عربستان یک قدم تا قیام
آل سعود، روی بشکه باروت
محمدرضا کلهر
اخیرا شبکه عربی بیبیسی وابسته به خاندان سلطنتی انگلیس مستندی در مورد قیام شیعیان عربستان پخش کرد. این مستند که با عنوان «الحراک السری» (تحرک مخفیانه) منتشر شد، به بررسی زمینهها و پتانسیلهای قیام شیعیان عربستان علیه آلسعود میپردازد.
این شبکه خبری سلطنتی انگلیس در تشریح مستند خود نوشت:
شبکه بیبیسی توانست با برخی از فعالان مخالف دولت سعودی در منطقه الشرقیه عربستان ارتباط برقرار کند، آن هم در شرایطی که دولت سعودی برای مقابله با هرگونه ناآرامیهای مدنی تلاش میکند. منطقه الشرقیه عربستان طی سه سال گذشته، صحنه اعتراضهای مردمی بوده و همزمان با تحولاتی که از سال 2011 و با شروع انقلاب در کشورهای عربی آغاز شد، معترضان درعربستان نیز خشم خود را از دولت این کشور نشان دادند، اما رسانهها به طور محدودی این اعتراضها را پوشش دادند و درنتیجه تقریباً غیرممکن است که خبرنگاران بتوانند آزادانه درمنطقه الشرقیه فعالیت کنند.
در همین حال، «صفاء الاحمد»، روزنامه نگار عربستانی و تهیهکننده این فیلم، درباره مشکلاتی که در تهیه فیلم با آن روبه رو بوده، گفت: خبرهای اعتراضها در داخل منطقه القطیف درساحل شرقی عربستان، به ندرت حتی به گوش ساکنان ساحل شرقی عربستان میرسید، چه برسد به خارج از کشور.
طرفداران آلسعود معتقدند که شیعیان عربستانی، همین که شهروندان سعودی هستند برایشان کافی است! از نظر آنها، جز در سوریه، «انقلاب» و «انقلابیونی» وجود ندارد؛ و فلسطین هم که مدتهاست از قاموس حکام عرب خلیجفارس حذف شده است.
در این مطلب سعی داریم ضمن بررسی موقعیت سیاسی و جغرافیایی شیعیان عربستان، زمینههای قیام آنها علیه آل سعود بررسی شود.
موقعیت و وضعیت شیعیان
مجموع شیعیان عربستان که در شهرهای القطیف، ظهران، العوامیه، الاحساء و حاشیه مدینه ساکن هستند، حدود 16 درصد از جمعیت 24میلیونی عربستان را تشکیل میدهند. این تعداد با زیدیها و همچنین اسماعیلیها و علویها در حدود 22 درصد از جمعیت کل عربستان را تشکیل میدهند.
بنابراین از جمعیت 24 میلیونی عربستان، حدود 7 میلیون زیدی، علوی، اسماعیلی و شیعه هستند که روی هم رفته رقم بالایی است. از این تعداد، نزدیک به 5 میلیون شیعه دوازده امامی، و بقیه زیدی، علوی و اسماعیلی هستند. اسماعیلیها حداکثر 7 امامی هستند، علویها به مولای متقیان علی(ع) ارادت میورزند و زیدیها نیز 4 امامی هستند.
شیعیان عربستان بیشتر در مناطق شرقی این کشور ساکن هستند. از آنجایی که سرشماری دقیقی در این کشور صورت نمیگیرد نمیتوان آمار دقیقی از جمعیت شیعیان این کشور ارائه کرد. منطقه الشرقیه در عربستان که شامل دو استان القطیف و الاحساء است مرکز اصلی شیعیان عربستان است. این منطقه براساس آمار سال 2010 میلادی بزرگترین منطقه عربستان بوده و بیشترین ذخایر نفت جهان نیز در همین منطقه واقع شده است.
از جمله مطالبات شیعیان عربستان همواره به رسمیت شناخته شدن تشیع بوده است. وهابیون آنها را به دلیل توسل به اهلبیت(ع)، رافضی، کافر، مرتد و مجوس میدانند. شیخ عبدالله ابن جبرین یکی از اعضای شورای علمای ارشد میگوید: «گوشت گوسفند ذبح شده توسط یک رافضی (یک فرد شیعه) حلال نیست، چرا که رافضیها همگی از مشرکانند.» برابر این دیدگاه شیعیان حتی در جایگاهی نازلتر از مسیحیان و یهودیان قرار میگیرند چرا که مسیحیان و یهودیان برابر این دیدگاه یکتاپرستند و شیعیان بدعتگذار و مرتد! درست از همین روست که برخی وهابیون خون و مال شیعیان را مباح میدانند. دانشآموزان شیعه در مدارس ملزم به فراگیری اصول و تعالیم وهابیت هستند؛ تعالیمی که تشیع را فرقهای مرتد میداند.
