سیمای کارگزاران مطبوعات - علی بهزادی - 3
دوستان خوب اسرائیل (پاورقی)
Research@kayhan.ir
تالیف: سید علی ابراهیمی
رابطین خوب اسراییل
ورود علی بهزادی به تشکیلات فراموشخانه یا همان «شبکه مرموز فراماسونری» با عضویت در لژهای خیام، نور، آریا، رازی
و کوروش همراه بود.53 «لژ کوروش» یکی از لژهای وابسته به جناح صهیونیستی فراماسونری ایران بود که در محل کلیسای انجیلی(کاخ بنایان آزاد) تأسیس شد. هیأت مؤسس و اعضای «لژ کوروش» همگی در خدمت آژانس یهود قرار داشتند
و کوشش میشد تا وجه غالب اعضا، گرایشهای صهیونیستی باشد. بهزادی در دوره چهارم این لژ صاحب عنوان «خطیب» شد.54 او در «لژ کوروش» نقشی بهغایت فعال داشت و از رهگذر این حضور زمینه رفاقتش با امیرعباس هویدا55 رقم خورد
و صمیمیتی خاص بین آنها شکل گرفت.56 هویدا در سالهای آغاز نخستوزیری توجه خاصی به مجله سپید و سیاه داشت. گاهی بهزادی را با خود به منزل میبرد تا در کنار مادرش ضیافت سه نفرهای را به صرف ناهار برگزار کند. بهزادی در مقابل مصاحبههای مفصلی از او چاپ میکرد و هویدا نیز از هر دری داد سخن میداد. بهزادی درخصوص رابطه خود با هویدا چنین مینویسد:
وقتی وارد ضیافتهای نخستوزیری میشدم، با او دست میدادم، اما تا میخواستم به کناری بروم مرا نگه میداشت. یک دستش را به گردن من میانداخت و با دست دیگر گیلاسش را جلو دهان من میگرفت. درهمان اوقات یک روز از دفتر نخستوزیری به من تلفن شد که در فلان روز و فلان ساعت برای صرف ناهار با «جناب آقای نخستوزیر» در کاخ نخستوزیری حاضر شوم... ده دوازده نفر از رجال و افراد گروههای مختلف سطح بالای مجلس و دولت در مهمانی ناهار نخست وزیر حضور داشتند. آن روز امیرعباس هویدا بیشتر مدت وقتش را صرف تعریف از من کرد... او از من و سپید و سیاه با توصیفاتی چون «باشرفترین»، «شریفترین»، «بهترین» و «مفیدترین» یاد کرد.57
عضویت روزنامهنگاران در تشکیلات فراماسونری اگرچه با داعیهی استقلال سیاسی و تجددخواهی واقعی تضاد و تنافر داشت اما پل ارتباطی مطمئنی بود که بخش قابل توجهی از منافع اسرائیل را در ایران تأمین میکرد.روزنامهنگارانی چون جهانگیر بهروز، داریوش همایون، عبدالله والا ومسعود بهنودکه همگی از معاصران علی بهزادی بودند سالها در جهت اهداف صهیونیستها تلاش کردند.رژیم پهلوی بعد از ترکیه دومین کشور اسلامی منطقه بود که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت و تا پیروزی انقلاب اسلامی ارتباط سیاسی، اقتصادی و امنیتی نزدیکی با تلآویو داشت.
مئیر عزری نخستین سفیر رژیم صهیونیستی در ایران در بخش سیزدهم از جلد اول کتاب خاطرات خود تحت عنوان «یادنامه»، حدود 9 صفحه را به روزنامهها و روزنامهنگارانی اختصاص میدهد که با فراخوان او به رابطین خوب اسراییل بدل شدند و در نشریات خود به تمجید و تجلیل از صهیونیستها پرداختند. مئیر عزری مینویسد:
کوشیدم نویسندگان، سردبیران و دست اندرکاران رسانه های همگانی را به اسرائیل فرا خوانم... پیوندهای دوستانه با کیا، بختیار، علوی مقدم
(از سران ارتش شاه) هریک توانست به گونهای مرا در نزدیک شدن به رسانههای گوناگون یاری دهد تا بتوانم برخی از آنان را با خواستههای دوستانه اسراییل آشنا سازم...
