کد خبر: ۳۲۱۷۱۸
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۴۰۴ - ۲۰:۴۲

جـدال و مجـادله از نگاه اســلام

مجادله می‌تواند حق یا باطل باشد؛ چنان‌که پیامبر اکرم(ص) از سوی خدا مأمور می‌شود تا با «جدال احسن» مردمان را به راه الهی و دین حق دعوت کند، در حالی که  باید از هرگونه مجادله بدون دلیل و برهان و کورکورانه پرهیز شود؛ زیرا مجادله به «باطل» است که انسان را از دستیابی به حق و حقیقت باز می‌دارد.
البته در مجادله به حق نیز باید مراعات اموری را کرد و اگر نتوان به بهترین شیوه مجادله کرد، بهتر آن است که مجادله حق و عالمانه را ترک کرد تا نه تنها با احسان و اکرام با دیگران رو‌به‌رو شد و معاشرت کرد؛ زیرا اصولاً جدال و مجادله، گفت‌وگوی همراه با نزاع و تخاصم در راستای غلبه یک طرف بر دیگری به قصد منصرف کردن وی از رأی و نظرش است که گاه شخص را در شرایطی قرار می‌دهد تا از شخصیت خویش و عقایدش به هر نحو شده دفاع کند و مقاومت آنها را برمی‌انگیزد.
از نظر قرآن، یکی از ویژگی‌های خلقتی انسان همانند عجول و جهول و ظلوم بودن، مجادله است؛ زیرا خدا می‌فرماید: کان الانسان اکثر شیّ جدلا؛ انسان بیشترین مجادله‌گر است.(کهف، آیه 54) از همین رو مؤمنان باید همان‌گونه که به اصلاح و تزکیه نفس پرداخته و صفات خلقتی خویش از عجله و جهل و ظلم را اصلاح می‌کنند، باید به اصلاح این امر بپردازند و مجادله‌گری را ترک کنند یا اگر بخواهند انجام دهند، مجادله به احسن داشته باشند که نوعی رفتار کریمانه برخاسته از مکارم اخلاقی است که در مؤمنان ایجاد شده و شاکله آنها را شکل داده است.(نحل، آیه 125)
به سخن دیگر، از نظر قرآن، هر چند که مجادله عالمانه و حق‌، جایز و رواست، ولی ترک آن بهتر است مگر آنکه در راستای احقاق حق و دعوت و تبلیغ دین، پس از دعوت به راه حق با حکمت و موعظه، به مجادله احسن بپردازد.(همان)
باید در آموزه‌های قرآنی افزون بر مشتقات واژه «جدل» از واژگانی دیگر چون «مراء» و «خصم» نیز برای مفهوم مجادله استفاده شده است. بنابراین کسی که بخواهد درباره نگاه قرآن به موضوع مجادله تحقیق کند، باید به این واژگان و مشتقات آن هم توجه داشته باشد.
توصیه قرآن به جدال احسن
 پیامبر(ص) در مقام تبلیغ و دعوت مامور می‌شود تا از جدال احسن بهره گیرد(نحل، آیه 125)؛ زیرا مخالفان دعوت، بر عقاید و رفتار خویش اصرار دارند و ایجاد تغییر در فلسفه و سبک زندگی دیگری که شاکله‌اش شده، نیازمند درایت و عقلانیت و بهره‌گیری از بهترین شیوه است.(همان) 
در این روش می‌بایست با بهره‌گیری از اصول و اعتقاد مشترک که عقل فطری هر انسانی آن را می‌شناسد و بدان گرایش دارد، قلب بیمار و مرده را درمان کرده و حیات جدید بخشید. 