سال 1979 کاریکاتور معروفی منتشر شد. این کاریکاتور شتر بسیار بزرگی را درحالت ایستاده بر روی نقشه عربستان نشان میداد؛ شتری که در شرق کشور(مناطق شیعه نشین) تغذیه میشد، شیرش توسط تاجری در غرب کشور دوشیده میشد و سرانجام این شیر در اختیار شخصیت تنپروری در مرکز کشور یعنی منطقه نجد قرار میگرفت. پیام این کاریکاتور این بود اگر شیعیان عربستان قیام کنند بیش از 90 درصد درآمدهای عربستان از دست خواهد رفت. نوع رفتار تبعیض آمیز با شیعیان و اقلیتهای مذهبی در عربستان نیز از همین نگاه سرچشمه میگیرد.
در گزارش کمیته بینالمللی حقوق بشر وکلای مینهسوتا که در سال 1996 منتشر شد در توصیف این فضا آمده:«الشرقیه یکی از فقیرترین مناطق عربستان سعودی است. دولت هزینههای کمتری را برای اجرای پروژههای عمرانی، جادهها، بهداشت و آموزش در استان شرقی در مقایسه با مناطق دیگر صرف کرده است... زاغهنشینی در این مناطق تا اوائل دهه 1980 همچنان متداول بوده و شهرها و مناطق شیعهنشین همچنان فاقد امکانات و تسهیلات مدرن بهداشتی و درمانی هستند که در شهرهایی چون ریاض و جده در دسترس است. این وضعیت تا سال 1987 که دولت سعودی بیمارستان قطیف – نخستین بیمارستان مدرن در استان شرقی- را بنا نهاد، ادامه داشته است.» بنابراین گزارش، شرق استان قطیف ماوای اکثر شیعیان سعودی است و اکثرا از تبعیض رنج میبرند.
اهالی شیعه شهر قطیف نارضایتی خود را از شرایط نابسامان و اعتراض به شیوه اداره امور کشور به دست حکام آل سعود با برگزاری راهپیماییهای گسترده نشان داده و حکام سعودی نیز با گلوله پاسخ معترضان را دادهاند.
قیام شیعیان عربستان
سال 1979 سال به پا خواستن شیعیان بود. انقلاب اسلامی ایران، عربستان را هم تحتالشعاع خود قرار داد. سازمان انقلاب اسلامی و جنبش مبلغان طلایهدار با رهبری شیخ حسن الصفار و شیخ توفیق السیف در قطیف شکل گرفت. هر کس که آماده پیوستن به جنبش بود برای شرکت در دورههای آموزشی به کویت فرستاده میشد.
شیخ الصفار در سال 1976 مجموعه خطابههایی در خصوص یاران حضرت علی(ع) یعنی افرادی چون حجر بن عدی، میثم تمار و مالک اشتر ایراد کرد و مقاومت و پایداری یاران امام را ستود. شیخ حسن الصفار در محرم سال 1979 تصویر اسلام انقلابی را برای شیعیان ترسیم کرد و این گونه بود که کمکم قیامی فراتر از حد انتظارها شکل گرفت.
کشتار زائران ایرانی در سال 1987 شرایط خاصی را در عربستان موجب شده بود. وقوع انفجاری در عربستان که در آن شماری از نظامیان آمریکایی کشته شده بودند نیز به ابزار فشاری علیه شیعیان تبدیل شد. از آن پس اگرچه با نوشتن درخواستها خطاب به حکام سعودی پیگیری مطالبات ادامه پیدا کرد و حتی به امضای توافقنامه در سال 1993 رسید اما آن خروش گذشته انقلابی به کنار رفت و وعدههای سعودی نیز آنگونه که میبایست به سرانجام نرسید. پایبند نماندن سعودیها به وعدههایشان برخی شیعیان را به بازنگری در شیوه مداراگونه با رژیم سعودی کشاند به گونهای که جریان حزبالله در عربستان از سوی مردم مورد توجه و اقبال بیشتری نسبت به سایر احزاب قرار گرفت.
روند این سالها در عربستان به گونهای بوده است که شیعیان را به مطالبه حکومت مشروطه و لزوم توزیع قوا در کشور کشانده؛ مطالبهای که همواره با وعدههای بیسرانجامی درخصوص اصلاحات سیاسی پاسخ گرفته است.
