تشویق یا رهاسازی؟ روایت کتـاب در جـامعه
شاید بتوان گفت در قرنهای پیشین و عصر حاضر، یکی از مؤلفههای روابط متقابل در زمینه فرهنگی و سطح ارتباطات، بستگی به میزان سطح مطالعه کتاب و شناخت جوامع از فرهنگهای مختلف بوده است؛ به طوری که رهبر انقلاب در این زمینه تبیین کردهاند و درباره اهمیت موضوع میفرمایند: «در اهمیت عنصر کتاب برای تکامل جامعه انسانی، همین بس که تمامی ادیان آسمانی و رجال بزرگ تاریخ بشری، از طریق کتاب جاودانه ماندهاند و روابط فرهنگی جامعه بشری نیز از پوشش کتاب و مبادلات فرهنگی تقویت شده است.»
پس از سخنان رهبری نیز میتوان استنباط نمود که یکی از عناصر مؤثر برای پیشرفت روابط فرهنگی و همچنین تکامل انسان، اهمیت به موضوع کتاب و کتابخوانی است. حال، به بهانه این موضوع و همچنین روز ملی کتاب و کتابخوانی، سرانه مطالعه در کشور را بررسی کنیم تا پی ببریم چقدر به این سخنان حکیمانه توجه شده است.
بحثهای متفاوت
پیرامون آمار سرانه مطالعه در ایران
طبق آمار رسمی، سرانه مطالعه و میزان کتابخوانی ایرانیان حدود ۳۰ دقیقه در روز را نشان میدهد، اما معمولاً درباره این روش آمارگیری نکاتی مطرح است، مانند اینکه چه نوع مطالعهای را جزو آمار محسوب میکنند؟ چرا که مطالعه کتابهای درسی، ادعیه مذهبی و حتی خواندن قرآن کریم را در این آمار محسوب نمیکنند. جدا از خواندن قرآن و کتب مذهبی، این بحث نیز وجود دارد که در کشور ما تعداد دانشجو بسیار بالاست، لذا بخش بالایی از افراد ترجیح میدهند مطالعات خود را در دانشگاهها پی بگیرند، البته این بحث که تعداد زیادی دانشجو داشته باشیم خوب است یا نه، بحث ما نیست اما بههرحال مطالعه درسی دانشجویان را در آمار سرانه مطالعه لحاظ نمیکنند.
تولید کتاب کشور بالای ۱۰۰هزار عنوان در سال است که در این بین ۳۵ تا ۴۰هزار عنوان از آن تجدید چاپ است و بیش از ۶۰هزار عنوان کتاب چاپ اول است. اگر ۶۰ هزار عنوان را بر تعداد روز سال و ساعات روز تقسیم کنیم، میبینید اگر فرد عادی در طول شبانهروز هیچ کاری نکند و هر ساعت، یا حتی نیمساعت، اصلاً هر ربع ساعت یک کتاب را سریع بخواند، حتی تمام اینها را یک دور هم نمیتواند بخواند.
هادی ابراهیمی سنائی، رئیس انجمن ناشران کتاب در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت: در ایران آمارهای متعددی گفته میشود و اندازههای اعلامشده از ۲ دقیقه تا ۱۲۰ دقیقه متغیر است.
وی ادامه داد: زمانهای اعلامشده برای مطالعه هر ایرانی، ۲ دقیقه (بدون زمان خواندن قرآن، مفاتیح و روزنامه) است و اگر زمان درسخواندن را هم به آن اضافه کنیم، ۱۰ دقیقه به طور میانگین میتوان بیان کرد که سرانه مطالعه کتاب در دنیا ۴۵ دقیقه در روز است.
رئیس انجمن ناشران کتاب تصریح کرد: سرانه بالای مطالعه در کشورهایی نظیر ژاپن با سرانه ۹۰ دقیقه مطالعه در روز یا انگلیس با حدود ۵۵ دقیقه در روز نشان از شاخص بالای میزان مطالعه در این کشورهاست. اما با این وجود، میزان مطالعه در کشوری مثل آمریکا بسیار کم است.
کتابخانههای بیبودجه و ناشران بیپول
ابراهیمی سنائی اضافه کرد: طبق اعلام نهاد کتابخانهها، تعداد کتابخانهها در کشور ۳۴۱۵ (شامل ۲۴۰۰ نهادی، ۹۳۱ مشارکتی و ۲۴ مستقل) است. تعداد بالای ۲۰۰ کتابخانه مهم با بیشترین کتاب وجود دارد.
