کد خبر: ۳۲۳۶۹۸
تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۵

حجاب‌؛ آزمونی برای فهم مسئولیت اجتماعی

مقدسه کرمانچی

این‌که بپرسیم «آیا حجاب درست‌شدنی هست یا نه؟»، معمولاً ذهن را به سوی راه‌حل‌های بیرونی و اقدامات اجتماعی می‌برد؛ اما شاید برای فهم حقیقت ماجرا باید از نقطه‌ای عمیق‌تر آغاز کرد؛ از جایی که یک جامعه ارزش‌های خود را شکل می‌دهد و آن‌ها را معنا می‌کند. قرآن در داستان اصحاب سبت نمونه‌ای روشن از چنین فرآیندی را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ روایتی که فراتر از ماجرای صید ماهی، به چگونگی برخورد انسان‌ها با تکلیف، مسئولیت و پیامد انتخاب‌های جمعی می‌پردازد.
در آن ماجرا، فرمان الهی آمد که بنی‌اسرائیل روز شنبه صید نکنند. گروهی ظاهراً فرمان را رعایت کردند، اما در عمل راه دور زدن حکم را پیدا کردند؛ با ساختن حوضچه‌هایی که ماهی‌ها شنبه در آن گیر می‌افتادند و یکشنبه صید می‌شدند. آنچه رخ داد، نه فقط یک گناه، بلکه شکستن اعتماد جمعی به قانون الهی بود.
آن‌جا واکنش‌های متفاوتی پدید آمد: کسانی که کار خلاف را انجام دادند، کسانی که سکوت کردند و کسانی که بی‌تفاوت نماندند و تذکر دادند. جالب آنکه گروه سوم یعنی همان تذکردهندگان نه به‌دلیل امید قطعی به نتیجه، بلکه به‌خاطر احساس مسئولیتی که نسبت به خدا و نسبت به جامعه داشتند، قدم پیش گذاشتند. پاسخشان نیز روشن بود: می‌خواهیم در پیشگاه پروردگار معذور باشیم و شاید، فقط شاید، دل‌هایی نرم شود.
داستان با نجات همین گروه پایان می‌یابد؛ گویی قرآن می‌خواهد نشان دهد که رستگاری نه فقط به اجتناب از خطا، بلکه به احساس وظیفه نسبت به سلامت اخلاقی جامعه گره خورده است. آنان که گناه کردند و آنان که بی‌تفاوت ماندند، هر دو در نتیجه گرفتار شدند. این پیام، افقی فراخ‌تر از یک رویداد تاریخی دارد و می‌تواند هر موضوعی را که به هویت و سلامت جمعی مربوط می‌شود، دربرگیرد؛ از جمله مسئله حجاب. (اعراف، 164)
در نگاه ایمانی، آنچه از انسان خواسته شده، کنترل نتیجه نیست. هیچ‌کس موظف نیست سرنوشت رفتار دیگران را رقم بزند، همان‌طور که ناهیان بنی‌اسرائیل نیز چنین وظیفه‌ای برای خود قائل نبودند. آن‌ها فقط وظیفه داشتند سهم خویش را ادا کنند؛ سهمی که در قالب کلامی حکیمانه، رفتاری اخلاقی و حضوری مسئولانه معنا می‌شود. از همین منظر، ناامیدی شتاب‌زده جایی در منطق ایمان ندارد، زیرا تأثیر نهائی رفتارها و سخنان ما در دست خداست، نه انسان. شاید جمله‌ای ساده، برخوردی آرام یا تصویری از احترام و کرامت بتواند دری را در دل‌ها بگشاید؛ دری که ما هرگز از زمان گشوده‌شدنش آگاه نمی‌شویم.
در این چارچوب، حجاب پیش از آن‌که صرفاً انتخابی فردی یا نمادی اجتماعی باشد، به مسئله‌ای در حیطه اخلاق جمعی تبدیل می‌شود؛ نوعی تنظیم‌گری رفتاری که با حفظ حرمت، کرامت و امنیت انسانی نسبت دارد. پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا درست می‌شود یا نه»، بلکه این است که ما چگونه درباره آن سخن می‌گوییم و چگونه با اخلاق و صبر می‌کوشیم فضای گفت‌وگو و تبیین را زنده نگه داریم. جامعه زمانی مسیر سالم‌تری پیدا می‌کند که اعضایش به جای بی‌تفاوتی، سهم خود را –هرچند کوچک– با متانت و درایت ادا کنند.
در نهایت، این رویکرد بر توکلی استوار است که انسان را از دل‌نگرانیِ نتایج رها می‌کند و او را به اداکردن وظیفه خویش فرامی‌خواند؛ همان توکلِ آرام‌بخشی که در سنت دینی با عبارت «و علی الله التکلان فی الافتتاح و الاختتام» به زیبایی خلاصه شده است؛ آغاز راه و پایانش به او سپرده می‌شود، و در میانه راه این ما هستیم که باید سهم اخلاقی خود را به‌درستی ادا کنیم.