دین نسخه شفابخش زخـم مصیبت و سـوگ
بخش سوم
مرگ و رفتن جزئی از قانون طبیعت است. رویدادی که زمان مشخصی ندارد و نمیتوان به طور دقیق برای آن برنامه ریزی و آمادگی لازم را در خود ایجاد کرد، برای همین در بیشتر مواقع بازماندگان از فوت عزیزشان شوکه شده و درد و رنج بسیاری را متحمل میشوند. موضوعی که سبب میشود تا بازماندگان نیازمند حمایت عاطفی باشند. برای همین تأکید شده است وقتی کسی از دنیا میرود، یکدیگر را خبر و در مراسم تشییع و تدفین او شرکت کنند. در اینجا توصیه بر حضور حداکثری است تا همه به ویژه خانواده داغدار از فواید و آثار مثبت آن برخوردار شوند.
حضور در مراسم تشییع خاکسپاری یا ترحیم درگذشتگان منشأ اثرات مفیدی برای دیگران است. این حضور یاد مرگ را برای ما تازه کرده، رشتههای دلبستگی ما به دنیا را ضعیف میکند. حضور دیگران سبب تسلی خاطر بازماندگان شده، تحمل مصیبت را برای آنها آسانتر میکند.
بر اساس روایات وقتی چهل مؤمن از حق خود نسبت به درگذشته بگذرند و شهادت به خوبی آن فرد بدهند، خداوند هم به علت کرامت این افراد از حق خودش نسبت به او میگذرد و او را میآمرزد. برگزاری مراسم سالگرد فوت، علاوه بر ابعاد فرهنگی و مذهبی، از نظر روانشناختی نیز نقش مهمی در فرآیند سوگواری و بهبود روحی افراد ایفا میکند که در این قسمت به نظر روانشناسان در این زمینه میپردازیم.
برای گذر از غم، سوگواری لازم است
طبق جدول استرس در روانشناسی، مرگ عزیزان بالاترین میزان فشار روانی را در فرد ایجاد میکند. در این میان احساسات غم، خشم، اضطراب و همچنین احساس گناه از جمله احساساتی هستند که سوگوار با آن روبهرو است.
خدیجه روشنی، عضو سازمان نظام روانشناسی با اشاره به اینکه بهبود اثرات عاطفی ما نیاز به زمان زیادی دارد و نباید انتظار داشته باشیم که سریع به وضعیت سابق برگردیم، میگوید: «از این نظر مهم است که فرصت گریه برای داغداران را فراهم کنیم. در شرایط حاکم بهتر است افراد با توجه به رعایت فاصله اجتماعی عزاداری کنند و به فرد بازمانده و مصیبتدیده اجازه صحبت کردن بدهند.»
این روانشناس اظهار میکند: «افراد بازمانده نیاز دارند داستان فاجعه را بارهاوبارها بازگو کنند و در این میان فرد شنونده میتواند با سؤالات بجا، گوش کردن و توجه کردن، فرآیند تخلیه هیجانی بازمانده را فراهم کند.»
وی توصیه میکند: «همه احساسات بازماندگان، چه خوب و چه بد را بپذیرید و واکنش منفی نشان ندهید. شاید بهترین جمله در این موقعیتها این باشد که درست است اوضاع مثل سابق نخواهد شد، اما مثل الان هم نمیماند. شرکت در مراسم مذهبی و دعا برای حفظ سلامت روانی بازماندگان نقش بسزایی دارد. افراد خانواده و بهویژه کودکان را تا حد امکان از هم جدا نکنید. ممکن است هفتهها و ماهها بعد از مصیبت علاقه به انجام کارهای سابق را از دست بدهید و بیحوصله شوید. در این شرایط به خود حق بدهید که احساسات ناراحتکننده دارید و درباره آن با افرادی که مورد اعتمادتان هستند، صحبت و بموقع استراحت کنید، بخوابید و زمانی را به رسیدگی امور بهداشتی و فردی خود اختصاص دهید.»