عزری در خاطراتش آشکارا ازروزنامهها و نشریاتی همچون سپید و سیاه، فرمان، تهران مصور،اطلاعات، بامشاد و فردوسی نام میبرد که گردانندگان، سردبیران و برخی نویسندگانشان به اسرائیل رفتند و پس از بازگشت در مدح رژیم صهیونیستی مطالب مختلفی نوشتند.مرداد ماه سال 1344 وزارت امور خارجه ایران طی نامه شماره 5882 خطاب به ساواک مینویسد:
مجله «اللواء» چاپ لبنان خبر دیدار شش روزنامهنگار ایرانی از اسرائیل را درج کرده است و از دولتهای عربی خواسته است که این اسامی را حفظ نموده و با آنها دست [دوستی]ندهند. اسامی روزنامهنگاران به قرار ذیل است:
اسعد رزمآرا از روزنامه مرد مبارز- دکترعلی بهزادی از مجله سپید و سیاه- اسماعیل رایین از مجله تهران مصور- کاظم زرنگار از کیهان اینترنشنال- علیاصغر امیرانی از مجله خواندنیها و اسماعیل پوروالی از روزنامه بامشاد.58
به سر اعلیحضرت قسم !
روزهای سخت علی بهزادی سالهای پایانی دهه 40 بود که با ازدیاد نشریات مبتذل و پایین بودن تیراژ، مجله سپید و سیاه
را به مرز تعطیلی سوق داد.59 با آغاز دهه 50 بحران جدیدی مطبوعات ایران را فراگرفت. با دستور هویدا و توقیف فلهای مطبوعات، بالغ به50 روزنامه و مجله، لغو امتیاز شدند. بهزادی که روزگاری کارگزار تراز اول مطبوعات کشور بود به ناچار با سیاستهای رسانهای دربار در آستانه تأسیس حزب رستاخیز که حرکت به سمت یک جامعه تک حزبی بود کنار آمد. این شرایط بهزادی راآشکارا به دریوزگی کشاند و او بعد از 21 سال فعالیت مطبوعاتی به موجودی حاشیهنشین تنزل یافت.
بهزادی از خانوادهای سرمایهدار به حساب میآمد و همسرش نیز پس از مرگ عیسی بهزادی ثروت کلانی را به ارث برده بود60 با این حال خود را اشرافزادهای فقیر جا میزد. اوکه درگذشته بنا به موضوعات مختلف، مبالغی را از رئیس اداره دوم عملیات و بررسی ساواک دریافت کردهبود61 اینبار در آبان سال 1350 نامهای برای ارتشبد نصیری رئیس وقت ساواک نوشت و با ذکر فعالیتها و وابستگیهایش در ترویج و تحکیم نظام پادشاهی درخواست کرد تسهیلات مالی ویژهای دراختیارش قرار گیرد.
بهزادی در این نامه اعتقادات درونی خویش را فریاد زده و با تعابیری مملواز تملق و ریا، خود را خدمتگزار وفادار شاه مینامد که در پیشبرد اهداف بزرگ و اجرای منویات اعلیحضرت کوشیده و در جشنهای دوهزار و پانصدساله شاهنشاهی سنگ تمام گذارده است و حال انتظار دارد، پاسخی درخور به خوشخدمتیهایش دریافت کند.62نصیری نامه را ارجاع میدهد و رئیس بخش مطبوعات ساواک در پاسخ مینویسد:
...بادر نظر گرفتن همکاریهای علی بهزادی با این ادارهکل در زمینههای مختلف در صورت تصویب، با مدیرکل بانک ملی ایران مذاکرات لازم معمول تا در حدود امکان تسهیلاتی جهت وی فراهم گردد.63
علاوه بر این بسیاری از مدیران جراید در آن سالها بابت عدم انتشار، مبالغ هنگفتی را مستقیم و غیر مستقیم از دولت هویدا دریافت کردند.64 تلاش بهزادی برای احیای دوباره سپید و سیاه به مثابه روشن کردن کبریت در باد بود.گویی هرچه بیشتر میدوید، از هدفش دورتر میشد. او برای بسیاری از مقامات دولتی و شخصیتهای سیاسی کشور نیز نامه نوشت
و درخواست کمک کرد؛ اما راه به جایی نبُرد و در 29 مرداد سال 1353 بعد از انتشار 1060 شماره،
مجله سپید و سیاه تعطیل شد.65
یکم شهریور ماه سال 1353 علی بهزادی نامهای برای نخستوزیر هویدا نوشت: من عضو حزب شما هستم و مرتباً در حوزههای حزبی و میتینگها شرکت میکنم. دفاع از حقوق یک هم مسلک به عهده رهبر حزب است. آن هم رهبری که همه بدون قید و شرط او را قبول دارند... من سالها در مقابل کسانی که بیگانهپرستی را رواج میدادند ایستادگی کردم و در مکتب شاهنشاه آریامهر درس شاهدوستی و وطنپرستی بهجوانان مملکت دادم... همه مراجع مملکتی میدانند و پروندههای من در همه جا نشان میدهد که همواره در صف اول خدمتگزاران هستم... به سر اعلیحضرت قسم من خدمتگزار شما هستم...66
پانوشتها:
53- پیشین. ص 22.