اکنون پس از این همه سال با کلید خوردن بیداری اسلامی بار دیگر عربستان به صحنه تظاهرات شیعیان بدل شده است. اسفند ماه 89 بود که دستگیری شیخ عامر (روحانی مبارز شیعی عربستان) و شماری از شیعیان موج جدیدی از اعتراضهای خیابانی را به راه انداخت. با این همه وضعیت برای دولت سعودی قابل کنترل باقی ماند تا آنکه خبر دستگیری و تیراندازی به شیخ نمر باقر النمر منتشر شد. پس از سالها مسامحه در برابر دولت سعودی باز عربستان رنگ و بوی قیام سال 1979 را گرفت. دستگیری شیخ نمر به عنوان رهبر شیعیان کشور در اوج بیداری اسلامی پایههای لرزان آلسعود را بار دیگر به لرزش در آورد. اکنون دادگاه آل سعود این روحانی را به اعدام محکوم کرده است. این امر میتواند سرعت قیام شیعیان این کشور را به شکلی باور نکردنی چند برابر کند.
صدور چنین حکمی که حتی با قوانین قضایی عربستان هم منطبق نیست، نشاندهنده وحشت سران حکومت عربستان از تفکر اسلام سیاسی و رونق آن در کشورشان است. این اقدام نشان میدهد که رژیم عربستان در رابطه با اسلام سیاسی آسیبپذیری بالایی دارد و نمیتواند نسل جوان عربستان را در رابطه با این نوع اسلام پویا، اقناع کند.
شیعیان درآستانه قیام
سرعت حوادث و اعتراضات مناطق شیعه نشین عربستان در سالهای اخیر آنچنان زیاد شده است که حتی سایتهای وابسته به نظام حاکم در عربستان سعودی در گزارشهایی به نقل از منابع اطلاعاتی و امنیتی فاش کردند که شیعیان این کشور در آستانه قیام علیه آلسعود هستند.
این منابع اطلاعاتی و امنیتی در جدیدترین گزارشهای خود که به مقامهای ارشد آلسعود ارائه شده، به آنان هشدار دادهاند که در صورت عدم افزایش آزادیهای دینی و مذهبی شیعیان، احتمال قیام آنان علیه آل سعود وجود دارد.
این سایتهای وابسته به نظام حاکم سعودی در ادامه به نقل از مؤسسه پژوهشها و بررسیهای آمریکایی Exclusive Analysis نوشتند: شیعیان عربستان سعودی به فکر آن افتادهاند که با الهام گرفتن از انقلاب مردم تونس، مصر و اعتراضهای دیگر کشورهای عربی مانند اردن، بحرین، یمن برای دستیابی به حقوق پایمال شده خود دست به قیام علیه آل سعود بزنند.
این مؤسسه آمریکایی در ادامه گزارش خود که توسط «آمبروز ایوانز» نگاشته شده نوشت: این احتمال وجود دارد شیعیان عربستان که بر روی شهرهای نفت خیز سعودی در شرق این کشور سکونت دارند، علیه رژیم حاکم بر این کشور قیام کنند. شیعیان عربستان سعودی که بیش از دو قرن است شاهد پایمال شدن حقوق خود توسط آلسعود هستند، در سال 1979 میلادی یعنی بلافاصله
پس از انقلاب اسلامی ایران دست به انتفاضهای مردمی زدند اما با حمله وحشیانه نیروهای امنیتی و ضد شورش آل سعود و به شهادت رساندن 21 تن از آنان، باعث توقف آن انتفاضه شدند. اما اکنون که در برخی از کشورهای عربی مردم تا حدودی به اهداف خود دست یافتهاند، امید شیعیان به موفقیت در قیام آینده علیه آل سعود به شدت افزایش یافته است.
زمینههای فراگیر شدن اعتراضات
به دنبال اعتراضات مردمی در تونس، مصر و دیگر کشورهای عربی، در مارس ۲۰۱۱ میلادی؛ اعتراضات مخالفان حکومت سعودی از شهرهای احساء و قطیف به شهر ریاض، هم کشیده شد و حکومت سعودی در روز بعد از آن اعلام کرد از این پس هرگونه تظاهرات و تجمع اعتراض آمیز ممنوع است و در صورت تکرار، با برخورد شدید پلیس همراه خواهد بود. این امر نشان میدهد زمینههای زیادی برای تشدید اعتراضات در این کشور وجود دارد:
نخست اینکه حاکمیت آلسعود در عربستان سعودی با ایدئولوژی وهابی، و خود را خادم حرمین شریفین نامیدن به دنبال مشروعیت مذهبی است و با شروع اعتراضات مردمی، از این ایدئولوژی برای سرکوب اعتراضات مردمی در این کشور استفاده میکند تا به وسیله فتاوای مفتیهای وهابی، جلوی اعتراضات مردمی در این کشور را بگیرد. نکته جالب اینکه علمای درباری سعودی به حرام بودن تظاهرات مسالمتآمیز در این کشور حکم دادهاند! اما به رغم پیوند و اشتراک منافع بین وهابیت و آلسعود، این وحدت و هماهنگی تنها در مواقع بحرانی و برای کوتاه مدت قابل دوام است.