روشنی در ادامه میگوید: «به دلیل عصبانی بودن خود را هرگز سرزنش نکنید. در این مدت با کسانی که همدرد شما هستند، در تماس باشید. حتی میتوانید برای آرامش خود برای فرد ازدسترفته نامه بنویسید. این را بپذیرید که زندگی شما پس از این اتفاق، تغییر خواهد کرد پس آمادگی لازم برای تغییر را داشته و از گرفتن تصمیمات مهم در این مدت بپرهیزید.»
در مصیبتها، کودکان را دریابید
این روانشناس در بخش دیگری از صحبتهایش با اشاره به درنظر گرفتن شرایط کودکان هنگام وقوع مصیبتی در خانواده تأکید میکند: «در مورد کودکان باید به این مسئله توجه کنیم که آنها مانند بزرگسالان نمیتوانند احساسات خود را بیان کنند و قدرت در میان گذاشتن افکارشان را با بزرگسالان ندارند. به همین دلیل آنها در شرایط غم و مصیبت اضطراب را به دوش میکشند و دچار مشکلات روحی و جسمی میشوند. بازیدرمانی کمک میکند تا کودکان احساسات خود را بیرون بریزند و اضطراب و استرسشان کم شود.»
روشنی در پایان میافزاید: «به کودک اجازه بدهید سؤالات خودش را درباره مرگ بپرسد تا با اضطراب و نگرانی درونی خودش مواجه شود و راحتتر با این موضوع کنار بیاید؛ اما خانوادهها از پرداختن به جزئیات از دست دادن فرد درگذشته بر اثر هر حادثهای بپرهیزند و در حضور کودکان گریه و شیون نکنند.»
از منظر روانشناسی
برگزاری سالگرد ضرورتی ندارد
اگرچه به واسطه فرهنگسازی بسیاری از مردم مراسم ترحیم و بزرگداشت عزیزان درگذشته خود را محدود کردهاند؛ اما هنوز هم هستند افرادی که یا تعصبات خاص روی اهمیت برگزاری مراسم سالگرد یا حتی سالهای متمادی دارند یا اگر هم بخواهند آن را محدود کنند از سوی دیگران سرزنش میشوند. این در حالی است که روانشناسان نهتنها سالگرد را ضروری نمیدانند؛ بلکه آن را آسیبزا معرفی میکنند.
در مقالهای تخصصی در این باره آمده است: سالگردهای فوت میتوانند طیف وسیعی از احساسات شدید، از غم و اندوه عمیق گرفته تا خشم و اضطراب را در افراد برانگیزند. برخی ممکن است دچار تحریکپذیری، مشکلات خواب یا حتی بیماری جسمی شوند. در افرادی که دچار اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) هستند، این سالگردها میتوانند منجر به یادآوری ناگهانی و واضح خاطرات آسیبزا (فلاشبک) شوند. این واکنشهای شدید که به عنوان «اثر سالگرد» شناخته میشوند، نشان میدهند که چگونه این تاریخها عمیقاً در حافظه ثبت شده و میتوانند یادآوریکننده تجربه اولیه فقدان باشند.
با این حال، سالگردها میتوانند از طریق ایجاد روالهایی برای گرامیداشت آن روز، مانند مرخصی گرفتن از کار، شرکت در مراسم مذهبی، به افراد قدرت و آرامش نیز ببخشند. شرکت در این فعالیتهای برنامهریزیشده میتواند در روزی که ممکن است احساس غرق شدن در اندوه به فرد دست دهد، حس کنترل و هدفمندی ایجاد کند و امکان ابراز سالم غم و اندوه را فراهم آورد. نشان داده شده است که گرامیداشت سالگرد فوت، سطح اندوه را کاهش میدهد. مناسک مربوط به مراسم تشییعجنازه و پس از آن، تأثیرات مثبت کوتاهمدت و بلندمدت بر افراد سوگوار دارند. این امر نشان میدهد که یادآوری فعالانه و تجلیل از فرد درگذشته، به جای اجتناب از سالگرد، میتواند بخش مهمی از روند بهبودی باشد و حس ارتباط مداوم را تقویت کند.
