فقــدان و مـاتـم یا رقابت و چشم و همچشمی؟!
بخش نخست
فائقه بزاز
افراطگرایی از یک سو و بیتوجهی تفریطگونه از سوی دیگر گریبان مراسم عزاداری را گرفته، رها نمیکند. برخی در ارتباط با سوگ معتقدند عزیزی، دستش از دنیا کوتاه شده و هیچ اقدامی برای او فایده ندارد و حتی از برگزاری یک مراسم بسیار ساده نیز برایش خودداری میکنند. اما برخی دیگر که اکثریت قابلتوجهی هستند از این سر بام میافتند و با افراط و زیادهروی سعی در فروکاستن از رنج یا غم خود دارند.
بیتابیهای غلو شده، نفرین زمینوزمان و ناشکری، خراشیدن صورت، بزرگنماییهای برخی همراهان برای آتشزدن بیشتر به دل عزاداران و گریه گرفتن از آنان، رقابت و چشم و همچشمی در برگزاری مراسم، خرافات و... از عجایبی است که گاهی ضمیمه مراسم ترحیم مردم میشود. حتی برخی از صاحبان عزا بهویژه برخی اقوام ایرانی بهرغم میل باطنی این رسوم را انجام میدهند و با اینکه خود مخالف برگزاری آن هستند؛ اما اجبار اجتماعی آنها را وادار به این رفتار میکند. آداب برگزاری مجالس عزا هم بیشتر اوقات از مسیر اصلی خود خارج شده و مشکلات دیگر را بر مصیبتزده تحمیل میکند؛ از هزینههای سنگین برای خرید قبر، ناهار روز تشییع گرفته تا پذیرایی از مهمانان در هفت روز که البته گاهی به 40 روز هم میرسد.
تنگنظری برای تکریم از دسترفتگان
اما برخی جریانهای شبهروشنفکری هم طور دیگری به قضیه ورود میکنند و با برخی تنگنظریها، و با طرح این موضوع که دیگر ارتباط میت با دنیا قطع شده و ناراحتی و سوگ من فایدهای برایش ندارد از برگزاری یک مراسم ساده فاتحهخوانی هم پرهیز کرده، میت را با اعمالش به حال خود رها میکنند. حتی برخی متعصبین کاسه داغتر از آش شده، عنوان میکنند مگر زمان پیامبر یا امامان مراسم سوگواری به شکل هفتم یا چهلم وجود داشته که ما بخواهیم این رسوم را اجرا کنیم. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان علوم دینی تأکید دارند رسوم مادامی که خلاف عقل و منطق نباشند مباح بوده، باید توجه کرد همانطور که باید حساسیت داشته باشیم حرام خداوند حلال نشود، حساسیت هم داشته باشیم که حلال خداوند حرام نشود.
بر همین اساس تکریم میت و اقامه مجالس عزا و مراسم برای اموات، خود موجب گسترش مواعظ دینی و تشکیل حلقههایی میشود که آموزش مسائل دینی در آن صورت میگیرد و فرصتی مناسب برای بیان معارف الهی و توحیدی است، قضایای تاریخ اسلام گوشزد میشود، پرهیز از گناه و رعایت تقوی سفارش شده با یادآوری مرگ موجب اعتلای فرهنگ دینی و عمومی مردم میشود. و مخالفت با چنین فرصتهایی ناشی از دیدگاه متحجرانه گروهی است که اسلام را از زاویه تنگ و محدود نظر خود ملاحظه میکنند.
تجملات بیانتها در سوگ
برخی صاحبان عزا هم فوت عزیزشان را مجالی برای تسویهحسابهای شخصی میدانند تا تجملات خود را در چشم رقیبان فروکنند؛ حتی به قیمت گرفتن وام برای برگزاری هرچه باشکوهتر مجلس عزای عزیزشان. حتماً شما هم تجربه کردهاید که برخی مراسمهای ترحیم شبیه یک عروسی یا میهمانی مجللاند. نصب تصاویر بزرگ از متوفی جلو خانه و چهارراهها، هزینه سنگین برای تاجگل، شمعآرایی و بستهبندیهای میوه، شیرینی، نوشیدنیهای گرانقیمت، نینوازی یا دفنوازی و شاهنامه یا حافظخوانی، حتی تیراندازی و هوار و فریاد و حتی رقص سماع در برخی اقوام ایرانی... درحالیکه میت هم ممکن است در طول زندگیاش کوچکترین اقبالی به این رویدادها نداشته است.
درحالیکه تمام این اتفاقات که بیشتر شبیه سرگرمیاند، برای فرد از دنیا رفته بهرهای نداشته سبب سلب آرامش وی شده و به جای آن قرائت قرآن و فاتحه و توجه به ادای نمازها و تکالیف انجام نشده، خیرات و مبرات باید همچون تکلیفی واجب برای او انجام پذیرد.