در سالهای اخیر اختلاف بین آلسعود و ایدئولوژی وهابی و سران سلفی این کشور بیش از هر عامل دیگری در فرایند نوسازی و عدم پایبندی رهبران سعودی به قوانین و آداب و شعائر اسلامی مؤثر بوده و قرائت سلفی از اسلام وهابی، به شکاف بین آلسعود و وهابیت دامنزده است و لذا میتواند به اعتراضات مردمی در این کشور ابعاد گستردهای بدهد.
دوم اینکه عربستان سعودی روابط خوبی با غرب، بهویژه آمریکا دارد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران یکی از پایههای اصلی دکترین نیکسون و استراتژی منطقهای کیسینجر یعنی رژیم پهلوی را سرنگون کرد و عربستان به عنوان پایه اصلی این دکترین در منطقه باقی ماند. این دو کشور به چند دلیل برای آمریکا اهمیت داشتند:
1) نظام پادشاهی حاکم در هر دو کشور شدیدا ضدکمونیسم بودند. 2) هر دو کشور روابط نزدیکی با آمریکا داشتند و 3) از نظر ابزاری هر دو کشور توانایی اجرای سیاستهای آمریکا را داشتند. ایران با توانایی نظامی و اقتصادی مثل ارتش و درآمدهای نفتی و عربستان به عنوان یکی از کشورهای مهم صادرکننده نفت، با قدرت مالی میتوانست دیپلماسی فعالی را دنبال کند.
توان نظامی ایران با توان مالی عربستان برای اجرای سیاست آمریکا در منطقه مکمل یکدیگر بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی، عربستان به مهمترین و اصلیترین مجری و همپیمان سیاستهای غرب و آمریکا در منطقه تبدیل و یکی از پایگاههای اصلی حضور این کشور در منطقه شد تا هم مانعی در برابر قدرت ایران باشد و هم زمینهساز حضور نیرورهای آمریکایی در منطقه به بهانه حفظ امنیت شود.
از سال 1990، عربستان بیشترین نیروهای آمریکایی در منطقه خلیج فارس را در خود جا داده است. در این کشور در منطقههای دمام، هفوف، خبر، تبوک، پایگاه ملک عبدالعزیز در ظهران، پایگاه دریایی ملک فهد در جده، پایگاه هوایی ملک خالد و پایگاه نظامی ریاض و پایگاه نظامی الطائف، امکانات نظامی مختلفی متعلق به نیروهای ارتش آمریکا هستند. پایگاه هوایی الامیر سلطان در جنوب ریاض، مهمترین پایگاه نیروهای نظامی آمریکا در عربستان است. در این پایگاه 5100 سرباز آمریکایی حضور دارند. مرکز فرماندهی نیروهای هوایی آمریکا در منطقه خلیجفارس هم که برخی از عناصر آن به قطر منتقل شدهاند، در این مکان مستقر است. بسیاری از مردم در عربستان سعودی به ویژه شیعیان همچون مسلمانان سایر کشورهای اسلامی به رابطه این کشور با آمریکا و حضور نظامیان و مستشاران آمریکایی در کشوری که مقدسترین اماکن اسلامی در آن قرار دارند، معترضاند و این مسئله یکی از زمینههای مهم اعتراضات مردمی در عربستان است.
سوم اینکه سیستم سیاسی معیوب و غیردموکراتیک پادشاهی در عربستان به جنگ قدرت در این کشور دامنزده است. اساس ساختار قدرت در عربستان تمرکز امور در دستهای فرزندان ذکور ملک عبدالعزیز، موسس کشور عربستان سعودی است. بر همین اساس مبنای حکومت در این کشور نیز انتقال قدرت از برادر بزرگتر به برادر کوچکتر است. ملک عبدالعزیز وصیت کرده بود تا زمانی که فرزندان من زنده هستند، نوههایم شاه نخواهند شد.