به طور کلی، طبق بررسیهای انجامشده در حال حاضر استانهای تهران، خراسانرضوی و اصفهان بیشترین تعداد کتابخانههای عمومی را در ایران دارند. اما با این حال، بهطور میانگین برای هر ۱۰۰هزار نفر در ایران تنها ۱.۲ کتابخانه عمومی وجود دارد، در حالی که استاندارد جهانی برای هر ۱۰۰هزار نفر، ۳ کتابخانه است. بسیاری از کتابخانههای موجود در ایران به دلیل کمبود منابع مالی، نمیتوانند کتابهای جدید و متنوعی تهیه کنند.
پس میتوان یکی از چالشهای جدی در بحث کتاب و کتابخوانی را موضوع تامین مالی دانست؛ کتابخانههای عمومی به دلیل کمبود منابع مالی نمیتوانند کتابهای متنوع با موضوعهای مختلف و کاربردی را ارائه دهند. همچنین ناشران به دلیل عدم حمایت کافی و نداشتن منابع مالی نمیتوانند کتابهای جدید خود را چاپ کنند یا اینکه حتی بتوانند از محصولات قبلی خود چاپ جدیدی بزنند که در نوع خود موضوعی قابلتأمل است و باید درخصوص آن چارهاندیشی شود.
شاید بتوان گفت یکی از دلایلی که رمانهای خارجی یا بعضاً کممحتوا جای کتابهای کاربردی را گرفتهاند، همین اهمیتندادن به ناشران و متولیان این امر است.
گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا: از ابتدای دهه ۹۰، سیر صعودی ادبیات داستانی ایرانی اگر نگوییم روند نزولی به خود گرفته است، دیگر شتاب سابق را ندارد. بسیاری از نویسندگان شاخص حوزه انقلاب، دفاعمقدس و حتی اجتماعینویسها کمتر دست به قلم برده و آثار خلقشده در این سالها نیز رمان دندانگیری از آب درنیامده است.
عدم معرفی برگزیده بخش ادبیات در دورههای متعدد جایزه کتاب سال و جایزه جلال آلاحمد در این سالها خود گواه این ادعاست. کنار این سکوت نسبی نویسندگان شاخص دهههای ۷۰ و ۸۰، جوانگرایی البته در ادبیات داستانی دهه ۹۰ رشد یافته و آثار خوبی از نویسندگان جوان در این سالها منتشر شده است؛ با این حال منتقدان بر این باورند که در دهه ۹۰ ما با تولید انبوه اما ضعیف آثار ادبیات داستانی روبهرو هستیم.
به باور این گروه داوری، سهولت در چاپ، شتابزدگی و تعدد مراکز عرضه داستان کوتاه، مسئلههای نازل و شخصی نویسندگان، نبود دردمندی و رسالت اجتماعی، نبود اقلیمها و گویشهای محلی در داستانها، استفاده از مفاهیم و دغدغههای تکراری در رمانهای اجتماعی از جمله مهمترین ضعفهای داستان کوتاه در سالهای اخیر بوده است. اما در حوزه رمان نیز وضعیت چندان مطلوب نیست. داوران جوایز مختلف ادبی، منتقدان و... معتقدند که رمان ایرانی در سالهای اخیر گرفتار عجول بودن نویسندگانش شده است؛ از اینرو رمانهای ناپخته و گرفتار ضعفهای تکنیکی و ساختاری فراوان در این سالها منتشر شده است.
سؤالی که اینجا مطرح میشود، این است که چه اتفاقی برای ادبیات ما افتاده است که از نقطه اوج دهه ۷۰ و ۸۰ در دهه ۹۰ رو به افول پیش میرود؟ نویسندگان شاخص دهههای ۶۰ تا ۸۰ را چه شده است که دیگر یا دست به قلم نمیبرند یا قلمشان دیگر طراوت و تازگی قبل را ندارد؟ چه باید کرد که از جوانگرایی ادبیات داستانی در دهه ۹۰ بهنفع ادبیات استفاده کرد؟
وقتی نویسنده ناشر میشود؛
روایت تلخ بازار بیمار کتاب
سعید تشکری، نویسنده متعهدی بود که در سالهای اخیر ساحت جدیدی پیشروی ادبیات دینی گشود. تشکری در زمانهای که نویسندگان شاخص بسیاری دست از قلم شستهاند، هنوز امیدوار بود و نگذاشت چراغ ادبیات داستانی متعهد خاموش شود.
