کد خبر: ۳۲۲۵۷۳
تاریخ انتشار : ۲۷ آبان ۱۴۰۴ - ۲۰:۵۷

سپهبد شهید علی شادمانی و تولد یک مکتب جدید در مدیریت جنگ

آزاده لرستانی 

سپهبد شهید علی شادمانی در جنگ ۱۲ روزه معمار نظم جدید جنگ در جمهوری اسلامی بود. او با تصمیم‌هایی که در کمتر از ۶ ساعت اتخاذ کرد، ایران را از وضعیت تدافعی به موضع ابتکار رساند و نشان داد که مدیریت جنگ در مکتب انقلاب، بر محور فهم عمیق از میدان، رسانه و انسان استوار است.
در تحلیل‌های امنیتی، «روزهای آغازین جنگ» همیشه مهم‌ترین فصل در سرنوشت نبرد است؛ زیرا در همان ساعات نخست، نظم ذهنی و ساختار تصمیم‌گیری کشور هدف، یا تثبیت می‌شود یا فرو می‌پاشد. جنگ اخیر جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی که بعدها با عنوان «جنگ ۱۲ روزه» شناخته شد، دقیقاً از این منظر، یک نمونه درخشان از مدیریت بحران چندسطحی محسوب می‌شود. این نبرد نشان داد که قدرت جمهوری اسلامی ایران، فراتر از ابزار نظامی، برپایه یک دستگاه فکری - فرهنگی و یک الگوی بومی از مدیریت بحران استوار است؛ الگویی که عقلانیت و ایمان را در یک منظومه به هم پیوند می‌دهد.
شوک نخست؛ 
شکست درک شناختی دشمن از ساختار ایران 
در نخستین ساعت‌های نبرد، دشمن با توسل به ترور چندین فرمانده نظامی و دانشمندان هسته‌ای می‌خواست ساختار فرماندهی ایران را از هم بپاشد. هدف، ایجاد نوعی شوک تصمیم‌گیری بود؛ یعنی فلج‌سازی زنجیره‌ تصمیم و تأخیر در واکنش ایران.
درواقع این الگو، همان مدلی است که ارتش آمریکا در عملیات «شوک و بهت» در عراق به‌کار برد: حمله برق‌آسا به مراکز تصمیم‌سازی برای ایجاد خلأ در فرماندهی اما دشمن یک نکته را نفهمیده بود: در جمهوری اسلامی، فرماندهی «شبکه‌ای از ایمان، حکمت، عقلانیت و تجربه» است.
از سویی دیگر ساعات اولیه نشان داد که آنچه دشمن «نقطه ضعف» می‌پنداشت، درواقع نقطه قوت نظام است. چند ساعت بعد از ترورها و شهادت فرماندهانی چون سپهبد باقری، سپهبد رشید، سپهبد سلامی،‌ سرلشکر حاجی‌زاده و دیگر همرزمانشان، قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) که مدیریت جنگ بر عهده‌اش بود ذیل فرماندهی فرمانده کل قوا حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای و با محوریت سپهبد شهید علی شادمانی فعال شد و زنجیره فرماندهی از نو سازمان یافت. در این حین خطوط ارتباطی بازسازی شد، جلسات فرماندهی تشکیل شد و تصمیم‌های کلیدی ظرف کمتر از یک روز صادر شد. این سرعت، دشمن را در بهت فرو برد و مفهوم «فلج فرماندهی» به شوخی تبدیل شد.
فرماندهی در طوفان و عقلانیت راهبردی 
در شرایط ابهام 
سپهبد شهید علی شادمانی در همان ساعات نخست نشان داد که تجربه‌ دفاع مقدس هنوز روح زنده مدیریت جنگ در ایران است. او دست به طراحی نظام‌مند زد و با اجرای سه اصل اساسی، بحران را مهار کرد:
1. اصل بازدارندگی فعال: او دستور داد جنگ از فاز تدافعی به فاز بازدارندگی هوشمند منتقل شود؛ یعنی ایران فقط واکنش نشان ندهد، بلکه با حملات دقیق، ابتکار عمل را از دشمن بگیرد و حتی سیاست مقابله به مثل را در پیش گرفت مانند حمله به نیروگاه حیفا در پاسخ به انبار نفت شهران و... 
2. اصل جایگزینی سریع فرماندهان: ساختار کادر‌سازی سپاه و ارتش که از سال‌ها پیش طراحی شده بود، ظرف ۶ ساعت فرماندهان شهید را جایگزین کرد،‌ بنابراین هیچ خلأ عملیاتی پدید نیامد.
3. اصل هم‌راستایی راهبردی با سطح عالی فرماندهی: تمامی تصمیم‌ها در چارچوب سیاست کلان نظام و با هماهنگی مستقیم با دفتر فرمانده معظم کل قوا اتخاذ شد.
این سه اصل، درواقع ستون‌های «مدیریت ایرانی جنگ در شرایط ابهام» را تشکیل می‌دهند.
جنگ روایت‌ها؛ 
تغییر میدان از فیزیکی به ادراکی 
در دوران جنگ شناختی، کسی پیروز است که روایت جنگ را بنویسد. دشمن، جنگ را با هدف کنترل افکار عمومی آغاز کرده بود، اما ایران با هوشمندی، روایت را از چنگ او بیرون کشید. نخستین بیانیه رسمی ستاد فرماندهی جنگ همراه با تولید معنا بود. از همان ابتدا، واژه‌هایی چون اقتدار، بازدارندگی و پاسخ مؤمنانه در ادبیات رسمی به کار رفت تا جنگ، در چارچوب گفتمان مقاومت تعریف شود.