در سال 2007 با تشکیل شورای عالی بیعت ـ شورائی ۳۵ نفره از فرزندان و نوادگان عبدالعزیز که مأموریت آن تضمین انتقال مسالمتآمیز قدرت از پادشاه به ولیعهد است ـ انتظار میرفت از جنگ قدرت در این کشور کاسته شود، اما تحولات چند سال اخیر نشان میدهد که بین شاهزادگان سعودی جنگ پنهانی برای قدرت وجود دارد که جز در دوران بعد از مرگ ملک عبدالله آشکار نخواهد شد.
چهارم اینکه عدم وجود سیستم شفاف قانونی در حوزه اقتصاد باعث شده است تا ثروت در این کشور در دست اقلیتی محدود از خاندان سعودی قرار بگیرد و این کشور را با ذخایر فراوان طبیعی به ملک شخصی شاهزادههای آل سعود تبدیل کند. عربستان سعودی عملاً در چنبره حدود 7000 شاهزاده عربستان زندانی است. در طول این دوران همواره شاهزادهها بر مناصب مختلف این کشور تکیه زدهاند. حدود 200 شاهزاده از خانوادههای مختلف آلسعود مناصب کلیدی را در اختیار دارند و بیش از 6 هزار شاهزاده دیگر صاحب موقعیتهای انحصاری در این کشورند و عملاً مملکت پهناور و ثروتمند عربستان را به صورت ملک شخصی خود درآورده و با الصاق دائمی واژه «سعودی» به این کشور، در طول 15 دهه گذشته، آنجا را دست به دست چرخانده و مردم این کشور را از شرکت در اداره امور خود محروم کردهاند.
پایان سخن
سرآغاز قیام و اعتراضات مردمی در شرق عربستان از شهرهای شیعه بوده است. محرومیتهای اجتماعی و تبعیضهای سیاسی، اقتصادی و طایفهای از جمله دلایل آغاز قیام مناطق شرقی عربستان هستند. شرق عربستان - محل شروع قیامها - بخش عظیمی از ذخایر نفتی این کشور را در خود جای داده است و همین مسئله اهمیت اعتراضات در این کشور را برای دولت سعودی دو چندان کرده است.
هماکنون تجمعات اعتراضآمیزی به صورت پراکنده در تمام مناطق به چشم میخورد و این یعنی همه نقاط کشور از استبداد رژیم حاکم رنج میبرند، ولی طبقه حاکم همه توان خود را برای جلوگیری از گسترش تظاهرات و سرکوب معترضان به کار گرفته است.
با رشد آگاهی سیاسی در این کشور که به طور سنتی در راس نظامهای سیاسی محافظه کار منطقه قرار دارد، عربستان سعودی ناگزیر از تغییر و تحول خواهد بود. به نظر میرسد مجموعه این عوامل در کنار جو شدید امنیتی و فقدان فعالیت احزاب و اتحادیهها از عوامل و زمینههای اصلی اعتراضات در عربستان سعودی باشند.
در شرایط کنونی به صورت دورهای در منطقه الشرقیه تظاهرات ضد آل سعود برگزار میشود. تاکنون دولت این کشور توانسته است با سیاستهای سرکوب و ارعاب جلوی به ثمر رسیدن این قیام را بگیرند. اما شرایط امروز منطقه در وضعیت بیثباتی قرار دارد و هر لحظه میتواند سرنوشت دیکتاتوریها را تغییر دهد. باید توجه داشت که در طول دهههای متمادی و امواج دموکراسی تنها منطقهای که نتوانسته تحت تاثیر مدل حکومتی دموکراسی غربی قرار بگیرد خاورمیانه و جهان اسلام است. اما با شروع موج بیداری اسلامی در سال 2011 دیکتاتوریهای جهان عرب یکی پس از دیگری به لرزه درآمدند.
در طول سالهای اخیر شیعیان عربستان با برگزاری تظاهرات پراکنده در مناطق ظهران، القطیف، الاحساء و العوامیه، بعد از خیزشهای عربی از سال 2011، تلاش کردند تا از طریق راهپیماییها و اعتراضات، به نوعی در ساختار قدرت مشارکت داشته باشند؛ ولی از آنجایی که دستگاههای امنیتی عربستان به شدت نسبت به فعالیتهای سیاسی شیعیان حساس است، لذا همه شیعیان مخالف را سرکوب و شمار زیادی از جوانان شیعه را دستگیر و به زندان افکند. با این حال پیروزی حوثیها در یمن، قدرت یافتن شیعیان عراق و افزایش قدرت حزبالله، افزایش توان جمهوری اسلامی ایران و پیروزی بشاراسد میتواند تاثیر مستقیمی بر تحولات عربستان داشته باشد.
منابع مورد استفاده:
شیعیان در عربستان، فواد ابراهیم
شیعیان عرب مسلمانان فراموش شده، گراهام فولر
ویکی پدیای عربی