نظر مردم و کارشناسان
درباره اثرات روانشناسی سوگ
فریده محبعلی درباره عزاداری برای اموات میگوید: «در دین به آئین تشییع و همراهی با بستگان اموات تاکید شده است. اما نباید شرایط را بهگونهای رقم بزنیم که بستگان متوفی بهسختی بیفتند. در دین تأکید شده همراهی فیزیکی و عاطفی با داغدیدگان سبب آرامش روانیشان میشود.»
امیررضا کیانزاده، دانشجوی دکترای روانشناسی میگوید: «برخی از آیینها مانند تشییعجنازه یا مراسم یادبود و رفتن به آرامستان روند سوگواری را آسانتر میکنند. همه اینها جنبههای سالم سوگواری هستند. اما برخی اقدامات مانند دستنخورده نگهداشتن اتاق شخص درگذشته جزو رفتارهای افراطی دستهبندی میشوند. این نوع اقدامات ممکن است آنقدر بازمانده را درگیر گذشته کند که دیگر تمایلی به زندگی در زمان حال نداشته باشد.»
کیانزاده در ادامه میگوید: «یکی از فواید بزرگ ایمان و باور دینی این است که این باورها در مواجهه با مصیبتهای مختلف، بهویژه مرگ، آرامش زیادی را برای فرد فراهم میکنند. برای همین احساس میکنید عزیزتان به جای بهتری رفته است و این باور برای شما آرامشبخش است.»
این روانشناس ادامه میدهد: «گاهی تنهائی هم بخش مهمی از روند درمان ماست و نباید درمان درد را تنها در کنار هم بودن جستوجو کنیم. مرگ و ازدست دادن ما را وادار میکند تا درباره باورهایمان تأمل کنیم. ما را وادار میکند تا درباره فانی بودن دنیا و اهداف زندگیمان فکر کنیم. این فرآیند ممکن است نیازمند تفکر جدی باشد که گاهی فقط در تنهائی امکانپذیر است؛ البته سوگوار باید به خودش زمان بدهد تا با این درد کنار آید. دوره مراحل سوگواری ممکن است هفتهها، ماهها یا سالها طول بکشد و اینکه بخواهید این فرآیند را هرچه زودتر پشت سر بگذارید و آن را سرعت ببخشید هیچ کمکی به شما نمیکند و درنهایت به سوگ حلنشده منجر میشود.»
مدیریت سوگ
سبب رشد روانی و معنوی میشود
فرناز بابلی، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناس در این باره میگوید: «متأسفانه اینقدر راهکارهای غلط درباره مقابله با سوگ زیاد شده است که برخی از افراد اصلاً نمیدانند چطور باید به داغدیده کمک کنند و با حرفها یا رفتارشان به جای کمک داغ را تازهتر میکنند. حتماً برای شما هم پیشآمده که اگر میخواهید برای تسلیت گفتن نزد فرد داغدیده بروید نمیدانید چه باید بگویید؟ حتی صحبت کردن درباره احساسات هم برایتان سخت است، چه برسد به اینکه بخواهید درباره این اتفاق سخت حرف بزنید.»
وی در ادامه میگوید: «گاهی افراد در ارتباط با فرد داغدار احساس میکنند که باید حواس شخص را به موضوع دیگری پرت کنند و فکر میکنند که بهترین راه مقابله با رنج این است که فرد مصیبتزده را سرگرم کنند. و این توانائی را ندارند که به شما بگویند که نباید ایمان خود به خداوند را از دست بدهید. و این فراهم کردن زمینه سرگرمی ممکن است فرد را خشمگین کند.»
بابلی در ارتباط با اینکه بدانید که مرگ عزیزان بر زندگی تأثیر میگذارد، ادامه میدهد: «وقتی عزیزی را از دست میدهیم، برای همیشه تغییر میکنیم. چون مرگ دیگران بهویژه نزدیکان بر جنبههای مختلف زندگی اثر میگذارد. از طرفی اگر سوگ مدیریت شود سبب رشد روانی و معنوی خواهد شد. برای خیلیها سوگواری نوعی فرآیند مادامالعمر است. سوگ نه فقط مسیر زندگی بلکه هویت فرد را عوض میکند، اما میشود با مصیبت کنار آمد و از آن برای رشد و تعالی روح استفاده کرد.»
