«زنگ خطر» برای فوتبال!(نکته ورزشی)
سیدسعید مدنی
در هیاهوی رقابتهای لیگ و بحثهای جنجالی و کریخوانیهای معمول درباره شهرآورد تهران و در حالی که همه توجه مسئولان به ماجرای عدم صدور ویزای آمریکا برای شرکت هیئت ایرانی در مراسم قرعهکشی جام جهانی معطوف و حواس خیلی از اهالی فوتبال به این موضوع جلب شده بود، تیم نوجوانان ایران در مرحله مقدماتی مسابقات جام ملتهای آسیا پس از شکست مقابل هند خیلی بیسروصدا حذف شد و از صعود به مرحله نهائی بازماند.
طبیعی است که بر طبق سنت و روالی که در ورزش- و خاصه فوتبال- ما جا افتاده، اگر برای مسئولان فوتبال این نتیجه- که گویای بسیاری از واقعیات است- مهم بوده و نسبت به آن حساس باشند، از این پس درصدد توجیه برمیآیند و آسمان ریسمان خواهند بافت و... الخ. البته این توجیهات برای کسانی که زیر و بم فوتبال ایران را میشناسند و از تواناییهای بالقوه آن آگاه هستند و همچنین به آنچه در زیر پوست این فوتبال و فراتر از ظواهر، در بطن آن میگذرد، اشراف دارند، به هیچ وجه قابل قبول نیست.
فوتبال ایران که روزگاری حرف اول را در آسیا- از جمله در رده سنی جوان- میزد و سکوهای قهرمانی را به تسخیر خود درمیآورد، حالا به جایی رسیده که تیم نوجوانانش از صعود به مرحله نهائی و حضور در جمع تیمهای برتر عاجز است و این عجز پیش و بیش از آنکه به دلایل ذاتی و فنی و برتری حریفان و... مربوط باشد، به نحوه رفتار و طرز تلقی و عملکرد مدیران برمیگردد. این حرفی است که بدون شک اکثر قریب به اتفاق کارشناسان در آن اتفاق نظر دارند.
بدون اغراق، کسی در تواناییهای ذاتی و استعداد نوجوانان و جوانان ما در رشتههای مختلف ورزشی شک ندارد و این واقعیتی است که بارها درستی آن در محک تجربه به اثبات رسیده است. اینکه چه میشود که نوجوانان ما علیرغم تواناییها و شایستگیهای ذاتی، نتایج نومیدکنندهای میگیرند و به طور کلی سیر نزولی در پیش گرفتهاند، پرسشی است که با نگاه به واقعیات و سازکار و روش مدیریت حاکم بر فوتبال میتوان پاسخ آن را به راحتی پیدا کرد.
یادمان نرفته که وقتی چند ماه پیش همین تیم نوجوانان در مرحله نهائی مسابقات قهرمانی آسیا با ناکامی مواجه شد و نتوانست جواز صعود به جام جهانی را به دست آورد، این شکست بیش از مسائل بیرونی و برتری حریفان و ناداوری و... به مسائلی که در داخل تیم میگذشت مربوط میشد. در آن زمان مدیران فوتبال و حتی ورزش قول دادند که به موضوع رسیدگی و کسانی را که عمدا و برای کسب منافع شخصی، کوتاهی و تخلف کردهاند معرفی و با آنها برخورد کنند. این وعده طبق معمول تحقق نیافت و خود ما حداقل چند بار این موضوع را یادآور شدیم.
در این دوره تیم نوجوانان در همان مرحله مقدماتی حذف میشود تا سخن کسانی که میگویند علیرغم ادعاها و هزینههای گزاف و هیاهو و جنجال، فوتبال ما سیر نزولی طی میکند و به بیراهه میرود، ثابت شود. تیم نوجوانان طبق ادعای مسئولان فوتبال و دستاندرکاران خود تیم از نظر امکانات و اردو و... کمبودی نداشت ولی نتوانست حتی از مرحله اول صعود کند و این شاهد تازهای است که ثابت میکند مشکل اصلی، کمبود امکانات و اردو و اینطور مسائل نیست و ریشه ناکامیها و سیر نزولی فوتبال مستعد ما را باید در جای دیگری پیدا کرد.
در این باره حرف بسیار است. البته بسیاری از این حرفها پیش از این به کرات زده شده و درباره عواملی که به جان فوتبال افتاده و برای آن به مثابه مانع عمل میکنند تذکر داده شده اما چون گوش شنوایی برای شنیدن و ارادهای برای حل مشکلات نبوده و نیست، نه تنها مشکلات باقی مانده، بلکه بر آن اضافه شده است.
شکی وجود ندارد که رشتههایی مثل فوتبال درست اداره و مدیریت نمیشوند وعواملی از داخل و همچنین خارج از حوزه مدیریت رسمی، به طور پنهانی با اعمال نظر و دخالتها و تحمیلها، عملا مانع از حضور نیروهای کاربلد و استخوان خرد کرده و موجب جولان سوگلیهای سفارشی و دهها آفت دیگر و سرانجام حرکت نکردن در مسیر بایسته و رو به جلو و پیشرفت میشوند.
این مشکل اصلی رشتههایی مثل فوتبال است. لذا لازم و بلکه واجب است بیش از هر کسی متولیان ورزش و مسئولان فوتبال با واقع بینی وشجاعت به سراغ مشکلات اصلی بروند و فکر نکنند مثلا با صعود تیم ملی به جام جهانی همه مشکلات حل میشود و حالا بزرگترین مشکل، اولا عدم صدور ویزا برای شرکت در مراسم قرعهکشی! و ثانیا صعود به مراحل بالاتر است! اینها جز خودفریبی و غفلت از واقعیتها و نشنیدن صدای زنگ خطرها معنای دیگری ندارد.
حذف تیم فوتبال نوجوانان زنگ خطری جدی است که در درجه اول مسئولان ورزش و فوتبال باید آن را بشنوند و هرچه سریعتر درباره مشکلات عدیده- به ویژه مشکل اصلی که بالاتر ذکرش رفت- چارهجویی کنند. ادامه این وضعیت نه تنها به نفع فوتبال نیست، بلکه حتما به ضرر آن خواهد بود و موجب درجا زدن و حتی پسروی این رشته خواهد شد.