او در رمانهایش در سالهای اخیر به موضوعاتی توجه داشته است که کمتر نویسندهای در این روزهای جامعه ایرانی یارای تفکر درباره آنها را دارد. او معتقد بود که عدم موفقیت ادبیات داستانی امروز ایران را علاوهبر نویسنده، باید در عوامل دیگری هم جستوجو کرد که تیراژ کتاب در آن را به رقم فاجعهبار ۵۰۰ نسخه و کمتر رسانده است. البته ایشان در سال 1400 از دنیا رفتند.
او میگفت: من واقعاً میپرسم در دهۀ ۴۰ مگر کم نانویسنده و حتی شیپورچی ادبیات داستانی داشتیم؟ نویسندههای واقعی در آنوقتها، از سوی نانویسندگان همواره سرکوب شدهاند. بیایید به این قضیه خیلی ساده نگاه کنیم؛ ادبیات داستانی ما آسیب دیده است و بدنه چاپ و نشر کتاب هم بیمار است. اگر همین دو عامل را موشکافی کنیم، دیگر نیازی نیست به سراغ عوامل دیگر برویم. آنها به نحوی به همین دو عامل متصل هستند.
عدم موفقیت ادبیات داستانی امروز ایران را علاوه بر نویسنده، باید در عوامل دیگری هم جستوجو کرد که تیراژ کتاب در آن را به رقم فاجعهبار ۵۰۰ نسخه رسانده است. امروز دیگر نه ناشر و نه نویسنده، نام واقعی خود را ندارند؛ یا نویسنده خودش ناشر است یا اینکه از جیب و گاه با فروش طلا و پسانداز، هزینه چاپ کتابش را فراهم میکند.
پس میتوان گفت عدم حمایت کافی از ناشران، یکی از علتهای معمول در کاهش توزیع کتاب با موضوعهای متنوع است که باعث شده بعضی از ناشران یا از جیب شخصی خود خرج چاپ کتاب کنند یا اینکه کلاً بیخیال چاپ محصول خود شوند.
اما اینها تنها بخشی از معضلات موضوع مطالعه در کشور است؛ چراکه اگر ناشر بتواند این موانع را پشتسر بگذارد، حالا باید صبر کند ببیند که آیا کتاب یا محصولی که به چاپ رسانده، با استقبال مخاطبان مواجه میشود یا خیر؟ که بعضاً استقبال نمیشود، چون بعضی از مخاطبان معتقدند کتابها در سالهای اخیر افزایش قیمت چشمگیری داشتهاند و به دلیل هزینه گزاف، نمیتوانند آن را خریداری کنند.
به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم در نمایشگاه کتاب سال 1403؛ حوالی بعدازظهر با دوستان رسانهای به سمت نمایشگاه کتاب قدم برداشتیم. هوا کمی گرم بود، اما اشتیاقی که در نگاه افراد موج میزد، گرما را بیاثر میکرد و بعضیها کولهبهدوش آمده بودند، بعضی دیگر لیست کتاب در دست و بعضی از افراد مثل ما، فقط با شوق گزارش گرفتن در دنیای واژهها آمده بودند.
هر غرفه، قصهای جدا برای گفتن داشت و بین راهروهای شلوغ، به راهروی ناشران دانشگاهی رسیدیم و از لحظهای که وارد راهرو ناشران شدیم، حالوهوای دانشجویی به تمام معنا حس میشد؛ صدای گپوگفتها، کنجکاوی در چشمها و آن سؤالهای بیپایان که هرکس از غرفهداران میپرسید.
مسئلهای که صدای دانشجویان را درآورده بود، بن کتاب نسبتاً اندک بود. به دانشجویان واجد شرایط، مبلغی بهصورت بن الکترونیکی برای خرید کتاب اختصاص میدهند تا دانشجویان با تخفیف کتاب خود را تهیه کنند و هدف از این طرح، تسهیل دسترسی دانشجویان به منابع علمی و حمایت از فرهنگ کتابخوانی در میان قشر دانشگاهی بوده است. بن کتابی که فقط برای یک جلد کتاب است؛ این موضوع با واکنشها و پرسشهایی از سوی دانشجویان همراه بود؛ دانشجویان انتظار داشتند با توجه به رشد قیمت کتاب، مبلغ بن تخصیصیافته یا امکان استفاده از آن برای چند کتاب افزایش یابد.