مراسمی نمایانگر ارادت افراد به معصومین(ع)
و آموزههای دینی
به نقل از ابنا، حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین امین، نویسنده و پژوهشگر دینی در ارتباط با اسراف و تجمل در مراسم سوگواری آورده است: مراسمهای مذهبی همیشه جزو مهمترین بخشهای زندگی اجتماعی و فرهنگی ما بودهاند. این مراسمها بهنوعی نمایانگر ایمان و ارادت افراد به معصومین(ع) و آموزههای دینی هستند. بااینحال، در برخی از این مراسمهای شاهد افراط و اسرافهایی هستیم که نهتنها مغایر با آموزههای اسلامی است، بلکه میتواند آسیبهای جدی به محیطزیست، جامعه و حتی خود افراد وارد کند.
اسراف، یعنی مصرف بیش از حد و غیرضروری منابع، درحالیکه دین اسلام بهشدت بر پرهیز از آن تأکید دارد. قرآن کریم در آیه ۲۶۷ سوره اعراف میفرماید: «إِنَّا أَفْرَطْنَا لَکُمْ فِی الْمَوَارِدِ وَ إِنَّ رَبَّکُمْ فِی السَّمَاءِ» یعنی خداوند به شما از منابع زیادی داده، چرا باید در مصرف آنها زیادهروی کنید؟ این سخن، نمایانگر خطقرمز اسلام در برابر اسراف است.
اسراف در مراسمهای مذهبی بهویژه در اعیاد، عزاداریها و مناسبتهای خاص بیشترین نمود خود را دارد. بسیاری از افراد بهمنظور جلب رضایت خداوند و یا بهخاطر رقابت اجتماعی، بهگونهای عمل میکنند که هیچگونه سازگاری با اصولدینی ندارند. مثلاً در برخی مجالس عزاداری، میزبانان به جای توجه به محتوای مراسم، بیشتر به کیفیت و حجم غذا و یا نوع تزیینات توجه میکنند. این در حالی است که مراسم عزاداری، مانند مراسمهای مذهبی دیگر، باید در جهت ایجاد فضای معنوی و تقویت ارتباط فرد با خداوند باشد نهتنها نمایش اجتماعی.
اسراف در مراسمهای مذهبی؛ یک پدیده اجتماعی
در روایات اسلامی، تأکید زیادی بر اقتصاد و مدیریت منابع شده است. امام علی(ع) در سخنی میفرمایند: «اسراف در هر چیزی بد است، حتی در عبادات» (نهجالبلاغه، حکمت ۴۵). این سخن بهوضوح نشان میدهد که هر نوع اسراف، حتی در عبادت و نذرهایی که برای معصومین(ع) انجام میدهیم، نهتنها پسندیده نیست؛ بلکه موجب هدررفتن منابع خداوندی میشود.»
برای مقابله با اسراف، لازم است تا آموزشهای دینی در زمینه مصرف بهینه و مدیریت منابع به افراد منتقل شود. روحانیون و علما باید در خطبهها و سخنرانیهای خود، بر اهمیت پرهیز از اسراف تأکید کنند و مردم را بهسادگی و قناعت دعوت نمایند. امام حسین(ع) سعی داشتند تا با برگزاری مجالس عزاداری ساده و بدون هرگونه تجملات، مردم را به درست زیستن دعوت کنند.برای برگزاری هر مراسمی، باید بیشتر بر محتوای معنوی و اهداف آن تأکید کرد و نه بر جنبههای ظاهری. در این زمینه، امام علی(ع) در نهجالبلاغه میفرمایند: «برترین اعمال، همانهایی است که از روی صداقت و درک معنوی انجام شوند، نه برای نمایش و جلبتوجه.» از اینرو، باید در برگزاری مراسمهای مذهبی، بیشتر به دنبال تقویت ارتباط معنوی با خداوند و اهلبیت(ع) باشیم.در نهایت، جلوگیری از اسراف در مراسمهای مذهبی تنها با اصلاح نگرش و رفتارهای اجتماعی ممکن خواهد بود. درک اهمیت استفاده بهینه از منابع و توجه به اصول اسلامی در برگزاری این مراسمها، میتواند موجب ایجاد تغییرات مثبتی در سطح جامعه شود. باید یادآور شویم که صرفنظر از هرگونه نمایشگری، هدف از این مراسمها باید نزدیک شدن به خداوند، تقویت ارتباط با اهلبیت(ع) و پیروی از دستورات دین اسلام باشد.
سوگواری یا کنسرت؟ مسئله این است!
