیل علم را طبقاتی کرده بودند و اجازه رشد و پیشرفت علمی را به تودههای مردم نمیدادند، لذا بطلان این سخن همینجا معلوم میشود که اگر ملت ایران واقعاً برای کارهای علمی بزرگ ساخته نشده بود، در دورههای بعد یعنی دوره اسلامی هم نمیبایست کارهای علمی افتخارآمیز انجام میداد؟!
«گوستاو لوبون» فرانسوی هم همین ادبیات تحقیرآمیز ایرانیان را تکرار میکند و میگوید: «اهمیت ایرانیان قدیم در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است، ولی برعکس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است؟! در مدت دو قرن که ایرانیان قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند، شاهنشاهی فوقالعاده باعظمتی به وجود آوردند، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابداً چیزی ایجاد نکردند و به گنجینه علوم و معرفتی که از طرف اقوام دیگری که ایرانیان جای آنها را گرفته بودند، چیزی نیفزودند؟
ایرانیان قدیم خالق نبودند، بلکه تنها رواجدهنده تمدن بودند و از این قرار از لحاظ ایجاد تمدن اهمیت آنها بسیار کم است» (همان) ایشان هم به جای انتقاد به رژیم طبقاتی و فاسد موبدها استعداد و شخصیت اصیل ایرانیان را تحقیر میکند، غافل از اینکه ملتی که دو قرن در بخش مهمی از دنیا به تعبیر خودش حکومت داشته و رواجدهنده تمدن بوده، به طور طبیعی نمیتواند ملتی بیاستعداد و ناتوان در عرصههای مختلفی چون علمی و تمدنی بوده باشد؟
بنابراین علت بدنامی ایرانیان در زمان ساسانیان همین رژیم موبدها بود که دشمن علم بودند و اجازه رشد علمی را به تودههای مردم در تمامی سطوح و طبقات نمیدادند؟ لذا همین قوم بدنام بالاترین نقش را در ایجاد تمدن اسلامی ایفا کردند و بیشترین سهم را در تاثیرگذاری ایجاد تمدن اسلامی در مقایسه با سایر اقوام و ملتها داشتند، بهگونهای که دشمنان هم به این امر شگفتیآفرین اذعان میکنند. در ایران ساسانی دو مرکز علمی خیلی بزرگ بوده است، یکی در خوزستان در همین جندیشاپور و دانشگاه معروف آن که تا دو سه قرن در دوره اسلامی هم ادامه پیدا کرد و دیگری در منطقه ماوراءالنهر در بلخ و مرو. اینجا دو مرکز علمی بزرگ بوده است. چه کسی اینها را اداره میکرد؟ همان ایرانیان با استعداد و هوش بالا، خلاق و دانشپژوه و تمدنساز و...
(ادامه دارد)