ایران با طراحی دقیق پیام‌رسانی، از موضع تدافعی به موضع فعال رفت. در حالی که رسانه‌های عبری درگیر دروغ‌سازی درباره حملات تهران بودند، سخنگوی رسمی ایران با آرامش و انسجام، آمار و اهداف عملیات را اعلام کرد. درواقع این رفتار رسانه‌ای، شاخصه جنگ حرفه‌ای بود و اعتماد عمومی را تثبیت کرد.
تحلیلگران بین‌المللی بعدها نوشتند: «در جنگ ۱۲روزه، تهران نشان داد که توانایی کنترل همزمان میدان، رسانه و افکار عمومی را دارد؛ مهارتی که تنها قدرت‌های بزرگ از آن برخوردارند.»
نقش رهبری در ایجاد ثبات ملی 
هیچ مدیریت جنگی بدون محور هدایت معنوی به ثبات نمی‌رسد. در روزهایی که دشمن می‌کوشید با شایعه‌سازی روان ملت را تخریب کند، تنها یک جمله از رهبر معظم انقلاب کافی بود تا آرامش به کشور بازگردد: «نیروی مسلح جمهوری اسلامی ضربه‌های سنگینی بر این دشمن خبیث وارد خواهد کرد و ملت نیز پشتیبان است».
همین یک جمله منشور روانی جنگ بود؛ اعلام اطمینان به پیروزی، اطمینان به تدبیر فرماندهان و اعتماد به پشتوانه مردمی. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران با نگاه فراسیستمی، مدیریت جنگ را از سطح نظامی به سطح مدیریت ملی ارتقا داد. در نتیجه، رسانه، مردم، ارتش، سپاه و دولت به‌ جای واکنش‌های پراکنده در یک مدار واحد قرار گرفتند.
 عملیات ترکیبی؛ نمایش قدرت هوشمند 
از نقاط برجسته‌ مدیریت جنگ در روزهای نخست، عملیات ترکیبی چندبعدی بود. ایران به ‌صورت همزمان از سه لایه قدرت استفاده کرد:
1. قدرت سایبری: تیم‌های هوش الکترونیک ایران با نفوذ در سامانه‌های پدافندی دشمن، باعث اشتباه در تشخیص اهداف شدند؛ سامانه‌های دشمن به ‌جای موشک‌های ایران، هواپیماهای خودی را هدف گرفتند.
2. قدرت اطلاعاتی: شبکه‌های اطلاعاتی منطقه‌ای، مسیر انتقال تجهیزات رژیم را مختل کردند.
۳. قدرت میدانی: سامانه‌های موشکی سپاه با استفاده از مدل پرتاب چندمسیره، گنبد آهنین را بی‌اثر کردند.
این ترکیب چندسطحی، درواقع تجلی مدیریت یکپارچه میدان و فناوری بود؛ مفهومی که سپهبد شهید علی شادمانی آن را از دوران دفاع مقدس تا عصر نبرد سایبری بومی‌سازی کرده بود.
 معماری ایرانی مدیریت بحران
در نظریه‌های مدیریت بحران، سه مرحله شناخته می‌شود: شوک، کنترل، تثبیت. ایران در جنگ ۱۲روزه از هر سه مرحله عبور کرد، اما با مدل بومی خود:
در مرحله‌ شوک، دشمن آغازگر بود؛ اما شوک فقط چند ساعت دوام داشت.
در مرحله‌ کنترل، فرماندهی ایران با انسجام ساختاری، فرماندهی جایگزین را فعال کرد و شبکه تصمیم‌سازی را بازسازی کرد.
در مرحله‌ تثبیت، ایران ابتکار عمل را به‌دست گرفت و از حالت تدافعی خارج شد.
در این الگو، بحران به ‌جای آنکه منبع تهدید باشد، به سکوی فرصت بدل شد؛ آن هم فرصتی برای نمایش بلوغ راهبردی و کارآمدی نظام.
تفاوت مکتب مدیریت جنگ ایران با غرب 
با این وجود جنگ ۱۲ روزه، یک میدان عملی برای آزمون دو مکتب فکری بود: در مکتب غربی، مدیریت جنگ بر محور تکنولوژی، داده و پیش‌بینی آماری استوار است اما در مکتب ایرانی، مدیریت جنگ تلفیقی از عقلانیت و ایمان، تجربه و شهود است.
در مدل غربی، وقتی داده‌ها از کار می‌افتند، سیستم فرو می‌پاشد اما در مدل ایرانی، وقتی داده‌ها مختل می‌شوند، ایمان و خلاقیت انسانی جای آن را می‌گیرند. این همان نقطه‌ای است که قدرت نرمِ الهام‌گرفته از مکتب عاشورا، بر قدرت سخت فناوری غلبه می‌کند.
پیروزی از جنس عقلانیت و ایمان 
در نهایت اینکه جنگ ۱۲ روزه آغاز یک عصر تازه در تفکر دفاعی و مدیریتی ایران بود. عصری که در آن، میدان و اندیشه در هم تنیده شدند و عقلانیت نظامی با معنویت و ایمان انقلابی پیوند خورد. در میان همه‌ چهره‌هایی که این مسیر را ترسیم کردند، سپهبد شهید علی شادمانی به ‌عنوان معمار این مکتب نوین، جایگاهی ویژه دارد.
او علاوه‌ بر فرمانده میدان، معلم «مدیریت جنگ در شرایط ابهام» بود؛ نام علی شادمانی در حافظه‌ راهبردی ایران به‌ عنوان مؤسس مکتبی ثبت شده که عقل و ایمان را در خدمت امنیت ملی به‌کار گرفت.