از همین رو پیامبر(ص) همواره با تأکید بر اصول و عقاید مشترک انسانی به حق و حقیقتی دعوت می‌کند که در دین اسلام به عنوان دین فطری بر آن تاکید شده است.(عنکبوت، آیه 46؛ مؤمنون، آیات 84 تا 90؛ رعد، آیه 16) البته زمانی مجادله «احسن» صورت می‌گیرد که قبل از آن دعوت حکیمانه و موعظه حسنه انجام شده باشد.(نحل، آیه 125) 
پس اگر این دو روش تاثیری نگذاشت و طرف مقابل اصرار بر عقائد باطل خود داشت، با مراجعه به اصول و اعتقاد مشترک با او مجادله می‌شود تا او را بیدار کرد و بر اساس همان اصول اعتقادی حقیقت را بر او آشکار ساخت.(همان) 
البته بر اساس آموزه‌های قرآن، مجادله احسن با مخالفان از مشرکان یا حتی اهل کتاب که بر اساس اصول مشترک انجام می‌شود تا زمانی جایز است که به «ظلم» نرسد و مثلاً حدود اخلاقی و انسانی رعایت شود؛ اما وقتی طرف مقابل حدود را مراعات نمی‌کند و مثلاً اهانت می‌کند، ادامه مجادله احسن جایز نیست و می‌بایست ترک مجادله شود.(عنکبوت، آیه 46)
آثار زیانبار مجادله
هر چند که مجادله حق از نظر محتوا و روش جایز و روا است، ولی بهتر است که آن را نیز کنار بگذارند، به ویژه در محیط‌های خاص همچون حج که اجتماع عبادی است(بقره، آیه 197) و اگر لازم است در مقام احقاق حق به ویژه دعوت و تبلیغ دین از مجادله بهره گرفته شود، باید پس از حکمت و موعظه تنها از «جدال احسن» بهره گرفته شود(نحل، آیه 125)؛ زیرا جدال احسن مبتنی بر علم و منطق و دلیل محکم و استوار است که با بهترین شیوه با بهره‌گیری از اصول و عقاید مشترک معقول و مقبول طرف مقابل که همان اصول عقلانی فطری است، با مراعات مدارا و رعایت درایت و فهم مخاطب در راستای هدایت به حق و دین اسلام، انجام می‌شود.(نحل، آیه 125؛ عنکبوت، ایه 46؛ حج، آیات 67 و 68)
پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله)  ضمن نکوهش از مجادله به زیان‌های آن اشاره می‌کند و می‌فرماید:  ذَروا المِراءَ فإنَّ المؤمنَ لا يُماري‌، ذَروا المِراءَ فإنّ المُماري قد تَمَّت خَسارَتُهُ؛  مجادله را رها كنيد؛ زيرا مؤمن مجادله نمى كند؛ مجادله را رها كنيد؛ زيرا مجادله‌گر قطعاً زيان مى بيند.(بحار الأنوار‌، ج ۲، ص ۱۳۸، ص۵۴)
امیرمؤمنان‌(ع) نیز می‌فرماید: إيّاكُم و المِراءَ و الخُصومَةَ؛ فإنّهُما يُمرِضانِ القُلوبَ علَى الإخوانِ‌، و يَنبُتُ علَيهما النِّفاقُ؛ از مجادله و ستيزه كردن بپرهيزيد؛ زيرا اين دو كار دل‌ها را نسبت به برادران بيمار مى كنند و نفاق مى رويانند.(الكافي،  ج ۲، ص ۳۰۰، حدیث ۱)
اصولاً جدال حتی جدال حق نوعی خصومت و درگیری کلامی است که هریک از دو طرف متخاصم تلاش می‌کند تا حرف خویش از حق یا باطل به کرسی بنشاند و خصم را مغلوب دیدگاه و نظر و رأی خویش کند. از همین رو ممکن است که مجادلات به درگیری کلامی چنان دامن زند که پرده‌های حرمت و حریم دریده شود و اهانت و توهین و تحقیر و تمسخر و مانند آن انجام شود؛ حضرت على‌(ع) نسبت به این تاثیر منفی توجه می‌دهد و می‌فرماید:  مَن ضَنَّ بعِرضِهِ فَلْيَدَعِ المِراءَ؛ هر كه آبروى خود را مى خواهد، بايد مجادله را رها كند.(نهج البلاغة: حكمت ۳۶۲ ) از همین رو جدال را بذر شر می‌دانند که از آن چیزی جز شر نمی‌روید؛ امیرمؤمنان می‌فرماید: المِراءُ بَذرُ الشَّرِّ؛  مجادله، بذرِ شرّ است.(غرر الحكم: ۳۹۳ )
اصولاً کسی که به درجه یقین علمی رسیده باشد، کمتر دنبال اموری می‌رود که آثار زیانباری دارد. لذا حتی در امور حق و علمی مجادله نمی‌کند؛ زیرا زیانش از سودش بیشتر است. بر اساس آموزه‌های قرآن، انسان باید اهل درایت باشد و با کرامت و بزرگواری از کنار بسیاری از امور و افراد بگذرد؛ چنان‌که بندگان مقرب و خاص الهی این‌گونه هستند.(فرقان، آیات 62 تا 75) 
مؤمن عاقل و عالم نسبت به افرادی ترک مجادله حتی مجادله به حق می‌کند؛ امیرمؤمنان‌(ع) نسبت به جدال با شش گروه هشدار داده و می‌فرماید: سِتّةٌ لا يُمارَونَ: الفَقيهُ‌، و الرّئيسُ‌، و الدَّنيُّ‌، و البَذيُّ‌، و المَرأةُ‌، و الصَّبيُّ.؛ شش كس‌اند كه با آنها مجادله نشايد: فقيه، رئيس، فرومايه، بد زبان، زن و كودك.(غرر الحكم: ۵۶۳۴ )
