مالیات شهروندان غـربی در خدمت ماشینهای تولید دروغ
سال 2020 میلادی فیلم مستندی با عنوان «معضل اجتماعی» در آمریکا ساخته شد که میتوان آن را یک اعتراف درباره چرایی و چگونگی تولید و انتشار اخبار جعلی در غرب دانست. در این فیلم که به کارگردانی جف اورلووسکی ساخته شده میبینیم که گوگل، فیسبوک و توئیتر، برای کسب درآمد از طریق تبلیغات بیشتر، اقدام به انتشار اخبار جعلی با رنگ و لعاب واقعی میکنند تا از این طریق کاربران بیشتری را جذب کنند و بعد، اطلاعات به اشتراک گذاشته شده توسط کاربران را در اختیار سازمانهای جاسوسی و امنیتی قرار میدهند. در واقع «فیک نیوز» یک ابزار دوسویه اقتصادی و جاسوسی است.
این مستند آمریکایی همچنین مدعی است که اخبار جعلی و بهاصطلاح فیکنیوز، شش برابر سریعتر از اخبار واقعی اثرگذار است و میتوان آشوبها را بهوسیله فیکنیوزها کنترل و هدایت کرد! نمونه چنین اتفاقی در ایران بارها رخداده است؛ اواخر دهه 90 شمسی و با یک کانال خبری رخ داد. «آمدنیوز» مصداق بارز یک رسانه با ماهیت اخبار جعلی بود که توسط سازمانهای جاسوسی غربی و باهدف ایجاد و هدایت آشوب در ایران ساخته شد. شبکه اینترنشنال، مصداق دیگری از این نوع رسانه در زمان فعلی است. البته اغلب رسانههای فارسیزبان غربی، با شدت کم یا زیاد، اطلاعرسانی به روش فیکنیوز را الگوی عمل خود قرار دادهاند. منشأ اغلب تلاطمهای اجتماعی در ایران، فیکنیوز است. سالهای 1388 و 1401 را میتوان اوج انتشار اخبار جعلی و فعالیت فیکنیوز در ایران دانست. نکته مهم اشاره شده در مستند «معضل اجتماعی» و بسیاری از پژوهشهای دیگر این است که معمولاً اخبار جعلی، چندبرابر بیش از اخبار واقعی توسط بخشهایی از عامه مردم پذیرفته میشوند. به همین دلیل هم راهبرد اساسی رسانههای وابسته به دولتهای غربی و رژیم صهیونیستی در سال 1401 بمباران ایران توسط اخبار جعلی بود. مطابق آماری که همان زمان منتشر شد، بیبیسی فارسی، اینترنشنال، صدای آمریکا، من وتو و رادیو فردا بیش از 17 هزار خبر کذب را فقط طی 25 روز (از 25 شهریور تا 16 آبان 1401) علیه ایران منتشر کردند!
سلاح اخبار جعلی در جنگ 12 روزه
در جنگ 12 روزه رژیم صهیونی علیه ایران نیز شاهد انتشار انواع اخبار جعلی بودیم. براساس گزارشی که بعد از جنگ در رسانهها منتشر شد بیش از ۶۰۰ خبر جعلی پس از جنگ تولید شد که هر کدام به طور میانگین ۵ میلیون بار دیده شدند و هر خبر حدود ۴ هزار بار بازنشر شده است. براساس گزارش NewsGuard (سیستم رتبهبندی برای وب سایتهای خبری و اطلاعرسانی) در فضای مجازی رباتهای زیادی فعال بودند که اخباری حول محورهایی چون نابودی کامل تأسیسات هستهای ایران و موفقیت رژیم صهیونیستی را پمپاژ میکردند. همچنین گزارش DFRLab (آزمایشگاه تحقیقات پزشکی قانونی دیجیتال) نشان داده که چتبات «Grok» متعلق به ایلان ماسک تلاش میکرد اخبار و تصاویر و ویدئوهای جعلی به سود اسرائیل را واقعی جلوه
دهد.
