70 درصد آب تجدیدپذیر کشور در کشاورزی مصرف میشود
معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی با رد مصرف ۹۰ درصدی آب در کشاورزی، تصریح کرد: 70 درصد آب تجدیدپذیر کشور در کشاورزی مصرف میشود.
صفدر نیازی شهرکی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به برداشتهای متفاوت از سهم مصرف آب کشاورزی اظهار کرد: گاهی گفته میشود مصرف آب کشاورزی ۹۰ درصد و گاهی ۴۵ درصد است، در حالی که باید بین درصد و حجم آب مصرفی تفاوت قائل شد.
او افزود: در سالهای گذشته میزان بارش کشور حدود ۲۴۰ تا ۳۳۰ میلیمتر بوده و کل اراضی کشور نیز حدود ۶۰ میلیون هکتار برآورد میشود. بارش سالانه کشور معادل حدود ۴۰۰ میلیارد متر مکعب است. در سالهایی که آب تجدیدپذیر کشور حدود ۱۰۰ میلیارد متر مکعب بوده، مجموع مصرف آب ۷۱ میلیارد متر مکعب بوده است. حدود هشت میلیارد متر مکعب به شرب، سه تا چهار میلیارد متر مکعب به صنعت و حدود هفت تا هشت میلیارد متر مکعب نیز به محیطزیست و جریانهای رودخانهای اختصاص داشته است.
نقش وزارت نیرو در کاهش تولیدات کشاورزی
معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی افزود: مصرف آب کشاورزی در سال زراعی گذشته حدود ۴۵ میلیارد مترمکعب و آب تجدیدپذیر کشور حدود 71 میلیارد متر مکعب بوده است. بر همین اساس، سهم مصرف کشاورزی از آب تجدیدپذیر حدود ۷۰ درصد برآورد میشود.
نیازی شهرکی تأکید کرد: عددی که باید بیان شود، همین ۷۰ درصد است؛ چراکه نسبت به کل آب تجدیدپذیر سنجیده میشود. اعدادی مانند ۵۰ درصد مربوط به دورههایی بوده که حجم آب تجدیدپذیر ۱۰۰ میلیارد متر مکعب بوده است.
او با اشاره به اثرات تغییرات اقلیمی تصریح کرد: طی دو سال اخیر موضوع خشکسالی جدیتر شده و میزان آب قابل استفاده کاهش یافته است. در سال گذشته، وزارت نیرو برای نیمه دوم سال زراعی- که ۷۸ درصد مصرف آب کشاورزی در آن دوره اتفاق میافتد- ۲۴ میلیارد متر مکعب آب تخصیص داد که محدودیتی کمسابقه بود.
معاون آب و خاک وزارت جهاد کشاورزی افزود: وزارت نیرو برای سال زراعی 1405–1404 نیز طی نامهای، آب قابل تخصیص به بخش کشاورزی را ۵۱ میلیارد متر مکعب اعلام کرده است. این میزان نسبت به سالهای قبل، کاهش قابل توجهی را نشان میدهد و عملاً مصرف آب کشاورزی نسبت به دو سال پیش حدود ۲۰ میلیارد متر مکعب کمتر شده است.
مدیریت یا آب و هوا؟!
گفتنی است، کم بارشی، در دولت قبلی هم وجود داشت اما نه اینقدر هیاهو درباره خشکسالی بود و نه کاهش تولید کشاورزی، نه قطع آب و برق. الان بهانه مهم ناکارآمدیها، این شده که ششمین سال پیاپی خشکسالی است.
در دولت حسن روحانی تا زمانی که حجتی بر سر کار بود با وجود کم بارشی، خودکفایی گندم و افزایش تولید دانههای روغنی رخ داد اما با گماردن یک وزیر ضعیف در جهاد کشاورزی و دخالت سازمان برنامه و بودجه در نرخ خرید تضمینی، کشور در سال آخر دولت دوازدهم با هشت میلیون تن کسری گندم مواجه شد. ضمن اینکه با ضعف وزارت نیرو، قطع مکرر برق رخ داد.
وجود یا عدم وجود آب، برق، خودکفایی کشاورزی و... در کشور ما، بیش از اینکه به اقلیم و آب و هوا ربط داشته باشد به مدیریتها مربوط است. مدیر کارآمد، با اراده، خلاقیت، استفاده از نظر کارشناسان و اقدام جهادی به دنبال حل مشکل میرود و طبق تجربه موفق میشود اما مدیر برآمده از ستاد انتخاباتی، سفارشی دولت سایه و هم جناحها و... کشور را به بنبست میکشاند و «نساخت» و «نکاشت» و هر «نه» دیگری را جایگزین «اقدام» و «رفع مشکل» میکند.