از دیگر آسیبهای جدی وارده بر مراسم سوگواری بدعتهای جدیدی مثل استفاده از سازوآواز، نینوازی، طبل یا دف به جای قرائت فاتحه و آیات نورانی کلامالله است. بدعتی که نهتنها در ختمها و محفلهای خصوصی سوگواری بلکه در آرامستانها نیز در حال وقوع است.
درباره این نوآوری فرهنگی دکتر حامد بخشی از منظر جامعه شناسی به موضوع نگاه می کند و میگوید: «دو اصل اساسی در مورد فرهنگ وجود دارد؛ فرهنگ، امری ثابت نیست و فرهنگها پیوسته تغییر می کنند. تغییرات فرهنگی معمولاً توسط نوآوران در داخل جامعه یا از طریق عناصر فرهنگی جدید رخ می دهد.» او توضیح می دهد: «هر جامعه ای در میان نوآوری های فرهنگی، دست به انتخاب می زند و موضوعاتی را که با شرایطش سازگارتر است، انتخاب می کند و بقیه را کنار می گذارد. در حال حاضر، با توجه به تغییر فضای مذهبی و شکلگیری اقشاری که خود را چندان مذهبی نمی دانند، به نظر می رسد برخی افراد در مراسم مذهبی به ابداعات فرهنگی جدیدی دست می زنند. این ابداعات شامل استفاده از نمادها و مناسک جدید در مراسم سنتی است. »
بخشی ادامه می دهد: «حالا پاسخ پرسشمان را در این زمینه که نوآوریهای فرهنگی را باید به عنوان تغییری مثبت در نظر گرفت یا بدعت ناشی از چشم و هم چشمی ها، باید در فضای اجتماعی و فرهنگی جامعه جست وجو کنیم. چقدر این نوآوری ها با استقبال روبه رو شده اند و دلیل اینهمه استقبال چیست؟ معمولاً خانواده هایی که از این عناصر استفاده می کنند، اعتقادات مذهبی کم رنگ تری دارند، ولی به نظر می رسد این تغییرات فرهنگی، نیازمند توجه و بررسی دقیق تری است؛ چراکه می توانند نشان دهنده تحولات عمیق تری در نگرشهای مذهبی باشند. به همین دلیل لازم است جامعه شناسان و پژوهشگران به دقت این روندها را بررسی و تأثیر آنها را بر فرهنگ و اعتقادات مذهبی جامعه تحلیل کنند.»
نقش مؤثر اما کمرنگ مسئولان و مراکز فرهنگی
چشم و همچشمی در برگزاری مراسم عزا و تشییع و خاکسپاری وجود دارد که باید از لحاظ فرهنگی روی این مسائل کار شود.
یک کارشناس اجتماعی معتقد است: «برخی از ناهنجاریهای موجود در اینگونه آیینها ایفای نقش روحانیت، مراکز علمی و دانشگاهی، رسانهها و ریشسفیدان محلی در حل این معضلات را طلب می کند.»
حسین محمدی تأکید میکند: «باید تلاش شود با فرهنگسازی مناسب از تداوم ناهنجاریهای موجود در اینگونه آیینها جلوگیری شود. برای نهادینه کردن فرهنگ صحیح در مجالس ترحیم و عروسی و حذف بسیاری از عادات و سنتهای غلط در بین مردم باید ابتدا از اهرمها و ابزارهای ظریف فرهنگی و دینی استفاده کرد.»
باید بتوان با ایجاد زیرساختهای لازم و آموزشهای ضروری مردم و خانوادهها توسط روحانیت، شخصیتهای مذهبی و فرهنگسازی بیشتر توسط رسانهها بهویژه رسانهها و صداوسیما به اعمال و روشهای مثبت در این راستا سوق داد.
این کارشناس میگوید: «آنچه که دین مبین اسلام تأکید کرده عیادت و احوالپرسی از حال بیمار و اطرافیان اوست آن هم در حد اختصار و انجام تکلیف و بدون حرکات نمایشی و تفرعن. در گذشتههای دور مردم کهگیلویه و بویراحمد هنگام گرفتاری و مرگ نزدیکان و همسایهها با کمکهای پنهانی نزدیکان درجه یک و دو و همسایگان و هممحلیها به بازماندگانی که در حصار تنگ معیشت گیر کرده بودند، موجب گشایش در امور و گرم و روشن شدن چراغ و اجاق زندگیشان میشدند. هنوز هم در برخی روستاها رسم است که خانواده متوفی تا چند روز پس از مرگ عزیزش غذا نمیپزد و همسایهها و خویشان نزدیک برای خانواده و میهمانان آنها انواع غذاهای محلی را در حد وسعشان میآورند تا آن خانواده بهزحمت نیفتد.»