در واقع شگرد مدیران و گردانندگان رسانههایی با ماهیت فیکنیوز این است که چنان رنگ و لعابی به اخبار و اطلاعات بیپایه و آمیخته با دروغ میزنند که برخی از مردم و گاه حتی نخبگان، به این اخبار بیشتر از اخبار درست و واقعی گرایش پیدا میکنند! به همین دلیل هم مستند آمریکایی «معضل اجتماعی» از «اخبار جعلی» بهعنوان یکی از بزرگترین دردسرهای بشر امروز یاد کرده است.
یک نمونه آشکار خبر جعلی در سال 1401
یکبار در سال 1401 و برای ملتهب نشاندادن اوضاع در ایران، رسانه رسمی دولت آلمان (دویچهوله) گزارشی از جشنوارهای که هنوز برگزار نشده منتشر کرد و حتی وضعیت فروش بلیت و استقبال را هم درباره جشنوارهای که چند روز بعد قرار بود برگزار شود تشریح کرد! درحالیکه جشنواره فیلم فجر هنوز شروع هم نشده بود، «دویچهوله»، از افتتاح این جشنواره در فضای سوتوکور و با سالنهای خالی خبر داد! این رسانه وابسته به دستگاه امنیتی دولت آلمان در این خبر جعلی (فیک) نوشته بود: «جشنواره فیلم فجر یک هفته قبل باوجود رایگان بودن و ورود آزاد، با صندلیهای خالی و به شکلی سوتوکور افتتاح شد. برگزارکنندگان اما مدعی شدهاند که تعداد فیلمهای ارائه شده به آن از سال گذشته بیشتر است.» خبری که مشخص کرد منابع و ارجاعات خبری این رسانه واقعی نیستند و مثل خیلی دیگر از رسانههای ضدایرانی غربی، رباتها منبع خبری آنها هستند وگرنه، برخلاف گزارش «دویچهوله» جشنواره فیلم فجر نهتنها رایگان و آزاد نیست، بلکه بلیتفروشی دارد! البته همانطور که گفته شد، انتشار این نوع اخبار در سال 1401 در رسانههای غربی زیاد بود. اما این مورد -یعنی روایت خالی بودن سالنهای جشنواره فیلم فجر با وجود رایگان بودن آن هم در شرایطی که نه جشنواره برگزار شده و نه رایگان بود- یک مصداق آشکار و فاحش است.
برخورد دوگانه غرب با خبر جعلی
بر اساس گزارشی که اخیراً منتشر شد، بیشتر از ۸۰ درصد شهروندان اروپایی خبرهای جعلی را دریافت میکنند و همین تعداد از شهروندان معتقدند که اخبار جعلی روی اینترنت بنیاد «دموکراسی نوین» را به خطر میاندازد. آخرین گزارشهای کمیسیون اروپایی این موضوع را تأکید میکند. در ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپایی آمار به همین منوال دنبال میشود. از هر ده نفر بیشتر از ۷ نفر خبرهایی را دریافت میکنند که از پایه غیرواقعی هستند. کمیسیون اروپا در نظرسنجی ماه فوریه در این باره از ۲۶۵۰۰ شهروند سؤال کرده است. از هر ده نفر چهار نفر از شهروندان اتحادیه اروپا در نظرسنجیها گفتهاند که هر روز خبرهای جعلی باورپذیر دریافت میکنند. نزدیک به ۷۱ درصد از ساکنان اروپایی کشورهای عضو هفتهای یکبار این خبرها را دریافت میکنند. با گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی جعل خبر گسترشیافته است و بیتردید میتوان گفت: تارنماهای اینترنتی مهمترین عامل انتشار این خبرها هستند. کمیسیون اروپایی تدابیر ویژهای تدارک دیده است تا در آینده عاملان انتشار خبرهای جعلی با مجازات مواجه شوند. برای نشر اخبار و اکاذیب بیش از همه خبرنگاران، سردبیران و مدیران شبکههای رسانهای نقش دارند.
