نگاهی به فیلم «آرایش غلیظ» به کارگردانی حمید نعمت الله
احیای فیلمفارسی و بحران جامعه مدنی
مسعود قدیمی
شخصیت "مسعود" قهرمان بیمسکن و مفلس فیلم «آرایش غلیظ» نمونه کامل قهرمان فیلم "نوآر" است. او همانند شخصیت اصلی فیلمهایی چون double indemnity ساخته بیلی وایلر یا فیلم the big sleep از هاوارد هاکس در عین تنگدستی، فقر و تنهایی با اتکا به جذابیتی که دائما توسط اطرافیانش به او تلقین میشود و جنبهای کاملا باسمهای و ساده لوحانه دارد میتواند زنان اغواگر و در عین حال کم خرد، فاقد شعور و بینش را مجذوب و فریفته خود کند. این زنان عمدتا یا از طبقهای اشرافی هستند که دچار گسستهای خانوادگی و زناشوئی شدهاند و یا به نوعی با طبقه سرمایهدار پیوند خوردهاند. اما در "آرایش غلیظ” این وجه مهم بدون پرداخت رها شده است و شخصیت زن فیلم تنها با توجه به مدل گوشی تلفن همراهش میتواند تعلقاتی به بورژوازی داشته باشد.
شخصیت "مسعود” برآمده از کانون سطحی نگر و عوام فریب فیلمفارسی است. این شخصیت جملگی ابعاد متناقضی را که برای پیش بردن غیرواقعی و توجیه ناپذیر داستان لازم است همراه دارد؛ از یک سو باید جذابیت ظاهری داشته باشد تا همانند شخصیتهایی چون همفری بوگارت، والتر نیف بتواند زنان را بدون بهرهمندی از توان تجملات ظاهری و مادی جذب خود کند. بالعکس شخصیت "مسعود” بیش از اندازه چاق و ژولیده است. از طرفی معتاد به انواع مواد مخدر است و توان مالی برای تامین آن را نیز ندارد. اما به ظاهر تاجر هم هست و به زبانهای چینی و انگلیسی نیز تسلط دارد و به الواطی گری هم میپردازد! لذا شخصیت پردازی "مسعود” در راستای رویای طبقات متوسط و فرودست جامعه قرار دارد که گویا در عین عدم تمکن مالی هیچ ضعف و خلائی هم ندارد؛ زنان را اغوا میکند، بدون هیچ هزینهای با آنان سفر کرده و در هتل اقامت میکند و از انواع غذاها تناول میکند و هر خواستهای که داشته باشد توسط زنی که بیهیچ دلیلی شیفته اوست انجام میشود! به همین دلائل هم «مسعود» کاریکاتوری از «دون ژوان» است. از طرفی شخصیت زن داستان ساده لوحیهای ملودراماتیک فیلمفارسی را تداعی میکند که به دیگران اجازه بهرهبرداری از خود را میدهد. مابقی شخصیتهای فیلم همانند "برقی”، "پیرمرد” و یا "هومن” جملگی فاقد ویژگیهای بارز برای شکل گیری سیر روایی داستان و ایجاد بحران در آن هستند. مسئله آشنایی با پیرمرد و مصرف آن مخدر یا ماجرای «برقی» - ویژگیهای این شخصیت و نسبت او با زنان- یا امضای قرارداد با سیرک نیز شدیدا غیرواقعی، ناملموس و مبتذل است و جز کارکردی ساده لوحانه برای پیش برد داستان ندارد. فیلم با تکرار غیرقابل تحمل این عناصر، پیش میرود اما مسلما مخاطب با آن ارتباطی برقرار نمیکند. اما چون فیلمسازان ما تنها برای خودشان فیلم میسازند و به برقراری ارتباط با مخاطبان هیچ اهمیتی نمیدهند، پس نزد آنها پیش برد داستان فیلم با هر عنصر مبتذلی ارجح است.
ویژگی دیگری که "آرایش غلیظ " از فیلمفارسی به عاریت گرفته مسئله طبقه شخصیتهای اصلی اش است. فیلمفارسی اساسا برای طبقه فرودست جامعه ساخته میشد و هدفش فریب این طبقه در خصوص نابرابریهای اقتصادی و طبقاتی بود. مسلما سازندگان "آرایش غلیظ” فیلمفارسی بودن فیلم شان را یک فحش سینمایی تلقی نمیکنند و همان طور که از پوستر فیلم مشخص است، خود اصرار به این امر دارند. اما مسئله مهم، روندی است که جامعه طی میکند تا چنین ژانری با مشخصات ویژه خود پدید آید.
ساخته شدن "آرایش غلیظ” خبر از بحران اقتصادی و اختلاف طبقاتی و همچنین بحران فردی به خصوص در نسبت اخلاقی میدهد. ا نهیلیسم حاکم بر فضای فیلم حاکی از به بن بست رسیدن جملگی راههای خروج از این بحران است. چنان چه جریان اصلی ژانرهای مشابه در هالیوود با مسائلی همچون فروپاشی اخلاقی، جنگ و رکود اقتصادی همراه بود، اما "آرایش غلیظ” با جملگی سطحی نگری، ابتذال و عدم جذابیتش خبر از عصبیت و بحران را میدهد .