امام صادق‌(ع) می‌فرماید:  وَصِيّةُ وَرَقةَ بنِ نَوفَلٍ لخَديجَةَ بنتِ خُوَيلِدٍ إذا دَخَلَ علَيها يَقولُ لَها: يا بِنتَ أخي، لا تُمارِي جاهِلاً و لا عالِما؛ فإنّكِ مَتى مارَيتِ جاهِلاً آذاكِ‌، و مَتى مارَيتِ عالِما مَنعَكِ عِلمَهُ؛ ورقة بن نوفل هرگاه نزد خديجه دختر خويلد مى رفت، به او سفارش مى كرد: اى دختر برادرم! با نادان و دانا مجادله مكن؛ زيرا اگر با نادان مجادله كنى، تو را مى آزارد و اگر با دانا مجادله كنى، دانش خود را از تو دريغ مىدارد.(الأمالي للطوسي‌، ص ۳۰۲، حدیث ۵۹۸ )
امام صادق‌(ع) نیز ضمن نکوهش جدال به آثار آن اشاره می‌کند و می‌فرماید:  إيّاكَ و المِراءَ؛ فإنّهُ يُحبِطُ عَملَكَ. و إيّاكَ و الجِدالَ؛ فإنّهُ يُوبِقُكَ. و إيّاكَ و كَثرَةَ الخُصوماتِ؛ فإنّها تُبعِدُكَ مِن اللّهِ؛ از مجادله كردن بپرهيز؛ كه اين كار عمل تو را بر باد مى دهد و از جرّ و بحث كردن بپرهيز؛ كه اين كار تو را هلاك مى‌گرداند و زياد ستيزه مكن؛ زيرا كه تو را از خدا دور مى كند.(تحف العقول، ص ۳۰۹)
 امام ‌هادى‌(ع) به آثار زیانبار جدال اشاره می‌کند و می‌فرماید: المِراءُ يُفسِدُ الصَّداقَةَ القَديمَةَ‌، و يَحلُلُ العُقدَةَ الوَثيقَةَ‌، و أقلُّ ما فيهِ أن تَكونَ فيهِ المُغالَبةُ‌، و المُغالَبةُ اُسُّ أسبابِ القَطيعَةِ؛ مجادله كردن، دوستى ديرين را از بين مى‌برد و پيوند استوار را از هم مى‌گسلد و كمترين چيزى كه در مجادله هست، چيره‌جويى است و چيره‌جويى، خود عامل اصلى قطع رابطه است.(أعلام الدين‌، ص ۳۱۱) همچنین امام عسكرى‌(ع)می فرماید: لا تُمارِ فيَذهَبَ بَهاؤكَ‌، و لا تُمازِحْ فيُجتَرأَ علَيكَ؛ مجادله مكن كه احترامت از بين مى‌رود و شوخى مكن كه بر تو گستاخ مى شوند.(تحف العقول، ص ۴۸۶)
بر اساس آموزه‌های قرآن، مؤمنان باید در برابر افراد جاهل بی‌خرد و سفیه که گرفتار بیماردلی هستند، رفتاری کریمانه داشته باشند تا مشکلاتی برایشان فراهم نشود(فرقان، آیات 62 تا 75) بر این اساس، در روایات تفسیری ـ تبیینی معصومان حتی نسبت به مجادله به حق نهی شده است و آنان فرمان می‌دهند که مجادله نكنيد، هرچند حق با شما باشد.
پيامبر خدا(صلى الله عليه و آله) در این‌باره می‌فرماید: لا يَستَكمِلُ عَبدٌ حَقيقَةَ الإيمانِ حتّى يَدَعَ المِراءَ و إن كانَ مُحِقّا؛  هيچ بنده‌اى كاملاً به حقيقت ايمان نرسد، مگر آنگاه كه مجادله را رها كند، هرچند بر حق باشد.(منية المريد، ص ۱۷۱) از نظر پيامبر خدا ترک مجادلات آثاری در دنیا و آخرت دارد که از جمله آثار اخروی دستیابی به مقاماتی است که جز از طریق ترک مجادله هرچند حق به دست نمی‌آید. آن حضرت می‌فرماید: أنا زَعيمٌ ببَيتٍ في رَبَضِ.حديث الجَنّةِ‌، و بَيتٍ في وَسَطِ الجَنّةِ‌، و بَيتٍ في أعلَى الجَنّةِ‌، لمَن تَرَكَ المِراءَ و إن كانَ مُحِقّا‌، و لمَن تَرَكَ الكِذبَ و إن كانَ‌هازِلاً‌، و لمَن حَسّنَ خُلقَهُ؛  من براى كسى كه مجادله را رها كند هرچند بر حق باشد، و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه‌اى در حومه بهشت و خانه‌اى در مركز بهشت و خانه‌اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.(الخصال، صدوق، ص ۱۴۴، حدیث ۱۷۰ )
از نظر پيامبر خدا دستیابی به مقام ورع در تقوا که برترین درجات است، جز با ترک مجادله حق اتفاق نمی‌افتد؛ ایشان می‌فرماید: أورَعُ النّاسِ مَن تَركَ المِراءَ و إن كانَ مُحِقّا؛ پارساترين مردمان، كسى است كه مجادله را رها كند هرچند حق با او باشد.(الأمالي للصدوق،  ص ۷۳، حدیث ۴۱ )
از نظر امیرمؤمنان‌(ع) مجادله زياد پيامدهایی دارد که از جمله آن کینه‌توزی است که بیان شد؛ ایشان فرمود: سَبَبُ الشَّحناءِ كَثرَةُ المِراءِ؛ سبب دشمنى و كينه‌توزى، مجادله زياد است.(غررالحكم: ۵۵۲۴ )