باورپذیر کردن اخبار دروغ یا همان فیکنیوزها نزد افکار عمومی، یک موضوع جدی در علوم ارتباطات و مباحث تخصصی در حوزه رسانه است. همان ترفندی که بنیاد و جهت اصلی شبکههای ماهوارهای معاند فارسیزبان و صدها کانال و صفحه نظیر آنها را در فضای مجازی شکل داده است و افرادی که به کمبود هوش و سواد رسانهای مبتلا هستند را دچار چالش میکند. این رسانهها با استفاده از تکثر اخبار جعلی و دروغپراکنی، تلاش دارند تا خط فکری خود را آمیخته به یک یا چند بند از یک خبر واقعی، درست جلوه دهند و در ذیل آن، افکار و ذهن مخاطبین و جامعه هدف را تا حد ممکن در اختیار بگیرند و آنها را به سمتوسوی دلخواه و مطلوب خودشان هدایت کنند.
معنای رفتاری این رسانهها را خداوند در قرآن کریم به طور خاص و ویژه که اختصاص به رفتار منافقین و کفار دارد بیان کرده است. در سوره بقره آیه 42 آمده است: «و حقّ را با باطل در نياميزيد، و حق را كتمان نكنيد با اينكه خودتان مىدانيد.» این شیوهای است که این رسانهها در پیش گرفتهاند و همواره با ایجاد و تولید اخبار بیاساس، جعلی و دروغ، تلاش دارند مسیر روشن حق را به سمت تاریکی و شبههافکن هدایت کنند.
این شبکهها بهصورت آشکار و بدون ممانعت کشورهایی که در آنجا مستقر هستند، هر سه وجه آیه یاد شده آیه مبارک مورد اشاره را شامل میشوند و توأمان هم بر باطل ردای حق میپوشانند و هم حق را انکار و کتمان میکنند و هم میدانند که این دو عمل را از روی عناد و لجاجت و از روی خیانت انجام
میدهند.
نکته مهم این است که مدیران رسانههای غربی درباره منافع خودشان برخوردهایی تند و جدی با انتشار اخبار غیرواقعی دارند. به طور مثال، حدود دو سال قبل بود که آسوشیتدپرس قرارداد «جیمز لاپورتا» خبرنگار تحقیقی خود را که به نقل از یک منبع اطلاعاتی مدعی شده بود روسیه به لهستان موشک شلیک کرده اخراج کرد؛ چون ممکن بود این خبر جعلی موجب تشدید جنگ شود و یا نمونه دیگر، خبرنگار نشریه آمریکایی Cody Enterprise بهخاطر انتشار اخبار جعلی بهوسیله هوش مصنوعی، از کار خودش تعلیق شد. حتی خیلی مواقع رسانههای غربی خبرنگاران را بهخاطر انتشار اخبار درست و واقعی اما با تأثیرگذاری منفی برکنار میکنند. چنانکه در جریان طوفانالاقصی، خبرنگارانی که در غرب واقعیتها را درباره حوادث مربوط به فلسطین و رژیم صهیونیستی منتشر میکردند با برخورد قهرآمیز مدیرانشان مواجه میشدند. اما چگونه است که حجم سنگین خبرهای خشونت ساز شبکههای فارسیزبان لندننشین و واشنگتننشین بهوسیله هوش سیاه، بهویژه در دهه اخیر موردتوجه مسئولین این شبکهها- علیرغم اثبات موضوع دروغ افکنی و خشونت پراکنی و علیرغم قوانین بازدارنده رسانه خودشان- قرار نمیگیرد؟
این نحوه برخورد دوگانه با فیکنیوزها در کشورهایی مثل انگلستان و آمریکا که بستر این شبکهها در آنجا قرار دارد اصل اصالت رفتار حرفهای رسانهای را با چالش روبهرو کرده و خود نیز دچار تناقضگوییهای مکرر شدهاند.
«نوید کمالی» نویسنده و تحلیلگر مسائل راهبردی در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «باید به این نکته توجه داشته باشیم که غرب باوجود همه ادعاهایش در رابطه با آزادی بیان، آزادی اطلاعات را تا جایی ارزشمند میداند که در خدمت بازتولید روایت رسمی باشد. این کشورها در ظاهر از شفافیت و آزادی جریان اطلاعات سخن میگویند، اما عملاً صنعت رسانهای گسترده و وابسته به منافع امنیتی خود را ایجاد کرده و در جهانگسترش دادهاند تا به واسطه آن منافع ملی و استعماری خود را دنبال کنند. از این رو وقتی پای منافعشان در میان باشد فیکنیوز برای آنها نه یک تخلف و آسیب رسانهای، بلکه یک ابزار قدرت نرم است که بهصورت سیستماتیک و با پشتیبانی نهادهای سیاسی علیه رقبا و دشمنانشان بهکار گرفته میشود.»