54-آرشیو دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان.
55- امیرعباس هویدادر سال 1298 ه.ش به دنیا آمد و در 18 فروردین سال 1358 مُرد. پدرش حبیب الله عینالملک بهایی بود و مادرش افسرالملوک سرداری، نتیجه عزتالدوله خواهر ناصرالدین شاه. هویدا در مدرسه لائیک فرانسویها در بیروت تحصیل کرد و سپس راهی بلژیک شد و در دانشگاه آزاد بروکسل علوم سیاسی خواند. او در سن 24 سالگی به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و زمانی که کارمند اداره حفاظت منافع ایران در آلمان بود به همراه حسنعلی منصور به جرم قاچاق مواد مخدر، توسط پلیس فرانسه دستگیر و از فرانسه اخراج شد. وی در کابینه حسنعلی منصور وزیر دارایی بود و پس از ترور منصور به دست شهید محمدبخارایی عضو شاخه اجرایی هیأت مؤتلفه اسلامی، نخست وزیر شد و 13 سال در این سمت ماند. بسیاری او را فراماسونر میدانند و براین عقیدهاند که هویدا در فاصله سالهای 1330 تا 1335 که در مأموریت سازمان ملل بود توسط ارنست وانهگگدهارت کمیسرعالی سازمان ملل در امور پناهندگان و صاحب عنوان «استاداعظم» در لژ بزرگ ملی فرانسه، پرزنت شده است. هویدا در مراسم تأسیس لژ بزرگ ایرانیان در اسفند 1347 توسط ارنست وانهگگدهارت به سمت «بزرگ استاد پیشین» انتخاب شد. در سال 1350 با کمک شاه و هویدا، طرح انگلیسی «جدایی بحرین از ایران» به اجرا درآمد و به تصویب مجلسین شورای ملی و سنا رسید. ایران نخستین کشوری بود که یک ساعت پس از اعلام استقلال بحرین، این کشور را به رسمیت شناخت. هویدا در اظهارنظری که ریشه در نَسب قَجری او داشت؛ گفت: «بحرین به مثابه یکی از دختران ما بود که این دختر شوهر کرد و رفت». با پیروزی انقلاب اسلامی ایران هویدا دستگیر و پس از محاکمه در دادگاه به عنوان «مفسد فی الارض» شناخته و به جرم خیانت، اعدام شد. آیتالله خلخالی در کتاب خاطرات خود میگوید بر اساس یک توطئه، جسد هویدا را سه ماه در پزشکی قانونی مخفی کردند و سپس در یک فرصت مناسب آن را به فرانسه بردند. از آنجا به شهر «عکا» در اراضی اشغالی فلسطین منتقل و در گورستان بهاییان کنار قبر پدربزرگش میرزا حبیب قناد دفن شد.
برای مطالعه بیشتر نک به: سیمای کارگزاران فرهنگ و سیاست، جلد چهاردهم، امیرعباس هویدا. دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان،1381.
56- مطبوعات عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک( کتاب چهارم). تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص 22.
57- پیشین. ص 23.
58- پیشین. صص 185 و 186.
59- پیشین. ص 20.
60- آرشیو دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. 18 آذر 1385. شماره 18685.
61- پیشین. ص 49. سند شماره 362/325 ساواک در مورخ 1/4/1349.
62-پیشین. ص 29.
63- پیشین. ص 31.
64- آرشیو دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. 20 آذر 1385. شماره 18687.
65- مجله راه زندگی، 9 خرداد 1376. شماره 884.
66- آرشیو دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان. نامه دستنویس علی بهزادی خطاب به امیر عباس هویدا.