یک دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد علوم ارتباطات، درخصوص بن کتاب نمایشگاه کتاب اظهار داشت: شخصاً برای من خرید یک جلد کتاب با بن اختصاصی امکانپذیر نبود و ناچار شدم مبلغی اضافه بر این اعتبار بپردازم تا بتوانم حتی یک کتاب تهیه کنم و این وضعیت برای دانشجویان امری بسیار دشوار و ناامیدکننده است.
وی افزود: در شرایطی که انتظار میرود این نوع تسهیلات در جهت حمایت از دانشجویان و تسهیل دسترسی به منابع علمی و فرهنگی فراهم شود، برگزاری چنین طرحهایی با محدودیتهای موجود نهتنها به حل مشکلات موجود نمیانجامد بلکه باعث افزایش فشارهای مالی بر دوش دانشجویان میشود. این کمبودها، که در واقع از نیاز واقعی دانشجویان نشأت میگیرد، تنها حس نارضایتی و ناامیدی را در میان آنان ایجاد میکند؛ در حالی که توجه به این مسائل میتواند تأثیر مثبتی در ارتقای فرهنگ کتابخوانی و پژوهشهای علمی داشته باشد.
همچنین یک دانشجوی کارشناسی الکترونیک، درخصوص بن کتاب نمایشگاه کتاب گفت: برای من هم این بن کتاب عملاً کارایی چندانی نداشت. با مبلغ محدودی که به عنوان بن در اختیار داشتم، نمیتوانستم حتی یک کتاب جامع و مفید برای تحصیل خود تهیه کنم. در نهایت مجبور شدم برای خرید کتابهای مورد نیاز خود، پول بیشتری پرداخت کنم.
وی افزود: این وضعیت برای دانشجویانی که در شرایط اقتصادی دشواری به سر میبرند، سخت است. انتظار میرود که برنامههای حمایتی از جمله بن کتاب بهگونهای طراحی شوند که به واقعیات نیازهای دانشجویان توجه کنند و آنان را در تأمین منابع علمی خود یاری دهند. در غیر این صورت، این نوع طرحها بیشتر به یک نمایش ظاهری تبدیل میشود که هیچ تأثیری در تسهیل دسترسی به منابع علمی ندارد.
افزایش قیمت کتابها در نتیجه افزایش هزینههای تولید، بهویژه قیمت بالای کاغذ، موجب کاهش شدید قدرت خرید دانشجویان و عموم مردم شده است. در این شرایط، بن خرید کتاب دانشجویی که به عنوان یکی از تسهیلات حمایتی ارائه میشود، به دلیل مبلغ محدود خود دیگر پاسخگوی نیاز واقعی دانشجویان نیست و نمیتواند کفاف خرید کتابهای ضروری را بدهد.
از طرفی، یارانهای که برای کاغذ در نظر گرفته شده است، به دست خریدار نمیرسد و در واقع این حمایتها بیشتر به تولیدکنندگان و واردکنندگان کاغذ تعلق میگیرد، نه به خود مصرفکننده نهائی. بنابراین، برای حمایت مؤثر از کتابخوانی و دانشجویان، باید یارانهها مستقیماً به خود کتابها و فرآیند خرید کتاب تخصیص یابد. این اقدام میتواند به کاهش هزینههای مستقیم دانشجویان در خرید کتاب کمک کرده و در نهایت، دسترسی به منابع علمی و فرهنگی را برای آنان تسهیل کند.
احیای رؤیای کاغذ ایرانی پس از ۲۵ سال
از تأکید رهبری تا اقدام دولت شهید رئیسی
مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۶ برای اولینبار به تولید کاغذ ایرانی اشاره کردند، زمانی که بحث واردات کاغذ و تولیدات خارجی داغ بود.
پس از نزدیک به ۲۵ سال، دولت شهید رئیسی زمینه را برای تولید کاغذ ایرانی فراهم کرد و برخی ناشران با حمایت مجمع ناشران انقلاب اسلامی به چاپ کتاب با کاغذ ایرانی روی آوردند که به کنترل قیمت کتاب در دوران تورم کمک کرد.