بازی با کلمات در خدمت خبر جعلی
رسانهها، گاه با کلمات طوری بازی میکنند که در خدمت جعل واقعیت در اطلاعرسانی است. این ترفندی است که «بیبیسی» در آن استاد است. یک مستندساز انگلیسی دست رسانه ملکه انگلیس در چگونگی انتشار اخبار جعلی علیه غزه را رو کرد.
«رسانههای غربی با انتشار اخبار جعلی و دروغ، افکار عمومی را نسبت به قتلعام در غزه حساسیتزدایی میکنند» این موضوعی است که «هری فیر» روزنامهنگار و فیلمساز انگلیسی که کارگردانی مستند «غزه: هنوز زنده است» را در کارنامه دارد در مصاحبه با رسانه «آنادولو» مطرح میکند. او با یادآوری این نکته که بیبیسی، در پوشش و بازتاب اخبار مربوط به درگیریها در منطقه، برای کشتهشدگان غزه «مرد» و درباره اسرائیلیها «کشته شد» استفاده میکند، میافزاید: «سازمانهای بدنام مانند بیبیسی در موضوع درگیری اسرائیل و فلسطین بهرغم «اصل بیطرفی» بازی با کلمات را به نمایش گذاشتند. این بهاصطلاح بیطرفی، مصداق بارز دیوانگی در روزنامهنگاری است.» در بخش فارسیزبان بیبیسی، اخبار جعلی و بدون سند و مدرک، معمولاً با عباراتی چون «یک منبع آگاه گفت...»، «گفته میشود...»، «شنیده میشود و...» بسیار دیده و شنیده میشود. این شبکه گاهی نیز با تقطیع و تمرکز بر بخشی از صحبتهای یک فرد و کمرنگ کردن بخشهای دیگری از نظرات همان فرد، ذهن مخاطب را گمراه میکند. البته اینها ترفندهایی هستند که در هر رسانهای ممکن است استفاده شوند، اما «بیبیسی فارسی» در این زمینه استاد است.
نکته جالب این است که از غرب تا شرق جهان از بیبیسی و اخبار جعلی آن شاکی هستند؛ حتی در انگلیس و حتی در خود بیبیسی! طوری که کارولین لیویت سخنگوی کاخ سفید، اخیراً بیبیسی را «ماشین تبلیغات» با اخبار صددرصد جعلی لقب داد و گفت که شهروندان انگلیسی برای یک ماشین دروغ مالیات میدهند! دو سال قبل هم ۸ نفر از خبرنگاران شبکه خبری بیبیسی با انتشار نامهای اعتراضی با افشای عملکرد جانبدارانه و استانداردهای دوگانه خبرگزاری مطرح انگلیسی در پوشش اخبار جنگ غزه به نفع اسرائیل اعلام کردند که اولویت این شبکه، تمرکز بر پوشش خبری رنج ساکنان اراضی اشغالی متأثر از جنگ غزه بدون توجه به صحت اعتبارسنجی ادعاهای منابع خبری عبری و عدم توجه به دردهای خانوادههای فلسطینی در غزه بود. چند سال قبل هم دولت چین پخش سرویس جهانی رسانه انگلیسی بیبیسی را به دلیل نشر خبرهای کذب متوقف کرد. پایگاه خبری شینهوا در چین گزارش داده بود: «در بیبیسی، گزارش اخبار مانند نوشتن یک رمان و یا فیلمبرداری یک فیلم است؛ برای تولیدکنندگان آن و گزارشگران میدانی واقعیتها اهمیتی ندارد و ایدههای از پیش تعیین شده حاکم بر خط سیر داستانی آنهاست... کارکنان بیبیسی برای پیشبردن فرضیههایشان همواره به مصاحبهشوندگان سؤالات گمراهکنندهای ارائه میدهند و از تکنیکهای ویژه ویرایش و یا فیلمبرداری استفاده میکنند که هیچ یک از این اقدامات واجد شرایط تولید اخبار مبتنی بر واقعیت نیستند.»