گزارش فایننشالتایمز از«اروپای مفلوکی»که هیچکس برایش تره خرد نمیکند!
سرویس خارجی-
یک روزنامه بینالمللی، با اشاره به افول جایگاه اروپا در جهان نوشته است: «برای قرنها، اروپا اراده خود را بر جهان تحمیل میکرد؛ اما امروز این جهان است که دارد ارادهاش را بر اروپا تحمیل میکند.»
جایگاه اروپا در سیاست جهانی طی دو دهه گذشته بهطور محسوسی رو به افول گذاشته است؛ افولی که ریشه در ترکیبی از عوامل ژئوپلیتیکی، اقتصادی و ساختاری دارد و امروز به یکی از بحثهای محوری در روابط بینالملل تبدیل شده است. صعود چین، قدرت گرفتن کشورهای جنوب جهانی و نهادهایی مثل شانگهای و بریکس، وابستگی شدید امنیتی اروپا به آمریکا، چالشهای داخلی اتحادیه اروپا مثل بحران اقتصادی، برگزیت، اختلاف میان کشورهای شمال و جنوب اروپا، رشد احزاب راست افراطی، و ضعف در رسیدن به اجماع در سیاست خارجی موجب شده است که اروپا در بسیاری از بحرانهای جهانی نتواند موضع مؤثری بگیرد.
نشانههای ضعف
حالا روزنامه بینالمللی «فایننشالتایمز» که دفتر مرکزی آن در لندن مستقر است، در گزارشی به پایین آمدن وزن سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا پرداخته و نوشته است: «زمانی کشورهای اروپایی حرف و اراده خود را بر جهان تحمیل میکردند اما به نظر میرسد وضع به کلی تغییر کرده است.
از همه دردناکتر اینکه تجارت تنها حوزهای بود که اروپا تصور میکرد میتواند رودررو با قدرتهای بزرگ جهان بایستد. اما در مقابل تعرفههای ترامپ این اروپا بود که عقب نشست زیرا بیم آن میرفت که هر اقدام تلافیجویانه باعث شود دولت ترامپ تعهدات امنیتی خود به اروپا را کاهش دهد. با آغاز جنگ اوکراین و نگرانی از تهدید روسیه، اروپاییها حاضر نبودند چنین خطری کنند. بهاینترتیب، ضعف اروپا در حوزه امنیتی، توان بالقوهاش در حوزه تجارت را هم از بین برد. اگر این فقط یک اتفاق بود، میشد آن را بدشانسی خواند؛ اما در واقع، نشانههای ضعف یا بیاثری اروپا یکی پس از دیگری ظاهر میشوند.»
به گزارش فارس، این روزنامه انگلیسی در ادامه میافزاید: «در آغاز دوره ریاست فوندرلاین، او از آرزوی تشکیل کمیسیونی ژئوپولیتیک سخن گفت؛ اما اکنون میبینیم که حتی وقتی جنگ درست در مرزهای اروپا در جریان است، اتحادیه اروپا در حاشیه قرار گرفته و نقشی تعیینکننده ندارد. اروپاییها امروز بزرگترین تأمینکنندگان کمک مالی و نظامی برای اوکراین هستند. بااینحال، زمانی که دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ تلاش کرد، او مستقیماً با ولادیمیر پوتین مذاکره کرد و اروپا تنها در حاشیه، با التماس و لابیگری بهدنبال اثرگذاری بود. در موضوع غزه نیز ماجرا مشابه بود؛ جنگی در حاشیه مدیترانه، اما تمام تلاشهای دیپلماتیک برای آتشبس، میان آمریکا، قطر، مصر و اسرائیل انجام شد و باز هم اروپا تماشاگر بود. جنگ خونین سودان نیز موج جدیدی از پناهجویان به سوی اروپا به راه خواهد انداخت، اما بازیگران اصلی در میدان (امارات، مصر، ترکیه و روسیه) هستند. نفوذ فرانسه در غرب آفریقا بهشدت کاهش یافته و در مالی، ابتدا روسیه و سپس گروههای جهادی جای خالی پاریس را پر کردهاند.»
چرا اروپا اینقدر ناتوان شده است؟
«فایننشالتایمز» سپس در پاسخ به چرایی ناتوانی اروپا مینویسد: «معمولاً به دو کمبود بزرگ اشاره میشود: نظامی و مالی. اما مشکل اصلی اینها نیست. اروپا هنوز ثروتمند است و صنایع دفاعی قابلتوجهی دارد. مشکل واقعی ساختاری، سیاسی و حتی روانی است.
بروکسل نهادی بوروکراتیک است؛ مهارتش در قانون، روند و مقررات است، نه در اقدام سریع، قاطع و بیرحمانه مانند آنچه قدرتهای بزرگ اروپایی گذشته یا آمریکا و چین امروز انجام میدهند. اروپا اغلب با زبان اخلاق و حقوق بینالملل با جهان صحبت میکند؛ اما بسیاری از کشورهای آفریقا و آسیا، که تاریخشان زیر سایه استعمار و امپریالیسم اروپا نوشته شده، به این سخنان گوش نمیدهند.... یکی از دلایلی که اروپا نتوانست با تعرفههای ترامپ مقابله کند، این بود که کشورهای عضو و صنایع مختلف منافع متفاوتی داشتند و آمریکا مهارت داشت این شکافها را تشدید کند. در برابر شوک دوم چین یعنی موج جدید صادرات صنعتی چین که صنایع اروپا را تهدید میکند نیز واکنش اروپا احتمالاً پراکنده و سردرگم خواهد بود، زیرا چشمکزدنهای پکن میتواند هر تلاش جمعی را تضعیف کند.حتی وحدت اروپا درباره اوکراین که تاکنون چشمگیر بوده ممکن است با ظهور احزاب طرفدار مسکو در کشورهایی مانند اسلواکی و چک فروبپاشد.»
در پایان این گزارش میخوانیم: «اروپا گاهی به خود میبالد که هرچند از قدرت سخت بیبهره است، اما قدرت نرم فراوان دارد؛ قارهای که هم ثروتمندان و هم فقرا به آن جذب میشوند؛ هم بهعنوان مقصد لوکس، هم بهعنوان محل زندگی امن و مرفه. اما ثروت و امنیتی که پایه این جذابیتهاست، بدون قدرت سخت ممکن است دوام نیاورد. اگر اروپا راهی برای اعمال قدرت سخت نیابد، همه آنچه آن را قاره متمدن میدانیم میتواند در معرض تهدید قرار گیرد.»
اخلاق جایی در سیاست خارجی اروپا ندارد
مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز ضمن انتقاد تند از رویکرد اروپا در گفتوگو با العربیالجدید اذعان کرد که اروپا همچنان «گروگان تاریخ و لابیها»ست؛ قارهای که اخلاق را قربانی منافع کرده و اسرائیل را تجسم راهبردهای سیاسی و اقتصادی خود میداند.به گفته «جوزپ بورل» اروپا در قبال جنگ غزه هیچ اراده سیاسی واقعی نشان نداده و موضع اروپاییها با بیتفاوتی و ناتوانی اخلاقی در برابر آنچه رخ میدهد همراه بوده است.