تولید کاغذ ایرانی در کارخانههای شمال کشور افزایش یافته بود و ناشران با چاپ کتابها بر روی کاغذ ایرانی کمک کردند تا قیمت کتابها کنترل شود. کاغذ ایرانی در آن زمان کیفیت خوبی داشت و برای خوانش مناسب بود. در دوران پس از شهادت شهید رئیسی، کاغذ ایرانی با چالشهای جدی مواجه شده و تولیدکنندگان به دلیل مشکلات اقتصادی و رقابت با واردات، تولید کاغذ ایرانی را کاهش دادهاند.
افزایش قیمت کتابها در سالهای اخیر بهشدت تحت تأثیر افزایش قیمت کاغذ قرار گرفته است. این تغییرات قیمت، علاوهبر فشار بر تولیدکنندگان، موجب افزایش هزینههای آموزشی برای دانشجویان و علاقهمندان به کتاب میشود. در این شرایط، حمایت از تولید کاغذ ملی میتواند راهکاری اساسی برای کاهش وابستگی به واردات و جلوگیری از نوسانات قیمت در بازار کاغذ باشد. توسعه و تقویت صنعت کاغذ داخلی نهتنها به حفظ منابع ارزی کشور کمک میکند، بلکه میتواند به ثبات قیمت کتابها و در نتیجه، دسترسی آسانتر به منابع علمی و فرهنگی برای عموم مردم و بهویژه دانشجویان منجر شود. سرمایهگذاری در این صنعت میتواند به رشد اقتصادی و اشتغالزایی در کشور نیز کمک شایانی کند.
علی خضریان، نماینده مجلس، در رابطه با کمشدن قدرت خرید در اثر افزایش قیمت کتاب گفت: دیدن شور و شوق مردم با وجود بالا رفتن قیمت کتاب لذتبخش است. کتاب جایی است که اگر بودجه فرهنگی به آن اختصاص داده شود، مستقیماً اثر اجتماعی آن دیده میشود و اگر بتوانیم کتابها را به تصویر بکشیم خواهیم دید که اقبال عمومی به کتاب وجود دارد. فضای علمی ناشران کتاب دانشگاهی در شرایط کنونی با مشکلات زیادی روبهرو است. افزایش بیسابقه قیمت کاغذ و نبود یارانههای خرید مناسب برای دانشجویان، تأثیرات منفی زیادی بر این صنعت گذاشته است. قیمتهای بالای کتابها، بهویژه در حوزههای علمی و دانشگاهی، باعث شده تا دانشجویان قادر به خرید منابع ضروری خود نباشند. این وضعیت نهتنها به کاهش قدرت خرید دانشجویان انجامیده، بلکه میزان مراجعه آنان به کتابفروشیها و ناشران دانشگاهی نیز بهطور چشمگیری کاهش یافته است.
در حالی که دسترسی به منابع علمی و آموزشی برای رشد فردی و تحصیلی دانشجویان امری ضروری است، نبود حمایتهای کافی از جمله یارانههای خرید کتاب، زمینه را برای کاهش دسترسی به منابع علمی و ضعف در فرآیند یادگیری فراهم کرده است.
حال، یکی از راههای پیشنهادی برای مقابله با این وضعیت، حمایتهای هدفمندتر دولت از طریق افزایش اعتبار بنهای کتاب دانشجویی و اختصاص یارانه به ناشران و تولیدکنندگان داخلی است تا بتوان از افزایش بیرویه قیمتها جلوگیری کرد. علاوهبر این، گسترش دسترسی به کتابخانههای دانشگاهی، تجهیز آنها به منابع بهروز و تشویق به استفاده از کتابخانهها میتواند بهعنوان راهکار مکمل، نقش مهمی در بهبود وضعیت کتاب و کتابخوانی در میان دانشجویان ایفا کند.
در نهایت، تداوم این روند بدون اصلاحات ساختاری در سیاستهای فرهنگی و آموزشی، میتواند منجر به کاهش علاقه به مطالعه و ضعف در تولید علم و فرهنگ شود. بنابراین، نیاز به بازنگری جدی در سیاستهای حمایتی از حوزه کتاب و کتابخوانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. آن هم زمانیکه طبق آمارها، علاقه به کتاب و کتابخوانی در میان نسل نوجوان رو به رشد است.
علی علیپور