الگو گرفتن از بزرگان دین و اولیای الهی، زﻧـﺪگی اوﻟﯿـﺎی دﯾـﻦ و سیره رﻓﺘـﺎری آﻧـﺎن در ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ مشکلات و ﻣﺼﺎﺋﺐ، راههای ﺑﺴﯿﺎر مؤثری را در ﻣﻘﺎﺑﻠـﻪ ﺑـﺎ ﻓﺸـﺎر رواﻧـی در اختیار اﻓﺮاد داﻏﺪﯾﺪه ﻗﺮار میدهد. ﺗﻮﺟﻪ و الگوگیری از سیره اوﻟﯿﺎی دﯾﻦ در ﺑﺮﺧﻮرد ﺑـﺎ ﻣﺼﺎﺋﺐ میتواند ﻧﻘﺶ تعیینکنندهای در ﺟﻬﺖدهی رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺳﺎزگارانه در اﻓﺮاد داﻏﺪﯾﺪه داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﺻﻮﻻ اﯾﻔﺎی ﻧﻘﺶ ﻣﺬهبی ﺳـﺒﺐ میشود که ﻓـﺮد خود را ﺑـﺎ چهرههای کمالیافته مذهبی همسان کند. در اﯾﻦ ﺷﺮاﯾﻂ اﻓﺮاد ﺧﻮد را ﺑﺎ چهرههای شاخص دینی ارزﯾﺎبی میکنند و از ﻣﻨﻈﺮی ﺑﺮﺗﺮ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺧـﻮد مینگرند و این ارتباط ﻣﻮﺟـﺐ میشود بتوانند شرایط و موقعیتهای دردناک و تنشزا را برای خود مدیریت کنند.
دﯾﻦ اﺳﻼم ﺑﻪ ﻋﻨﻮان یک ﺳﯿﺴﺘﻢ ﺟﺎﻣﻊ ﻣﻌﻨﻮﯾﺖ، در زﻣﯿﻨـۀ ﻓﻘـﺪان و داﻏﺪﯾـﺪگی ﻧﯿـﺰ ﻓﺮهنگ ﺧﺎص و ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪﻓﺮدی دارد که از ﺳﺎﯾﺮ فرهنگها ﻣﺘﻤـﺎﯾﺰ اﺳـﺖ. ﺑـﻪ اﻋﺘﻘـﺎد ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺘﺨﺼﺼﯿﻦ ﻣﺴﻠﻤﺎن، اﻋﺘﻘﺎدات و سنتهای اسلامی میتواند نقش درمانی جامع ﺑﺮای اﻓﺮادی که ﺑﺎ ﻓﻘﺪان و ﺳـﻮگ ﻣﻮاﺟـﻪ ﻫﺴـﺘﻨﺪ، ﺑـﻪوﯾـژه آنهایی که ﺳﻮگ حل نشده دارﻧﺪ، ﻓﺮاﻫﻢ آورد.
ﺻﺒﺮ، درک راﺑطه ﺑﯿﻦ رنج کشیدن ﺑﺎ ﻧﺰدیکی ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺧﺪاوﻧﺪ و ﺗﻄﻬﯿﺮ روح، اﻋﺘﻘـﺎد ﺑـﻪ اﻣﺘﺤﺎن الهی و اﻋﺘﻘﺎد به زﻧﺪگی پس از ﻣـﺮگ، در کـﺎر ﺑـﺎ ﻣﺮاﺟﻌـﺎن داغدیده ﻣﺴـﻠﻤﺎن کارایی بسزایی دارد. اﺳﻼم بر پدیده ﻣﺮگ، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان نقطه عطفی در چرخه زﻧـﺪگی انسانها ﺗﻤﺮکز کرده، ﻗﺮآن، ﺳﯿﺮه و اﺣﺎدﯾﺚ ﻣﻌﺼﻮﻣﯿﻦ علیهماالسلام ﺣﻘﺎﯾﻖ زﯾﺎدی درباره مرگ و زﻧﺪگی ﺑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎن اراﺋﻪ میدهد.